مايلي كهن: باخت به كره فاجعه نیست
محمد مايلي كهن در گفتوگو با ايسنا، درباره عملكرد تيم ملي ايران در جام ملتهاي آسيا صحبت كرد و مشكلات فوتبال ايران را اساسيتر از آن دانست كه بخواهيم با "بيانصافي" مقصر باخت به كره جنوبي را افشين قطبي بدانيم.
* قابل پيشبيني بود كه پس از باخت ايران به كره جنوبي، انگشت اتهام منتقدان رو به قطبي نشانه رود. شما چه فكر ميكنيد؟ آيا دليل باخت ما تنها سرمربي بود؟
- پس از مسابقه همه تحليل ميكنند و كارشناس ميشوند. امروز ديدم برخي كه خودشان را مدعي ميدانند كارشناسي كردند و گفتند كه چرا قطبي به غلامرضا رضايي آزادي عمل بيشتري نداد. آزادي عمل يعني چه؟ يعني اينكه ما به بازيكن اجازه دهيم هر جا خواست برود؟ خير. الان فوتبال متفاوت شده است. وقتي كرهاي حمله ميكردند رضايي و خلعتبري بايد به عقب باز ميگشتند تا در سيستم 1-5-4 در زمان دفاع به فكرهاي كارهاي تدافعي باشند. همانطور كه گفتم پس از بازي همه ميتوانند به راحتي تحليل كنند، اما واقعيت اين است كه كره جنوبي به مراتب عملكرد بهتري از ما داشت. ما در سه بازي گذشته كه با گرفتن 9 امتياز نتايج خوبي گرفتيم در كار گروهي ضعفهايي داشتيم. حتي اين ضعف در بازي با امارات هم ديده شد، اما واقعيت اين است كه كره جنوبي به مراتب بهتر از ما بود. يكي از مشكلات ما اين است كه مالكيت توپ را زياد در اختيار نداريم و نميتوانيم خوب توپ را حفظ كنيم. اين شرايط وقتي بيشتر ديده ميشود كه از سوي حريف پرسينگ انجام شود. من در ميان تحليلهايي كه صورت گرفته، ديدهام كه گفتهاند، چرا نصرتي كه مدافع مياني است به دفاع راست رفته. اين در حالي است كه نصرتي در جام ملتهاي قبلي هم در دفاع راست بازي ميكرد. اين تفكر مربي است كه از مهرههايش چگونه استفاده كند. ما بايد در تحليلهايمان منصفانهتر برخورد كنيم. برخلاف كساني كه ميگويند كره جنوبي ميخواست از كنارهها به سمت دروازه ما حمله كند من معتقدم برنامه كره جنوبي اين بود كه از ميانه خط دفاع ايران به سمت دروازه تيم ملي نزديك شود و كادر فني هم براي اين مسئله چاره ديده بود. از كنارهها هم چادوري و هم بازيكن شماره 12 كره جنوبي بازيكنان خوبي بودند كه كادر فني ما مسوليت مهار اين دو بازيكن را زماني كه توپ در اختيار دارند به رضايي و خلعتبري داده بود. اگر اين كار صورت نميگرفت مطمئن باشيد ممكن بود ما بيشتر گل بخورديم. به هر حال چيدماني كه قطبي براي اين بازي آماده كرده بود براساس سلايق، تفكر، ديدگاه و شناختي بود كه از حريف داشت. شايد من نظر ديگري داشتم، اما به هر حال اين مسوليت با سرمربي است كه آرايش تيمش را بچيند. ضمن اينكه اينطور نبود كه صرفا تيم ما به آرايش تيمياش باخته باشد. كره جنوبي انصافا تيم خوبي بود.
* اما شما هم قبول داريد كه تمام مشكلات فوتبال ما در جام ملتها افشين قطبي نبود.
- اصلا، شما نسبت به اين مسئله شك نداشته باشيد. عدم شناخت مديريت فوتبال ما و آماتور بودن آنها باعث شد كه قبل از جام ملتها اعلام كنيم به دنبال سرمربي هستيم. من در مصاحبه قبلي هم گفتم كه اگر جاي رييس فدراسيون بودم، روز قبل از بازي اعلام ميكردم قرارداد قطبي تمديد ميشود. شايد آن زمان نميشد قرارداد را تمديد كرد، اما اعلام همين خبر هم ميتوانست به تيم ملي شوك وارد كند و هم ميتوانست بازيكنان را متوجه كند كه قطبي سرمربي تيم ملي خواهد بود و بايد به فرامينش گوش دهند. فكر ميكنم مديريت فوتبال ما كاملا آماتور نشان داد. اكنون قطعا يكسري فشارها از سوي كساني كه شما اسم آنها را دلال و واسطه ميگذاريد، وارد ميشود تا نفر مورد نظرشان را به عنوان سرمربي تيم ملي انتخاب كنند. اميدوارم اين اتفاق نيفتد و فدراسيون فوتبال مجبور نشود بلافاصله تصميمي بگيرد كه پس از يكسال هم قرارداد را فسخ كنيم و هم مجبور شويم پول هنگفتي را بدهيم. نگرانيام اين است كه هم پول هنگفت بدهيم و هم نتوانيم مربي خوبي را بياوريم. ضمن اينكه پول هنگفت دادن نشانه اين نيست كه مربي انتخاب شده لزوما مربي بزرگي است.
