اعدام برای داماد هفتتیرکش
وطن امروز: جنایتکار هفتتیرکش که در تاریکی شب، نوعروسش را هدف گلوله قرار داده است، به مجازات مرگ محکوم شد. این مرد 4 ماه پس از قتل فراری بود و زندگی زیرزمینی داشت.
10 اسفندماه سال 87، «بهنام» داماد 30 ساله که بتازگی با دخترداییاش عقد کرده بود جلوی در خانه پدر زنش در میدان آرش مارلیک کرج رفت تا اختلافات جزئیشان را حل کنند.
«سحر» 26 ساله به پارکي در نزدیکی خانهشان رفت و گفت که دیگر حاضر نیست در کنار او زندگی کند. همین صحبتهای تلخ نوعروس کافی بود تا داماد خشمگین توطئه خونینی را که از یک ماه پیش طراحی کرده بود به مرحله اجرا بگذارد. همان شب زمستانی داماد کینهجو اسلحهاش را برداشت و خود را به پشت در خانه پدر زنش رساند. وقتی سحر و خواهرش را دید که وارد خانهشان شدند، به سرعت به طرف حیاط دوید و اینبار فریادهای نوعروس با صدای شلیکهای گلوله در تاریکی شب خاموش شد. همزمان با فرار مرد هفتتیرکش، ماجرای این شلیکهای مرموز به بازپرس ویژه قتل شهرستان شهریار مخابره شد و تیمی از ماموران تجسس به همراه کشیک قتل پای در قتلگاه نوعروس گذاشتند. قربانی نوعروس 26 سالهای به نام «سحر» است که با شلیک 2 گلوله به قتل رسید.
خواهر قربانی جنایت در بازجوییها به پلیس گفت: چند ماه پیش بهنام، پسرعمهام به خواستگاری خواهرم سحر آمد و آنها با رضایت خانوادهها به عقد یکدیگر درآمدند. اما بهنام مرد بداخلاقی بود و سوءظنهای بیجا داشت. خواهرم نمیتوانست این وضع را تحمل کند و حاضر نبود با این مرد وارد زندگی مشترک شود. سحر همیشه پیش من درد دل میکرد و از دست رفتارهای عجیب همسرش گله داشت. به همین خاطر به دادگاه خانواده شهریار رفت و دادخواست طلاق داد.
وی افزود: شب حادثه همراه خواهرم سحر از سر کار به خانه میآمدیم. به نزدیکی خانه که رسیدیم، صدای بهنام را شنیدیم. سحر را به سمت خود کشاند و 2 گلوله شلیک کرد. وقتی جیغ زدم، بهنام به سرعت پا به فرار گذاشت. خواهرم خونآلود روی زمین افتاد و با آمدن اورژانس مرگ وی تایید شد.
پس از اظهارات شاهد حادثه، تحقیقات برای ردیابی قاتل فراری آغاز شد اما هیچ ردی از وی در دست پلیس نبود. کارآگاهان به خانه پدر و مادر بهنام رفتند اما آنها نیز اطلاعی از مخفیگاه پسرشان نداشتند.
در حالیکه پلیس قدم به قدم در تعقیب هفتتیرکش فراری بود ردپای وی پس از 4 ماه در مشهد بهدست آمد و وی در دام ماموران گرفتار شد.
بهنام در بازجوییها پرده از جزئیات جنایت برداشت و گفت: در بین فامیل همیشه صحبت ازدواج من و سحر دخترداییام بود. چند ماه پیش از جنایت به خواستگاری سحر رفتم و به عقد یکدیگر در آمدیم.
مدتی در شهرمان در آستارا کار میکردم و بعد به خانه پدرزنم در مارلیک آمدم و در نزدیکی خانهاش یک آپارتمان کوچک اجاره کردم و میخواستم مراسم عروسیمان را جشن بگیرم تا اینکه متوجه رفتارهای عجیب همسرم شدم. سحر میگفت مرا نمیخواهد و علتش را نمیگفت. به همین خاطر من تصور میکردم که پای یک رقیب عشقی در میان است.
قاتل فراری ادامه داد: وقتی شنیدم سحر درخواست طلاق داده، خیلی بههم ریختم و آتش انتقام به جانم افتاد. سحر اصرار به جدایی داشت و من هم نقشه قتل او را کشیدم. برای اجرای این نقشه سیاه، به شهرستان کوهدشت خرمآباد رفتم و از آنجا یک اسلحه خریدم و شبانه خود را به جلوی در خانه پدرزنم رساندم و... .
پس از قتل به کوچه مروی رفتم، یک شناسنامه جعلی خریدم و با آن به مشهد رفتم تا اینکه دستگیر شدم. این متهم صبح دیروز در شعبه 71 دادگاه کیفری پای میز محاکمه رفت. پدر و مادر سحر نیز خواستار اعدام داماد جنایتکار خود شدند.
ساناز خواهر سحر که تنها شاهد جنایت بود به قضات گفت: خواهرم دانشجوی گرافیک بود. وی هنرمند بود، اما بهنام شوهرش تحصیلاتی نداشت و راننده تاکسی بود. اختلاف آنها بر سر این موضوع بود و با هم تفاهم نداشتند. خواهرم یکبار اقدام به خودکشی کرده بود. به همین خاطر درخواست طلاق داد. اما بهنام بیعاطفه با خرید اسلحه دست به قتل خواهر بیگناهم زد و من هر بار صحنه مرگ او را به خاطر میآورم، بیاختیار وحشت به جانم میافتد.
پس از اظهارات تنها شاهد جنایت، متهم پشت تریبون ایستاد. وی خونسردانه جنایت را گردن گرفت و گفت: من یک دیوانه زنجیری هستم. نمیدانم چهطور شد که سحر را کشتم. شاید بهخاطر حرفهای اطرافیانم بود که اجازه ندادند در کنار او خوشبخت زندگی کنم. مرد هفتتیرکش نهتنها اظهار پشیمانی نکرد، بلکه گفت دوست دارد هرچه زودتر اعدام شود و دیگر به زندان بازنگردد. در پایان جلسه، عامل شلیک به سحر از سوی 5 قاضی عالیرتبه دادگاه کیفری به قصاص نفس محکوم شد.



