من مدرك زنده مشكلات شناي ايران هستم
محمد عليرضايي اولين شناگر ايراني داراي ورودي المپيك در 2008 پكن و دارنده مدال طلاي بازيهاي آسيايي داخل سالن ماكائو با كسب عنوان چهارمي بازيهاي آسيايي گوانگجو و كسب ورودي مسابقات جهاني در رشته 100متر قورباغه از تيم ملي شنا به يكباره خداحافظي كرد تا اين سئوال را در ذهن همگان ايجاد كند كه چرا برترين شناگر فعلي ايران با وجود كسب ورودي مسابقات جهاني ترجيح ميدهد اعطاي پيراهن تيم ملي را به لقاي آن ببخشد?
آتی نیوز ، ركورددار 100 و 50 متر قورباغه ايران از ناگفته هاي روز هاي آمادگي خود براي گوانگجو و آرزوهاي بر باد رفته شناي ايران ميگويد. گفت و گوي تفصيلي اين قهرمان شناري ايران را با خبرنگار ورزشي شبکه خبری آتي نيوز در زير مي خوانيد:
* به دليل كمبود امكانات نتوانستيم به 50 درصد شايستگيمان برسيم
زماني كه شما در آخرين ميدان رقابتي پيشرفت ميكني نشان ميدهد كه باز هم پيش خواهي رفت. به هرحال به غير از پيشرفتهاي شخصي هر كسي دنبال بهتر شدن شرايط و روند مسيري است كه در حال طي كردن است.
در 10 سالي كه عضو تيم ملي بودم همراه ساير ملي پوشان براي كشورم تلاش كرده ام البته وظيفه ام بوده و انتظاري از كسي ندارم.
اگر در ورزش هدف نتيجه گرفتن و افتخار آفريني است صرفا ورزشكار به تنهاي نميتواند كاري از پيش ببرد.همان طور كه ما نتوانستيم بدون امكانات كاري كنيم. متاسفانه به خاطر همين كمبودها خيلي از نتايجي كه بايد در اين سالها ميگرفتيم به دست نيامد. هر چند نتايج خوبي هم داشته ايم؛ اما شايد به 50 درصد از آنچه استحقاقش را داشتيم نرسيديم.
بر خلاف قدمت حضور ورزش شنا در ايران ما در اين رشته بسيار نوپا هستيم. مثل ورزش كشتي مدال جهاني نداريم. برا ي همين است كه كه كوچكترين پيشرفت بسياربزرگ ديده ميشود ولي نبايد اين امر باعث شود كه واقعيت را نبينيم و وضعيت كنوني را عالي جلوه دهيم.
* با كناره گيريام بهتر ميتوانم به شنا كمك كنم
وقتي مي بينم عدهاي ميآيند و از همين پيشرفت جزئي استفاده و يا سؤء استفاده كرده و تظاهر ميكنند كه همه چيز خوب است ترجيح ميدهم نباشم. هر چند كه دوست ندارم بروم.
اين فقط مشكل من نيست همه شناگران مبتلا به آن هستند.در اين سالها با تمام وجود مشكلات را لمس كردم و و از خودم مايه گذاشته ام. شاكي نيستم ولي الان فكر ميكنم با كناره گيري بهتر ميتوانم به اين رشته كمك كنم.هر چند كه هيچ ورزشكاري دوست ندارد در اوج كناره گيري كند.امكانات ما به نسبت كشورهاي همسايه از همه نظر؛ اعزام ها اردوها و سرمايه گذاري بسياركم است؛ اما هميشه نتايج ما بهتر از آنها بوده است.
* امكانات براي آمادگي تيم ملي براي اعزام به گوانگجو افتضاح بود
روي سخن من فقط فدراسيون نيست. مسئولان قول برنامه ريزي دادند اما فقط روي كاغذ كه آن را هم رسانه ها زحمتش را كشيده اند.اگر هدف پيشرفت است ورزشكار به تنهايي نميتواند كاري از پيش ببرد.امكانات براي آمادگي تيم ملي براي اعزام به گوانگجو افتضاح بود.بخشي از برنامه تمريني و تداركاتي خود را با هزينه شخصي و با كمك مربي كروات دنبال كردم.خود فدراسيون هم ميداند كه برنامه هاي تيم ملي با چه كيفيت پاييني برگزار شد.
اين كه تيمي با علم به اين كه ميداند بازيهاي آسيايي را در پيش رو دارد و بدون حضور در هيچ مسابقه تداركاتي راهي گوانگجو شود تنها نشان از نهايت بي برنامه گي و بي تجربگي است.
*چطور شخصي از پشت ميكروفن راديو مدير تيمهاي ملي مي شود
غلامرضا كريمي؛ مدير تيم هاي ملي شنا را نميشناسم. او زماني به شنا لطف داشت و به دليل مشكلي كه با مرادي رئيس سابق فدراسيون شنا داشت شناگران را مي كوبيد.
يك سري افزاد بخاطر پست و جايگاه همه كار ميكنند. ورزش شغل نيست متاسفانه افرادي هستند كه نه تنها كمك نميكنند بلكه وجودشان ضربه ميزند و خيلي از كسوت ها را رعايت نميكنند و به نوعي حضورشان بي احترامي به همه است.من هنوز هم نميتوانم اين امر را درك كنم كه چطور شخصي از پشت ميكروفن راديو ميآيد و مدير تيم هاي ملي مي شود.آن هم فقط به صرف حرفهايي كه به عنوان منتقد ميزد
*شناگران به دليل بيان مشكلات وارد حاشيه ميشوند
متاسفانه رسانه هاي از ما فاصله دارند. در فوتبال هر جا تيمي حضور دارد دور تا دور زمين خبرنگاران حضور دارند و از نزديك مشكلات را لمس ميكنند. ولي در شنا اين ورزشكار است كه بايد به تنهايي همه مشكلات را انعكاس دهد و به همين دليل وارد حاشيه مي شود.
اگر بازيهاي آسيايي را به عنوان يك ملاك بزرگ بدانيم. بايد بگويم از همه لحاظ ما ضعيف كار كرده ايم. آماده سازي تيم ملي، تداركات، برنامه ريزيها، نتايج و رفتار تيمي در ضعيف ترين حالت ممكنه بودند.
*تيم 8 نفره شنا را 6 نفره به مسابقات اعزام كردند
براي بررسي وضعيت شناي ايران عليرضايي ار در نظر نگيريد. ما در گوانگجو به غير از جابجايي چند ركورد ملي كه آن هم بچهها براي رسيدن به آن از جان مايه گذاشتند هيچ عملكرد مثبتي نداشته ايم.
تيم 8 نفرهاي كه شش نفره اعزام ميشود، يعني اين كه دچار ظلم شده است. يعني اين كه نظر مثبتي از سوي فدراسيون، سازمان تربيت بدني و كميته ملي المپيك به آن نيست.
ركوردهايي را كه كارشناسان كميته ملي المپيك براي اعزام به گوانگجو براي شنا اعلام كرده بودند اگر زده ميشد يعني اين كه ما توان كسب مدال جهاني را داريم.بعدا اين ركوردها تغيير كرد و عنوان شد ركورد نفر ششم دوحه مد نظر است.
*چرا ورزشكار بايد هزينه كم كاري مسئولان را بپردازند؟
كساني كه ركورد نفر ششم را براي شناگران تعيين ميكنند مگر امكانات همان نفر ششم را در اختيار ما قرار داده بودند كه آن را ميخواستند.چرا بايد در اين ميان ورزشكار هزينه كم كاري مسئولان را بپردازد و اعزام نشوند. ورزشكار مثل سرباز است كه در تمام طول سال در حال تمرين كردن است.
بعد از رقابت درگوانگجو خبرنگاران به من گفتند كه انتظار مدال داشتند. مگر من شرايط و امكانات ورزشكار مدال آور را داشته ام.كدام يك از كارهايي را كه تيمهاي چين، ژاپن، كره، قزاقستان و ...، براي شناگران خود انجام داده اند براي ما صورت گرفت است.آيا زماني كه به عنوان ورزشكار تمام زندگي خود را براي تمرين ميگذارم مسئولان هم به وظايف خود عمل ميكنند.
* مربي برنامه تمريني را از آن سر دنيا ايميل ميكرد
براي ارنج و اعزام نفرات به گوانگجو از سوي فدراسيون هيچ كار كارشناسي نشده بود. اگر از آنها امروز هم بپرسيد چه توجيهي براي انتخاب اين نفرات داشتيد جواب درستي ندارند.
حتي يك مربي براي تيم ملي شنا نبود، آقاي اجاق لطف كرد و در كنار تيم ماند كه او نيز به خاطر مسائلي كنار رفت.كوتروويچ مربي كروات از آن سوي دنيا برنامه تمريني ايميل ميكرد. اگر اين هم نبود همين نتيجه را هم نداشتيم.
سرمربي تيم ملي كرواسي در چند سال اخير به شناي ايران بسيار كمك كرده است ولي هرگز ديده نشده، در فدراسيون قبلي مربيان پيشين صاحب تلاشهاي او ميشدند و در اين فدراسيون هم كه برنامه اي وجود ندارد كه استفاده شود.
* برويد امكانات ما را از نزديك ببينيد
خواهش ميكنم خبرنگاران بروند از نزديك امكانات ما را ببيند هنوز استخر نداريم، استخر آزادي سيستم گرمايشي ندارد. كنار استخر بايد لباس گرم بپوشيد.تيم ملي شنا يك سالن بدنسازي ندارد، ماساژور فيزيوتراپ وجود ندارد. با اين شرايط ادعاي ركورد نفر ششم دوحه را داريم. اين يك ادعاي مضحك بيش نيست. بضاعت شناي ايران همين است.هنوز هزينههاي كرواسي و حقوقهاي عقب افتاده را دريافت نكرده ام.
*اسكان در زيرزمين هتل و کارشناسيهاي مضحك
تيم ملي شنا يك مرحله راهي اردوي كرواسي شد كه اگر نميرفت خيلي بهتر بود. فصل سرد و تمرين در استخر رو باز و اسكان در زيرزمين هتل در حالي كه پولي براي هزينه كردن و غذاي مناسب خوردن وجود نداشت. حال يك كارشناسي ميآيد در كميته ملي المپيك تشخيص ميدهد كه بايد اين شناگران ركورد نفر ششم دوحه را به دست آوردند و زماني كه نتيجه اي حاصل نميشود ميآينده پيشرفت هاي بسيار كوچك را بزرگ جلوه ميدهند. اين يعني ضعف هاي خود را پنهان كردن.
كميته ملي المپيك الان كجاست و براي شنا چه كاري انجام داده است. آيا براي انجام يك كارشناسي مضحك نياز به ساختمان بزرگ و و بودجه كلان است در يك اتاق دو در دو هم ميتوان اين كار را كرد.
چرا هيچ نظارتي وجود ندارد. كارمندان و كارشناسان عوض نميشوند و فقط روسا تغيير مي كنند. همين كارشناسان كساني هستند كه زماني من را با وجود كسب ورودي بازي هاي آسيايي بوسان از اعزام باز داشتند.پس بهتر است دراين سيستم بدون برنامه عليرضايي هم نباشد كه نتيجه كوچك هم گرفته نشود.
*تغييرات مديريتي صرفا جنبه شخصي داشته و به دليل شنا نبوده است
من جزو نفراتي بودم كه از ايجاد تغييرات در فدراسيون خوشجال بودم. چون ميدانستم چه مشكلاتي در اين فدراسيون است و باتمام وجود لمس كرده بودم.خوشحال بودم كه سازمان و كميته ملي المپيك به اين رشته توجه دارند؛ اما واقعيت اين بود كه اين تغييرات صرفا جنبه شخصي داشته و به دليل كمك به ورزش شنا نبوده است.
*من مدرك زنده مشكلات شناي ايران هستم
مشكل صرفا راس فدراسيون نيست. مشكلات خيلي ريشه اي تر هستند.بودجه هم به اندازه كافي وجود دارد. واقعيت اين است كه من فقط به خاطر كشورم تلاش كردم و هيچ كس نميتواند من را انكار كند؛ چرا كه من مدرك زنده مشكلات شناي ايران هستم.
در دوران تمرين مرا ممنوع المصاحبه كرده بودند و خودم هم نميدانستم و يا از طرف فلان ورزشكار مصاحبه ميزنند در حالي كه خودش هم بي خبر است.
مطمئنا مرا محكوم خواهند كرد؛ اما همين امر نشان ميدهند كه راهي را كه در پيش گرفته ام درست است.


