گزیده سرمقالههای روزنامههای امروز
کد خبر: ۱۰۶۶۳۰
| | 3156 بازدید
كيهان
«ايران چگونه محاسبه مي كند» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم مهدي محمدي است كه در آن ميخوانيد:
روند مذاكرات هسته اي درباره برنامه هسته اي ايران در حال چرخش هاي اساسي است و به زودي همه چيز با گذشته متفاوت خواهد شد.
بيشتر از يك سال است كه طرف هاي غربي سعي مي كنند با تغيير دادن ذهنيت و سپس محاسبات طرف ايراني، پيش شرط هاي خود بر مذاكرات را تحميل كنند. قطعنامه 1929 صادر نشد جز به اين دليل كه پس از آن مذاكرات درباره برنامه هسته اي ايران به شكلي كه غرب مي خواهد دچار دگرديسي شود.
غربي ها مي دانستند -و مي گفتند- كه پس از صدور قطعنامه دوباره بايد پاي ميز مذاكرات بازگردند؛ تنها چيزي كه وجود داشت اين بود كه تصور مي كردند قطعنامه، ايران را هم به اتاقي كه آنها از پيش صندلي هايش را به دلخواه خود چيده اند خواهد كشاند و مهم تر از آن ايران را وادار خواهد كرد آنگونه كه غرب مي خواهد محاسبه و در نتيجه مذاكره كند. با اين حال، اكنون ايران مصمم است به غرب نشان دهد نه تنها دستگاه محاسباتي خود را تغيير نخواهد داد بلكه خود را آماده كرده عناصر جديدي به آن اضافه كند كه آمريكايي ها فكرش را هم نمي كردند. غافلگيري تازه آغاز شده است.
مردم سالاري
«فتنه تفرقه افکني» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم محسن دقت دوست است كه در آن ميخوانيد:
رهبر معظم انقلاب در تازه ترين سخنان خود بر "اتحاد" تاکيد نمودند و ضرورت پرهيز از "حرکات تفرقه افکن" را يادآور شدند. صحنه روشن است و مرجع ضمير زنهارها از آن روشنتر. در برهه حساسي که کشورمان از يک سو مورد تخاصم قدرت هاي شرق و غرب قرار گرفته و درگير با شرايط پيچيده و گزنده بين المللي است و از سوي ديگر در آستانه يک تحول اقتصادي بزرگ هستيم، نياز به ارائه چهره اي متحد و همدل از مردم و مسوولين به جهان و همچنين در داخل، يک نياز مضاعف و حياتي است.
در ماجراي دانشگاه آزاد گرچه نکات فراواني قابل اشاره هستند، و گرچه نکاتي برجسته مانند سرنوشت کيفي آموزش در اين دانشگاه و گستره وسيع مرتبطين با آن ناديده گرفته مي شوند، و در مقابل، عده انگشت شماري به قالب نيابت از ميليون ها دانشجو و فارغ التحصيل و خانواده ايشان جاي مي گيرند و گفتمان ارعاب و توهين را به عنوان راهکار برمي گزينند، ليکن همان نياز و ضرورتي که در ابتدا از آن گفته شد راه را بر صراحت لهجه در واگويه آنها مي بندد. به عنوان شخصي که هفت سال از دانشگاه آزاد بهره علمي برده ام، اکنون بيش از آنکه دلواپس اين باشم که غنائم اين کشاکش وقف عامه خواهد شد يا اميال سياسي، دغدغه تضييع زحمات سي ساله مديريت دانشگاه و دستاوردهاي درخشان آن را دارم. با وجود اين، سکوت در برابر کساني که تا ديروز "منع رطب" مي کردند و امروز با ولع بر سفره نشسته اند تا اشتهاي سيري ناپذيرشان را به رخ رقبا بکشند، و نيز با "دندان" مشغول باز کردن پيوندهاي مستحکم در جامعه هستند را به همان اندازه خبط و خطا مي دانم.
