برخی از مسئولان فوتبال خودشان منشوری هستند
مسابقه رفت مرحله پلی آف لیگ دسته اول با پیروزی پر گل نفت آبادان مقابل داماش پایان یافت؛ اما در این مسابقه، رخدادهای حاشیهای و جانبی بسیاری هم روی داد که در نتیجه تأثیرگذار بود.
روزنامه «خبر ورزشی» با امیر عابدینی، مدیر عامل باشگاه داماش گفتوگویی در همین باره انجام داده که میخوانید:
• بازی داماش و نفت باید از دو دیدگاه بررسی شود. برای نسختین بار به ذهنم رسید که از نظر فرهنگی به نسل امروز بدهکاریم. ما به گوشهای از سرزمینمان رفتیم که به آن عشق میورزیم. آبادان و خرمشهر مناطقی هستند که به ما تقدس میدادند. پس از جنگ، برای بازسازی آن مناطق تلاش بسیاری انجام شد که تفاوتی ندارد توسط کدام دولت و کدام مردم بوده است.
ما هم از خطه شمال به آنجا رفتیم که جزو ایران است و باید بگویم برای نخستین بار غربت را با پوست و گوشت و استخوانم احساس کردم. در آبادان، جز بی مهری، توهین، فحاشی، ضرب و شتم تعداد اندک هوادارنمان و شکافتن فرق آنان که با عشق آمده بودند، چیزی ندیدیم. اگر نیروی انتظامی نبود، قطعا شماری از آنان زنده برنمی گشتند.
• شیشه اتوبوس هواداران ما را شکستند، آنها را پیاده کرده و کتک زدند و توهینها و فحاشی آنها به یک تیم و یک فرد نبود، بلکه به یک منطقه انجام شد.
متأسف شدم که بازسازی عمرانی و اقتصادی انجام شده، اما کار فرهنگی روی جوانان نسل امروز آنجا صفر بود. حتی اگر تیمی از اسرائیل هم به آبادان میرفت با آن همچون ما برخورد نمیکردند. ما که دشمن نبودیم، برای انجام یک مسابقه دوستانه آنجا رفتیم.
• تأخیر بازی به ما ارتباطی نداشت. تیم من گرم کرد و به رختکن آمد تا با تعویض لباس، وارد زمین شد. در راهرو که بودیم، ناظر آمد و هر دو تیم را به رختکن برگرداند، به این بهانه که پشت نیمکت داماش بنا بر صورت جلسه، باید خالی باشد. من در این حرکت، حقهای دیدم از طرف برگزارکنندگان مسابقه و فدراسیون فوتبال که در نتیجه سی دقیقه بازی به تأخیر افتاد و برای تیم داماش افت روحی و فیزیکی ایجاد کرد.
• خداداد افشاریان در دقیقه نود، داور بازی شد. من از مهدی محمدنبی پرسیدم داور بازی چه کسی است که گفت: محسن ترک برای بازی رفت و خداداد افشاریان برای مسابقه برگشت. من گفتم: افشاریان به تیم نفت خوزستان و شرکت نفت تعلق خاطر دارد زیرا آنجا اقوام دارد، ضمن آن که داور خوشنامی نیست و نمیتواند عدالت را رعایت کند.
• افشاریان با مدیریت خاص خود، سوت زد و روحیه تیم من را با پنالتی نگرفتن پایین آورد. اصلا قصد توجیه ندارم و باخت را میپذیرم؛ اما دروازه بارن من، روز بازی با نفت، دروازه بان همیشگی نبود. عنصرهای کثیف فدراسیون که نامشان را دارم، روی او کار کردند.
• آقای میرحسینی، چند روز پیش به دفتر من آمد تا من را ببیند که این دیدار انجام نشد. در عوض به پسرم مطالبی گفت که شنیدنی است. گفته بود من با نفتیها هستم و اطلاعاتشان را دارم و حاضرم در اختیارتان گذارم که با پاسخ منفی پسر من، میرود و شایعه حضور فیزیکی کریمی در نفت آبادان را راه میاندازد. حتی فیروز را در فدراسیون میبیند که چنین پیشنهادی به او میدهد؛ اما پیش از رویای تأیید شدن آن موضوع اعلام میشود.
• من نمیگویم تیم داماش را آنالیز نکرده بودند، زیرا این کار طبیعت فوتبال است. نمیگویم کریمی اطلاعات تیم من را به نفت داده، اما عناصری که مال نقت نیسیتند و از سوی فدراسیون کار میکنند، روی چند بازیکن من تأثیر گذاشتند؛ یا روحی و یا روانی و یا مالی که به زودی متوجه میشوم.
