صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

به خاطر میرباقری، «حنانه» را پذیرفتم

گفتگو با گوهرخيرانديش
کد خبر: ۱۲۸۹۱۱
| |
3510 بازدید

نقش‌هاي ماندگار زيادي دارد که اگر بخواهم ليستي از کارهايش را نام ببرم مي شود مثنوي هفتاد من کاغذ. ولي از برخي از آنها که خودم بيشتر دوستشان دارم يادي مي کنم؛ فيلمهاي چهره، مدرسه پيرمردها، بانو، ارتفاع پست، نان عشق موتور 1000 ، لبه تيغ، دعوت و سريالهايي چون روزي روزگاري، ميوه ممنوعه، اشکها ولبخندها، آيينه و خيلي نقشهاي ديگر که گوهرخيرانديش توانسته هر کدامشان را به حسب حال و ظرفيت فيلمنامه به بهترين شکل ايفا کند.

ولي اگر اين شبها بيننده تلويزيون و بخصوص سريال «مختارنامه» بوده باشيد اين بار او را در سريالي تاريخي و درنقش «حنانه» ديده ايد. با او به بهانه پخش اين سريال گفتگويي ترتيب داده ايم که از نظرتان مي گذرد.

خانم خير انديش، شما امروز از بازيگران پيشکسوت وصاحب تجربه هستيد. دنياي بازيگري در اين روزگار با گذشته چه تفاوتي کرده است؟

سؤال سختي است، بدليل اينکه الان که من بازي برخي از جوانان را مي بينم شاهدم که متأسفانه نقششان را جدي نمي گيرند و کمتر مطالعه مي کنند. اگر قرار باشد چيزي بگويم مي شود بردن حرف خانه به بيرون ولي در يک کلام، الان متأسفانه اين مسؤوليت و جايگاه جدي گرفته نمي شود.

با توجه به اوضاع امروز اگر به اول خط برگرديد باز هم دوست داريد بازيگر شويد يا ترجيح مي دهيد دنبال علاقه ديگري باشيد؟

نه من کارم را دوست دارم و مطمئن باشيد اگر دوباره امکان انتخاب داشتم بازيگري اولين انتخابم بود.

شما تجربه هاي خوبي با کارگردانها و سينماي خوب دهه 60 و 70 داشته ايد. اگر بخواهيد از آن روزها و فضاها ياد کنيد به چه مواردي اشاره خواهيد کرد؟

فيلم بانو! اين فيلم براي من تجربه و کار خاصي بود، چون تا پيش از اين من هميشه نقش زنهاي پولدار ومرفه را بازي مي کردم. البته در تئاتر نقشهايي شبيه «بانو» را داشتم ولي هيچ وقت ديده نشده بودند. بعد از بانو بود که نقشهاي متفاوتي به من پيشنهاد شد. نقشهايي مثل گل يخ و... و در واقع چهره ديگري از گوهر خير انديش شناخته شد. يا مثلاً فيلم «چهره». ملک تاج در فيلم چهره هم از آن نقشهايي بود که برايم ماندگاراست چون گروه بسيار خوب و متن بسيار زيبايي داشت.

خودتان با بازي در تلويزيون چه ميانه اي داريد و با چه شرايطي آن را مي پذيريد؟

فکر مي کنم با نگاهي کوتاه به کارنامه کاري من متوجه خواهيد شد که خوشبختانه من در طول سالها کارم هميشه ميانه خوبي با تلويزيون داشته ام. البته هر جا اثر خوبي ساخته شود و از من دعوت کنند مي پذيرم. سينما و تلويزيونش فرقي نمي کند.

اما درخصوص بخش دوم سؤالتان بايد بگويم که در پذيرش يک نقش، نويسنده و کارگردان آن برايم در اولويت قرار دارد و اينکه متن را چقدر دوست داشته باشم. اين هم مهم است که نقشي که پيشنهاد شده چقدر با کارهاي قبلي ام متفاوت باشد و در نهايت گروه وعواملي که با هم کار مي کنند برايم خيلي مهم است و بارها شده به خاطر اينکه بتوانم با گروه خوب کار کنم از دستمزدهايم گذشته ام.