چگونه مي توان باور کرد که روزنامه دولت زمان و مکان رويدادي را پيشاپيش اعلام کند و ديگراني برايش توشه و تدارک ببينند، و بعد مدعي خودجوشي آن شوند؟ چگونه بايد درک کرد که در سياهه جرايم سرشناسان، رديفي به نام "توهين به رئيس جمهور" وارد شود و در عين حال گمناماني با آسودگي تمام، اهانت هاي گفتاري و نوشتاري را به مجلس و نمايندگانش روا دارند؟ چه مصونيتي در کار است که روزنامه اي، رسانه هاي ديگر را به جرم ناهمسويي بنوازد و به فحاشي بپردازد؟ چگونه است که يک زمان توجه رسانه هاي بيگانه "دشمن شاد کردن" نام مي گيرد و زماني ديگر قواعد بازي تغيير مي کند و همان شرايط، تلاش براي منحرف ساختن "محل بحث" نمايانده مي شود؟
رسالت
«تجليل پاريس از تروريستها» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمد کاظم انبارلويي است كه در آن ميخوانيد:
دولت فرانسه در سالگرد حادثه خونين هفتم تير که جنايتبارترين حادثه تروريستي در دوران انقلاب است به منافقين تروريست اجازه داد يک ميتينگ سياسي در حومه پاريس برگزار کنند.
دادن مجوز راهپيمايي و ميتينگ به منافقين که به نوعي به رسميت شناختن تروريسم و سهيم شدن در قتل عام72 تن از مسئولين جمهوري اسلامي بويژه شهيد مظلوم دکتر محمد حسيني بهشتي است بار ديگر دولت فرانسه را در شمار دولت هاي حامي تروريسم قرار داد.
مسعود رجوي و بني صدر پس از حادثه خونبار هفتم تير با لباس زنانه به پاريس رفتند. پس از چندي بني صدر در پاريس ماندگار شد و مسعود رجوي براي استخدام در ارتش بعث به بغداد رفت وطي8 سال جنگ تحميلي در کنار صدام با ملت ايران جنگيد. از شگفتي هاي اين مجوز و به رسميت شناختن گروهک تروريستي رجوي آن است که دولت فرانسه همزمان با برگزاري ميتينگ منافقين به قربانيان تجاوز و شکنجه در سازمان منافقين هم اجازه داد با برگزاري يک کنفرانس مطبوعاتي جنايات باند رجوي در برخوردهاي درون سازماني و نيز تجاوز رجوي به زنان سازمان را بي پرده بازگو کنند.
مفهوم اين مجوز آن است که دولت فرانسه علي رغم اينکه مي داند اين سازمان مرتکب چه جناياتي شده حاضر به به رسميت شناختن آن شده است.
جان بولتون به نمايندگي از دولت آمريکا از جمله کساني بود که منافقين را در اين ميتينگ همراهي مي کرد. همراهي وي در اين ميتينگ نوعي اعلام همدردي صهيونيست ها با منافقين نيز بود. منافقين در حومه پاريس جمع شدند که به آمريکا و اروپا گوشزد کنند در تشديد تحريم ها عليه ايران بکوشند و ملاحظات حقوق بشري و انسان دوستانه را به کلي کنار بگذارند. گويي آمريکايي ها و اروپايي ها به چنين يادآوري از سوي منافقين سخت نيازمند بودند!
ابتكار
«پيامدهاي تحريمهاي مضاعف ايران و ضرورت باز سازي ديپلماسي ايران» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم سلمان صفوي است كه در آن ميخوانيد:
مجلس سنا و مجلس نمايندگان آمريکا در روز پنجشنبه، سوم تير(24 ژوئن) طرح همهجانبهاي را براي تحريم موسسات مالي، بخش نفت و گاز و ناقضان حقوقبشر در ايران به تصويب رساندند. بنا به مصوبه کنگره آمريکا، دولت اين کشور در اقدامي بيسابقه به تحريم تمام شرکتهايي دست خواهد زد که در معاملات «فرآوردههاي نفتي» نظير بنزين، گازوئيل و سوخت هواپيما با ايران همکاري کنند.
به گفته هيلاري کلينتون، واشنگتن خود را موظف به اجراي مصوبه کنگره ميداند و اين اقدام کنگره را در ادامه سياست دوگانه گفتوگو و فشار بر جمهوري اسلامي ارزيابي ميکند.
وزراي خارج کشورهاي عضو اتحاديه اروپا نيز در 24 خرداد 1389 (چهاردهم ژوئن 2010 با اعمال تحريمهاي بيشتر عليه ايران موافقت کردند. در نشست وزراي خارجه در لوکزامبورگ، اتحاديه اروپا چهار تحريم جديد وراي قطعنامه 1929 شوراي امنيت مصوب نهم ژوئم 2010، عليه صنعت نفت و گاز ايران وضع شد که عبارتند از: تحريم “سرمايه گذاري”، “انتقال فناوري”، “تجهيزات” و “خدمات” به صنايع نفت و گاز ايران.
البته هم زمان با وضع اين تحريمها “کاترين اشتون” مسئول سياست خارجي اين اتحاديه، خواهان ادام گفتگو با ايران شد.عملياتي شدن تحريمهاي جديد جدي است و تحريمهاي مضاعف اتحاديه اروپا احتمالا در عرض چند هفت آينده به اجرا در ميآيد و بدون شک آسيب بيشتري به صنعت نفت، گاز و پتروشيمي ايران خواهد زد.
تحريمهاي مضاعف هفت مشکل براي ايران فراهم ميکند:1- خريد تجهيزات با مشکل مواجه ميشود.2- قيمت تجهيزات مورد نياز به مراتب افزايش مييابد. 3- موارد مذکور موجب تأخير در اجراي پروژههاي صنعت انرژي ايران ميشود. 4- کاهش درآمدهاي نفتي را به همراه دارد.5- به بهره برداري ايران از مناطق مشترک با قطر، عراق و همچنين در درياي خزر آسيب ميرساند. 6- موجبات کاهش شديد پروژهاي مهم پارس جنوبي در عسلويه را فراهم ميکند.7- مستقيم و غيرمستقيم بر کميت اشتغال در ايران تاثير خواهد گذاشت.
تهران امروز
«دستگاه قضا و افقهاي آينده»عنوان سرمقالهِ روزنامه تهران امروز به قلم حسامالدين كاوه است كه در آن ميخوانيد:
«العدل اساس الملك.» اين حديث شريف تقريبا در تمامي ساختمانهاي قوه قضائيه مشاهده و خوانده ميشود. عدل بنيان، اساس و پايه كشور[داري] است. نظام قضا در ساختار جمهوري اسلامي ايران، نظامي است مبتني بر احكام نوراني شريعت وحداني اسلام كه حلال آن حلال است تا ابد و حرام آن حرام است تا ابد.
مهمترين تفاوت دين اسلام با ساير اديان ابراهيمي و توحيدي در اصولي است كه دين مبين اسلام براي حكومت، كشورداري و قضاوت تعيين كرده است و مهمترين تفاوت نظام جمهوري اسلامي با نظامهاي سياسي - اجتماعي ديگري كه بنيانهاي سكولار و احيانا لائيك دارند، در توحيد محوري حكومت و دستگاه قضاي آن است. اسلام علوي نيز در ادامه اسلام ناب محمدي(ص) طي قرنها داعيهدار عدل و انصاف بوده است، داعيهاي بزرگ كه بحق شايسته اسلام علوي نيز هست.
اگر گفته ميشود اسلام علوي منظور اسلامي است كه منور به نور ولايت ائمه هدي و مزين به ولايت امر تامه و مطلقه ولي امر فقيه در عصر غيبت كبري است.
پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي، دستاوردهاي بزرگي داشت و از بزرگترين دستاوردهاي آن استقرار نظام قضايي اسلامي و اجراي حدود و احكام الهي بود كه در دوره طاغوت، در محاق فراموشي و در پرده كتمان و انكار نظام جابر پيشين قرار داشت. اكنون پس از گذشت سه دهه از پيروزي انقلاب اسلامي، دستگاه قضا، تجربهها و اندوختههاي بسياري به دست آورده است.
نميتوان گفت كه مجموعه تشكيلات و ساختار قضايي در جمهوري اسلامي ايران، از روز نخست بينقص و نكث بوده است اما دستگاه قضا و قوه قضائيه همواره رو به پيشرفت و بهبود در حركت بوده است. البته روند بهبود و پيشرفت در ساختارها و روشها در قوه قضائيه هرگز نميتواند و نبايد شتابزده باشد.
جمهوري اسلامي
«تروريسم خوب، تروريسم بد!»عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
غربيها و قدرتهاي مدعي دمكراسي به برخورداري از چند ويژگي مشهور هستند كه ابن الوقت بودن، موج سواري، برخورد گزينشي و رفتارهاي دوگانه از جمله آنهاست. آنان هميشه در مواقعي كه قافيه شان به تنگ ميآيد و نسخههاي بينالمللي شان به بن بست ميرسد، به حربه شوم "رفتارهاي دوگانه" متوسل ميشوند و آنچنان در توجيه رفتارهايشان، زمين و آسمان را به هم مي دوزند كه افكار عمومي حيران ميماند.
يكي از پديدههايي كه امروز در اين تناقض رفتاري غربيها گرفتار آمده، موضوع "تروريسم" است. اين مفهوم بسيار خطرناك كه برهم زننده آرامش و صلح جهاني است و طبعاً از نقطه نظر ملتهاي جهان و افكار عمومي بينالمللي همواره مذموم و محكوم بوده، مثل واژه "دمكراسي" در دوگانگي رفتاري غربيها بويژه آمريكائيها قرار گرفته است.
