گزیده سرمقاله روزنامههای صبح امروز
کد خبر: ۱۲۷۳۰۳
| | 3780 بازدید
كيهان
«چه بهتر از اين؟!» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم حسين شريعتمداري است كه در آن ميخوانيد:
1- ابتدا به چند نمونه از اخبار و گزارشهايي كه رسانههاي فارسي زبان بيگانه و سايتهاي اينترنتي وابسته به آنها درباره سفر تاريخي و حماسي رهبر معظم انقلاب به قم منتشر كردهاند توجه كنيد. اين نمونهها از راديو فردا- ارگان فارسي زبان سازمان سيا- راديو آمريكا، راديو بي بي سي
- متعلق به وزارت خارجه انگليس- راديو اسرائيل، راديو زمانه- وابسته به وزارت خارجه هلند و تحت مديريت اليزابت چني، دختر ديك چني معاون وقت جرج بوش- شبكه تلويزيوني العربيه متعلق به پادشاه سعودي، سايت جرس- حلقه ماسوني لندن و تحت مديريت MI6 انگليس- سايت بالاترين، متعلق به منوشه امير، سايت گويا نيوز كه با بودجه «سيا» اداره ميشود و چند سايت و شبكه راديويي و تلويزيوني فارسي زبان و مشابه ديگر طي چند روز اخير استخراج شده است؛
- «يك منبع موثق از قم به خبرنگار راديو آمريكا گفت؛ آيت الله شبيري زنجاني، از مراجع بزرگ قم حاضر به حضور در محل ملاقات آيت الله خامنهاي و ديدار با رهبر ايران نبود ولي ماموران حكومتي به محل درس آقاي شبيري زنجاني ميروند و با حالتي كه به آدم ربايي شبيه است ايشان را وسط درس غافلگير كرده و با تهديد به ديدار آيت الله خامنهاي ميبرند. آيت الله شبيري كه به شدت عصباني بود در ديدار با آقاي خامنهاي به ايشان اعتراض ميكند... گزارشهاي دريافتي از قم نشان ميدهد كه با بعضي ديگر از مراجع و علماي روحاني مخالف رژيم نيز همين رفتار حيله گرانه را داشتهاند.»!!
- «گزارشي كه دقايقي پيش براي راديو فردا مخابره شد از فشار عوامل حكومتي و آخوندهاي وابسته به بيت رهبري بر آيت الله صافي گلپايگاني حكايت دارد. بر پايه اين گزارش عوامل حكومتي اصرار دارند آيت الله صافي گلپايگاني در محل اقامت آيت الله خامنهاي با وي ملاقات كند ولي ايشان تاكنون با اين درخواست موافقت نكرده است، اما بعيد نيست با افزايش فشارها آيت الله صافي گلپايگاني هم مانند آيت الله شبيري زنجاني به ملاقات با آيت الله خامنهاي وادار شود.»!!
- «در قم بسياري از مقلدان مراجع تقليدي كه به ملاقات آيت الله خامنهاي رفته بودند به نشانه اعتراض، در گروههاي چندنفره به مساجد معروف قم از جمله مسجد چهارمردان و مسجد اعظم رفتند و رسالههاي مراجع خود را به صحن اين مساجد پرتاب كردند. يك منبع آگاه كه از ترس تعقيب وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران حاضر به افشاي نام خود نشده است خبر ميدهد هم اكنون در صحن مسجد چهارمردان و مسجد اعظم تعداد زيادي از رسالههاي اين مراجع كه روي هم انباشته شده است ديده ميشود و ماموران حكومتي با مسدود كردن راه ورود به اين دو مسجد، با عجله در حال جمع آوري رسالهها هستند.»!!
- «به گزارش خبرنگاران مستقل و شاهدان عيني از قم، ميليونها نفر از پاسداران، طلاب، بسيجيها و كارگران و كارمندان با هزينه دولت از تهران و اصفهان و اراك و شهرها و روستاهاي مجاور قم براي استقبال از رهبري به اين شهر منتقل شده و در هتل ها، حسينيه ها، مساجد و پاركها اسكان داده شدهاند.»!!
- «همكاران افتخاري راديو زمانه از شهر مذهبي قم خبر ميدهند چند ميليون كيك و سانديس در ميان جمعيت استقبال كننده از آيت الله خامنهاي توزيع شده است به طوري كه روزهاي دوشنبه و سه شنبه كه روز استقبال و روز قبل از آن بود در بسياري از مغازهها و سوپرماركتهاي قم و شهركهاي اطراف و همچنين در برخي از نقاط تهران و اصفهان، كيك و سانديس يافت نميشد... علاوه بر كيك و سانديس و غذا كه در ظرفهاي يكبار مصرف بين جمعيت استقبال كننده توزيع شده، به هريك از آنها نيز مبلغ قابل توجه پول و بن حبوبات دادهاند... براي كارگران و كارمندان شركت كننده در مراسم هم حق ماموريت در نظر گرفتهاند.»!! و... اين قصه سر دراز دارد!
مردم سالاري
«جنگ ارزها جنگي از نوع هزاره سوم» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم عباس محتشمي است كه در آن ميخوانيد:
در روزگاران کنوني قرن 21 که دنيا به سرعت برق آسايي در حال رشد و پيشرفت و در حال فراهم نمودن يک نظام هماهنگ جهاني در اقتصاد يا همان جهاني شدن اقتصاد ميباشد; بايستي انتظار تنشهاي متفاوتي را بين کشورها از نوع هزاره سوم نيز داشت.
تنشها يا همان جنگهايي که از نظر ماهيت و ظاهر تفاوتهايي بس آشکار با جنگهاي دنياي گذشته دارند.
يکي از اين جنگها که اين روزها دنيا را تحت تاثير خود قرار داده، جنگي تحت عنوان جنگ ارزهاست.
همان عنواني که اين روزها در جهان جدي ترين محوري شده که جنگي از نوع اقتصادي و حتي سياسي - تبليغاتي ميان کشورها و قطبهاي اقتصادي را به همراه داشته است.
تضاد و تعارض ميان يوآن چين از يک طرف و دلار آمريکا، ين ژاپن و يورو اتحاديه اروپا از سوي ديگر تا حدي پيش رفت که محور اصلي نشست سران گروه 20 در کره جنوبي قرار گرفت.
گيدو مانتگا وزير دارايي برزيل اولين کسي بود که در 27 سپتامبر از عبارت جنگ ارزها استفاده کرد. آمريکا و اروپا براي اولين بار درباره يک موضوع اقتصادي به توافق رسيدند و از کشورهايي که براي مهار ارزش پول خود مداخله ميکنند، به شدت انتقاد کردند. تيموتي گايتنر، وزير خزانه داري آمريکا از وسعت مداخله برخي کشورها در بازارهاي ارز به منظور جلوگيري از افزايش ارزش پول خود، اظهار تاسف نمود و ژان کلود ژونکر رئيس وزيران دارايي ناحيه يورو هم تاکيد کرد اروپا از ارزش فعلي يوان واحد پول چين راضي نيست.
همه اين اظهارات نوعي خط و نشان کشيدن اقتصادي کشورهاي قدرتمند جهان براي يکديگر است. آمريکايي که نظام مالي خود را پر از نقدينگي ميکند، اروپايي که تحت فشار سياست بودجهاي خود است، ژاپني که براي پايين آوردن ارزش ين مداخله ميکند و چيني که ذخاير ارزي خود (و گاه هم به صورت طلا) را انباشته کرده تا ارزش يوان پايين بماند و...
کاهش ارزش پول يعني افزايش نرخ ارز و افزايش کميتهاي پول داخلي درمقابل يک واحد ارز خارجي و هدف از کاهش ارزش پول، کاهش سطح قيمتها در داخل بر اساس ارز خارجي است. اين سياست در واقع در حالت وجود کسري در ترازپرداختها اتخاذ ميشود.
وقتي ارزش پول داخلي کاهش پيدا نموده و قيمت ارز خارجي گران ميشود، صادرات کشور براي خارجيها ارزان و واردات کالا از ديگر کشورها براي اتباع داخلي، گران ميشود.
يعني افزايش صادرات کالاهاي ساخت داخل به ساير کشورها و افزايش ارزآوري و کاهش واردات کالاهاي ساخت خارج و کاهش خروج ارز از کشور که افزايش ترازپرداختهاي خارجي و لذا افزايش توليد ملي را نتيجه ميدهد.
افزايش توليد داخلي به عنوان يک هدف والا، تقاضاي کالاهاي ساخت داخل را افزايش و تقاضاي شرکتهاي داخلي براي نيروي کار را بيشتر مينمايد.
