پيشنهادي براي عقب راندن بيشتر مرداك
لیلی محسنی در "الف" نوشت: صدا وسيما در ماههاي اخير نشان داده است كه در انتخاب موضوع و پيام سريال هاي شبانه، چيزي بيش از سرگرمي را هدف گرفته و به موضوعات جدي اجتماعي مي پردازد. اين اتفاق مبارك و تحسين برانگيزي است.
هرچند عملكرد كلي صدا وسيما در چشم بستن به روي اشتباهات دولت و تعطيلي نقد مسوولان، ترويج فرهنگ حرص و طمع و تجملات، ناديده گرفتن دايمي مشكلات طبقه محروم و چشم بستن برروي فقر و فساد و تبعيض و...، قابل قبول نيست و به شدت جاي نقد و گلايه و مواخذه و اعتراض دارد، اما نبايد فراموش كنيم كه صدا وسيما در خط مقدم و سنگر اول مبارزه با تهاجم فرهنگي قرار دارد. سنگري كه در آن سوي ميدانش استكبار جهاني با تمام توان رسانه اي اش صف كشيده است. ميداني كه فقط يكي از جنگاورانش، روبرت مرداك صهيونيست است كه همه بي ناموسي و وقاحت و بي عفتي فرهنگ غربي را به ميدان آورده و ميخواهد با فيلمها و سريالهاي مسموم خود، ساحت پاك و عفيف و اصيل خانواده ايراني را آلوده كند.
ضرغامي در چنين ميدان سخت و حساسي مي جنگد. بنابراين با حفظ همه گلايهها و انتقادهايمان، بايد او را در مبارزه ياري دهيم.
يكي از برگ هاي برنده صدا وسيما كه اتفاقاً در ماههاي گذشته توانست شبكه بي عفت فارسي وان را موقتا عقب بزند، انتخاب سوژههاي جدي اجتماعي در سريالهايي نظير زير هشت، فاصلهها و اخيرا جراحت بوده است.
همه اين توليدات كم و بيش خوب، توانستند يكبار ديگر خانوادههاي ايراني را به پاي سيماي عفيف و باوقار ملي بكشانند. طبيعي است صدا وسيما نمي تواند يا حداقل هنوز نميتواند تمام 24 ساعت را با سريالهاي درجه يك پركند و ممكن است فارسي وان و فارسي وانهاي بي حيا، از ساعات كم آوردن صدا وسيما سوء استفاده كنند وبا آثار شيطانيشان، جوانان و خانوادههاي ايراني را بسوي خود بكشند. چاره چيست؟
در اين مقطع، يك راه موثر، توليد و پخش ميزگرد با حضور خانوادهها و كارشناسان و بحث آزاد درباره موضوعات جدي سريالهاي اجتماعي و حتي موضوعات جدي روز است.
مثلاً برنامهاي را تصور كنيد كه 20 تا 30 خانم و آقا در سنين مختلف به همراه يك مجري و يكي دو روانشناس و كارشناس ديني نشستهاند و به بهانه سريالهاي اخير، درباره اين سوالات بحث ميكنند:
- آيا عادل حق داشت به منيژه بدگمان شود؟ در شرايط مشابه چطور ميتوان سوء تفاهمها را برطرف كرد؟
- چرا افرادي نظير جهان (فاميل ممل و هم زنداني عطا) اينقدر شرور و جنايتكار مي شوند؟ چطور ميشود نسل آينده را از افتادن در اين راه حفظ كرد؟
- با افرادي نظير بيتا كه هرزگي را تجربه كردهاند، چه بايد كرد؟ وظيفه خانوادهها و مسوولان چيست؟
- چرا محسن كريمي نتوانست با پسرش ارتباط مناسبي برقرار كند؟ چرا سعيد كريمي از پدرش ميگريخت؟ و...
اينها و دهها سوال نظير اين ميتواند موضوع برنامههايي جذاب، پركشش و به شدت آموزنده باشد اين برنامه مي تواند ساعتها ضبط و يا حتي مستقيما پخش شود و بيننده را با خود همراه كند. با وجود چنين برنامههايي در حين پخش سريالها، نويسندگان و كارگردانان اين سريالها ديگر نيازي به وصله زدن پيامهاي اخلاقي در ديالوگهاي شخصيتهاي مثبت داستان خود نخواهند داشت و راحتتر داستان را نقل ميكنند و ميتوانند بخشي از قضاوتهاي ارزشي و انتقال پيام را به برنامههاي حاشيهاي هر سريال واگذار كنند.
تاكيد ميكنم كه اين برنامهها بايد بدون حضور بازيگران و كارگردان و... سريال باشد چون نمي خواهيم مانند رسانههاي زرد به بهانه چشم و ابروي بازيگر، مخاطب جذب كنيم، بلكه ميخواهيم، درباره و به بهانه محتواي سريال، مشكلات خانوادهها و جامعه را بررسي و آسيب شناسي كنيم و راهحل دهيم.
برگزاري چنين برنامههايي، يك ضعف بسيار بزرگ صدا وسيما يعني انتقال پيام يكطرفه را ميپوشاند و ميتواند به خانوادههاي ايراني فرصت دهد از «قابليت تعاملي» سيما بيشتر و جدي تر بهرهبرده و درباره مشكلاتشان در خانواده و اجتماع امروز، با ديگر خانوادهها و با بهترين متخصصان ديني و روانشناسي مشورت كنند.
در واقع يك مشكل مهم رسانه ملي بخصوص سيما اين است كه مخاطبان كمتر امكان مييابند حرف و دردل و شكايت و مشكل خود را به مشكلي صريح و جدي در آن مطرح كنند. اگر سيما به بهانه و در كنار سريالهاي جدي اجتماعي و در حضور كارشناسان زبده چنين فرصتي به مخاطبان سيما دهد، يك گام بزرگ ديگر فارسي وان را عقب خواهد راند.
اگر اين الگو از موضوعات اجتماعي فراتر رود و به موضوعات اقتصادي و سياسي هم تعميم يابد، شكست كامل مورداك با همه هنر و قدرت و هيمنهاش، دور از دسترس نخواهد بود.
اگر رسانه ملي و به خصوص سيما، سنگ صبور مردم و مخاطبانش باشد و ميدان را براي بيان نظرات، طرح سوالات و بحث و مباحثه جدي درباره مشكلات مبتلابه خانوادهها باز كند، از ماهواره و فارسي وان و ديگر رسانه هاي بي حياي غربي چه باك؟