همانگونه كه از نگاه غربي ها، دمكراسي فقط براي خود آنها قابليت اجرا و كاربرد دارد و تا آنجا از نظر آنها محترم شمرده ميشود كه به اصول و حاشيههاي امنيتي آنها لطمه نزند، "تروريسم" نيز هر چند كه پديدهاي زشت و منفور است، اما اگر قرار باشد در خدمت اهداف آنان به كار گرفته شود و يا در آن مسير كارآيي يابد، مفهومي شايسته است و به همين دليل امروز واژه نوظهوري به نام "تروريسم خوب" متولد شده كه البته جز استهزاء، نتيجه ديگري ندارد.
شاهد مثال اين برخوردهاي دوگانه و استفاده چند منظوره و منفعت طلبانه از واژهها و پديده ها، سركوب دمكراسي و ناديده گرفتن نتايج انتخابات آزاد زمستان سال 70 در الجزاير توسط غربيهاي مدعي دمكراسي بود. آنها كه همواره بر اجراي دمكراسي در كشورها، تمركز يافته و مدعي استقرار مردم سالاري در جهان بودند، به محض اينكه مردم مسلمان الجزاير در انتخاباتي آزاد به احزاب اسلامي راي دادند و به افرادي كه مورد حمايت غربيها بودند پشت كردند، با اعلام حكومت نظامي، انتخابات آزاد و دمكراسي را زير پا گذاشته و به دنيا ثابت كردند كه آنها فقط خواستار اجراي دمكراسي براي خود و يا اجراي دمكراسي كنترل شده و مورد نظر خويش هستند.
آفرينش
«جايگاه مجلس»عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش به قلم علي رمضاني است كه در آن ميخوانيد:
از زماني که فرمان مشروطه در 1285 خورشيدي صادر شد تا کنون بيش از يک سده مي گذرد.فرماني که در واقع رخدادي نو در جامعه ايراني بود و باعث شد تا مجلس به عنوان جايگاهي مهم در سياست و حکومت ايراني به رسميت شناخته شود.
در هر حال انقلاب مشروطه ،تفکيک قوا و قانونگذاري هرچند با رخدادهايي همانند به توپ بسته شدن مجلس توسط محمد علي شاه قاجار همراه شد اما مجلس ،وکلا و قانون گذاري در کشور جاودانه باقي ماند تا اکنون پس از 104 سال و با توجه به قانون اساسي کشور اين نهاد همچنان داراي جايگاهي مهم و اساسي در تعيين سرنوشت کشور باشد.
جايگاهي که با توجه به اصولي همچون تفکيک قوا،انتخابات و دموکراسي توان ورود در تمام مسائل کشور را داشته و دارد.دراين راستا جايگاه حقوقي و سياسي مجلس به عنوان يکي از سه قوه کشور خود گوياي اهميت اين نهاد تصميم گيري و نظارت آن است.اهميتي که خواسته يا ناخواسته مطابق ميل يا برخلاف ميلي شهروندان مي بايد مورد احترام قرار گيرد و حرمت آن حفظ شود.
در اين ميان اکنون يک هفته از تجمع خاص عده اي در مقابل مجلس مي گذرد.تجمعي که فارغ از شمار معدود شرکت کنندگان در آن حاوي پيام ها ،شعارها،توهين ها و ناسزاها و تهديدهاي متعددي به جايگاه قوه مقننه ،مجلس،نمايندگان و رئيس مجلس بود.رويکردي که نه تنها اخلاقي نبود بلکه با توهين ها و تهديد هاي بزرگي همانند "به توپ بستن مجلس"همراه بود.امري که باعث نارضايتي و واکنش بسياري از مقامات سياسي،نمايندگان مجلس و کارشناسان شد.در عين اينکه موجب تاسف و اندوه بي شماري نيز گرديد.
در واقع ما با تهديدي مواجه شديم که دقيقا پس از يک سده بر عليه مجلس به کار گرفته شد.تهديدي که در اوايل مشروطه بر عليه مجلس شوراي ملي به کار گرفته شد و اينک بر ضد مجلس شوراي اسلامي.حال تفاوت در آن است که تهديد نخست توسط محمد علي شاه به اجرا در آمد و تهديد کنوني توسط نيروهايي که خودسر خوانده مي شوند، همراه با حرمت شکني هايي رخ داد که به نگاه بسياري در طول چند دهه ي گذشته چنين اتفاقي نيفتاده و امري بي سابقه و تلخ به شمار مي رود.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


