اصطلاح «چادر ملی» سوء تفاهم میآورد
کد خبر: ۱۱۶۵۶۳
| | 9685 بازدید
حجتالاسلام سیدمحمد نظامالدین از روحانیان فعال استان اصفهان در حوزه فرهنگ است که علاوه برکسب مدارج عالی علوم حوزوی(خارج فقه و اصول) 13 سال است که در حوزه انتشار کتاب و امور نشر فعالیت داشته و همزمان مدیرعامل انتشارات مهر قائم(عج) و مؤسسه علم آفرین میباشد.به گزارش «جوان»، نظامالدین تاکنون به جز ویراستاری تخصصی کتب دینی، شرح دعای ندبه علامه فهری اصفهانی را مورد تحقیق و پژوهش قرار داده و مجموعه رویش سبز را با موضوع نگاهی به مسأله حجاب به رشته تحریر درآورده است. با وی در خصوص موضوع حجاب به گفتوگو نشستهایم.
آقای نظام الدین! در حوزه حجاب ما با تبلیغات بسیاری از سوی رسانهها و دستگاهها روبهرو هستیم ولی متأسفانه این تبلیغات و درخواستها هیچگاه به یک جریان سازنده عینی در حوزه فرهنگ پوشش اسلامی منجر نمیشود. حضرتعالی به عنوان کسی که در این زمینه تحقیقات داشتهاید این حلقه مفقوده را در کجا میدانید.
به نام خدا، به نظرم بیشتر طرحهای ترویجی دارای یک کارشناسی خوب و در واقع یک راهحل پیشنهادی مناسب هستند. به عنوان مثال وزارت بهداشت و درمان وقتی میخواهد موضوع سلامت عمومی را تحلیل کند و یکسری چالش اجتماع را در این حوزه حل و مرتفع نماید، اول میآید و تحقیق میکند که مثلاً 10 بیماری اول عمومی کشور چیست؟بعد میآید 10 قدم را برای درمان هریک از این بیماریها تدوین میکند و در آخر یک برنامه عملیاتی برای آن در همه ابعاد رسانه، درمان، دارو، نگهداشت و... ارائه میکند.
در زمینه فرهنگی ما یک حلقه از این حلقه مفقود نشده بلکه بسیاری از حلقهها اصلاً نه هست نه متولی دارد. مسأله حجاب هم یکی از مسائل فرهنگی است که به عنوان یکی از دردهای اجتماع امروز ما باید مورد توجه قرار بگیرد اما در حوزه مدیریت اجرایی و مدیریت میانی توجه لازم به آن صورت نمیگیرد. یعنی امروز ما میدانیم که رشد روز افزون طلاق و ناهنجاریهای منجر به آن به موضوع حجاب و ارتباطات نامشروع بر میگردد. اما کسی این را به عنوان یک فعالیت گام بندی شده نمیبیند که برود و پیگیری کند.
مشکل اساسی مدیریت میانی در این زمینه چیست؟
بدون تعارف عرض کنم تا زمانی که مدیریت میانی ما به ضرورت اثباتی و مضرات بد حجابی باور نداشته باشد نمیتواند منویات مدیران عالی نظام در این زمینه را تأمین کند. مدیران میانی به خاطر این که بعضاً باور و اعتقاد لازم را در این زمینه ندارند. نمیتوانند منشأ اثر مطلوب باشند و به همین خاطر کارهایشان در کنفرانسها و همایشهای صوری و بیاثر خلاصه میشود.
گرچه تشکلهای مردمی در این زمینه فعالیتهای خوبی دارند اما به هر صورت بودجه و سرمایه مورد نیاز برای کار فرهنگی ـ نه در اینجا بلکه در بیشتر جاهای دنیا ـ دست دولتها و حکومتها است.
ما با یک هجوم فزاینده در حوزه فرهنگی روبهرو هستیم و رسانه و بودجه متأسفانه دست به اصطلاح «کننده و عامل» این امر قرار ندارد. مشخص است که آن بازیگر که خودش جلوی دوربین حجاب میگیرد یا آن عوامل که سفارش یک کار برای حجاب را میگیرند و ممکن است نه خودشان و نه خانوادهشان در پی این مسائل نباشند. اینها نمیتوانند منشأ جریان حجاب در کشور باشند. ما میبینیم که در همین کارهای اندکی هم که صورت میپذیرد برخی کارهای اشتباه انجام میشود که خود برای جامعه سوء تفاهم زا است.
