پديده رو به رشد همسركشي در ايران
خبر آنلاين: در پرونده زناني كه مرتكب قتل همسر ميشوند، نخست خشونت،بدرفتاري شوهر و خيانت مرد عمدهترين علتها به شمار ميروند و معمولا زنان در كشتن همسرشان، همدست داشته و اصولا درهمسركشي، زنان معاون در جرم محسوب ميشوند.
پديده همسر كشي در بين زنان و مردان متفاوت است، مردهايي كه گمان ميكنند همسرشان مرتكب ارتباط نامشروع شده، معمولا كشتن او را جايز ميدانند و جرم به حساب نميآورند. اين افراد بعد از قتل همسرشان به عنوان مجرم و قاتل شمرده شده و در صورتي كه اوليا دم مقتول تقاضاي قصاص داشته باشند، مرد بايد قصاص شود، در حاليكه زنان معمولا در كشتن همسرشان، همدست داشته و اصولا درهمسركشي، زنان معاون در جرم محسوب ميشوند.
خشونتهاي خانوادگي و همسركشيها ميتواند جسماني، جنسي، رواني يا عاطفي باشد و در اين بين خشونت جسماني، شايع ترين نوع خشونت خانوادگي به شمار ميرود. با اين حال خشونت رواني، اثراتي پايدارتر و طولاني تري نسبت به خشونت جسماني دارد. اثرات رواني اعمال خشونت در خانواده به صورت استرس، دلواپسي، نگراني و افسردگي بهطور اعم در بزرگسالان و خردسالان و اضطراب، ترس از جدايي، شب ادراري و... بهطور اخص در كودكان بروز ميكند.
به نظر ميرسد افزايش خشونتهاي خانگي و قتلهاي خانوادگي آن هم بر اثر اختلافات مالي و خشونتهاي آني، وظيفه گروههاي مختلف جامعه را در جهت ارتقاي فرهنگ خانوادهها و رفع نواقص احتمالي در قوانيني كه باب توجيه قتلها را باز ميگذارد، سنگين تر از گذشته كرده است.
معمولا زناني دست به قتل همسرانشان ميزنند كه با او احساس خوشبختي نميكنند و در تداوم يك نارضايتي مزمن تصميم به قتل ميگيرند. نخستين عامل اين نارضايتي نيز خشونت رفتاري و گفتاري است. اين در حالي است كه بررسيهاي علمي و پژوهشي علل همسر كشي بيانگر آن است كه ريشه بسياري از اين قبيل قتلها به مشكلات دروني افراد و بيماري آنها بازميگردد.
دكتر قرباني، روانپزشك در اين خصوص بيان داشت: به راستي ريشههاي پديده همسركشي كجاست و چه اختلالات روانپزشكي ميتواند به اين بحران شوم بينجامد. يكي از علل شايع در بروز اين پديده وجود «اختلالات هذياني» است. اختلالات هذياني عبارتند از يك سلسله باورهاي نادرست كه با منطق قابل اصلاح نيستند.
اين اختلالات انواع مختلفي دارند اما يكي از انواع بسيار رايج آن كه به وفور در كلينيكهاي روانپزشكي با آن روبه رو ميشويم اختلال هذياني از نوع حسادت است. در اين نوع اختلال مرد يا زن همواره به همسر خود مشكوك است و گمان ميكند كه او در حال خيانت است. به اين منظور دائم همسرش را تحت كنترل داشته و تمام رفتار و حركات و امور شخصي او از قبيل تلفن ها، محل كار، رايانه، پيامهاي كوتاه تلفني و... را به دقت و با وسواس بررسي ميكند، بلكه برگ برندهاي به نفع خود و براي اثبات خيانت از همسرش بيابد.



