تلاش های ناکام یاران حلقه برای تثبیت خود به عنوان یک مکتب!
روز پنجشنبه، هفدهم تیر ماه، نشستی در سالن هلال احمر از سوی دانشجویان دانشگاه علمی ـ کاربردی برگزار شد که بحث اصلی سخنران آن، عرفانهای کاذب و وارداتی بود.
به گزارش خبرنگار «تابناک»، در این نشست، جمعی از مریدان یک شبکه غیرقانونی شبهعرفانی مجلاتی را توزیع کردند و از این شبکه دفاع کردند و دیگر آنکه برخی از مریدان، تلاش کردند سخنران این همایش را با پرسشهای خود به مباحث این شبکه وارد کنند؛ اما صحبت یکی از خانمهای حاضر در جلسه که گفت: من درباره خیلی از مکاتب مطالعه کردهام ولی این مکتب را از همه بهتر دیدم، جالب توجه است.
بنابر این گزارش این خانم، شبکه شبهعرفانی را یک مکتب معرفی میکند! و سعی می کند تا با استفاده از چارچوب های کلامی و اعتقادی سطح این فرقه انحرافی را تا حد یک مکتب دارای ایدئولوژی و جهان بینی مشخص بالا ببرد. اما به راستی کدام مکتب و با کدام ایدئولوژی؟ فرقه ای التقاطی که معجونی از عرفان های وارداتی است، آن هم با یک ایدئولوژی در هم که به مثابه یکی از شبهعرفان های وارداتی عمل میکند.
مگر فرقه ایجاد کردن چه شاخصهایی دارد که این شبکه را فاقد این شاخصها بدانیم؟ و مگر کسی که فرقه تشکیل میدهد، تابلو میزند که اینجا فرقه تشکیل شده است؟ و مگر رهبر یک فرقه، اعلام میکند که رهبر یک فرقه است؟ خیر این گونه نیست، بلکه اتفاقا مقاومت هم میکند و فرقهای بودن خود و تشکیلاتش را نفی میکند تا بتواند از این رهگذر عوام بیشتری را که به هر دلیلی نسبت به اعتقاداتشان سست شده اند بفریبد.
بر همین اساس در اینجا شاخصهای یک فرقه را نوشته و با شبکه شبهعرفانی تطبیق میدهیم تا مشخص شود این شیوه نوظهور در واقع یک فرقه وارداتی و انحرافی است، نه آن مسیر میانبری که متاسفانه برخی به دام آن افتاده و بدان دل خوش کرده اند.
البته لازم به ذکر است که به چالش کشیدن چنین مهملاتی، با نگاه درون دینی و از طریق انطباق آن با سیره عرفا و فقهای تشیع امری چه بسا آسان تر است، لکن در این مقطع بر آنیم تا از زاویه نگاه عقل و منطق این پایه های سست و التقاطی را به چالش بکشیم تا گستره اثرگذاری آن بیش از متدینین جامعه باشد و انشاءالله در مطالب بعدی به نقد درون دینی این انحرافات نیز خواهیم پرداخت.
متن کامل این نوشتار را در ستون یادداشت بخوانید.




