پیدا و پنهان انتشار اسناد جنگ عراق
انتشار 400 هزار سند از سوی پایگاه اینترنتی «ویکی لیکس» در مورد جنگ عراق که شامل اسناد دوره زمانی اشغال عراق تا ماه دسامبر 2009 است، نشان میدهد در ورای آنچه مسول این پایگاه اینترنتی در مورد اهداف انتشار اسناد گفته است، دروغ بزرگتری نهفته که نمیتوان به سادگی از آن گذشت. «جولیان آسانژ» در مصاحبه مطبوعاتی خود در شهر لندن هنگام انتشار اسناد تازه رسیده خود تاکید میکند که وی صرفاً برای در پرده نماندن حقیقت و آگاهی همه مردم از واقعیتهای جنگ اقدام به انتشار این اسناد میکند چرا که به گفته وی اسرار جنگ در صورت نپرداختن تا مدتها پشت پرده خواهد ماند.
بر اساس واقعیتهای روی صحنه، آنچه وی بر زبان رانده جزئی از حقیقت است و باید همه مردم از این اطلاعات بهرهمند باشند، اما چرا و چگونه است که در میان 400 هزار سند منتشر شده توسط این پایگاه ایران و نیروهای امنیتی عراقی دیده میشوند و چندان صحبتی از نظامیان آمریکایی به عنوان اشغالگران عراق و شرکتهای امنیتی آمریکایی که جنایتهای متعددی را در حق مردم عراق مرتکب شدهاند، نیست؟ به عبارت بهتر انتشار این اسناد نه تنها بر خلاف گفتههای خانم هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه آمریکا ضربهای به این کشور و همپیمانان آن نمیزند؛ که به گونهای تطهیر نظامیان این کشور نیز به شمار میرود تا جایی که چشم بر جنایتهای صورت گرفته در ابوغریب و دیگر زندانهای مخوف آمریکا در عراق بسته و به دخالتهای نظامی ایران!! در عراق و نیروهای امنیتی عراقی در شکنجه هموطنان خود میپردازد.
انتشار هفتادهزار سند جنگ افغانستان در تابستان گذشته نشان داد که دنیای اطلاعات آن اندازه گسترده است که بتواند با هر دولت قدرتمندی مچبیاندازد و آن را به زانو درآورد، ولی چنانکه دیدیم انتشار اسناد افغانستان نه تنها به فراموشی سپرده شد که اکنون در میانه هیاهوی کرکننده انتشار اسناد عراق گم میشود و کسی را یارای دقت در پرداختن به آن نیست. چنانکه «کریستین هرافنسون» یکی از سخنگویان «ویکی لیکس» هم میگوید: «ویکی لیکس این اسناد را اصلاح کرده و هر گونه اطلاعاتی که ممکن بود جان افراد را به خطر بیاندازد، از متن آنها حذف شده است.»
پس این اسناد میتواند چه ارزش دیگری داشته باشد؟ اصولاً در سازمانهای اطلاعاتی قدرتمند آمریکا چگونه ممکن است در کمتر از چند ماه صدهاهزار سند به بیرون درز کند و در اختیار همگان قرار گیرد، اما ردی از ارائهدهندگان آن بر جای نماند؟ این سوال را همچنین میتوان اینگونه ادامه داد که آیا اسناد مهم جنگ در عراق همین 400 هزار سند بودهاند و به ازای هر نظامی آمریکایی تنها دو سند وجود داشته و اکنون باید منتشر شوند؟ آیا کشته شدن بیش از 150هزار عراقی در حملات کور نظامیان آمریکایی که بنابر همین اسناد منتشر شده یک سوم آنها در ایست و بازرسیهای ایجاد شده توسط آمریکاییها جان خود را از دست دادهاند؛ تنها این تعداد سند را در بر میگیرد؟ آیا ربودن و کشتن دانشمندان هستهای و متخصص عراقی در طول هشت سال اشغال این کشور در این اسناد ذکر شده است؟ آیا اسنادی از زندانهای مخوف و متعدد موجود در عراق که تا دو سال پیش در کنترل نظامیان آمریکایی بود و هماکنون نیز برخی از آنها پابرجا است؛ ذکری رفته است؟ دخالتهای عربستان، مصر، اردن و دیگر کشورهای منطقه که به صورت هماهنگ هزینه جنگ شبهنظامیان عراقی با آمریکاییها را میپرداختند و برای ترورهای کور نیروی انتحاری تامین کرده و آنها را از مرزهای بیابانی خود تحویل القاعده میدادند، در کجای این اسناد قرار دارد؟
این سوالات و سوالات بیشمار دیگر را هم میتوان در این مورد مطرح کرد و به نظر میرسد که اسناد جنگ عراق از میلیونها برگ سند تجاوز میکند و در این میان تنها چیزی که میماند متهم کردن عراقیها به کشتن شهروندان خود و شکنجه و آزار آنهاست؛ گویی که آمریکاییها خود در این ماجرا دخالتی نداشتهاند و تنها تماشاگر ماجرا بودهاند.
