برنامههایی که «تک نفره» اجرا میشوند؛ مقبول مخاطب یا مردود؟
اما در برنامه یاد شده با وجود این که تلاش جمشیدی، به عنوان یکی از عوامل یک گروه قابل تقدیر است، باید پرسید اگر در نوبتی از پخش این برنامه زنده، به هر دلیلی، او امکان حضور نداشته باشد، این برنامه چه سرنوشتی پیدا می کند و به واقع، آیا حضور دیگر عوامل به قدری جدی گرفته شده که جانشینی برای این مجری بداهه گوی توانا داشته باشند؟
کد خبر: ۱۱۸۴۹۱
| | 14112 بازدید
سرویس فرهنگی ـ متأسفانه، روند برنامه سازی در رسانه ملی، دقیقا به سمت «فردمحوری» پیش میرود و هر برنامه ای اگر یک فرد توانمند داشته باشد، برنامه خوب اجرا و خوب دیده میشود و اگر برعکس، از آن یک نفر محروم باشد و یا آن یک نفرش کمی لنگ بزند، این برنامه نمیگیرد.
به گزارش «تابناک» فرزاد جمشیدی، مجری ویژه برنامه سحر شبکه اول، با بیان و محتوای ویژه ای که دارد، به تنهایی جور همه عوامل این ویژه برنامه را می کشد و نظرسنجی از تماشاگران، گویای این است که توانسته سحرخیزان و روزه داران بسیاری را به دیدن این برنامه راغب کند، در حالی که اساسا هر برنامه ای که دارای ویژگی های فرهنگی و هنری است، باید با تلاش مجموعه ای از عوامل و مبتنی بر ایجاد جاذبه های سمعی و بصری مخاطبان را جذب کند.
در واقع، در ویژه برنامه سحری شبکه اول سیما، فرزاد جمشیدی با لحن و رویکرد ویژه ای که به معارف و مفاهیم ارزشی و اسلامی دارد، همه توجهات را به خود جلب کرده؛ اما این موضوع، نکته ای است که باید از بعد دیگری هم مورد توجه قرار گیرد.
همچنین درباره این نکته باید تأکید کرد، هرچند کار جمشیدی جذابیت هایی دارد و توانسته با این اجرا، تماشاگران سحرخیز و روزه داران بسیاری از اقشار گوناگون مردم را متوجه ویژه برنامه شبکه اول سیما کند، همین نقطه شاخص می تواند عامل ضعفی برای برنامه های این چنینی، نه تنها در شبکه اول، بلکه در اغلب برنامه های مناسبتی شبکه های گوناگون سیما باشد.
به تعبیر دیگر، آن چنان که گفته شد، یک برنامه رسانه ای با هر قالبی که باشد وقتی موفق است که برگرفته از اثر همه موثران آن باشد و نوا و تصاویری هماهنگ از تلاش و خلاقیت همه عوامل به گوش و چشم مخاطبان برسد.
اما در برنامه یاد شده، با وجود این که تلاش جمشیدی، به عنوان یکی از عوامل یک گروه قابل تقدیر است، باید پرسید، اگر در نوبتی از پخش این برنامه زنده، به هر دلیلی او امکان حضور نداشته باشد، این برنامه چه سرنوشتی پیدا می کند و به واقع، آیا حضور دیگر عوامل به قدری جدی گرفته شده که جانشینی برای این مجری بداهه گوی توانا داشته باشند؟
حتی باید پرسید جانشینی برای شخص جمشیدی و البته آماده اجرا دارند؟
این موضوع در دیگر شبکه ها نیز تقریبا به همین گونه است و آسیبی جدی به اغلب برنامه هایی که مورد توجه مردم قرار گرفته، وارد کرده است.
یکی دیگر از این نوع برنامه ها، ماه عسل شبکه سوم سیماست که به نظر می رسید در سال های گذشته، با وجود مجری هایی که داشت، جایگاه مناسبی در بین مخاطبان یافته بودند؛ اما با تغییر مجری، این جایگاه، اگر نگوییم از بین رفت، ولی با قاطعیت می توان گفت که آسیب چشمگیری دیده است.
یا مثلا ویژه برنامه شبکه تهران، اگر شهریاری را به عنوان مجری نداشته باشد تا چه حد برای عموم جالب توجه خواهد بود؟
توجه بیشتر به این نقص اساسی و بررسی سوابق کسانی که در این عرصه به عنوان افراد موفق شناخته می شوند، نشان می دهد این مجری ها نیز مبتنی بر تلاش ها، تمرین ها و خلاقیت های ذاتی و فردی، این قابلیت ها را به دست آورده اند و البته، از هر فرصتی که رسانه ملی در اختیارشان گذاشته، برای بهره برداری از این داشته ها استفاده کرده و به نوعی هر چه در چنته داشته اند، برای بهبود برنامه های این رسانه و جذب بینندگان بیشتر هزینه کرده اند.