• قرار بود ببازیم، پس چرا فحش و کتک خوردیم؟ من واقعا نمیدانم چرا باید هواداران داماش را بزنند و به آنان فحاشی کنند! اگر اسکورت و نیروی انتظامی نبود، از آبادان جان سالم به در نمیبردیم. آنهایی که فحش دادند، گناه ندارند، بلکه ما و مسئولان نفت گناه کاریم که برای یک باخت، حاضریم همه چیز را زیر پای گذاریم. در ذهن یک نوجوان القا کرده ایم که برد در فوتبال یعنی همه چیز و باخت در آن به معنای از دست دادن همه زندگی است. نفت یک تیم آکاردئونی است که به لیگ برتر میآید و سقوط میکند، زیرا بعید است در لیگ برتر بماند؛ اما یک نفر پاسخ دهد چرا در یک فصل، سه تیم نفت صعود میکنند؟ یکی از لیگ دو به لیگ یک و دو تا از لیگ یک به لیگ برتر؟
• من متأسفم برای آنهایی که به خاطر چندرغاز همه چیز خود را میفروشند!
چرا باید بهترین دفاع من به نام محمد مختاری، روز پیش از مسابقه مسموم شود و به آبادان نیاید؟ ما ظالم نبودیم اما به ما ظلم شد. یک ماه مسابقه لیگ دسته اول با دیرکرد برگزار شد و حالا ما باید در فصل خرماپزان به آبادان برویم و در دمای 47 درجه؛ اینها معنا و حساب و کتاب دارد.
• تیمی که هم اکنون به لیگ برتر صعود کند، محکوم به سقوط است، زیرا مگر امکان دارد تیمی با شانزده روز تمرین، یار بگیرد، بدنسازی کند، تمرینات تاکتیکی انجام دهد و آماده بازی شود؟ حتی اگر خیلی زرنگ باشد و به بازیها برسد، حرفی برای دیگر رقیبان لیگ برتری ندارد و حریف سرسختی نیست، مگر این که سیستم دلال بازی، واسطه گری و کثیف فدراسیون او را نگه دارد.
• اطمینان دارم شمار بازیهایی که در آبادان لغو و یا بدون تماشاگر برگزار میشود، زیاد خواهد بود. البته اگر فدراسیون قانون را رعایت کند! من نمیدانم این آقای شریفی کجاست که به این مسائل رسیدگی کند؟ پیروزی در یک مسابقه به قیمت ضرب و شتم یک جوان، به قیمت فحاشی به نوامیس مردم یک استان؟
آقایان که منشور مینویسند، بدانند خود فدراسیونیها منشوری هستند.
• چرا باید افشاریان داور مسابقه به این حساسی باشد آن هم در حالی که روزهای آخر عمر داوری اش را میگذراند؟ میخواستند به او خدمت کنند که دو تا سوت جانبدارانه بزند و بعد بازنشسته شود تا پاسخگو نباشد؟ چه کسی پشت این جریانات است؟ آیا افشاریان انگیزهای برای بازی به این مهمی دارد؟ آیا میخواهد خودش را نشان دهد تا پیشرفت کند و به لیست بین المللی برسد یا این که بازنشته شود و برود؟
• مگر میشود تیم صنعت نفت یک آفساید هم نداشته باشد؟ همه حملات آنان درست بود. صنعت هم تیم خوبی بوده و میتوانست در حالت عادی هم ما را ببرد؛ اما آقایان میخواستند کار را در همان آغاز تمام کنند و تفاصل گل بالا به دست بیاروند.
• بهروان و عنایت انسانهای سالمی هستند. مگر کفاشیان صداقت ندارد؟ پس چرا خودش را قایم میکند و صدایش در نمیآید؟ به عنوان کسی که چهل سال در این فوتبال حضور داشتم، یک ماه میخواستم با کفاشیان حرف بزنم؛ اما خودش را قایم کرد. آقای کفاشیان، اگر سالم هستی و فرزندت در صنعت نفت مسئولیت ندارد، چرا پاسخ من را نمیدهی؟ دست بردار از این فضاحت. به خدا جامعه فوتبال این حق خوری را برنمی تابد.
• ما در بازی برگشت با قدرت حاضر میشویم، اما متأسفم برای آنهایی که گمان میکنند عابدینی از این فوتبال میرود. ما نیامدیم که نام پیدا کنیم، بلکه اسم داریم و حالا نام خودمان را خرج فوتبال میکنیم. آمده ایم خدمت کنیم به جوانها زیرا فکر میکردیم کار ثواب و درست را انجام میدهیم اما میبینیم که این گونه نیست.
• دیگر تجربه آن مربی را در داماش نخواهید دید. مربیان سالمی مثل علی دوستی، حمید علیدوستی و مهدی دیتورزاده داریم، یا یکی از اینها یا یک گزینه خارجی میآوریم ورشتههای دیگر را نیز گسترش میدهیم. ما ضرر نکردیم زیرا باید بالای هشت میلیارد هزینه در لیگ برتر میکردیم و احتمال ماندمان نیز کم بود.
• یک کمیته از افراد صاحبنظر بگذارند برای بررسی وضعیت تیمهای راه یافته به لیگ برتر. افراد کار بلد و سالمی همچون خوشخوان، نظری، دزفولی و ریاحی را همراه با چند مدیر باشگاه و با رهبری بهروان دور هم جمع کنند و ده بازی تیمهای راه یافته را بررسی کنند و ببیند آیا آنان استحقاق صعود داشتند یا خیر.
• احمد ابراهیمی باید برای بالا آوردن یک تیم قرارداد ببندد؟ او دانش و علم این کار را دارد یا دلش با چیز دیگر خوش است؟