بنابراين اشتغال در کشور بهبود يافته و نرخ بيکاري در سطح جامعه کاهش مييابد. کاهش بيکاري، کاهش فساد، افزايش سلامت جامعه و ... را به همراه خواهد داشت. لذا به نظر ميرسد کاهش ارزش پول ملي ترفندي باشد که برخي کشورها براي حل معضلات و مشکلات اقتصادي موجود در کشور خود در پي ميگيرند.
رسالت
«بسيج و عقلانيت اسلامي»عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمد كاظم انبارلويي است كه در آن ميخوانيد:
عقل سلطان دل است. كساني كه از آن بهرهاي ندارند اجازه ميدهند دلشان جولانگاه "وهم"، "خيال" و "وسوسه" شود.
اگر عقل بر دل سلطنت كند انسان را به مرزهاي راستين عشق و پرستش رهنمون ميسازد. عقل، تنها وسيلهاي است كه با آن خداوند را عبادت ميكنيم. عقل و عقلانيت ملاك تشخيص حق، حقانيت و راه درست است. عقلانيت خمير مايه بصيرت و آگاه و بيداري است. عقل بيدارهوش و عقل ايماني از دل مراقبت ميكند تا انسان جز حق را متابعت نكند. قلب پاك حاكميت عقل را قبول ميكند. عقل، پيامبردروني است.
كساني كه اين پيامبر را به تمسخر بگيرند و در درون خود بكشند. حتما دست خود را به كشتن پيامبران و مصلحان در بيرون از خود آلوده خواهند كرد. تاريخ مملو از جفا و خيانت و ستم به پيامبران و مصلحان و مومنان است. مقام معظم رهبري در بيانات خود در ديدار بسيجيان قم روي واژه "بصيرت"، "اخلاص" و "عمل بهنگام" به عنوان شاخص حركت بسيج انگشت تاكيد نهادند.
بصيرت، اخلاص و عمل بهنگام سه محصول اصيل عقل در توفانهاي فكري و فتنه انگيزيهاي دشمن است. بسيج در فتنه سال 88 با اين راهبرد در صراط عقل و حق باقي ماند و توطئه دشمنان اسلام را كه با سلاح "وهم"، "خيال" و "وسوسه" به ميدان آمده بودند نقش بر آب كرد. دشمن مدام روي "چهرهها"ي موجه و "اشخاص" به عنوان حق تاكيد ميكند. اما بسيج با خواندن دست دشمن و افشاي برنامه و دستور كار آنها جلوي تبهكاريهاي افراد غافل، جاهل و مغرض را گرفت و با كمترين هزينه فتنه سال 88 را كه ميرفت به صورت يك بحران در آيد كنترل كرد.
آنچه امروز به عنوان واقعيت دركشور ميگذرد، تصويري از كارآمدي نظام در تضمين وحدت ملي است. عقلانيت اسلامي حاكم بر حركت مردم و رهبري و بويژه در ميان بسيجيان به خوبي مشهود است. پاسداشت اين عقلانيت با روشنگري و بيداري و حركت در مسير ولايت فقيه است. امروز بسيج با پرچم بصيرت در برابر هر گونه تبهكاري و سياه نمايي و وارونه جلوه دادن واقعيات ايستاده است.
امروز به تعبير مقام معظم رهبري بسيج عرصههاي مجاهدت خود را در حوزههاي سياست، اقتصاد، فرهنگ و اجتماع وحتي عرصههاي بينالمللي بسط داده است.
رئيس جمهور قدرت نرم انقلاب را در لبنان به رخ قدرتهاي جهاني بويژه آمريكا كشيد. موج اين نمايش عظيم تمامي رسانههاي جهان را در نورديد و پژواك صداي آن در اقطاب عالم شنيده شد.
اين اقدام بسيجي گونه و متهورانه آقاي دكتر محمود احمدينژاد مصداق يك عمل بهنگام و توام با بصيرت در عرصه بينالمللي بود اين سفرنشان داد مشروعيت دولت جمهوري اسلامي مرزهاي جغرافيايي ايران را در نورديده است و رئيس جمهور ايران ميتواند به پشتوانه ميليونها جوان بسيجي با قدرت و با صلابت عليه قداره بندان جهان در مرز رژيم صهيونيستي با صداي بلند از حقوق ملت لبنان و مردم فلسطين دفاع كند.
استقبال عظيم مردم لبنان از رئيسجمهور به صورت نمادين نقطه پاياني بر تبليغات دروغين انزواي ايران در منطقه و جهان بود.
تهران امروز
«بصيرت راه گريز از فتنه»عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم حميدرضا ترقي است كه در آن ميخوانيد:
معنا و مفهومي كه رهبر معظم انقلاب در سخنراني اخيرشان از بصيرت ارائه كردند، آنقدر جامع و روشن بود كه جاي پرسش و يا ابهامي براي كسي باقي نگذاشت. بدين اعتبار ضروري است كه براي رسيدن به بصيرت و دست يافتن به آن، رهنمودهاي مقام معظم رهبري بهطور جدي در دستور كار قرار گيرد و همه افراد، جريانها و چهرههاي سياسي بر اين مبنا، بازتعريفي از راهبردها و راهكارهاي موجود ارائه دهند.
به نظر بنده، اگر بخواهيم مفهوم اين كلمه را تبيين كنيم، بايد دقت داشته باشيم كه بصيرت در حقيقت، قدرت تزكيه، تبيين و واقعبيني انسان است و با برخورداري از اين قدرت، انسان ميتواند بين حق و باطل تمييز قائل شود و به سرعت خود را از گردابها نجات دهد.
در فتنه اخير نيز در شرايطي كه فضا و جو مهآلود شد، عدهاي كه از بصيرت برخوردار بودند راه خود را به سرعت از افراد بيبصيرت جدا كردند و به آغوش نظام و اسلام بازگشتند. حال آنكه افرادي بودند كه با بيبصيرتيشان تيشه به ريشه خود زدند و راه خود را به دليل نداشتن بصيرت از فتنهگران جدا نكردند. اين مصداق روشن و عبرتآموز، به خوبي نشان ميدهد كه بصريت در فضاي مهآلود، همچون چراغ مهشكن عمل ميكند و قادر است راه حق را از باطل و درست را از غلط تشخيص دهد.
در واقع همانگونه كه حضرت آيتالله خامنهاي به اين مطلب اشاره داشتند، بايد از اين روايت درس گرفت كه اگر حق را بشناسيم، اهل حق را هم به خوبي ميتوانيم بشناسيم. اين روايت براي افرادي به كار ميرود و درسآموز است كه نميدانند، حقشناسان چه كساني هستند؟ در حقيقت اين روايت، خيلي شفاف و قاطع بيان ميكند كه ملاك تشخيص حقشناسان از آناني كه بيبصيرتند و حق را نميشناسند، همان حق است.
مقام معظم رهبري هم فرمودند انسانهايي كه داراي بصيرت هستند هرگز به دنبال تابلوها و نشانههايي براي تشخيص حق از باطل نميگردند، بلكه با شناخت حق، راه را از بيراه، تشخيص ميدهند. البته در اين ميان شاخصها و محكهاي تشخيص حق نيز از اهميت زيادي برخوردار است.
به عنوان مثال، يكي از شاخصهاي مهم در تشخيص اين امر، الهيبودن امر است، يعني اينكه تا چهاندازهاي در انجام عمل، خدا و رضايت خداوند در نظر گرفته شده است. بديه است كه اگر رضايت خداوند، ملاك و مبناي كار باشد، دعوتهاي دنيوي نميتواند ما را از مسير منحرف سازد.
در وجه ديگر بايد دقت كرد كه توجه به كلام برآمده از نيات اله و صادقه نيز ميتواند يك شاخص مهم در افزايش بصيرت و يافتن حق باشد. در وضعيت كنوني كشور، دقت نظر در محورهاي فرمايشات مقام معظم رهبري و مولفههاي مدنظر ايشان كه در حقيقت نوعي توجه و عمل به آرمانهاي انقلاب اسلامي است، شاخص مهمي در اين راستاست و بر اين اساس ميتوان اهميت نقش و محوريت ولايت فقيه را بهويژه در هنگامههايي كه فضا مهآلود و وضعيت مبهم است، بهتر فهميد و تبيين كرد.
ابتكار
«سيليهايي که هم آبدار است و هم نان دار»عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم غلامرضا کمالي پناه است كه در آن ميخوانيد:
مدتي است که صداي سيليهاي آبدار برخي مسئولان و نمايندگان كشور در گوش جامعه پيچيده است. تازه ترين نمونه آن، کشيد ه جانانهاي بود که نماينده مردم شيراز از همکار خويش در مجلس دريافت کرد.
جاي شگفتي است که ضارب در توجيه اين عمل ( چه بناميم؟) تعصب اصولگرايانه خود را بهانه کرده و آن را ريشه در عقايد خويش به شمار آورده است.مع الاسف در جامعه ما يک رويه ناپسند و غير اخلااقي باب شده است که هر کس از روي ناداني،خشم يا انتقام شخصي به عملي نادرست دست مييازد براي تطهير آن و توجيه رفتار ناپسندش باورهاي پسنديده يا تکيه گاههاي قدرتمند را پيش ميکشد و فورا برچسب مطمئني بر کردارش ميزند تا در حاشيه امن قرار گيرد.
البته فرقي نميکند که اين سيلي تهمتي باشد که بر جان آبروي افراد وارد شود يا ضربه دستي که بر صورت جسم بنشيند.
واقعيت اين است که اين بدخوييها ريشه تاريخي و فرهنگي دارد. همه ما داستان« حسنک وزير» را در تاريخ بيهقي کم و بيش خوانده ايم.به گفته نويسنده بوسهل « زعارت و شرارتي داشت» که در ذات وي استوار شده بود. حسنک مخالف پادشاه امير مسعود غزنوي و مدافع سلطنت برادرش بود. وقتي مسعود به پادشاه رسيد، بوسهل فرصت مناسبي براي گرفتن انتقام شخصي از حسنک پيدا کرد. زيرا در زمان صدارت حسنک، روزي يکي از خادمان وي، بوسهل را تحقير کرده بود و اورا بيرون انداخته بود. به همين علت مدام در امير ميدميد که حسنک را بردار کند. امير مسعود هم ميگفت براي کشتن وي بايد حجت و عذري باشد. بوسهل پاسخ داد،چه حجتي بهتر از اينکه حسنک قرمطي است. در آن زمان هرگاه ميخواستند از کسي انتقام بگيرند زود به وي برچسب «قرمطي» بودن يعني بي دين بودن را ميزدند.
خلاصه روزگار به کام بوسهل زوزني شد.هنگامي که حسنک را بازداشت کردند آدمهاي بوسهل، در خلاء و ملاء به آزار و اذيت او ميپرداختند و دشنامهاي بسيار زشت به او ميدادند. بيهقي که خود شاهد ماجرا بوده مينويسد که حتي عامه مردم بوسهل را لعنت ميکردند چه برسد به خواص . حتي روزي که وزير مسعود يعني خواجه احمد و ساير بزرگان كشور جلسهاي تشکيل دادند تا مثلا از حسنک امضاء بگيرند که املاکش را به سلطان فروخته؛ بوسهل در آن مجلس بدترين حرفها رابه حسنك زد.تا جايي كه وزير بر آشفت و بو سهل را ملامت كرد.جالب است وقتي گزارش اين جلسه به سلطان رسيد،امير مسعود بو سهل را گوش مالي داد وبه او گفت :گيرم به خون اين مرد تشنه اي، چرا حرمت مجلس ما را نداشتي؟بهانه بوسهل شنيدني است.
وي در پاسخ گفت:ازآن خويشتن نا شنا سي كه حسنك در حق امير كرد،ياد كردم ونتوانستم خودم را نگه دارم.اما همه ميدانند حكايت چه بوده،وي به نام امير ولي به كام خود انتقام ميگرفت و به گفته بيهقي،باز جستي نبود حال افراد را،امروز خوشبختانه جايگاه ولايت،دين و نظام ارزشها با ايمان مردم پيوند خورده و دامن ارزشها از چنين روشهايي مبراست.هيچ ارزشي را با روشهاي غير ارزشي ماندگار نيست.منطق نظام ارزشهاي ما بر گرفته از قرآن شريف است كه همواره بر جدال احسن تاكيد دارد و الگوي آن پيامبر رحمت است كه او را به مكارم و اخلاق شناختهاند.
سياست روز
«شانزده راه رفته» عنوان سرمقاله روزنامه سياست روز به قلم مدير مسئول روزنامه است كه در آن ميخوانيد:
ديروز هفدهمين جشنواره مطبوعات به روايت تابلوها ي تبليغاتي كليد خورد. اين جشنواره اگرچه هفدهمين پاييز خود رامي ببيند اما فاقد پختگي و مجربي سن هفده سالگي است.
اينكه يك برنامه ثابت و يك نواخت پس از شانزده بار تكرار داراي كمترين ناهماهنگي و خلاء باشد انتظار بزرگي نيست كه خانواده مطبوعات حسرت آن را بخورند هر چند در اين مقال مجالي براي پرداختن به مصاديق و بايدها و نبايدهاي اجرايي نيست و بنا نداريم همه كاسه و كوزهها را بر سر متواليان كنوني برگزاري بشكانيم چراكه اين پديده ناميمون ناهماهنگي قديمي است ونمونههاي آنرا در بسياري از عرصههاي اجرايي و در حوزههاي گوناگون ميتوان مشاهده كرد و درد كهنهاي است كه بايد بالاخره يك روز آن را درمان كرد.
اينكه تجارب يك مدير و مجموعهاش در هر حوزهاي مستند و به قول غربيها داكيومنت نميشود تا خلفاي بعدي بتوانند از آن تجارب بهرهبرداري كنند و راههاي رفته را تكرار نكنند و آزموده را نيازمايند همان درد قديمي است از آن ميناليم. و الا اگر بهعنوان مثال در هر جشنواره مطبوعات در سنوات گذشته فقط 10 درصد از نارساييهاي جشنواره قبلي اصلاح شده بود بايد اكنون شاهد وضعيت متفاوتتري باشيم.
به هر حال يادآور ميشود از مقدمه فوق كسي به خود نگيرد كه اين مشكل سر دراز دارد و مسئولين كنوني كم تقصير. عليهذا مراد نگارنده از سطور فوق و ذيل متوجه فلسفه وجودي جشنواره مطبوعات است با اين سوال كه آيا قرار است هر ساله انرژي و هزينه بسيار زيادي از سوي متوليان معاونت مطبوعاتي و اصحاب رسانه مصروف يك كار شكلي و سمبليك شود ياقرار است محصولي ديگر از چنين فرصتهايي درو كنيم.
اميد است همه دستاندركاران برگزاري به علاوه شركت كنندگان با نيم نگاه به راهبرد و فلسفه وجودي اينگونه نمايشگاهها چند روز پيش رو را سپري كنند.
علي ايحال چند هدف زير ميتواند قسمتي ازفلسفه جشنواره تعريف شود.
آفرينش
«معضلي به نام چك برگشتي»عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش به قلم علي رمضاني است كه در آن ميخوانيد:
« اين واقعيت كه آمار چكهاي برگشتي در كشور به رقم بيسابقهاي رسيده است و تنها مشابه آن را در سال 57 داشتيم، بايد ما را بيدار كند كه در شرايط ويژه قرار داريم » سخنان فوق را چندي پيش محمد نهاونديان رئيس اتاق بازرگاني ايران درباره روند ناميمون چکهاي بر گشتي کشور گفته بود. روندي که به نظر ميرسد تداوم داشته باشد و ميل به گسترش آن اکنون بسياري از کارشناسان اقتصادي را نگران نموده است.
در واقع روند صعودي رشد چکها برگشتي در کشور که از سال 87 آغاز شده و از ابتداي سال جاري سرعت بيشتري به خود گرفته است در اين بين اين رشد اکنون نشان ميدهد که ارزش چكها برگشتي در 5 ماه اول سال جاري 10 هزار ميليارد تومان است كه نسبت به مدت مشابه سال گذشته 37 درصد رشد داشته است که بي شک بيانگر رقمي است که بر اساس آمارهاي بانك مركزي در تاريخ سي ساله اقتصاد ايراني بيسابقه بوده است .
در اين بين قابل مشاهده است که روند افزايشي چكهاي برگشتي نشان ميدهد هر ماه بيش از 2 هزار ميليارد تومان بر تعداد چكهاي برگشتي افزوده ميشود که نشان دهنده حرکت مداوم و رو به رشد افزايش برگشت چک در کشور است و عملا زنگ خطري براي برنامه ريزان ومسئولان دولتي و اقتصادي کشور محسوب ميشود .زنگي که در صورت بيتفاوتي و بكار نگرفتن سياستهاي لازم براي مقابله با اين روند بويژه در شرايط سياسي واقتصادي کنوني کشور ميتواند دامنه تاثيرات گوناگوني را بر اقتصاد و جامعه کشور داشته باشد و به چند بعدي کردن چالشهاي کشور کمک کند.
در واقع کارشناسان دلايل متعددي را براي روند رو به افزايش چکهاي بر گشت خورده اعلام کردهاند که شامل طيفي از ركود اقتصادي و نبود رشد اقتصادي طي سه سال، تغيير قانون چك و لغو مجازات كيفري از صدور چك بيمحل، نگاه غلط و رايج در جامعه نسبت به استفاده از چک، بدهيهاي دولت به پيمانكاران و همچنين به بانكها و... را ذکر کردهاند که شايد بتوان رکود اقتصادي را از جمله مهمترين ان هابر شمرد رکودي که ميتواند دامنه بحران چکها را به زنجيرهاي بدل سازد که از يک سو به تداوم برگشت چکها در کشور کمک کرده و از سوي ديگر پيامدهايي منفي نظير کاهش اعتماد عمومي، کاهش سرمايهگذاري و پذيرش ريسك، آسيب به بازار پول و سرمايه به علت ترس از آينده، کاهش توسعه فعاليتهاي اقتصادي بزرگ واصناف و دهها پيامد منفي ديگر است .
در اين راستا آنچه مشخص است واقعيتي انکار ناپذير به نام موج مداوم چکهاي برگشتي در کشور است که جدا از علل بروز و پيامدهاي گريبانگير ان بر کشورو اقتصاد بايد در جستجوي راه براي برون رفت ازآن بود راه که بتواند در کوتاه مدت از پيامدهاي منفي اين مو ج کاسته ودر ميان مدت به ثبات اقتصادي و رفع اين معضل ياري رساند.
آرمان
«اس 300 ، برگ برندهاي در دست روسها»عنوان سرمقاله روزنامه آرمان به قلم دکتر حسين علايي است كه در آن ميخوانيد:
سامانه دفاع موشکي اس 300 مجموعهاي از سيستمهاي راداري و پدافند هوايي موشکي است که قادر است با هواپيماهايي که در ارتفاع بلند پرواز ميکنند و با موشکهايي که در سطوح مختلف پروازي ميتوانند به سمت هدفي پرتاب شوند درگير ميشود.
اين سامانه را روسها در مقابل هواپيماهاي آمريکايي طراحي کردند و جزو سامانههاي استراتژيک در دفاع هوايي محسوب ميشوند. اين سيستم در اختيار روسيه بوده و کمتر در اختيار ديگر کشورها قرار ميگرفته است. در دوران جنگ سرد اين سامانه فقط در اختيار شوروي قرار داشت و اين کشور در رقابت با آمريکا اين سامانه را توليد کرده بود. به همين دليل ايران در سال 2005 به خريد اين سامانه موشکي از روسيه اقدام کرد که روسيه پس از چند بار تاخير در نهايت اعلام کرد که اين سامانه را در اختيار ايران قرار نميدهد. بايد به اين نکته توجه داشت که نگاه روسيه به ايران متفاوت از نگاه ايران به روسيه است.
روسيه از يک سو به دنبال استفاده از برگ ايران براي حل مسائل خود با آمريکا بوده است و از سوي ديگر به دنبال انعقاد قراردادهاي مختلف در حوزه هستهاي و نظامي با ايران بوده است. چرا که روسيه نميخواسته ايران به طرف رابطه با آمريکا گام بردارد. چرا که هر نوع رابطه ايران با آمريکا به ضرر روسيه تلقي ميشود. از اين رو هر گونه کاهش خصومتها بين ايران و آمريکا برخلاف سياست روسيه محسوب ميشود.
بنابراين به اين دو دليل روسيه تمايل داشت با ايران ارتباطاتي را برقرار کند که هم مطمئن شود ايران در حوزه دوري از آمريکا باقي ميماند و هم اين که از طرف ديگر ظرفيتي را براي خود ايجاد کند که از اين ظرفيت براي حل چالشهاي روسيه با آمريکا استفاده کند و ما ميبينيم که ظرف سالهاي گذشته چنين اتفاقي افتاده و روسيه توانسته برخي از مشکلات خود با آمريکا را حل کند. از جمله روسيه در مورد گسترش ناتو به شرق توانست آمريکا را قانع کند که دست از اين سياست بردارد و يا در مورد استقرار سپر موشکي در چک و لهستان هم روسيه موفق شد که اين برنامه را منتفي کنند. همچنين در حوزه افغانستان روسيه توانست از مسير تقابل به مسير همکاري با آمريکا برسد.
بنابراين طي سالهاي گذشته روسيه توانسته از رابطه با ايران براي حل چالشهاي خود با آمريکا استفاده کند و در زماني که قطعنامه 1929 به تصويب رسيد روسيه براي نشان دادن همکاري بيشتر خود با آمريکا اعلام کرد که از تحويل سامانه دفاع موشکي به ايران خودداري ميکند. در حالي که به نظر ميرسد انعقاد اين قرارداد از قبل به منظور معامله با آمريکا و نه براي واگذاري اس 300 به ايران بوده است.
بنابراين در چند سال گذشته روسيه تصميماتي در راستاي منافعش با آمريکا اتخاذ کرده است. به نظر ميرسد که در سالهاي گذشته تلاش شده است روسيه از برگ ايران امتياز بزرگي براي حل مشکلاتش با آمريکا فراهم کند و تاکنون در مسائل نظامي و هستهاي از اين موضوع براي گرفتن امتياز از آمريکا بهره برده است.
جهان صنعت
«من چه خوشبختم» عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت به قلم ا. عطارپور است كه در آن ميخوانيد:
صندوق بينالمللي پول با اعلام اينکه ذخاير ارزي کشورمان با يک افزايش 11 ميليارد دلاري به مرز 90 ميليارد دلار ميرسد ما را غرق در شادي کرد چراکه برآورد رسمي وجود ندارد و آنچه در افواه است بسيار کمتر از اين است.
البته براي اولينبار نيست که صندوق بينالمللي ما را خوشحال ميکند. حتي اين بار قدري کملطفي کرد زيرا ظاهرا همين هفته پيش بود که گفته بود ما يکصد ميليارد دلار داريم. رييس کل بانک مرکزي هم آمد همين عدد را اعلام کرد. حتي براي اينکه در آمار و حسننيت صندوق بينالمللي پول شک نکنيم، گفت: يکصد ميليارد رقم کمي نيست.
اينها را بايد به فال نيک گرفت بهخصوص همه در حول و حوشي است که رييسجمهور گفته است آماري که احساس بدبختي بدهد، منتشر نشود.
دنياي اقتصاد
«بورس، يارانهها و سرمايهگذاران احساسي»عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم عليرضا كديور است كه در آن ميخوانيد:
بورس تهران اين روزها حال و روز چندان مساعدي ندارد. افت بيش از 900 واحدي شاخص كل طي 10 روز گذشته و افت چشمگير ارزش معاملات روزانه سهام جملگي حكايت از نگراني سهامداران دارد.
در همين حال افت ارزش معاملات روزانه سهام در شرايطي رقم ميخورد كه با توجه به كاهش معنادار قيمت سهام شركتها طي روزهاي گذشته، قيمتهاي فعلي بايد جذابيت زيادي براي خريداران و سرمايهگذاران داشته باشد؛ اما برخلاف اين منطق عقلايي، روز به روز به حجم صفهاي فروش افزوده ميشود.
به بيان ديگر از يكسو در پي افت قيمت سهام، فروشندگان جديدي به صف فروشندگان قبلي افزوده ميشوند و از سوي ديگر خريداران نيز با مشاهده سيل عرضه سهام، از خريد امتناع ميكنند. وضعيتي كه جوي منفي توام با ابهام را در بورس تهران ايجاد كرده است.
اما دليل اصلي بروز رفتار فوق از سوي سرمايهگذاران و فعالان بورس تهران به دو عامل دروني و بيروني باز ميگردد. در بخش عوامل دروني، علت اصلي واكنشهاي احساسي، هيجاني و بدون تحليل سرمايهگذاران به محدوديتهاي حاكم بر معاملات سهام در بورس باز ميگردد. محدوديتهايي همچون حجم مبنا و گره معاملاتي كه تنها در بورس تهران مورد استفاده قرار ميگيرند و در هيچ بورس ديگري محلي از اعراب ندارند. همچنين فارغ از محدوديتهاي انحصاري بالا، بورس تهران به لحاظ دامنه نوسان روزانه، در زمره محدودترين بورسهاي دنيا طبقهبندي ميشود كه اين موضوع در كنار محدوديتهاي فوقالذكر، سهامداران را به سمت رفتارهاي بدون تحليل و بهطور عمده مبتني بر صفهاي خريد و فروش سوق داده است.
«چه بهتر از اين؟!» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم حسين شريعتمداري است كه در آن ميخوانيد:
1- ابتدا به چند نمونه از اخبار و گزارشهايي كه رسانههاي فارسي زبان بيگانه و سايتهاي اينترنتي وابسته به آنها درباره سفر تاريخي و حماسي رهبر معظم انقلاب به قم منتشر كردهاند توجه كنيد. اين نمونهها از راديو فردا- ارگان فارسي زبان سازمان سيا- راديو آمريكا، راديو بي بي سي
- متعلق به وزارت خارجه انگليس- راديو اسرائيل، راديو زمانه- وابسته به وزارت خارجه هلند و تحت مديريت اليزابت چني، دختر ديك چني معاون وقت جرج بوش- شبكه تلويزيوني العربيه متعلق به پادشاه سعودي، سايت جرس- حلقه ماسوني لندن و تحت مديريت MI6 انگليس- سايت بالاترين، متعلق به منوشه امير، سايت گويا نيوز كه با بودجه «سيا» اداره ميشود و چند سايت و شبكه راديويي و تلويزيوني فارسي زبان و مشابه ديگر طي چند روز اخير استخراج شده است؛
- «يك منبع موثق از قم به خبرنگار راديو آمريكا گفت؛ آيت الله شبيري زنجاني، از مراجع بزرگ قم حاضر به حضور در محل ملاقات آيت الله خامنهاي و ديدار با رهبر ايران نبود ولي ماموران حكومتي به محل درس آقاي شبيري زنجاني ميروند و با حالتي كه به آدم ربايي شبيه است ايشان را وسط درس غافلگير كرده و با تهديد به ديدار آيت الله خامنهاي ميبرند. آيت الله شبيري كه به شدت عصباني بود در ديدار با آقاي خامنهاي به ايشان اعتراض ميكند... گزارشهاي دريافتي از قم نشان ميدهد كه با بعضي ديگر از مراجع و علماي روحاني مخالف رژيم نيز همين رفتار حيله گرانه را داشتهاند.»!!
- «گزارشي كه دقايقي پيش براي راديو فردا مخابره شد از فشار عوامل حكومتي و آخوندهاي وابسته به بيت رهبري بر آيت الله صافي گلپايگاني حكايت دارد. بر پايه اين گزارش عوامل حكومتي اصرار دارند آيت الله صافي گلپايگاني در محل اقامت آيت الله خامنهاي با وي ملاقات كند ولي ايشان تاكنون با اين درخواست موافقت نكرده است، اما بعيد نيست با افزايش فشارها آيت الله صافي گلپايگاني هم مانند آيت الله شبيري زنجاني به ملاقات با آيت الله خامنهاي وادار شود.»!!
- «در قم بسياري از مقلدان مراجع تقليدي كه به ملاقات آيت الله خامنهاي رفته بودند به نشانه اعتراض، در گروههاي چندنفره به مساجد معروف قم از جمله مسجد چهارمردان و مسجد اعظم رفتند و رسالههاي مراجع خود را به صحن اين مساجد پرتاب كردند. يك منبع آگاه كه از ترس تعقيب وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران حاضر به افشاي نام خود نشده است خبر ميدهد هم اكنون در صحن مسجد چهارمردان و مسجد اعظم تعداد زيادي از رسالههاي اين مراجع كه روي هم انباشته شده است ديده ميشود و ماموران حكومتي با مسدود كردن راه ورود به اين دو مسجد، با عجله در حال جمع آوري رسالهها هستند.»!!
- «به گزارش خبرنگاران مستقل و شاهدان عيني از قم، ميليونها نفر از پاسداران، طلاب، بسيجيها و كارگران و كارمندان با هزينه دولت از تهران و اصفهان و اراك و شهرها و روستاهاي مجاور قم براي استقبال از رهبري به اين شهر منتقل شده و در هتل ها، حسينيه ها، مساجد و پاركها اسكان داده شدهاند.»!!
- «همكاران افتخاري راديو زمانه از شهر مذهبي قم خبر ميدهند چند ميليون كيك و سانديس در ميان جمعيت استقبال كننده از آيت الله خامنهاي توزيع شده است به طوري كه روزهاي دوشنبه و سه شنبه كه روز استقبال و روز قبل از آن بود در بسياري از مغازهها و سوپرماركتهاي قم و شهركهاي اطراف و همچنين در برخي از نقاط تهران و اصفهان، كيك و سانديس يافت نميشد... علاوه بر كيك و سانديس و غذا كه در ظرفهاي يكبار مصرف بين جمعيت استقبال كننده توزيع شده، به هريك از آنها نيز مبلغ قابل توجه پول و بن حبوبات دادهاند... براي كارگران و كارمندان شركت كننده در مراسم هم حق ماموريت در نظر گرفتهاند.»!! و... اين قصه سر دراز دارد!
مردم سالاري
«جنگ ارزها جنگي از نوع هزاره سوم» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم عباس محتشمي است كه در آن ميخوانيد:
در روزگاران کنوني قرن 21 که دنيا به سرعت برق آسايي در حال رشد و پيشرفت و در حال فراهم نمودن يک نظام هماهنگ جهاني در اقتصاد يا همان جهاني شدن اقتصاد ميباشد; بايستي انتظار تنشهاي متفاوتي را بين کشورها از نوع هزاره سوم نيز داشت.
تنشها يا همان جنگهايي که از نظر ماهيت و ظاهر تفاوتهايي بس آشکار با جنگهاي دنياي گذشته دارند.
يکي از اين جنگها که اين روزها دنيا را تحت تاثير خود قرار داده، جنگي تحت عنوان جنگ ارزهاست.
همان عنواني که اين روزها در جهان جدي ترين محوري شده که جنگي از نوع اقتصادي و حتي سياسي - تبليغاتي ميان کشورها و قطبهاي اقتصادي را به همراه داشته است.
تضاد و تعارض ميان يوآن چين از يک طرف و دلار آمريکا، ين ژاپن و يورو اتحاديه اروپا از سوي ديگر تا حدي پيش رفت که محور اصلي نشست سران گروه 20 در کره جنوبي قرار گرفت.
گيدو مانتگا وزير دارايي برزيل اولين کسي بود که در 27 سپتامبر از عبارت جنگ ارزها استفاده کرد. آمريکا و اروپا براي اولين بار درباره يک موضوع اقتصادي به توافق رسيدند و از کشورهايي که براي مهار ارزش پول خود مداخله ميکنند، به شدت انتقاد کردند. تيموتي گايتنر، وزير خزانه داري آمريکا از وسعت مداخله برخي کشورها در بازارهاي ارز به منظور جلوگيري از افزايش ارزش پول خود، اظهار تاسف نمود و ژان کلود ژونکر رئيس وزيران دارايي ناحيه يورو هم تاکيد کرد اروپا از ارزش فعلي يوان واحد پول چين راضي نيست.
همه اين اظهارات نوعي خط و نشان کشيدن اقتصادي کشورهاي قدرتمند جهان براي يکديگر است. آمريکايي که نظام مالي خود را پر از نقدينگي ميکند، اروپايي که تحت فشار سياست بودجهاي خود است، ژاپني که براي پايين آوردن ارزش ين مداخله ميکند و چيني که ذخاير ارزي خود (و گاه هم به صورت طلا) را انباشته کرده تا ارزش يوان پايين بماند و...
کاهش ارزش پول يعني افزايش نرخ ارز و افزايش کميتهاي پول داخلي درمقابل يک واحد ارز خارجي و هدف از کاهش ارزش پول، کاهش سطح قيمتها در داخل بر اساس ارز خارجي است. اين سياست در واقع در حالت وجود کسري در ترازپرداختها اتخاذ ميشود.
وقتي ارزش پول داخلي کاهش پيدا نموده و قيمت ارز خارجي گران ميشود، صادرات کشور براي خارجيها ارزان و واردات کالا از ديگر کشورها براي اتباع داخلي، گران ميشود.
يعني افزايش صادرات کالاهاي ساخت داخل به ساير کشورها و افزايش ارزآوري و کاهش واردات کالاهاي ساخت خارج و کاهش خروج ارز از کشور که افزايش ترازپرداختهاي خارجي و لذا افزايش توليد ملي را نتيجه ميدهد.
افزايش توليد داخلي به عنوان يک هدف والا، تقاضاي کالاهاي ساخت داخل را افزايش و تقاضاي شرکتهاي داخلي براي نيروي کار را بيشتر مينمايد.