بنابراین، تجربه نشان می دهد با پایان یافتن همکاری این نوع مجری ها، برنامه های رسانه ملی دچار خلا جدی شده و تا حد از دست دادن همه بینندگان تنزل یافته اند.
در حالی که رسانه ملی به فراخور نیاز مبرم و مستمری که به این نوع عوامل خلاق دارد، می توانسته و هنوز هم می تواند با دعوت به همکاری این نوع مجریان، امکان انتقال تجاربشان به دیگر مجری ها، به ویژه مجریان جوان را فراهم کند و به این نحو، علاوه بر تشویق و ترغیب افراد با تجربه و موفق، کادرسازی ویژه ای کرده، با تربیت مجریان حرفه ای، همواره از وجود این افراد توانمند و خلاق بهره برده، مردم را نیز از این بابت، به طور مستمر، با خود همراه کند و مانع قطع شدن ارتباط مخاطبان با برنامه های موفق شود.
تأکید بر این راهکار، در حالی که بررسی سوابق و ویژگی های فردی مجریان مطرح، گویای آمادگی و رغبت دلسوزانه ایشان، برای این نوع همکاری ها، با مسئولان رسانه ملی است و هر گونه مستمسکی برای تربیت و پرورش مجریان قابل و ارزشمند را از بین می برد.
البته این راهکار برای تأمین یکی از عوامل برنامه های موفق صدا وسیماست و در دیگر بخش ها و برای تربیت عوامل دیگر هم می توان آن را تعمیم داد تا همه عوامل در سطح مقبول و جذاب به ارایه آثارشان بپردازند تا هارمونی حاصل به چشم و گوش مخاطب منتقل شود و همه ابعاد یک برنامه در سطحی عالی و قابل توجه ارتقا یابند.
کشورمان ده ها و شاید صدها «جمشیدی» دارد که باید امکان بروز و ظهور آنها را فراهم کرد، چه با فراهم کردن فضا برای اجرا و چه با بهره گرفتن از تجارب ایشان و ایجاد زمینه های انتقال و آموزش این داشته ها به جوانان مستعد و آتیه ساز؛ ضمن اینکه بدون تردید، اجراهای این افراد نیز خالی از اشکال نیست، ولی به خاطر تک نفره بودن برنامه، همواره از آوردن اشکالاتی که وارد هم هست، خودداری می شود؛ برای نمونه، در اجرای جمشیدی، گاه مجری حدود هفده دقیقه با مخاطب حرف می زند که این برای یک برنامه ترکیبی اصلا خوب نیست؛ ضمن اینکه لحن جمشیدی هم به ازای این دقایق طولانی تغییر نمی کند و یا اینکه... .
به گزارش «تابناک» فرزاد جمشیدی، مجری ویژه برنامه سحر شبکه اول، با بیان و محتوای ویژه ای که دارد، به تنهایی جور همه عوامل این ویژه برنامه را می کشد و نظرسنجی از تماشاگران، گویای این است که توانسته سحرخیزان و روزه داران بسیاری را به دیدن این برنامه راغب کند، در حالی که اساسا هر برنامه ای که دارای ویژگی های فرهنگی و هنری است، باید با تلاش مجموعه ای از عوامل و مبتنی بر ایجاد جاذبه های سمعی و بصری مخاطبان را جذب کند.
در واقع، در ویژه برنامه سحری شبکه اول سیما، فرزاد جمشیدی با لحن و رویکرد ویژه ای که به معارف و مفاهیم ارزشی و اسلامی دارد، همه توجهات را به خود جلب کرده؛ اما این موضوع، نکته ای است که باید از بعد دیگری هم مورد توجه قرار گیرد.
همچنین درباره این نکته باید تأکید کرد، هرچند کار جمشیدی جذابیت هایی دارد و توانسته با این اجرا، تماشاگران سحرخیز و روزه داران بسیاری از اقشار گوناگون مردم را متوجه ویژه برنامه شبکه اول سیما کند، همین نقطه شاخص می تواند عامل ضعفی برای برنامه های این چنینی، نه تنها در شبکه اول، بلکه در اغلب برنامه های مناسبتی شبکه های گوناگون سیما باشد.
به تعبیر دیگر، آن چنان که گفته شد، یک برنامه رسانه ای با هر قالبی که باشد وقتی موفق است که برگرفته از اثر همه موثران آن باشد و نوا و تصاویری هماهنگ از تلاش و خلاقیت همه عوامل به گوش و چشم مخاطبان برسد.
اما در برنامه یاد شده، با وجود این که تلاش جمشیدی، به عنوان یکی از عوامل یک گروه قابل تقدیر است، باید پرسید، اگر در نوبتی از پخش این برنامه زنده، به هر دلیلی او امکان حضور نداشته باشد، این برنامه چه سرنوشتی پیدا می کند و به واقع، آیا حضور دیگر عوامل به قدری جدی گرفته شده که جانشینی برای این مجری بداهه گوی توانا داشته باشند؟
حتی باید پرسید جانشینی برای شخص جمشیدی و البته آماده اجرا دارند؟
این موضوع در دیگر شبکه ها نیز تقریبا به همین گونه است و آسیبی جدی به اغلب برنامه هایی که مورد توجه مردم قرار گرفته، وارد کرده است.
یکی دیگر از این نوع برنامه ها، ماه عسل شبکه سوم سیماست که به نظر می رسید در سال های گذشته، با وجود مجری هایی که داشت، جایگاه مناسبی در بین مخاطبان یافته بودند؛ اما با تغییر مجری، این جایگاه، اگر نگوییم از بین رفت، ولی با قاطعیت می توان گفت که آسیب چشمگیری دیده است.
یا مثلا ویژه برنامه شبکه تهران، اگر شهریاری را به عنوان مجری نداشته باشد تا چه حد برای عموم جالب توجه خواهد بود؟
توجه بیشتر به این نقص اساسی و بررسی سوابق کسانی که در این عرصه به عنوان افراد موفق شناخته می شوند، نشان می دهد این مجری ها نیز مبتنی بر تلاش ها، تمرین ها و خلاقیت های ذاتی و فردی، این قابلیت ها را به دست آورده اند و البته، از هر فرصتی که رسانه ملی در اختیارشان گذاشته، برای بهره برداری از این داشته ها استفاده کرده و به نوعی هر چه در چنته داشته اند، برای بهبود برنامه های این رسانه و جذب بینندگان بیشتر هزینه کرده اند.
بنابراین، تجربه نشان می دهد با پایان یافتن همکاری این نوع مجری ها، برنامه های رسانه ملی دچار خلا جدی شده و تا حد از دست دادن همه بینندگان تنزل یافته اند.
در حالی که رسانه ملی به فراخور نیاز مبرم و مستمری که به این نوع عوامل خلاق دارد، می توانسته و هنوز هم می تواند با دعوت به همکاری این نوع مجریان، امکان انتقال تجاربشان به دیگر مجری ها، به ویژه مجریان جوان را فراهم کند و به این نحو، علاوه بر تشویق و ترغیب افراد با تجربه و موفق، کادرسازی ویژه ای کرده، با تربیت مجریان حرفه ای، همواره از وجود این افراد توانمند و خلاق بهره برده، مردم را نیز از این بابت، به طور مستمر، با خود همراه کند و مانع قطع شدن ارتباط مخاطبان با برنامه های موفق شود.
تأکید بر این راهکار، در حالی که بررسی سوابق و ویژگی های فردی مجریان مطرح، گویای آمادگی و رغبت دلسوزانه ایشان، برای این نوع همکاری ها، با مسئولان رسانه ملی است و هر گونه مستمسکی برای تربیت و پرورش مجریان قابل و ارزشمند را از بین می برد.
البته این راهکار برای تأمین یکی از عوامل برنامه های موفق صدا وسیماست و در دیگر بخش ها و برای تربیت عوامل دیگر هم می توان آن را تعمیم داد تا همه عوامل در سطح مقبول و جذاب به ارایه آثارشان بپردازند تا هارمونی حاصل به چشم و گوش مخاطب منتقل شود و همه ابعاد یک برنامه در سطحی عالی و قابل توجه ارتقا یابند.
کشورمان ده ها و شاید صدها «جمشیدی» دارد که باید امکان بروز و ظهور آنها را فراهم کرد، چه با فراهم کردن فضا برای اجرا و چه با بهره گرفتن از تجارب ایشان و ایجاد زمینه های انتقال و آموزش این داشته ها به جوانان مستعد و آتیه ساز؛ ضمن اینکه بدون تردید، اجراهای این افراد نیز خالی از اشکال نیست، ولی به خاطر تک نفره بودن برنامه، همواره از آوردن اشکالاتی که وارد هم هست، خودداری می شود؛ برای نمونه، در اجرای جمشیدی، گاه مجری حدود هفده دقیقه با مخاطب حرف می زند که این برای یک برنامه ترکیبی اصلا خوب نیست؛ ضمن اینکه لحن جمشیدی هم به ازای این دقایق طولانی تغییر نمی کند و یا اینکه... .
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
فرزاد جمشیدی رو دوست داشته باش
زشته از این کارا نکن
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟



