گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح امروز
کد خبر: ۱۰۸۰۵۲
| | 3997 بازدید
جام جم
«بيصداقتي يا سردرگمي» عنوان يادداشت روز روزنامه جام جم به قلم مهدي فضائلي است كه در آن مي خوانيد:
مجمع روحانيون مبارز تهران در هفته جاري با رياست آقاي خاتمي تشكيل جلسه داده و به بررسي مسائل مهم داخلي و بينالمللي پرداخته است.
اين تشكل «اقدام توطئهآميز برخي دولتهاي اروپايي از جمله دولت فرانسه در خارج كردن نام سازمان منافقين از ليست سازمانهاي تروريستي و آزادي عمل دادن به سران تروريست اين سازمان را ـ كه دستشان به خون صدها تن از فرزندان برومند ايران و شخصيتهاي بزرگ ملي و مذهبي آغشته است و همچنين جاسوسي و همدستي چندين ساله آنها براي رژيم صدام در جنگ تحميلي كه منجر به شهادت هزاران هموطن بيگناه و تخريب و ويراني وسيعي از شهرها و مراكز جمعيتي گرديد و اين اعمال در كارنامه سياهشان ثبت است ـ محكوم كرد و اين را نشان سوءنيت اين دولتها و دروغين بودن دلسوزيهاي ظاهري آنان به ملت ايران دانست.»
انتشار اين خبر از يك سو جاي خوشحالي دارد كه اين تشكل سياسي هم مرزبندي خود با منافقين را آشكار كرده است و هم با دولتهاي اروپايي حامي منافقين تروريست؛ اما از سوي ديگر پرسشهايي را در اذهان به وجود ميآورد مانند:
1ـ مجمع روحانيون مبارز و آقاي خاتمي، نيك ميدانند اين اولين بار نيست كه دولتهاي غربي از منافقين حمايت ميكنند و همچنين پيش از اين، همين دولتهاي غربي به اشكال ديگر از جمله دادن تجهيزات جنگي پيشرفته يا سلاح شيميايي و امثال آن در كشتار ملت مظلوم اما سربلند ايران سهمبسزايي ايفا كردهاند.
به عبارت ديگر، دشمني اين دولتها با ملت و دولت ايران امر تازهاي نبوده و نيست، پس چرا در مقاطع حساسي چون فتنه سال 88، حمايت اين دولتها از جرياني كه همين تشكل و همين آقاي خاتمي در آن نقش آفرين بودند، حداقل موجب تأمل شما در نادرستي راهتان نشد؟ آيا خروج سازمان منافقين از فهرست سازمانهاي تروريستي نشان دشمني اين دولتها قلمداد ميشود اما ورود تشكل شما در فهرست مجموعههاي مورد حمايت اين دولتها نشان از دوستي با ملت ايران دارد؟
2ـ مجمع روحانيون مبارز و آقاي خاتمي بدرستي سازمان منافقين را تروريست و عامل كشتار فرزندان برومند و شخصيتهاي ملي و مذهبي ايران معرفي كردهاند و به واقع اين سازمان را همدست صدام در كشتار و ويراني دوران دفاع مقدس برشمردهاند ولي آيا همين سازمان در فتنه سال 88 حامي شما نبود و بصراحت از آقاي موسوي و كروبي حمايت نكرد؟ آيا آن موقع هم شما مرزبندي خود را با اين سازمان تروريست و ديگر دشمنان ملت شفاف ارائه كرديد يا آن موقع اين سوابق را فراموش كرده بوديد؟ آيا عوامل همين سازمان همراه شما و هوادارانتان در برخي تجمعات و آشوبها نقشآفرين نبودند و از تجمعات مورد نظر شما حمايت نميكردند؟ آيا يكبار هم براي شما اين همراهي، حمايت و انطباق كامل مواضع سوالايجاد نكرد كه چرا؟
كيهان
«نعره زد عشق كه خونين جگري پيدا شد» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم محمد ايماني است كه در آن مي خوانيد:
مي شناختند تو را، يهود و نصارا. سال ها و سده ها، چشم انتظار بودند تو را. مي شناختند تو را چندان كه فرزندان خويش را. «كساني كه كتاب آسماني به آنها داديم، پيامبر را مانند فرزندان خويش مي شناسند و گروهي از آنها، حق را در حالي كه مي دانند كتمان مي كنند(1)». مگر عبدالله بن سلام از علماي يهود نبود كه اسلام آورد در حالي كه مي گفت «من او را بهتر از پسرم مي شناسم».
آنها را كه پس از ايمان، كافر شدند و با شتاب به سوي كفر شتافتند، بهل! دوباره شناختند تو را فروتناني كه چون آيات خداوند را از زبان تو نيوشيدند و جرعه جرعه نوشيدند، آسمان ديده شان باراني شد و باريد. «و هر زما ن آياتي را كه بر پيامبر(ص) نازل شده بشنوند، چشم هاي آنان را مي بيني كه به خاطر آنچه از حق دريافته اند، اشك مي ريزند. مي گويند پروردگارا ايمان آورديم، پس ما را با گواهان و شاهدان حق بنويس(2)».
جهاني نگران و چشم به راه تو بود... تا آمدي. جهاني خسته از جهل و جنايت و جنگ و جاهليت. آن اشك ها كه به پاي تو نثار شد از چشمه محبت چشم هاي نااميد و نگران جوشيده بود. سنگدل ها را بهل كه شناختند و كتمان كردند و انكار ورزيدند. «آيا تو مي تواني مرده ها را شنوا كني»؟ جهان و جان هاي خسته را درياب ... آن اشك هاي به شوق نثار شده را.
دلم زپرده برون شد كجايي اي مطرب
بنال هان كه از اين پرده كار ما به نواست
نخفته ام زخيالي كه مي پزد دلم من
خمار صد شبه دارم شرابخانه كجاست
چنين كه صومعه آلوده شد زخون دلم
گرم به باده بشوييد حق به دست شماست
چه ساز بود كه در پرده مي زد آن مطرب
كه رفت عمر و هنوزم دماغ پر ز هواست
نداي عشق تو ديشب در اندرون دادند
فضاي سينه حافظ هنوز پر ز صداست
دنياي اقتصاد
«راهحلهاي نادرست براي گردشگري» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم پويا جبل عاملي است كه در آن مي خوانيد:
اگرچه وضعيت نامناسب صنعت گردشگري در ايران بر هر ناظر مسائل اقتصادي آشکار است، اما گويي حاد بودن مساله اکنون براي مسوولان بيش از گذشته نمود يافته است، آنچنان که تکاپويي ميشود تا اين وضعيت اندکي تغيير کند.
در آخرين اظهارنظر، عنوان شده است که آژانسهاي مسافرتي بايد به ازاي هر 100 مسافر ايراني، حداقل 30 مسافر خارجي به ايران بياورند وگرنه جريمه ميشوند. در حقيقت پشت اين گزاره، اين استدلال خوابيده است که اگر گردشگر خارجي نداريم تقصير آژانسهاي خصوصي است و وظيفه آنها است که اين صنعت را روبهراه کنند، اما آيا به راستي آژانسها دوست ندارند مسافر خارجي بياورند يا مسافر خارجي رغبتي به ديدار از ديار ما ندارد؟ پاسخ به اين سوال اتفاقا در کف دست علم اقتصاد است.
مانند هر پرسش ديگر اقتصادي، در مقام پاسخ بايد به انگيزهها نگريست. آيا واقعا آژانسهاي مسافرتي تمايل ندارند که از طريق جذب گردشگر خارجي سود بيشتري کسب کنند؟ به نظر ميرسد، بيش از آن که مسوولان بخواهند، اين آژانسها هستند که مشتاقند گردشگر خارجي را به ايران آورند که اي بسا آنان بيش از مسافر ايراني حاضر باشند هزينه کنند و اين سفرهاي است که آژانسهاي ايراني با جان و دل تمايل دارند بر سر آن بنشينند و نياز به گوشزد نيست. اما مساله آنجا است که خواني گسترده نيست. وقتي توجه توريستها به سرزمينهاي ديگر است و به هزارويک دليل ايران در ليست کشورهايي که آنان تمايل به بازديدش دارند، نيست، آژانسهاي مسافرتي چه ميتوانند بکنند؟
تهران امروز
«مصرف و الگوي مصرف از حرف تا عمل» عنوان يادداشت روز روزنامه تهران امروز به قلم حسن وزيني است كه در آن مي خوانيد:
استقرار گرماي كمسابقه بر كشور و هشدارها مبني بر امكان محدودسازي توزيع انرژي برق و آب آشاميدني، بار ديگر نگاهها را به سمت يك مسئله اساسي در اقتصاد – مصرف و الگوي مصرف– معطوف كرده است. اگر از زاويه يك رابطه معمول و قابل انتظار به رفتار مسئولان در قبال موج گرما و موضوع تحديد منابع انرژي و آبي بنگريم طبيعي است در گرمايي كه 70 سال سابقه نداشته، ميزان مصرف انرژي براي جبران شدت گرما نيز در همين سطح رشد داشته باشد.
از سوي ديگر اين انتظار نيز معقول نيست كه نبايد هيچگونه نگراني و دغدغهاي از سوي مسئولان اجرايي در برابر چنين پديدهاي ابراز نشود و همه كمبودها و خلأها صرفا بايد در كارنامه آنها ثبت شود. تجربه طرح چنين بحثهايي در ساليان گذشته نشانگر آن است كه توصيه به كاهش مصرف آب، آن هم در نبود الگوي مناسب تنها به عقب افتادن برنامهريزيهاي جبرانكننده منجر ميشود.
بايد توجه داشت زماني كه مصرف يك كالا بيش از الگوي مصرف باشد، نه مصرفكننده و نه مسئولان متولي هيچ كدام عامل اصلي چنين پديدهاي نيستند در حالي كه هر دو سو در شكلگيري چنين پديدهاي نقش دارند. اكنون اگر در گرمترين روزهاي تاريخي نتوان پذيرفت كه مصرف آب، برق و... افزايش يابد كي بايد پذيرفت و اگر در شرايطي كه احتمال اختلال در شبكه برقي و ناتواني در تامين آب شرب بيش از هر زمان ديگري نزديك است، شهروندان براي كاهش احتمال جيرهبندي، خاموشي و... همكاري نكنند چه زماني بايد چنين كاري بكنند؟ به نظر ميرسد هر دو طرف انتظار درست و معقولي دارند اما واقعيت اين است كه اقتصاد كشور از نبود الگوي مصرف و برنامهريزي جدي براي عملياتيكردن الگوي مصرف رنج ميبرد.
در ساير حوزهها نيز چنين وضعيتي وجود دارد اكنون زمان مناسبي است كه مسئولان اجرايي، قانونگذار و... به اين پرسش پاسخ دهند كه حداقل از سال 1388 كه به نام اصلاح الگوي مصرف نامگذاري شده است، چه عملكردي در اين راستا داشتهاند.
آفرينش
«اصلاح الگوي مصرف» عنوان سرمقاله امروز روزنامه آفرينش است كه در آن مي خوانيد:
سالهاست که هم دولت و هم شهروندان ايراني مي دانند که با توجه به حجم توليدات داخلي، ايران يکي از پر مصرف ترين کشورهاي جهان است مصرفي که درواقع گاه باعث تبديل به تهديدي براي اقتصاد کشور شده است در اين راستا ابلاغ سياست هاي کلي اصلاح الگوي مصرف توسط رهبر معظم انقلاب اسلامي پس از مشورت با مجمع تشخيص مصلحت نظام در واقع گام بزرگ و علمي در راستاي رسيدن به جامعه اي با مصرف کمتر و توليد بيشتر است.
در واقع واقعياتي نظير مصرف انرژي 17 برابري ژاپن و 2 برابري چين در کنار سايررتبه هاي جهاني مصرف بالاي کشورمان ، کافي است که به شرايط بحراني نوع مصرف در کشور پي ببريم مصرفي که جدا از عوامل تشکيل دهنده و سبب ساز آن امروزه براي اقتصاد کشوري همچون ايران که در حال برداشتن گام هايي براي توسعه و رسيدن به آرمان هايي همانند سند چشم انداز 1404 است تهديدي جدي به شمار مي رود تهديدي که بطور مثال در حوزه انرژي و با تداوم رشد مصرف کنوني مي تواند ايران دارنده ذخاير بزرگ هيدروکربني و بسترهاي بزرگ توليد انرژي را وارد کننده و وابسته به واردات آن کند.
در اين بين اين واقعيات باعث شده است که کارشناسان اقتصادي و سياسي روند موجود را زنگ خطري براي آينده کشور بدانند و مقامات سياسي کشور نيز در راه چاره جويي براي حل آن برايند در اين راستا ابلاغ سياست هاي کلي اصلاح الگوي مصرف توسط رهبر معظم انقلاب اسلامي مي تواند جدا از آنکه يادآور اين اصل باشد حاوي نکاتي چند نيز هست : نخست آنکه از آنجا که سياست هاي کلي فوق در برگيرنده اصلاح الگوي مصرف در تمام زمينه هاي مورد نياز کشور نظير، اصلاح فرهنگ فردي ، اجتماعي و زماني ، آموزش همگاني الگوي مصرف مطلوب ، توسعه فرهنگ بهره وري ،پيشگامي دولت در راه اصلاح الگو مصرف ، صرفه جويي ، مقابله با مصرف گرايي ، ارتقا» بهره وري است گام گذاشتن در راستاي برآورده شدن اين سياست ها تلاش دو چندان مي طلبد تلاشي که در سايه پيوند بخش هاي مختلف اقتصاد هر کشور و برنامه ريزي صحيح مي تواند نتايجي مطلوب به همراه داشته باشد.
آرمان
«بايد در فضاي اينترنت احساس امنيت کنيم» عنوان سرمقاله روزنامه آرمان به قلم علي نجفيتوانا است كه در آن مي خوانيد:
بر اساس اصول جرمشناسي و حقوق کيفري، بزهديده و بزهکار در هر جرمي با يکديگر متفاوتند. در واقع هر کسي به لحاظ سن، جنس، و ساير شرايط فيزيکي، علمي و فرهنگي توانايي بروز برخي رفتارهاي خاص را دارد که ارتکاب جرم نيز از اين مقوله مستثنا نيست.
در همين راستا بزهديدگان جرائم مختلف نيز هر يک داراي شرايط ويژهاي هستند. در مورد جرائم رايانهاي هم اين قاعده صادق و ساعي است. مرتکبين اين نوع جرائم، اولاً دانش و اطلاعات کافي در زمينه رايانه دارند و اغلب از ضريب هوشي متوسط رو به بالا برخوردارند. معمولاً اين دسته از افراد از نوجوان و جوان هستند و نوعي روحيه ماجراجويي رايانهاي دارند و سوم اينکه افرادياند که عمدتاً با رايانه سر و کار دارند، چه شخصيت حقيقي باشند و چه دولتي و چه خصوصي.
بررسيها نشان ميدهد که معمولاً استفده از رايانه به ويژه اينترنت حس ماجراجويي را به حد زيادي تحريک ميکند. ورود به دنياي ناشناخته و سر درآوردن از رازها و اطلاعات نهاني ديگران، انگيزههايي است که گاهي کاربران را به وادي جست وجو کنکاش ميکشاند. به لحاظ جرمشناسي نميتوان بر اساس معيارهاي کلاسيک آنان را در طبقات مجرمان حرفهاي قرار داد. دنياي فريبنده کامپيوتر ممکن است هر شخص سالمي را وارد فضايي کند و تحت تاثير شرايط آن فضا فرد را به سمت و سويي ببرد که ناخودآگاه وارد وادي بزهکاري شود.
به همين دليل بايد اغلب مرتکبين جرائم رايانهاي را در دسته بزهکاران اتفاقي دانست. و البته بايد توجه کافي به اين داشت که شيريني حاصل از ارتکاب جرم و منفعتهايي که به دست ميآيد، به تدريج زمينه بزهکاري حرفهاي را فراهم ميکند. کلاهبرداريهاي سنگين، سرقتهاي بزرگ، جعل، افترا، نشر اکاذيب و توهين، انواع جرائم رايانهاياند که در ميان آنها سرقتها و کلاهبرداريها و جعلکاريها بيشتر کار بزهکاران حرفهاي است.قانون و به ويژه قوانين کيفري ابزار ارعابي و سزادهي است که ميتواند جنبه بازدارنگي در مقابل وقوع جرم و بزه داشته باشد. اما واقعيت اين است که تنها بکارگيري اين روش کافي نيست.
«بيصداقتي يا سردرگمي» عنوان يادداشت روز روزنامه جام جم به قلم مهدي فضائلي است كه در آن مي خوانيد:
مجمع روحانيون مبارز تهران در هفته جاري با رياست آقاي خاتمي تشكيل جلسه داده و به بررسي مسائل مهم داخلي و بينالمللي پرداخته است.
اين تشكل «اقدام توطئهآميز برخي دولتهاي اروپايي از جمله دولت فرانسه در خارج كردن نام سازمان منافقين از ليست سازمانهاي تروريستي و آزادي عمل دادن به سران تروريست اين سازمان را ـ كه دستشان به خون صدها تن از فرزندان برومند ايران و شخصيتهاي بزرگ ملي و مذهبي آغشته است و همچنين جاسوسي و همدستي چندين ساله آنها براي رژيم صدام در جنگ تحميلي كه منجر به شهادت هزاران هموطن بيگناه و تخريب و ويراني وسيعي از شهرها و مراكز جمعيتي گرديد و اين اعمال در كارنامه سياهشان ثبت است ـ محكوم كرد و اين را نشان سوءنيت اين دولتها و دروغين بودن دلسوزيهاي ظاهري آنان به ملت ايران دانست.»
انتشار اين خبر از يك سو جاي خوشحالي دارد كه اين تشكل سياسي هم مرزبندي خود با منافقين را آشكار كرده است و هم با دولتهاي اروپايي حامي منافقين تروريست؛ اما از سوي ديگر پرسشهايي را در اذهان به وجود ميآورد مانند:
1ـ مجمع روحانيون مبارز و آقاي خاتمي، نيك ميدانند اين اولين بار نيست كه دولتهاي غربي از منافقين حمايت ميكنند و همچنين پيش از اين، همين دولتهاي غربي به اشكال ديگر از جمله دادن تجهيزات جنگي پيشرفته يا سلاح شيميايي و امثال آن در كشتار ملت مظلوم اما سربلند ايران سهمبسزايي ايفا كردهاند.
به عبارت ديگر، دشمني اين دولتها با ملت و دولت ايران امر تازهاي نبوده و نيست، پس چرا در مقاطع حساسي چون فتنه سال 88، حمايت اين دولتها از جرياني كه همين تشكل و همين آقاي خاتمي در آن نقش آفرين بودند، حداقل موجب تأمل شما در نادرستي راهتان نشد؟ آيا خروج سازمان منافقين از فهرست سازمانهاي تروريستي نشان دشمني اين دولتها قلمداد ميشود اما ورود تشكل شما در فهرست مجموعههاي مورد حمايت اين دولتها نشان از دوستي با ملت ايران دارد؟
2ـ مجمع روحانيون مبارز و آقاي خاتمي بدرستي سازمان منافقين را تروريست و عامل كشتار فرزندان برومند و شخصيتهاي ملي و مذهبي ايران معرفي كردهاند و به واقع اين سازمان را همدست صدام در كشتار و ويراني دوران دفاع مقدس برشمردهاند ولي آيا همين سازمان در فتنه سال 88 حامي شما نبود و بصراحت از آقاي موسوي و كروبي حمايت نكرد؟ آيا آن موقع هم شما مرزبندي خود را با اين سازمان تروريست و ديگر دشمنان ملت شفاف ارائه كرديد يا آن موقع اين سوابق را فراموش كرده بوديد؟ آيا عوامل همين سازمان همراه شما و هوادارانتان در برخي تجمعات و آشوبها نقشآفرين نبودند و از تجمعات مورد نظر شما حمايت نميكردند؟ آيا يكبار هم براي شما اين همراهي، حمايت و انطباق كامل مواضع سوالايجاد نكرد كه چرا؟
كيهان
«نعره زد عشق كه خونين جگري پيدا شد» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم محمد ايماني است كه در آن مي خوانيد:
مي شناختند تو را، يهود و نصارا. سال ها و سده ها، چشم انتظار بودند تو را. مي شناختند تو را چندان كه فرزندان خويش را. «كساني كه كتاب آسماني به آنها داديم، پيامبر را مانند فرزندان خويش مي شناسند و گروهي از آنها، حق را در حالي كه مي دانند كتمان مي كنند(1)». مگر عبدالله بن سلام از علماي يهود نبود كه اسلام آورد در حالي كه مي گفت «من او را بهتر از پسرم مي شناسم».
آنها را كه پس از ايمان، كافر شدند و با شتاب به سوي كفر شتافتند، بهل! دوباره شناختند تو را فروتناني كه چون آيات خداوند را از زبان تو نيوشيدند و جرعه جرعه نوشيدند، آسمان ديده شان باراني شد و باريد. «و هر زما ن آياتي را كه بر پيامبر(ص) نازل شده بشنوند، چشم هاي آنان را مي بيني كه به خاطر آنچه از حق دريافته اند، اشك مي ريزند. مي گويند پروردگارا ايمان آورديم، پس ما را با گواهان و شاهدان حق بنويس(2)».
جهاني نگران و چشم به راه تو بود... تا آمدي. جهاني خسته از جهل و جنايت و جنگ و جاهليت. آن اشك ها كه به پاي تو نثار شد از چشمه محبت چشم هاي نااميد و نگران جوشيده بود. سنگدل ها را بهل كه شناختند و كتمان كردند و انكار ورزيدند. «آيا تو مي تواني مرده ها را شنوا كني»؟ جهان و جان هاي خسته را درياب ... آن اشك هاي به شوق نثار شده را.
دلم زپرده برون شد كجايي اي مطرب
بنال هان كه از اين پرده كار ما به نواست
نخفته ام زخيالي كه مي پزد دلم من
خمار صد شبه دارم شرابخانه كجاست
چنين كه صومعه آلوده شد زخون دلم
گرم به باده بشوييد حق به دست شماست
چه ساز بود كه در پرده مي زد آن مطرب
كه رفت عمر و هنوزم دماغ پر ز هواست
نداي عشق تو ديشب در اندرون دادند
فضاي سينه حافظ هنوز پر ز صداست
دنياي اقتصاد
«راهحلهاي نادرست براي گردشگري» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم پويا جبل عاملي است كه در آن مي خوانيد:
اگرچه وضعيت نامناسب صنعت گردشگري در ايران بر هر ناظر مسائل اقتصادي آشکار است، اما گويي حاد بودن مساله اکنون براي مسوولان بيش از گذشته نمود يافته است، آنچنان که تکاپويي ميشود تا اين وضعيت اندکي تغيير کند.
در آخرين اظهارنظر، عنوان شده است که آژانسهاي مسافرتي بايد به ازاي هر 100 مسافر ايراني، حداقل 30 مسافر خارجي به ايران بياورند وگرنه جريمه ميشوند. در حقيقت پشت اين گزاره، اين استدلال خوابيده است که اگر گردشگر خارجي نداريم تقصير آژانسهاي خصوصي است و وظيفه آنها است که اين صنعت را روبهراه کنند، اما آيا به راستي آژانسها دوست ندارند مسافر خارجي بياورند يا مسافر خارجي رغبتي به ديدار از ديار ما ندارد؟ پاسخ به اين سوال اتفاقا در کف دست علم اقتصاد است.
مانند هر پرسش ديگر اقتصادي، در مقام پاسخ بايد به انگيزهها نگريست. آيا واقعا آژانسهاي مسافرتي تمايل ندارند که از طريق جذب گردشگر خارجي سود بيشتري کسب کنند؟ به نظر ميرسد، بيش از آن که مسوولان بخواهند، اين آژانسها هستند که مشتاقند گردشگر خارجي را به ايران آورند که اي بسا آنان بيش از مسافر ايراني حاضر باشند هزينه کنند و اين سفرهاي است که آژانسهاي ايراني با جان و دل تمايل دارند بر سر آن بنشينند و نياز به گوشزد نيست. اما مساله آنجا است که خواني گسترده نيست. وقتي توجه توريستها به سرزمينهاي ديگر است و به هزارويک دليل ايران در ليست کشورهايي که آنان تمايل به بازديدش دارند، نيست، آژانسهاي مسافرتي چه ميتوانند بکنند؟
تهران امروز
«مصرف و الگوي مصرف از حرف تا عمل» عنوان يادداشت روز روزنامه تهران امروز به قلم حسن وزيني است كه در آن مي خوانيد:
استقرار گرماي كمسابقه بر كشور و هشدارها مبني بر امكان محدودسازي توزيع انرژي برق و آب آشاميدني، بار ديگر نگاهها را به سمت يك مسئله اساسي در اقتصاد – مصرف و الگوي مصرف– معطوف كرده است. اگر از زاويه يك رابطه معمول و قابل انتظار به رفتار مسئولان در قبال موج گرما و موضوع تحديد منابع انرژي و آبي بنگريم طبيعي است در گرمايي كه 70 سال سابقه نداشته، ميزان مصرف انرژي براي جبران شدت گرما نيز در همين سطح رشد داشته باشد.
از سوي ديگر اين انتظار نيز معقول نيست كه نبايد هيچگونه نگراني و دغدغهاي از سوي مسئولان اجرايي در برابر چنين پديدهاي ابراز نشود و همه كمبودها و خلأها صرفا بايد در كارنامه آنها ثبت شود. تجربه طرح چنين بحثهايي در ساليان گذشته نشانگر آن است كه توصيه به كاهش مصرف آب، آن هم در نبود الگوي مناسب تنها به عقب افتادن برنامهريزيهاي جبرانكننده منجر ميشود.
بايد توجه داشت زماني كه مصرف يك كالا بيش از الگوي مصرف باشد، نه مصرفكننده و نه مسئولان متولي هيچ كدام عامل اصلي چنين پديدهاي نيستند در حالي كه هر دو سو در شكلگيري چنين پديدهاي نقش دارند. اكنون اگر در گرمترين روزهاي تاريخي نتوان پذيرفت كه مصرف آب، برق و... افزايش يابد كي بايد پذيرفت و اگر در شرايطي كه احتمال اختلال در شبكه برقي و ناتواني در تامين آب شرب بيش از هر زمان ديگري نزديك است، شهروندان براي كاهش احتمال جيرهبندي، خاموشي و... همكاري نكنند چه زماني بايد چنين كاري بكنند؟ به نظر ميرسد هر دو طرف انتظار درست و معقولي دارند اما واقعيت اين است كه اقتصاد كشور از نبود الگوي مصرف و برنامهريزي جدي براي عملياتيكردن الگوي مصرف رنج ميبرد.
در ساير حوزهها نيز چنين وضعيتي وجود دارد اكنون زمان مناسبي است كه مسئولان اجرايي، قانونگذار و... به اين پرسش پاسخ دهند كه حداقل از سال 1388 كه به نام اصلاح الگوي مصرف نامگذاري شده است، چه عملكردي در اين راستا داشتهاند.
آفرينش
«اصلاح الگوي مصرف» عنوان سرمقاله امروز روزنامه آفرينش است كه در آن مي خوانيد:
سالهاست که هم دولت و هم شهروندان ايراني مي دانند که با توجه به حجم توليدات داخلي، ايران يکي از پر مصرف ترين کشورهاي جهان است مصرفي که درواقع گاه باعث تبديل به تهديدي براي اقتصاد کشور شده است در اين راستا ابلاغ سياست هاي کلي اصلاح الگوي مصرف توسط رهبر معظم انقلاب اسلامي پس از مشورت با مجمع تشخيص مصلحت نظام در واقع گام بزرگ و علمي در راستاي رسيدن به جامعه اي با مصرف کمتر و توليد بيشتر است.
در واقع واقعياتي نظير مصرف انرژي 17 برابري ژاپن و 2 برابري چين در کنار سايررتبه هاي جهاني مصرف بالاي کشورمان ، کافي است که به شرايط بحراني نوع مصرف در کشور پي ببريم مصرفي که جدا از عوامل تشکيل دهنده و سبب ساز آن امروزه براي اقتصاد کشوري همچون ايران که در حال برداشتن گام هايي براي توسعه و رسيدن به آرمان هايي همانند سند چشم انداز 1404 است تهديدي جدي به شمار مي رود تهديدي که بطور مثال در حوزه انرژي و با تداوم رشد مصرف کنوني مي تواند ايران دارنده ذخاير بزرگ هيدروکربني و بسترهاي بزرگ توليد انرژي را وارد کننده و وابسته به واردات آن کند.
در اين بين اين واقعيات باعث شده است که کارشناسان اقتصادي و سياسي روند موجود را زنگ خطري براي آينده کشور بدانند و مقامات سياسي کشور نيز در راه چاره جويي براي حل آن برايند در اين راستا ابلاغ سياست هاي کلي اصلاح الگوي مصرف توسط رهبر معظم انقلاب اسلامي مي تواند جدا از آنکه يادآور اين اصل باشد حاوي نکاتي چند نيز هست : نخست آنکه از آنجا که سياست هاي کلي فوق در برگيرنده اصلاح الگوي مصرف در تمام زمينه هاي مورد نياز کشور نظير، اصلاح فرهنگ فردي ، اجتماعي و زماني ، آموزش همگاني الگوي مصرف مطلوب ، توسعه فرهنگ بهره وري ،پيشگامي دولت در راه اصلاح الگو مصرف ، صرفه جويي ، مقابله با مصرف گرايي ، ارتقا» بهره وري است گام گذاشتن در راستاي برآورده شدن اين سياست ها تلاش دو چندان مي طلبد تلاشي که در سايه پيوند بخش هاي مختلف اقتصاد هر کشور و برنامه ريزي صحيح مي تواند نتايجي مطلوب به همراه داشته باشد.
آرمان
«بايد در فضاي اينترنت احساس امنيت کنيم» عنوان سرمقاله روزنامه آرمان به قلم علي نجفيتوانا است كه در آن مي خوانيد:
بر اساس اصول جرمشناسي و حقوق کيفري، بزهديده و بزهکار در هر جرمي با يکديگر متفاوتند. در واقع هر کسي به لحاظ سن، جنس، و ساير شرايط فيزيکي، علمي و فرهنگي توانايي بروز برخي رفتارهاي خاص را دارد که ارتکاب جرم نيز از اين مقوله مستثنا نيست.
در همين راستا بزهديدگان جرائم مختلف نيز هر يک داراي شرايط ويژهاي هستند. در مورد جرائم رايانهاي هم اين قاعده صادق و ساعي است. مرتکبين اين نوع جرائم، اولاً دانش و اطلاعات کافي در زمينه رايانه دارند و اغلب از ضريب هوشي متوسط رو به بالا برخوردارند. معمولاً اين دسته از افراد از نوجوان و جوان هستند و نوعي روحيه ماجراجويي رايانهاي دارند و سوم اينکه افرادياند که عمدتاً با رايانه سر و کار دارند، چه شخصيت حقيقي باشند و چه دولتي و چه خصوصي.
بررسيها نشان ميدهد که معمولاً استفده از رايانه به ويژه اينترنت حس ماجراجويي را به حد زيادي تحريک ميکند. ورود به دنياي ناشناخته و سر درآوردن از رازها و اطلاعات نهاني ديگران، انگيزههايي است که گاهي کاربران را به وادي جست وجو کنکاش ميکشاند. به لحاظ جرمشناسي نميتوان بر اساس معيارهاي کلاسيک آنان را در طبقات مجرمان حرفهاي قرار داد. دنياي فريبنده کامپيوتر ممکن است هر شخص سالمي را وارد فضايي کند و تحت تاثير شرايط آن فضا فرد را به سمت و سويي ببرد که ناخودآگاه وارد وادي بزهکاري شود.
به همين دليل بايد اغلب مرتکبين جرائم رايانهاي را در دسته بزهکاران اتفاقي دانست. و البته بايد توجه کافي به اين داشت که شيريني حاصل از ارتکاب جرم و منفعتهايي که به دست ميآيد، به تدريج زمينه بزهکاري حرفهاي را فراهم ميکند. کلاهبرداريهاي سنگين، سرقتهاي بزرگ، جعل، افترا، نشر اکاذيب و توهين، انواع جرائم رايانهاياند که در ميان آنها سرقتها و کلاهبرداريها و جعلکاريها بيشتر کار بزهکاران حرفهاي است.قانون و به ويژه قوانين کيفري ابزار ارعابي و سزادهي است که ميتواند جنبه بازدارنگي در مقابل وقوع جرم و بزه داشته باشد. اما واقعيت اين است که تنها بکارگيري اين روش کافي نيست.
گزارش خطا
نظرسنجی
امضای یادداشت تفاهم ایران با آمریکا را در این مقطع...