بنابراين اشتغال در کشور بهبود يافته و نرخ بيکاري در سطح جامعه کاهش مييابد. کاهش بيکاري، کاهش فساد، افزايش سلامت جامعه و ... را به همراه خواهد داشت. لذا به نظر ميرسد کاهش ارزش پول ملي ترفندي باشد که برخي کشورها براي حل معضلات و مشکلات اقتصادي موجود در کشور خود در پي ميگيرند.
رسالت
«بسيج و عقلانيت اسلامي»عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمد كاظم انبارلويي است كه در آن ميخوانيد:
عقل سلطان دل است. كساني كه از آن بهرهاي ندارند اجازه ميدهند دلشان جولانگاه "وهم"، "خيال" و "وسوسه" شود.
اگر عقل بر دل سلطنت كند انسان را به مرزهاي راستين عشق و پرستش رهنمون ميسازد. عقل، تنها وسيلهاي است كه با آن خداوند را عبادت ميكنيم. عقل و عقلانيت ملاك تشخيص حق، حقانيت و راه درست است. عقلانيت خمير مايه بصيرت و آگاه و بيداري است. عقل بيدارهوش و عقل ايماني از دل مراقبت ميكند تا انسان جز حق را متابعت نكند. قلب پاك حاكميت عقل را قبول ميكند. عقل، پيامبردروني است.
كساني كه اين پيامبر را به تمسخر بگيرند و در درون خود بكشند. حتما دست خود را به كشتن پيامبران و مصلحان در بيرون از خود آلوده خواهند كرد. تاريخ مملو از جفا و خيانت و ستم به پيامبران و مصلحان و مومنان است. مقام معظم رهبري در بيانات خود در ديدار بسيجيان قم روي واژه "بصيرت"، "اخلاص" و "عمل بهنگام" به عنوان شاخص حركت بسيج انگشت تاكيد نهادند.
بصيرت، اخلاص و عمل بهنگام سه محصول اصيل عقل در توفانهاي فكري و فتنه انگيزيهاي دشمن است. بسيج در فتنه سال 88 با اين راهبرد در صراط عقل و حق باقي ماند و توطئه دشمنان اسلام را كه با سلاح "وهم"، "خيال" و "وسوسه" به ميدان آمده بودند نقش بر آب كرد. دشمن مدام روي "چهرهها"ي موجه و "اشخاص" به عنوان حق تاكيد ميكند. اما بسيج با خواندن دست دشمن و افشاي برنامه و دستور كار آنها جلوي تبهكاريهاي افراد غافل، جاهل و مغرض را گرفت و با كمترين هزينه فتنه سال 88 را كه ميرفت به صورت يك بحران در آيد كنترل كرد.
آنچه امروز به عنوان واقعيت دركشور ميگذرد، تصويري از كارآمدي نظام در تضمين وحدت ملي است. عقلانيت اسلامي حاكم بر حركت مردم و رهبري و بويژه در ميان بسيجيان به خوبي مشهود است. پاسداشت اين عقلانيت با روشنگري و بيداري و حركت در مسير ولايت فقيه است. امروز بسيج با پرچم بصيرت در برابر هر گونه تبهكاري و سياه نمايي و وارونه جلوه دادن واقعيات ايستاده است.
امروز به تعبير مقام معظم رهبري بسيج عرصههاي مجاهدت خود را در حوزههاي سياست، اقتصاد، فرهنگ و اجتماع وحتي عرصههاي بينالمللي بسط داده است.
رئيس جمهور قدرت نرم انقلاب را در لبنان به رخ قدرتهاي جهاني بويژه آمريكا كشيد. موج اين نمايش عظيم تمامي رسانههاي جهان را در نورديد و پژواك صداي آن در اقطاب عالم شنيده شد.
اين اقدام بسيجي گونه و متهورانه آقاي دكتر محمود احمدينژاد مصداق يك عمل بهنگام و توام با بصيرت در عرصه بينالمللي بود اين سفرنشان داد مشروعيت دولت جمهوري اسلامي مرزهاي جغرافيايي ايران را در نورديده است و رئيس جمهور ايران ميتواند به پشتوانه ميليونها جوان بسيجي با قدرت و با صلابت عليه قداره بندان جهان در مرز رژيم صهيونيستي با صداي بلند از حقوق ملت لبنان و مردم فلسطين دفاع كند.
استقبال عظيم مردم لبنان از رئيسجمهور به صورت نمادين نقطه پاياني بر تبليغات دروغين انزواي ايران در منطقه و جهان بود.
تهران امروز
«بصيرت راه گريز از فتنه»عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم حميدرضا ترقي است كه در آن ميخوانيد:
معنا و مفهومي كه رهبر معظم انقلاب در سخنراني اخيرشان از بصيرت ارائه كردند، آنقدر جامع و روشن بود كه جاي پرسش و يا ابهامي براي كسي باقي نگذاشت. بدين اعتبار ضروري است كه براي رسيدن به بصيرت و دست يافتن به آن، رهنمودهاي مقام معظم رهبري بهطور جدي در دستور كار قرار گيرد و همه افراد، جريانها و چهرههاي سياسي بر اين مبنا، بازتعريفي از راهبردها و راهكارهاي موجود ارائه دهند.
به نظر بنده، اگر بخواهيم مفهوم اين كلمه را تبيين كنيم، بايد دقت داشته باشيم كه بصيرت در حقيقت، قدرت تزكيه، تبيين و واقعبيني انسان است و با برخورداري از اين قدرت، انسان ميتواند بين حق و باطل تمييز قائل شود و به سرعت خود را از گردابها نجات دهد.
در فتنه اخير نيز در شرايطي كه فضا و جو مهآلود شد، عدهاي كه از بصيرت برخوردار بودند راه خود را به سرعت از افراد بيبصيرت جدا كردند و به آغوش نظام و اسلام بازگشتند. حال آنكه افرادي بودند كه با بيبصيرتيشان تيشه به ريشه خود زدند و راه خود را به دليل نداشتن بصيرت از فتنهگران جدا نكردند. اين مصداق روشن و عبرتآموز، به خوبي نشان ميدهد كه بصريت در فضاي مهآلود، همچون چراغ مهشكن عمل ميكند و قادر است راه حق را از باطل و درست را از غلط تشخيص دهد.
در واقع همانگونه كه حضرت آيتالله خامنهاي به اين مطلب اشاره داشتند، بايد از اين روايت درس گرفت كه اگر حق را بشناسيم، اهل حق را هم به خوبي ميتوانيم بشناسيم. اين روايت براي افرادي به كار ميرود و درسآموز است كه نميدانند، حقشناسان چه كساني هستند؟ در حقيقت اين روايت، خيلي شفاف و قاطع بيان ميكند كه ملاك تشخيص حقشناسان از آناني كه بيبصيرتند و حق را نميشناسند، همان حق است.
مقام معظم رهبري هم فرمودند انسانهايي كه داراي بصيرت هستند هرگز به دنبال تابلوها و نشانههايي براي تشخيص حق از باطل نميگردند، بلكه با شناخت حق، راه را از بيراه، تشخيص ميدهند. البته در اين ميان شاخصها و محكهاي تشخيص حق نيز از اهميت زيادي برخوردار است.
به عنوان مثال، يكي از شاخصهاي مهم در تشخيص اين امر، الهيبودن امر است، يعني اينكه تا چهاندازهاي در انجام عمل، خدا و رضايت خداوند در نظر گرفته شده است. بديه است كه اگر رضايت خداوند، ملاك و مبناي كار باشد، دعوتهاي دنيوي نميتواند ما را از مسير منحرف سازد.
در وجه ديگر بايد دقت كرد كه توجه به كلام برآمده از نيات اله و صادقه نيز ميتواند يك شاخص مهم در افزايش بصيرت و يافتن حق باشد. در وضعيت كنوني كشور، دقت نظر در محورهاي فرمايشات مقام معظم رهبري و مولفههاي مدنظر ايشان كه در حقيقت نوعي توجه و عمل به آرمانهاي انقلاب اسلامي است، شاخص مهمي در اين راستاست و بر اين اساس ميتوان اهميت نقش و محوريت ولايت فقيه را بهويژه در هنگامههايي كه فضا مهآلود و وضعيت مبهم است، بهتر فهميد و تبيين كرد.
ابتكار
«سيليهايي که هم آبدار است و هم نان دار»عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم غلامرضا کمالي پناه است كه در آن ميخوانيد:
مدتي است که صداي سيليهاي آبدار برخي مسئولان و نمايندگان كشور در گوش جامعه پيچيده است. تازه ترين نمونه آن، کشيد ه جانانهاي بود که نماينده مردم شيراز از همکار خويش در مجلس دريافت کرد.
جاي شگفتي است که ضارب در توجيه اين عمل ( چه بناميم؟) تعصب اصولگرايانه خود را بهانه کرده و آن را ريشه در عقايد خويش به شمار آورده است.مع الاسف در جامعه ما يک رويه ناپسند و غير اخلااقي باب شده است که هر کس از روي ناداني،خشم يا انتقام شخصي به عملي نادرست دست مييازد براي تطهير آن و توجيه رفتار ناپسندش باورهاي پسنديده يا تکيه گاههاي قدرتمند را پيش ميکشد و فورا برچسب مطمئني بر کردارش ميزند تا در حاشيه امن قرار گيرد.
البته فرقي نميکند که اين سيلي تهمتي باشد که بر جان آبروي افراد وارد شود يا ضربه دستي که بر صورت جسم بنشيند.
واقعيت اين است که اين بدخوييها ريشه تاريخي و فرهنگي دارد. همه ما داستان« حسنک وزير» را در تاريخ بيهقي کم و بيش خوانده ايم.به گفته نويسنده بوسهل « زعارت و شرارتي داشت» که در ذات وي استوار شده بود. حسنک مخالف پادشاه امير مسعود غزنوي و مدافع سلطنت برادرش بود. وقتي مسعود به پادشاه رسيد، بوسهل فرصت مناسبي براي گرفتن انتقام شخصي از حسنک پيدا کرد. زيرا در زمان صدارت حسنک، روزي يکي از خادمان وي، بوسهل را تحقير کرده بود و اورا بيرون انداخته بود. به همين علت مدام در امير ميدميد که حسنک را بردار کند. امير مسعود هم ميگفت براي کشتن وي بايد حجت و عذري باشد. بوسهل پاسخ داد،چه حجتي بهتر از اينکه حسنک قرمطي است. در آن زمان هرگاه ميخواستند از کسي انتقام بگيرند زود به وي برچسب «قرمطي» بودن يعني بي دين بودن را ميزدند.
خلاصه روزگار به کام بوسهل زوزني شد.هنگامي که حسنک را بازداشت کردند آدمهاي بوسهل، در خلاء و ملاء به آزار و اذيت او ميپرداختند و دشنامهاي بسيار زشت به او ميدادند. بيهقي که خود شاهد ماجرا بوده مينويسد که حتي عامه مردم بوسهل را لعنت ميکردند چه برسد به خواص . حتي روزي که وزير مسعود يعني خواجه احمد و ساير بزرگان كشور جلسهاي تشکيل دادند تا مثلا از حسنک امضاء بگيرند که املاکش را به سلطان فروخته؛ بوسهل در آن مجلس بدترين حرفها رابه حسنك زد.تا جايي كه وزير بر آشفت و بو سهل را ملامت كرد.جالب است وقتي گزارش اين جلسه به سلطان رسيد،امير مسعود بو سهل را گوش مالي داد وبه او گفت :گيرم به خون اين مرد تشنه اي، چرا حرمت مجلس ما را نداشتي؟بهانه بوسهل شنيدني است.
وي در پاسخ گفت:ازآن خويشتن نا شنا سي كه حسنك در حق امير كرد،ياد كردم ونتوانستم خودم را نگه دارم.اما همه ميدانند حكايت چه بوده،وي به نام امير ولي به كام خود انتقام ميگرفت و به گفته بيهقي،باز جستي نبود حال افراد را،امروز خوشبختانه جايگاه ولايت،دين و نظام ارزشها با ايمان مردم پيوند خورده و دامن ارزشها از چنين روشهايي مبراست.هيچ ارزشي را با روشهاي غير ارزشي ماندگار نيست.منطق نظام ارزشهاي ما بر گرفته از قرآن شريف است كه همواره بر جدال احسن تاكيد دارد و الگوي آن پيامبر رحمت است كه او را به مكارم و اخلاق شناختهاند.
سياست روز
«شانزده راه رفته» عنوان سرمقاله روزنامه سياست روز به قلم مدير مسئول روزنامه است كه در آن ميخوانيد:
ديروز هفدهمين جشنواره مطبوعات به روايت تابلوها ي تبليغاتي كليد خورد. اين جشنواره اگرچه هفدهمين پاييز خود رامي ببيند اما فاقد پختگي و مجربي سن هفده سالگي است.
اينكه يك برنامه ثابت و يك نواخت پس از شانزده بار تكرار داراي كمترين ناهماهنگي و خلاء باشد انتظار بزرگي نيست كه خانواده مطبوعات حسرت آن را بخورند هر چند در اين مقال مجالي براي پرداختن به مصاديق و بايدها و نبايدهاي اجرايي نيست و بنا نداريم همه كاسه و كوزهها را بر سر متواليان كنوني برگزاري بشكانيم چراكه اين پديده ناميمون ناهماهنگي قديمي است ونمونههاي آنرا در بسياري از عرصههاي اجرايي و در حوزههاي گوناگون ميتوان مشاهده كرد و درد كهنهاي است كه بايد بالاخره يك روز آن را درمان كرد.
اينكه تجارب يك مدير و مجموعهاش در هر حوزهاي مستند و به قول غربيها داكيومنت نميشود تا خلفاي بعدي بتوانند از آن تجارب بهرهبرداري كنند و راههاي رفته را تكرار نكنند و آزموده را نيازمايند همان درد قديمي است از آن ميناليم. و الا اگر بهعنوان مثال در هر جشنواره مطبوعات در سنوات گذشته فقط 10 درصد از نارساييهاي جشنواره قبلي اصلاح شده بود بايد اكنون شاهد وضعيت متفاوتتري باشيم.
به هر حال يادآور ميشود از مقدمه فوق كسي به خود نگيرد كه اين مشكل سر دراز دارد و مسئولين كنوني كم تقصير. عليهذا مراد نگارنده از سطور فوق و ذيل متوجه فلسفه وجودي جشنواره مطبوعات است با اين سوال كه آيا قرار است هر ساله انرژي و هزينه بسيار زيادي از سوي متوليان معاونت مطبوعاتي و اصحاب رسانه مصروف يك كار شكلي و سمبليك شود ياقرار است محصولي ديگر از چنين فرصتهايي درو كنيم.
اميد است همه دستاندركاران برگزاري به علاوه شركت كنندگان با نيم نگاه به راهبرد و فلسفه وجودي اينگونه نمايشگاهها چند روز پيش رو را سپري كنند.
علي ايحال چند هدف زير ميتواند قسمتي ازفلسفه جشنواره تعريف شود.
آفرينش
«معضلي به نام چك برگشتي»عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش به قلم علي رمضاني است كه در آن ميخوانيد:
« اين واقعيت كه آمار چكهاي برگشتي در كشور به رقم بيسابقهاي رسيده است و تنها مشابه آن را در سال 57 داشتيم، بايد ما را بيدار كند كه در شرايط ويژه قرار داريم » سخنان فوق را چندي پيش محمد نهاونديان رئيس اتاق بازرگاني ايران درباره روند ناميمون چکهاي بر گشتي کشور گفته بود. روندي که به نظر ميرسد تداوم داشته باشد و ميل به گسترش آن اکنون بسياري از کارشناسان اقتصادي را نگران نموده است.
در واقع روند صعودي رشد چکها برگشتي در کشور که از سال 87 آغاز شده و از ابتداي سال جاري سرعت بيشتري به خود گرفته است در اين بين اين رشد اکنون نشان ميدهد که ارزش چكها برگشتي در 5 ماه اول سال جاري 10 هزار ميليارد تومان است كه نسبت به مدت مشابه سال گذشته 37 درصد رشد داشته است که بي شک بيانگر رقمي است که بر اساس آمارهاي بانك مركزي در تاريخ سي ساله اقتصاد ايراني بيسابقه بوده است .
در اين بين قابل مشاهده است که روند افزايشي چكهاي برگشتي نشان ميدهد هر ماه بيش از 2 هزار ميليارد تومان بر تعداد چكهاي برگشتي افزوده ميشود که نشان دهنده حرکت مداوم و رو به رشد افزايش برگشت چک در کشور است و عملا زنگ خطري براي برنامه ريزان ومسئولان دولتي و اقتصادي کشور محسوب ميشود .زنگي که در صورت بيتفاوتي و بكار نگرفتن سياستهاي لازم براي مقابله با اين روند بويژه در شرايط سياسي واقتصادي کنوني کشور ميتواند دامنه تاثيرات گوناگوني را بر اقتصاد و جامعه کشور داشته باشد و به چند بعدي کردن چالشهاي کشور کمک کند.
در واقع کارشناسان دلايل متعددي را براي روند رو به افزايش چکهاي بر گشت خورده اعلام کردهاند که شامل طيفي از ركود اقتصادي و نبود رشد اقتصادي طي سه سال، تغيير قانون چك و لغو مجازات كيفري از صدور چك بيمحل، نگاه غلط و رايج در جامعه نسبت به استفاده از چک، بدهيهاي دولت به پيمانكاران و همچنين به بانكها و... را ذکر کردهاند که شايد بتوان رکود اقتصادي را از جمله مهمترين ان هابر شمرد رکودي که ميتواند دامنه بحران چکها را به زنجيرهاي بدل سازد که از يک سو به تداوم برگشت چکها در کشور کمک کرده و از سوي ديگر پيامدهايي منفي نظير کاهش اعتماد عمومي، کاهش سرمايهگذاري و پذيرش ريسك، آسيب به بازار پول و سرمايه به علت ترس از آينده، کاهش توسعه فعاليتهاي اقتصادي بزرگ واصناف و دهها پيامد منفي ديگر است .
در اين راستا آنچه مشخص است واقعيتي انکار ناپذير به نام موج مداوم چکهاي برگشتي در کشور است که جدا از علل بروز و پيامدهاي گريبانگير ان بر کشورو اقتصاد بايد در جستجوي راه براي برون رفت ازآن بود راه که بتواند در کوتاه مدت از پيامدهاي منفي اين مو ج کاسته ودر ميان مدت به ثبات اقتصادي و رفع اين معضل ياري رساند.
آرمان
«اس 300 ، برگ برندهاي در دست روسها»عنوان سرمقاله روزنامه آرمان به قلم دکتر حسين علايي است كه در آن ميخوانيد:
سامانه دفاع موشکي اس 300 مجموعهاي از سيستمهاي راداري و پدافند هوايي موشکي است که قادر است با هواپيماهايي که در ارتفاع بلند پرواز ميکنند و با موشکهايي که در سطوح مختلف پروازي ميتوانند به سمت هدفي پرتاب شوند درگير ميشود.
اين سامانه را روسها در مقابل هواپيماهاي آمريکايي طراحي کردند و جزو سامانههاي استراتژيک در دفاع هوايي محسوب ميشوند. اين سيستم در اختيار روسيه بوده و کمتر در اختيار ديگر کشورها قرار ميگرفته است. در دوران جنگ سرد اين سامانه فقط در اختيار شوروي قرار داشت و اين کشور در رقابت با آمريکا اين سامانه را توليد کرده بود. به همين دليل ايران در سال 2005 به خريد اين سامانه موشکي از روسيه اقدام کرد که روسيه پس از چند بار تاخير در نهايت اعلام کرد که اين سامانه را در اختيار ايران قرار نميدهد. بايد به اين نکته توجه داشت که نگاه روسيه به ايران متفاوت از نگاه ايران به روسيه است.
روسيه از يک سو به دنبال استفاده از برگ ايران براي حل مسائل خود با آمريکا بوده است و از سوي ديگر به دنبال انعقاد قراردادهاي مختلف در حوزه هستهاي و نظامي با ايران بوده است. چرا که روسيه نميخواسته ايران به طرف رابطه با آمريکا گام بردارد. چرا که هر نوع رابطه ايران با آمريکا به ضرر روسيه تلقي ميشود. از اين رو هر گونه کاهش خصومتها بين ايران و آمريکا برخلاف سياست روسيه محسوب ميشود.
بنابراين به اين دو دليل روسيه تمايل داشت با ايران ارتباطاتي را برقرار کند که هم مطمئن شود ايران در حوزه دوري از آمريکا باقي ميماند و هم اين که از طرف ديگر ظرفيتي را براي خود ايجاد کند که از اين ظرفيت براي حل چالشهاي روسيه با آمريکا استفاده کند و ما ميبينيم که ظرف سالهاي گذشته چنين اتفاقي افتاده و روسيه توانسته برخي از مشکلات خود با آمريکا را حل کند. از جمله روسيه در مورد گسترش ناتو به شرق توانست آمريکا را قانع کند که دست از اين سياست بردارد و يا در مورد استقرار سپر موشکي در چک و لهستان هم روسيه موفق شد که اين برنامه را منتفي کنند. همچنين در حوزه افغانستان روسيه توانست از مسير تقابل به مسير همکاري با آمريکا برسد.
بنابراين طي سالهاي گذشته روسيه توانسته از رابطه با ايران براي حل چالشهاي خود با آمريکا استفاده کند و در زماني که قطعنامه 1929 به تصويب رسيد روسيه براي نشان دادن همکاري بيشتر خود با آمريکا اعلام کرد که از تحويل سامانه دفاع موشکي به ايران خودداري ميکند. در حالي که به نظر ميرسد انعقاد اين قرارداد از قبل به منظور معامله با آمريکا و نه براي واگذاري اس 300 به ايران بوده است.
بنابراين در چند سال گذشته روسيه تصميماتي در راستاي منافعش با آمريکا اتخاذ کرده است. به نظر ميرسد که در سالهاي گذشته تلاش شده است روسيه از برگ ايران امتياز بزرگي براي حل مشکلاتش با آمريکا فراهم کند و تاکنون در مسائل نظامي و هستهاي از اين موضوع براي گرفتن امتياز از آمريکا بهره برده است.
جهان صنعت
«من چه خوشبختم» عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت به قلم ا. عطارپور است كه در آن ميخوانيد:
صندوق بينالمللي پول با اعلام اينکه ذخاير ارزي کشورمان با يک افزايش 11 ميليارد دلاري به مرز 90 ميليارد دلار ميرسد ما را غرق در شادي کرد چراکه برآورد رسمي وجود ندارد و آنچه در افواه است بسيار کمتر از اين است.
البته براي اولينبار نيست که صندوق بينالمللي ما را خوشحال ميکند. حتي اين بار قدري کملطفي کرد زيرا ظاهرا همين هفته پيش بود که گفته بود ما يکصد ميليارد دلار داريم. رييس کل بانک مرکزي هم آمد همين عدد را اعلام کرد. حتي براي اينکه در آمار و حسننيت صندوق بينالمللي پول شک نکنيم، گفت: يکصد ميليارد رقم کمي نيست.
اينها را بايد به فال نيک گرفت بهخصوص همه در حول و حوشي است که رييسجمهور گفته است آماري که احساس بدبختي بدهد، منتشر نشود.
دنياي اقتصاد
«بورس، يارانهها و سرمايهگذاران احساسي»عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم عليرضا كديور است كه در آن ميخوانيد:
بورس تهران اين روزها حال و روز چندان مساعدي ندارد. افت بيش از 900 واحدي شاخص كل طي 10 روز گذشته و افت چشمگير ارزش معاملات روزانه سهام جملگي حكايت از نگراني سهامداران دارد.
در همين حال افت ارزش معاملات روزانه سهام در شرايطي رقم ميخورد كه با توجه به كاهش معنادار قيمت سهام شركتها طي روزهاي گذشته، قيمتهاي فعلي بايد جذابيت زيادي براي خريداران و سرمايهگذاران داشته باشد؛ اما برخلاف اين منطق عقلايي، روز به روز به حجم صفهاي فروش افزوده ميشود.
به بيان ديگر از يكسو در پي افت قيمت سهام، فروشندگان جديدي به صف فروشندگان قبلي افزوده ميشوند و از سوي ديگر خريداران نيز با مشاهده سيل عرضه سهام، از خريد امتناع ميكنند. وضعيتي كه جوي منفي توام با ابهام را در بورس تهران ايجاد كرده است.
اما دليل اصلي بروز رفتار فوق از سوي سرمايهگذاران و فعالان بورس تهران به دو عامل دروني و بيروني باز ميگردد. در بخش عوامل دروني، علت اصلي واكنشهاي احساسي، هيجاني و بدون تحليل سرمايهگذاران به محدوديتهاي حاكم بر معاملات سهام در بورس باز ميگردد. محدوديتهايي همچون حجم مبنا و گره معاملاتي كه تنها در بورس تهران مورد استفاده قرار ميگيرند و در هيچ بورس ديگري محلي از اعراب ندارند. همچنين فارغ از محدوديتهاي انحصاري بالا، بورس تهران به لحاظ دامنه نوسان روزانه، در زمره محدودترين بورسهاي دنيا طبقهبندي ميشود كه اين موضوع در كنار محدوديتهاي فوقالذكر، سهامداران را به سمت رفتارهاي بدون تحليل و بهطور عمده مبتني بر صفهاي خريد و فروش سوق داده است.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