میتوانید در این زمینه مثال بزنید؟
نگاه کنید، اگر کسی اندک مطالعهای داشته باشد میداند که حجاب یک بحث قدیمی در ایران اسلامی بوده و حتی ایران زرتشتی، قبل از این که عرب چیزی از پوشش زن بداند، زنان را با پوشش کامل و حتی سختگیرانهتری از اسلام به خود دیده است. به نظرم در ابیاتی از فردوسی مشخصاً چادر مطرح شده است. حال آن که فردوسی دارد زمان پیشدادیان و تا قبل از اسلام را توصیف میکند. حال ما میآییم برای این که یک برش خاص از چادر به فروش برود یا رسانهای شود اسم این را میگذاریم چادر ملی.
خب این خودش یک مغالطه بزرگ است. گویی چادر امری وارداتی از جای دیگر است و تا حالا ما چادر نداشتهایم که داخلی و برای خودمان باشد. یک خانمی آمده یک چادر با زیباییشناسی ایرانی خلق کرده و طراحیاش را عملیاتی کرده است. این موضوع در دل خود امر خطرناکی است که جا بیفتد چادر یک حجاب ایرانی و ملی نبوده است.
آقای نظام الدین! مقتضیات زندگی اجتماعی به گونهای شده که چادر چرخی یا سنتی شاید جوابگوی پوشش زن شهرنشین و با فعالیتهای اجتماعی خاص و جدید او نیست یا ممکن است آب و هوا شرایط دیگری را برای تأمین حجاب طلب بکند. به همین دلیل شاید طراحی چادر ملی و نامگذاری آن به همین دلیل باشد.
من دو نکته تحقیقی عرض کنم. ما اصلاً با این مخالف نیستیم که چادر یا حجاب برابر با مقتضیات زندگی قابل تغییر است. برش و طراحی چادر حتماً برابر سنتها و مقتضیات انعطاف دارد. شما ممکن است بگویید مثلاً چادر برای سوار اتوبوس شدن یا ورزش کردن مناسب نیست. اما میبینید که به مختصر تغییراتی در طراحی زن بلوچ یا زن کرد یا زن ایلیاتی با همین چادر اسب سواری میکند، شیر میدوشد، تیراندازی و شکار میرود و کارهای سختی را انجام میدهد که شاید با مانتو و روسریها برای بسیاری قابل انجام نباشد. رنگهای این چادرها هم برابر وضعیت طبیعت متفاوت است. به علاوه این که حجاب در نواحی اسلامی نزدیک به استوا و گرمای شدید به مراتب در فرهنگ آن سامان از کشور ما سفت وسختتر باقی مانده است.
نکته دوم این که بدحجابی عمدتاً نه بهخاطر شرایط سخت حجاب داشتن بلکه به خاطر نپذیرفتن اصل حجاب و دل بستن به سایر روشهای زندگی وارداتی است. شما همین خیابانهای تهران، اصفهان و شهرهای بزرگ را ببیند. کسی که بهانه میآورد ممکن است حجاب برای او مشکل حرکتی ایجاد کند و به بسیاری از کارهای روزمرهاش آسیب وارد کند در تابستان یا بهار و پاییز چکمههایی میپوشد که نگه داشتن تعادل خود با آن کار بسیار دشواری است. یا مثلاً شالی به سر میکند که باعث تعریق و اذیت او میشود. به همین دلیل موضوع حجاب را باید در حوزه فکر بیشتر دنبال کرد تا در حوزههای دیگر.
ابعاد ترویج حجاب با این مقدمه که فرمودید، روی چه محورهایی است؟
بعد اول آن نشان دادن آسیبهای عالی و کوتاه مدت بد حجابی و بیحجابی است. این واقعیتی است که به خاطر خودآرایی زنان، رغبت مردان به خانواده کم میشود و بهخاطر همین ارتباطات نامشروع حاصل از بدحجابی سن ازدواج بالا رفته است. از سوی دیگر بدحجابی و در داخل مد قرار گرفتن یک برچسب بد و ناامن کننده برای خود دختران است.
خانوادهها باید آگاه شوند که اثر بی حجابی تنها در ظاهر بچههایشان نیست، بلکه دیگران هم طور دیگر شخصیت بچههایشان را ارزیابی میکنند و بالاخره خدای نخواسته بچههایشان یک روزی به مطالبه نامشروع ناهنجار جامعه از خود جواب مثبت خواهند داد. ازسوی دیگر موضوع حرام و حلال الهی جنبه اثباتی حجاب است.
جامعه باید بداند که حجاب همان مطالبهای است که خدا از زن و مرد مسلمان خواسته است. از جنس مطالبه نماز، از جنس مطالبه روزه و از جنس مطالبه عبادتهای دیگر.
از کجا باید شروع کرد؟
خانواده، خانواده و خانواده.
شروع و انجام ناهنجاریها از خانواده شروع میشود. عمدتاً میبینیم مادران سعی میکنند که عقدههای درونی خودشان در چهره دخترانشان جبران شود و این میشود که دخترشان را به آزادی بیحد و حصر یا خرید لباسهای نامناسب و ترغیب به خودآرایی و خرید لوازم آرایش خراب میکنند.