خب، رسيديم به تلويزيون و البته کار اين روزهاي شما در سريال بزرگ «مختارنامه». از حال و هواي اين کار که توليدش مدت زيادي هم طول کشيد بگوييد. فضاي حاکم برکار، ارتباط آقاي ميرباقري با عوامل و باقي مسائل...؟

ميرباقري در زماني که سريال امام علي(ع) نوشته مي شد، فيلمنامه را براي اسماعيل خاني فرستاد و گفت که براي نقش وليد، اسماعيل خاني را در نظر گرفته و نقش را براي او نوشته است که متأسفانه قسمت نشد جمشيد اين نقش را بازي کند. من هنوز هم فيلمنامه امام علي(ع) را در خانه دارم.

به همين دليل من با کارهاي ميرباقري آشنايي کامل داشتم ولي هيچوقت فرصتش پيش نيامده بود که در هيچ کارش بازي داشته باشم. در مختارنامه هم زماني که من سر کار بهزاد فراهاني در زنجان بودم با من تماس گرفته شد و خود ميرباقري گفت که اگر مي تواني در اين کار بازي کني نقشي را برايت بنويسم و من هم استقبال کردم. البته من پيش از اين در آبادان سر صحنه مختارنامه رفته بودم و جمعيتي را که ميرباقري اداره مي کرد ديده بودم و وقتي که نقش «حنانه» را پيشنهاد کرد هر چند هيچ اطلاعي در خصوص اين نقش نداشتم ولي چون ميرباقري را قبول و به قلمش اعتماد داشتم پذيرفتم.

خانم خير انديش، از حنانه بگوييد؟ او کيست وچه نقشي دارد؟

زماني که فيلمنامه به من داده شد متوجه شدم که حنانه يک واسطه وميانجي است که خودش را دايه عمرسعد معرفي مي کند و به جاريه براي وصلت بين او و عمر نزديک مي شود چون ظاهراً عشقي بين عمرسعد و جاريه وجود دارد که البته من هنوز صحت و سقم اين قضيه را به خوبي نمي دانم. تا جايي که من مي دانم اين زن واقعيت بيروني ندارد و در واقع ساخت و پرداخته ذهن ميرباقري است و براي پيش برد داستان است که وارد قصه مي شود. نقش حنانه نقش کوتاهي است ولي به نظرم شخصيت جذاب و تأثيرگذاري دارد.

تجربه بازي در مختارنامه را در کارنامه بازيگري تان در چه جايگاهي قرار مي دهيد؟

به نظرم آشنا شدن با کارگرداني مثل ميرباقري که صبورانه گروه بزرگي را رهبري مي کرد ومي دانست در هر لحظه از کارش چه مي خواهد، واقعاً مغتنم است. او زمان فيلمبرداري با تمرينهايي که مي کرد خيلي زود به آن چيزي که مي خواست مي رسيد و از طرفي خيلي دموکراتيک گروه را اداره مي کرد. آشنايي اين آدم براي من بيش از حضور در يک سريال مي توانست مغتنم باشد چون به هر حال او کسي بود که هر چند کوتاه ولي سالها مي شناختمش و الان فرصتي فراهم شده بود تا بتوانم در کنارش کار کنم.

خانم خير انديش، بازي در يک کار بزرگ تاريخي، مذهبي مثل مختارنامه و حضور در صحنه ها و فضا هايي که حضور امامان معصوم(ع) و ياران نزديک آنها حس مي شود، چه تأثيري از لحاظ شخصيتي بر روي بازيگران خواهد داشت؟

من فکر مي کنم يک بازيگر با بازي در اين نقشها خيلي مي توانند در جامعه تأثير بگذارد و جالب است بدانيد من در شهرک غزالي که سريال مختار ساخته شد، صبح در «کلاه پهلوي» بازي داشتم و شب در «مختارنامه». دو کار با دو داستان و گريم و نقش متفاوت که براي من چالش جذابي را بوجود مي آورد. اصولاً آشنايي با متنهاي مختلف تاريخي برايم بسيار دوست داشتني است و تجربه هاي زيادي را به همراه دارد.

خاطره به ياد ماندني اي هم از بازي در اين پروژه داريد؟

شرايط اجراي اين کار برايم فراموش نشدني است چون همانطور که مي دانيد و اشاره هم کردم من همزمان با سريال مختار، در کلاه پهلوي و فيلم علفزار هم بازي داشتم. من براي بازي در فيلم علفزار در ملاير در نقش زني لر و چادرنشين نقشي را بر عهده داشتم که بعد از اتمام بازي ام، پنج صبح عازم تهران شدم. اول صبح رسيدم شهرک غزالي و رفتم زير گريم «کلاه پهلوي». همزمان هم عوامل مختار برايم سرويس فرستاده بودند که من را ببرند سر صحنه مختارنامه و من مانده بودم بين اين دو سه تا کار و کلي بي خوابي و کمبود استراحت!