نکته جالب البته در این مورد اتهامات وارد شده به ایران است که به این صورت ردیف شدهاند: طرح ایران برای ترور ایاد علاوی، آموزش شبه نظامیان عراقی، دستگیری سه تبعه آمریکایی توسط ایران در داخل مرزهای عراق، طرحهای ایران برای حمله به نظامیان آمریکایی در بغداد و دیگر شهرهای عراق و... حالا چگونه است که در آستانه تشکیل دولت عراق باید طرح ایران برای برای ترور!!! «ایاد علاوی» منتشر شود و وی تا این اندازه برای ایران مهم ارزیابی شود؟ آیا کنترل کردن فردی در حد و اندازههای علاوی که با بعثیها همپیمان شده برای ایران کار سخت و سنگینی بود که باید وی را ترور میکرد؟ حالا که عراقیها به تفاهم رسیدهاند و انتظار میرود «نوری مالکی» دولت آینده را تشکیل دهد و «علاوی» و بعثیها از رسیدن به قدرت بازماندهاند؛ آیا انتشار این اسناد نمیتواند به منظور بر هم زدن اوضاع داخلی عراق در آستانه تشکیل دولت صورت گرفته باشد؟
در مورد دیگر چرا باید ویکی لیکس اسناد دستگیری سه شهروند آمریکایی در خاک عراق را منتشر کنند، در حالی که سران کاخ سفید مدعی این سه شهروند بوده و از دولت ایران میخواهند تا آنها را آزاد کنند؟ اگر دولت آمریکا سند مهمتری در اختیار داشت چرا آن را منتشر نکرده تا همگان بدانند و بینند که دولت ایران در داخل خاک عراق اقدام به آدمربایی میکند و هیچکس هم به جز ناظران ویکیلیکس آن را ندیدند!!! در این مقطع زمانی که فشار آمریکا برای آزادی دو شهروند دیگر خود راه به جایی نبرده است، آیا ادعای چنین مسالهای نمیتواند عمدی باشد؟
بر اساس اسناد «ویکی لیکس» ایران در عراق دخالت کرده است؛ درست همان ادعایی که دولتمردان آمریکایی برای مدت هشت سال تکرار کرده ولی هیچگاه اسناد آن را منتشر نکرده و حال مسولان این پایگاه اینترنتی چون دایه مهربانتر از مادر آنها را در اختیار همگان قرار میدهند. گیریم که ایران در عراق دخالت کرده است، آیا از بزرگترین قدرت منطقهای جز این باید انتظار داشت که منافع خود را تامین کند و این تامین منافع ممکن است به هر شکل ممکن صورت گرفته باشد؛ ایران که نه عراق را مورد تهاجم قرار داد و نه در آن حضور نظامی داشت، حال چگونه است که در برابر چشمان 200هزار نظامی آمریکایی و انگلیسی که تمام طول مرز با ایران را کنترل میکردند ایران اقدام به وارد کردن بمب و راکت به داخل عراق کرد و کسی هم متوجه آن نشد!!
آیا در زاغههای مهمات ارتش عراق که هنگام فروپاشی رژیم بعث به تاراج رفت و توسط ژنرالهای فراری به مخفیگاههای امن منتقل شد، آن اندازه تسلیحات جهت درگیری با نظامیان آمریکایی وجود نداشت که ایران اقدام به وارد کردن اسلحه به عراق نمود؟ در طول هشت سال گذشته با تمام درگیریهایی که میان نظامیان آمریکایی و شبهنظامیان عراقی صورت گرفته به اندازه یک عملیات متوسط نظامی هم مهمات مورد استفاده قرار نگرفته که در عراق قحطی سلاح به وجود بیاد. در این میان نقش مخرب کشورهای عرب در کجا است که بنابر اسناد رسمی دولت عراق دخالت شدید و غلیظی در این کشور داشته و رسماً القاعده و دیگر جریانهای شبهنظامی را هدایت میکنند. آیا عقل سلیم قبول میکند در حالی که دوستان تهران در عراق قدرت را در دست دارند، ایران اقدام به متزلزل کردن حکومت آنها کند؟
صحبت بر سر صحت و سقم این اسناد نیست، چرا یکی از سخنگویان وزارت دفاع آمریکا، پنتاگون، ضمن رد مندرجات این مدارک، « آنها را مشاهدات اولیه و خام واحدهای رزمی خواند، مشاهداتی که تنها صحنه هایی از اتفاقات مصیبت بار و همچنین اتفاقات پیش افتاده و معمولی است» پس چگونه است که این قسمت ماجرا که صحبت از ایران است دیده میشود، اما آن قسمت دیگر که حضور آمریکاییها است دیده نمیشود و مشتی شواهد و اتفاقات پیش پا افتاده است؟
به هر حال در دنیای امروز که هر کس ادعا و مدعایی دارد، مسولان «ویکیلیکس» و همراهان آنها در دولت آمریکا میتوانند اینگونه اسناد را به آسانی منتشر کرده و هم خود را از جنایات روی داده در عراق – به حکم اینکه تمام اتفاقات روی داده در کشور اشغالی بر عهده اشغالگر است – تبرئه کنند و هم به ایران و دولتمردان عراقی اتهامات مدنظر خود را وارد کنند، بنابراین باید گفت این اسناد نه همه اتفاقات روی داده در عراق است و نه تمام حقیقتی که مسولان این درگاه اینترنتی مدعی آن هستند، آنچه منتشر شده است، دروغهایی است که با لعاب حقیقت پوشیده شدهاند، چرا که به نظر میرسد ابعاد جنایات صورت گرفته در عراق بیشتر از آن باشد که در این اسناد آمده است.
از نويسنده محترم بسيار متشكريم
( مرتضی عباسی از روستای خلیفه استان بوشهر)