* شما در مجموع عملكرد تيم ملي را در جام ملتهاي آسيا چطور ميبينيد؟
- در مجموع به نظرم تيم ملي بد نبود. پيش از مسابقات بعضيها ميگفتند كه ما حتي از گروهمان هم بالا نميآييم، اما ما با حداكثر امتياز از مرحله گروهي عبور كرديم. متاسفانه تحليلهايي بعد از مسابقات انجام ميشود كه بعضي اوقات غرايض شخصي هم به حساب ميآيد، اما ما در مجموع بد نبوديم. من بايد به قطبي و همكارانش و بازيكنان تيم ملي خسته نباشيد بگويم. نبايد باخت كره جنوبي را فاجعه قلمداد كنيم، چرا كه مشكل اصلي فوتبال ما در مديريت آن است.
* شما فرض كنيد كفاشيان همين امروز استعفا بدهد. اين خيلي خوش باورانه است كه بگوييم اگر كفاشيان برود يك مدير فوتبالي لايق جانشين او ميشود. بعيد است حتي با تغيير مديريت هم شرايط فوتبال ايران عوض شود.
- من به كفاشيان احترام ميگذارم، اما توان ايشان همين است كه ديدهايد و اين اتفاقات بيانگر اين است كه مديريت او نه تنها كمكي به فوتبال ما نكرده، بلكه باعث تضعيف اين رشته محبوب و مورد علاقه مردم هم شده است. بيانگر ادعاي من هم اين است كه ما نتوانستيم به جام جهاني برويم و در جام ملتهاي آسيا هم جزو 4 تيم صعود كننده نبوديم. ضمن اينكه هزينه گزافي بر دوش فدراسيون فوتبال گذاشتيم. مربيان داخلي كه بايد با حداقل پول سرمربي ميشدند را با چند برابر قيمت واقعيشان به عنوان سرمربي انتخاب كرديم. در محاكم بينالمللي هم مانند قضيه شكايت برانكو قافيه را باختيم و همه اينها نشان دهنده وضعيت فوتبال ايران با مديريت كنوني آن است.
*خيليها به عملكرد جواد نكونام و مسعود شجاعي در بازي ديشب تيم ملي برابر كره جنوبي ايراد ميگيرند.
- به هر حال واقعيت اين است كه يك بازيكن نميتواند در همه سال خوب باشد. شايد در اين دوران آنها روزهاي افتشان را پشت سر ميگذاشتند. اين دو، بازيكنان ارزندهاي هستند، اما من هم معتقدم كه آنها در جام ملتهاي آسيا نزول داشتند.
* پس از ناكامي نوجوانان، جوانان و اميد حذف از جام ملتهاي آسيا نشان داد كه فوتبال ايران در مسير درستي گام بر نميدارد. فكر ميكنيد به غير از مديريت كه به آن اشاره كرديد مشكل اصلي فوتبال ايران كجاست؟
- متاسفانه هم مسولان سازمان تربيت بدني و هم مسولان فدراسيون فوتبال و هم مربيان با اظهارنظرهايشان درباره قهرماني تيم ملي در جام ملتها بار ديگر سطح توقع ما را از فوتبال ايران بالا بردند. هيچ كس نميگفت كه حضور در جمع 4 تيم هم ميتواند براي ما موفقيت باشد. به هر حال بايد كمي واقعگرا باشيم. واقعيت اين است كه ما به هر حال داريم بهتر ميشويم اما، مشكلات همچنان وجود دارد. دربحث زيرساختها عليرغم كارهاي بسياري كه شده، هنوز استاديومهايي كه افتتاح ميشوند و شرايطي دارند كه انگار 20 سال است كه ساخته شدهاند و انواع و اقسام عيبها را دارند. استاديومي كه ساخته ميشود بايد شكيل و زيبا باشد، ولي متاسفانه عيبهايي دارند كه وقتي در كنار هم قرار ميگيرند، اين را القا ميكنند كه ما خوب پول دادهايم، اما جنس و كار خوب تحويل نگرفتهايم. بايد اين نكته را يادآور شوم كه خدا پدر مصطفي هاشمي طبا را بيامرزد كه با به راه انداختن بحث پايگاههاي قهرماني و آموزشي باعث بالارفتن سطح دانش مربيان اكثر رشتههاي ورزشي كشور شد. من اگر جاي رييس فدراسيون فوتبال بودم، به چند كميته بهاي زيادي ميدادم كه از جمله آن ميتوان به كميته داوران اشاره كرد. من از عنايت شنيدم كه ميگفت ماهانه 550 هزار تومان حقوق ميگرفت. اين واقعا براي فوتبال ايران خوب نيست. اگر من هم حرفي بزنم، همه به دل ميگيرند، اما شما برويد و ببينيد كه چند نفر به همراه تيم ملي به قطر رفتهاند. من مشكلي در تعداد افراد اعزام شده ندارم، اما چرا نبايد براي تعداد زيادي كه به قطر رفتند، شرح وظايفي تعيين ميكرديم. يا بخش ديگري كه بايد به آن توجه كنيم بحث كميته آموزش است. رييس كميته آموزش بايد تمام كارش اين كميته باشد تا مسايل علمي را به مربيان تزريق كنند. متاسفانه اينها واقعيتهاي فوتبال ماست و بحثهايي وجود دارد كه ميتوان ساعتها درباره آنها حرف زد.