بد نيست بدانيد من براي بازي در نقش حنانه با ميرباقري قراردادي نداشتم ولي تعهد اخلاقي داشتم و نمي توانستم با دير و زود کردن هايم، به کار و گروه لطمه بزنم چون ميرباقري فوق العاده آدم منظمي است. براي همين همزماني ها، اين دو سه تا کار جزو ماندگارترين کارهاي من بوده است. چون شب در قالب نقش زني لر بازي داشتم، روز با بيان و لباس و نقشي ديگر در «کلاه پهلوي» و شب باز در هيبتي ديگر و در نقش تاريخي ديگري در «مختارنامه». به نظرم پشت صحنه اين کارها برايم خاطره انگيزتر بود تا خود کارها!

شما در سريال «همچون سرو» هم بازي داريد. اين سريال البته چندان قوي و مقبول در نيامده. چطور شد بازي دراين سريال را پذيرفتيد؟

البته اينکه شما مي گوييد کار ضعيفي است را من قبول ندارم. کاملا ًسليقه اي است چون به نظرم کار روان، ساده و بي آلايشي است که طنز ظريفي دارد. من از زمان همسران با کارهاي بيرنگ آشنا بودم. وقتي بيرنگ از من براي اين کار دعوت کرد من با تلويزيون قهر بودم اما بيرنگ با من حرف زد و مجابم کرد و گفت که تلويزيون خانه اصلي ماست وما نبايد از خانه مان قهر کنيم. بيرنگ به من گفت اگر قبول کني که نقش «ماهي اتابکي» را بازي کني من بقيه نقش را هم براي تو مي نويسم. حرفهاي او قانعم کرد و خواستم که بخشهايي از کار را ببينم. براي همين از بيرنگ خواستم که قسمتهاي مونتاژ شده و ضبط شده را در اختيارم بگذارد و وقتي کار را ديدم، به نظرم شروع خوب و موسيقي قابل قبولي داشت و رواني کار باعث قبول کار شد.

 توضيح کوتاهي هم درباره نقشتان در سريال تاريخي «کلاه پهلوي» داشته باشيد. اطلاع داريد اين کار الان در چه مرحله اي است؟

در اين سريال هم نقش «مهرآفرين» طراح پاريسي را بازي مي کنم که همسرم سفير ترکيه است و بين ايران و پاريس در رفت وآمد است. در اين کار با گريمي متفاوت ظاهر شده ام.
نقشم را در اين سريال بسيار دوست دارم چون نقشي متفاوت از شمسي پلنگ «اشک ها و لبخندها» و قدسي «ميوه ممنوعه» است.

از نقشهايي که خودتان دوست داريد و به نظرتان ماندگارتر است يکي دو نمونه نام ببريد.

من نمي توانم از ماندگاري نقشهايم بگويم، بايد منتقدان و مردم بگويند. ولي هر جا خودم کارهايم را دوست داشته ام ديده ام که مردم هم رضايت دارند. خودم نقشم را در سريالهاي «ميوه ممنوعه»، «اشک ها و لبخندها» و فيلم «رسم عاشق کشي» بيشتر از همه دوست دارم.

شما را در برنامه جديد و جالب راديو هفت که کاري است از شبکه هفت تلويزيون هم ديده ايم. از حس و حال اين کار بگوييد و ويژگي هاي آن...؟

خوشحالم که بيننده اين کار هستيد! من با اين برنامه با تلويزيون آشتي کردم. وقتي منصور ضابطيان از من دعوت کرد اصلاً نمي دانستم که شبکه اي به نام «هفت» داريم و اصلاً نمي دانستم که کارش چيست. براي همين از ضابطيان خواستم که سي دي هاي کار را در اختيارم بگذارد. اينجا بود که متوجه شدم «راديوهفت» برنامه خوب و وزيني است و الان هم مشتري اين برنامه هستم. ضابطيان گفت مردم ما حق دارند که از يازده شب به بعد يک برنامه تسکين دهنده و دور از استرس ببينند. ديدم که دقيقاً حق با اوست، اين بود که کار را قبول کردم و تا ال؛ن دو کار از من پخش شده و درچند شب ديگر هم حضور خواهم داشت که قرار است اشعاري از شاملو را براي بيننده ها بخوانم. 

منبع: روزنامه قدس
 

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