از سر ناآگاهی از کودکی بچههایشان را با لباسهای نیمه عریان بیرون میبرند و انتظار دارند وقتی بچه 9 سالش شد با یک جشن عبادت متحول شود و بتواند با پوشش کامل نمایان شود.
اینها از امور یک شبه و یک روزه نیست، بلکه آگاهی و ممارست مستمر میخواهد.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۱
انتشار یافته: ۰
چرخ زمان بدون توقف پیش میرود ، بجای محدود کردن روزافزون زنان ؛ به محدود کردن توزیع مواد مخدر ؛ جرائم اجتماعی ؛ فحشاء افسار گسیخته ؛ بیکاری بیش هفت میلیون جوان ؛ گرانی سرسام آور ...اگر بشمارم صفحه گنجایش آنرا نخواهد داشت ؛ بپردازید .چطور هست که برای چادر کارشناس دارید ولی برای معضلات بالا که شمردم کارشناس ندارید ؟
1- زمانی دیدید روسری از سر مردم کشیدند ومردم به سوی حجاب گرایش پیدا کردند
2- و زمانی که حجاب را اجباری کرده و مردم را به سوی بی ججابی سوق داده است
برایند هر دو برخورد یکی است. یعنی نه گفتن مردم به آن!!!!!
قبول کنید که چادر با همه برتر بودنش دست و پا گیر است.به علاوه رنگ آن هم افسردگی می آورد.
من هم از چادر استفاده می کنم و هم از مانتو و شلوار.
چادر ملی نیز چیز جالبی نیست. دختران و زنان را بد شکل می کند.
مگر مانتو و شلوار یا لباس های رنگی چه اشکالی دارند که شما آقایان این همه روی چادر مشکی پافشاری می کنید.
برای درک مطلب فوق به شما آقایان ایرانی پیشنهاد می کنم فقط یکروز از چادر مشکی از نوع ملی و غیر ملی استفاده کنید آنوقت می فهیمید که ما چه میگوییم
پیشنهادم به خانم های محترم ایرانی این است که در هر حال از پوشش مناسبی برای حضور در مجامع عمومی استفاده کنید از پوشیدن لباس های خیلی تنگ که هم برای شما ضرر دارد و برای ثبات جامعه خود داری کنید.
همانطور كه مي دونيم گرايش دروني زن به خود نمايي است. يكي از مواردي كه خيلي به حجاب خانمها كمك مي كنه حيا و عفت آقايون است. زماني يك زن خودش را از يك نامحرم مي تونه بپوشنه كه بدونه شريك آينده و يا فعلي زندگيش هم چشم و دل از نا محرم مي پوشونه. ولي با اين وضعيت تبليغ چند زني و ازدواج موقت معلومه كه خانمها هم تمايل به حجاب ندارند. زني كه از طرف شوهرش محبت و توجه نمي بيند و شوهرش وقتش را با زنهاي ديگه پر مي كنه با كدوم عشق و علاقه خودش را كنترل كنه؟!!! تازه اين كه خوبه وضعيت از اين بد تر هم مي شه.
زن بايد از عشق شوهرش مطمئن باشه نه اينكه سر سفره عشقشون يه عالمه زن ديگه نشسته باشند. وفاداري يك خصيصه انساني است كه مرد و زن نمي شناسه. و مطمئن باشيد هر كس براي بي وفايي مي تونه هزاز دليل طبيعي و ژنيتيكي و ... داشته باشد
گویا ما فقط يك ملعبه در دست مردان هستيم كه هر موقع دلش خواست با زن ازدواج مي كنه هر موقع دلش خواست طلاقش مي دهد، هر موقع دلش خواست سرش هوو ميآورد، اگه دلش خواست بچه هاشو ازش مي گيردو.... زن بدون اجازه شوهر حتي خونه مادرش نمي تواند برود و .... و به هيچ وجه حق طلاق نداره. زن در اسلام هيچ گونه استقلالي از خودش نداره. و حتي حق نداره در مورد تعداد معشوقه هاي( بخوانيد صيغه) شوهرش اظهار نظر كنه. لطفا نگيد كه نفقه زن به عهده شوهر است و به شما مهريه مي دهد كه حرف بي حسابي است. اگه شرايط كار مساوي باشه ما از عهده همه مخارج خودمون بر مي آييم. اون وقت توقع داريد كه اين قدر خودمون را اذيت كنيم!
شاید بي حجابي يك اعتراض به تبعيض عليه زنان است لطفا اين را قبول كنيد.
اگه چادره ديگه انداميش چه صيغه ايه؟؟
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟




