ناگفتههاي یکی از موسسان انصار حزب الله
حسين الله اكرم، فعال سياسي نام آشناي دهه هفتاد كه پس از چند سال حضور در منطقه بالكان اروپا به عنوان «ديپلمات نظامي» و دور بودن از تحولات سياسي داخلي، به كشور بازگشته است؛ در گفتوگويي پنج ساعته با خبرنگار سياسي ايسنا، گذشته، حال و آينده سياسي كشور را از دريچه عقايد و افكارش تشريح كرد.
الله كرم كه از منتقدان معروف و جدي اصلاحطلبان و دوران معروف به اصلاحات است، بسياري از مشكلات كنوني در فضاي فعاليت سياسي دانشجويان و جنبش دانشجويي را ناشي از اشتباهات دوران اصلاحات ميداند.
او در ادامه درباره پرونده حمله به كوي دانشگاه در سال 88 به خبرنگار ايسنا ميگويد: فكر ميكنم برخوردي كه در كوي و زندان كهريزك و امثال آن ايجاد شده با بررسي وضعيت سران فتنه به نتيجه برسد، چراكه تمام مسائل از تهمتها و دروغهايي كه سران فتنه به وجود آوردند، ايجاد شد، دروغ بزرگ تقلب و تهمت بزرگ تر تجاوز، هركدام به تنهايي ميتواند منشأ اين مسائل از جمله مسائل به وجود آمده در كوي باشد.

الله كرم تاكيد ميكند: معتقدم كه براي روشنتر شدن اين مسائل بايد محاكمه سران فتنه صورت بگيرد.
حسين الله كرم همچنين موضوع «لباس شخصيها» و «عوامل خودسر» را اينگونه تحليل كرد:« هرگاه شاهد درگيري باشيم بايد به دنبال جريانات خودسر و نفوذي بگرديم. در جريان 8 سال اصلاحات از آنجا كه جريان اصلاحات از 18 گروه ناهماهنگ تشكيل شده بود، نيازبه غيريت سازي به عنوان اصل انسجام دروني در اين گروه وجود داشت و به نظر ميرسد كه درگيريها را در آن دوران جريان نفوذي و به دنبال آن جريان خودسر ايجاد ميكردند. وضعيت كنوني بهخصوص از يك سال قبل تاكنون به ما نشان ميدهد كه اغتشاشگران به دنبال ثباتزدايي هستند تا نظام سياسي را وادار به پذيرش ابطال انتخابات كنند. تاكتيك اين جريانها ميتواند خودزني سياسي باشد تا به استراتژي ثباتزدايي دست پيدا كند.»
او در همين زمينه همچنين ميگويد:« نيروهاي نفوذي و خودسر به دوران 8 ساله اصلاحات برميگردد و در وضعيت كنوني ما چنين مطالبي نداريم. در همان زمان نشستي با حضور جريان چپگراي استحاله شده و حتي گروههاي ملي و مذهبي و نهضت آزادي با حضور بنده در اين مركز برگزار شد و من به بحث لباس شخصيها در 15 مورد پرداختم كه 12 مورد آن به جريان حزباللهي برنميگشت. ضمن اينكه تحليل من بر اين است كه گروههاي 18 گانه اصلاحطلب به منظور انسجام دروني نيازمند به غيريت سازي داشتند كه بخشي از آن نسبتهايي است كه به گروههاي حزباللهي داده ميشد.»
الله كرم همچنين درباره عملكرد نيروهاي حزباللهي در شرايط امروز كشور ميگويد:« استراتژي حضور در صحنه با كاركرد خاص خود در دوران سازندگي و اصلاحات از سوي جريان حزبالله قابل قبول بود، ولي ادامه آن با همان كاركرد نميتواند در حال حاضر مورد قبول باشد. از اين رو شما ديگر شاهد راهپيمايي اعتراضآميز ويژهاي نسبت به وضعيت داخل كشور نيستيد مگر نسبت به سران فتنه كه عملكرد آنها در راستاي دشمن بيروني نظام ارزيابي ميشود، درنهايت ميتوان كاركرد گروههاي حزباللهي را يك كاركرد فرهنگي و سياسي ارزيابي كرد، كه اينها به هيچ وجه قابل جدا شدن از هم نيستند.»
وي در ادامه، انتقاد برخي كه سياستهاي فرهنگي احمدينژاد را ليبراليستي ميدانند را رد ميكند و ميگويد:« ليبرال از ليبرو گرفته شده و به مفهوم آزاد است كه در چارچوب ارزشهاي سكولاريستي قابل تعريف است و اين مفهوم مطمئنا در دولت كنوني جايي ندارد. در اين مورد بايد توجه كرد كه آقاي هرندي و حسيني وزير قبلي و كنوني فرهنگ و ارشاد اسلامي از افراد ارزشي جامعه و هيات دولت هستند و از اين رو به نظر ميرسد طرح مباحثي تحت عنوان نگاه فرهنگ ليبرال در دولت كنوني يك كاركرد سياسي بيشتر نيست.»
الله كرم درعين حال مباحث مطرح شده از سوي احمدينژاد درباره حجاب را احتمالا ناشي از« نگاه به چشمانداز سياسي آينده» ميداند و ميگويد:« هيچ فرد و گروهي بدون علاقه به آينده سياسي نخواهد بود؛ به طوري كه شما از آقاي احمدينژاد مطالبي در مورد دولت آينده شنيدهايد كه بايد مثلا داراي سرعت بيشتر و انقلابيتر از دولت وي باشد يا خواهد بود ؛ از اين رو ميتوان اين موضعگيريها را نه تنها تحت تاثير مسائل سياسي و اجتماعي كنوني دانست، بلكه متاثر از چشماندازي براي آينده نيز برشمرد.

او ادامه ميدهد:« از ساختارها و سازمانهاي سياسي نميتوان انتظار داشت به طراحي آينده سياسي خود نپردازند؛ از اين رو ضمن اينكه معتقدم قرائت احمدينژاد از حجاب و عفاف يك ديدگاه شخصي است، امكان دارد اين نگاه و قرائت تحت تاثير مسائل اجتماعي و سياسي كنوني نيز بيان شود؛ البته ممكن است برخي آن را چشماندازي براي آينده سياسي بدانند و در چارچوب « پوتين - مدودف» ارزيابي كنند كه اين نيز امكانپذير است.»
الله كرم همچنين درباره فضاي سياسي كشور معتقد است اين فضا پس از يك سال اخير به سوي آرامش و ثبات پيش رفته است و اين ثبات و آرامش از لحاظ سياسي به خروج هرچه بيشتر ايران اسلامي از انزواي سياسي در جهان منجر شده است.
او ميگويد:« فضاي سياسي داخلي كشور طي هشت ماه پس از انتخابات رياستجمهوري دهم از 22 خرداد 88 تحت تاثير اردوكشي خياباني و اغتشاش ناشي از اظهارات دروغين آقايان موسوي و كروبي پيرامون تهمت و تقلب در انتخابات و تجاوز در زندانها قرار داشت. اين وضعيت طي چهار ماه گذشته تحت تاثير خروش ملي 9 دي و 22 بهمن 88 به سمت ثبات حركت كرده است، در اين ميان آمريكا سعي كرد با فشار از بيرون، يعني تصويب قطعنامه اين فضا را تحت تاثير قرار دهد؛ اين درحالي است كه عقبنشيني موسوي و كروبي از انجام راهپيمايي و حضور مردم و نيروهاي انتظامي به هرگونه «ثباتزدايي» پايان داد؛ از اين رو ميتوان گفت ثبات داخلي كشور، تامين و ثبات سياسي خارجي نيز به خروج از انزواي سياسي ايران هدايت شده است.»
او همچنين معتقد است:« اجازه راهپيمايي 22 خرداد 89 كه به جريان فتنه داده نشد هيچكس را مثل سران جريان فتنه خوشحال نكرده است؛ زيرا پس از ناتواني آنها در اثبات تقلب و تجاوز، آنها شاهد ريزش اجتماعي جريان وابسته به خود به شكلي بودند كه جمعي از راهپيمايان راهپيمايي 25 خرداد 88 به خروش ملي 9 ديماه پيوستند.»
الله كرم همچنين پس از ارائه تحليل خود از وقايع پس از انتخابات، جريان اصلاحطلب را به سه دسته «اصلاحطلب اقتصادي، سياسي و اجتماعي» تقسيم كرد كه به نظر وي ميرسد اولي طرفدار اقتصاد بازار مشابه غرب است و دومي و سومي به سكولاريسم خواهند رسيد.
او معتقد است اصلاح طلبان سياسي و اجتماعي درآينده نزديك قادر به حضور در عرصه سياست نباشند و برخي از آنها سعي كنند در قالب دسته اول يعني اصلاحطلبان اقتصادي به حركت در عرصه سياسي كشور ادامه دهند.
او در تحليل آينده جريان اصولگرا هم ميگويد:« جريان اصولگرا در انتخابات بعدي از همكاري سياسي به سوي رقابت سياسي گام برخواهد داشت. اگر اين رقابت در يك ساحت انديشهاي سياسي وارد شود، چارچوب آن نخبهگرايي و مردمگرايي خواهد بود و چنانچه رقابت در چارچوب عملگرايي سياسي وارد شود به سوي رقابت به سمت عدالتخواهي و سرمايهداري اسلامي سوق پيدا ميكند؛ از اين رو رقابت قطبي بين اصولگرايان و اصلاحطلبان به رقابت درون قطبي ميان اصولگرايان تبديل ميشود؛ البته چنانچه اصلاحطلبان اقتصادي كه هاشمي رفسنجاني را پدر معنوي خود ميدانند بتوانند به عرصه انتخابات سياسي آتي كشيده و وارد شوند، امكان رقابت قطبي مجددا فراهم خواهد شد.»
مشروح گفتوگوي مفصل خبرنگار ايسنا با حسين الله كرم به اين شرح است:
سوال: درطول سه سال گذشته كه در ايران نبوديد، مشغول انجام چه كاري بوديد ؟
پاسخ: در سه سال گذشته ديپلمات نظامي در منطقه بالكان بودم
سوال: درحال حاضر مشغول چه كاري هستيد ؟
پاسخ: درحال حاضر مشغول تحقيق درمورد مسائلي كه بين دو كشور اسلوني و كروواسي در درياي آدرياتيك درحال رخ دادن است، هستم و در واقع اختلاف آنها را در مورد آبهاي داخلي و بينالمللي بررسي ميكنم. تحقيقي كه درحال انجام است ميتواند در مورد درياي خزر بين ايران و چهار كشور ديگر موثر باشد. هدف من از انجام اين تحقيق ارائه رساله در اين ارتباط به صورت علمي و كسب درجه دكتراي روابط بينالملل است.
سوال: دركدام دانشگاه مشغول به تحصيل و تدريس هستيد؟
پاسخ: درحال حاضر درحال تحقيق و تحليل در مورد موضوعي كه اشاره كردم در دانشگاه پيام نور هستم و در دانشگاه امام حسين(ع) نيز به تدريس علوم استراتژيك مشغولم و روزهاي آخر تدريس اين علوم را ميگذارنم.همچنين عضو هيات علمي پاره وقت دانشكده علوم سياسي واحد تهران مركز دانشگاه آزاد نيز هستم كه از مهرماه در اين دانشگاه در حوزه انديشه سياسي غرب به تدريس خواهم پرداخت در واقع داراي دكتراي مديريت استراتژيك و علوم سياسي و مشغول كار تحقيقي در چارچوب كسب درجه دكتراي روابط بين الملل هستم.
سوال:با توجه به اين كه در دانشگاه كار تحقيقي مي كنيد و به تدريس نيز مشغول هستيد وضعيت دانشگاه ها و جنبش دانشجويي در كشور را چگونه ارزيابي مي كنيد؟
پاسخ: جريان دانشجويي درحال حاضر تحت تاثير برخوردهايي هستند كه در زمان اصلاحات با آنها انجام شد. جريان دانشجويي وقتي در به قدرت رساندن جريان اصلاحات، آن هم به صورت همهجانبه فعال بود پس از آن مامور به كار تئوريك شد، ديدگاهايي كه آنها را به كار تئوريك دعوت ميكرد، نتوانست در ماجراي كوي به اين جريانات دانشجويي كمك لازم را برساند. اين در حالي است كه همين گروههاي اصلاح طلب در مجلس ششم به خاطر جلوگيري از ردصلاحيت خودشان دست به تحصن زدند، به نظر ميرسد جريان دانشجويي از سياستزدگي آن دوران سرخورده شده و هنوز جايگاه و نقش خود را پيدا نكرده است.
بخشي از جريان دانشجويي نيز به خاطر استحاله در هويت به نوعي سرخوردگي رسيده است؛ زيرا كارنامه جنبش دانشجويي از سال 1332 با نگرش چپگرايي و بازگشت به هويت خويش و در نهايت نوعي بوميگرايي شكل گرفت.
اين درحالي است كه جريانات كنوني چيزي از مبارزه با امپرياليزم با خود حمل نميكنند، به طوري كه برخي معتقدند نوعي همسويي با امپرياليزم در دوران اصلاحات با اين جريانات مشاهده شده است. استحاله درهويت آن چيزي است كه باعث سرخوردگي برخي از جريانات دانشجويي شده است.دسته سوم همچنان مبارزه با استكبار را در درون خود حفظ كرده است. همچنين مباحثي از جمله دفاع از عدالت و آنها گروههاي عدالتخواهي را نيز تشكيل دادند.
سوال: نظر شما درباره نحوه رسيدگي به پرونده كوي دانشگاه(سال 88) چيست؟
پاسخ: تا آنجا كه من مسائل را دنبال كردهام شاهد اين هستم كه اين موضوع همچنان در حال تحقيق و بررسي و رسيدگي است.البته به وضعيت سران فتنه نيز هنوز رسيدگي نشده است. من فكر ميكنم برخوردي كه در كوي و زندان كهريزك و امثال آن ايجاد شده با بررسي وضعيت سران فتنه به نتيجه برسد، چراكه تمام مسائل از تهمتها و دروغهايي كه سران فتنه به وجود آوردند، ايجاد شد، دروغ بزرگ تقلب و تهمت بزرگ تر تجاوز، هركدام به تنهايي ميتواند منشأ اين مسائل از جمله مسائل به وجود آمده در كوي باشد و اميدواريم با محاكمه آنها اين مسائل روشن شود.
سوال: آيا شما مشخص كردن وضعيت كوي را به مشخص شدن وضعيت سران فتنه مرتبط ميدانيد؟ با توجه به اينكه وضعيت كهريزك بعد از كوي رخ داد؟
پاسخ: از آنجا كه تمام اين حوادث بعد از دروغ بزرگ تقلب رخ داد، من معتقدم كه براي روشنتر شدن اين مسائل كه شما به آن اشاره كرديد بايد محاكمه سران فتنه صورت بگيرد؛ زيرا يك تئوري معتقد است كه اغتشاشات قبل از انتخابات طرحريزي شده بود و بر همين اساس نوعي سازماندهي گلدكوئيستي ميان طرفداران جريان سبز به وجود آمد و از آنجا كه اين سازماندهيها براساس نيروهاي اجتماعي صورت گرفت، اين نيروهاي اجتماعي با هماهنگي و يا بدون هماهنگي سازمانهاي بالاتر ميتوانند دست به برخي از اعمال بزنند. از اين رو به نظر ميرسد كه با محاكمه سران فتنه بتوان قضاوت بهتري در اين ارتباط كرد. چندي پيش سران فتنه در جلسهاي گفتهاند تشكيلاتي كه براساس نيروهاي اجتماعي شكل بگيرد، قادر به كنترل توسط سازماندهي كنندگان آنها نخواهند بود و اتفاقاتي مثل اهانت به سيدالشهداء در روز عاشورا را كار اين گروههاي غيرقابل كنترل ميدانند. از اين رو خود اين سران فتنه معتقدند كه به كارگيري اين ساختارها به نفع جريان سبز نبوده است و برخي از كارهاي انجام شده توسط آنها مورد تاييد آنها نبوده است و از اين رو معتقدم با محاكمه سران فتنه به موضوعات جديدتري از جمله پي بردن به رمز و رموز مسائلي كه شما اشاره كرديد دست پيدا ميكنيم.
سوال: با توجه به حرفهايي كه زديد من اين نتيجه را از سخنان شما ميگيرم كه شما معتقديد كساني كه به كوي حمله كردند يك نوع وابستگي به جريان سبز داشتند؛ درحالي كه اين اعتقاد وجود دارد يك سري افراد لباس شخصي و خودسر اين اقدام را انجام داده اند؟
پاسخ: اين حرف شما نيازمند تحقيق است. به نظر من بخش مهمي از اين تحقيق متوجه سران فتنه خواهد بود. در برابر ديدگاه شما نظرياتي وجود دارد كه اين نيروهاي خودسر و لباس شخصي را از همان نيروهاي اجتماعي جنبش سبز ميدانند كه در پي نافرماني مدني بودند. نافرماني مدني يك استراتژي است كه به منظور انسجام گروههايي كه در چارچوب نيروهاي اجتماعي سازماندهي ميشوند ايجاد ميشود. به هر حال نيروهاي اجتماعي كه به جنبش سبز متصل بودند به صورت مشخص اعمال روز عاشورا را ايجاد كردند، اينها ميتوانند در كوي و در جاهاي ديگر نيز وارد عمل شده باشند. از اين رو بخشي از مسائل تحقيق در اين ارتباط برميگردد به وضعيت سران فتنه و گسترش اين تحقيقات به گروههاي اجتماعي مختلفي كه از طريق آنها سازماندهي شدهاند.
سوال: شما درمصاحبهاي گفته بوديد كه در بين نيروهاي حزب اللهي ممكن است افرادي از گروههاي سياسي نفوذ كرده و با نفوذ خود بخواهند اقداماتي انجام دهند كه به نيروهاي حزباللهي منتسب شود. نظرتان در مورد حمله به بيوت مراجع چيست؟
پاسخ:از آنجا كه استراتژي نيروهاي حزباللهي همواره حضور در صحنه و ابراز ديدگاههاي خود بوده است، هرگاه ما شاهد درگيري باشيم بايد به دنبال جريانات خودسر و نفوذي بگرديم. در جريان 8 سال اصلاحات از آنجا كه جريان اصلاحات از 18 گروه ناهماهنگ تشكيل شده بود، نيازمند به غيريت سازي به عنوان اصل انسجام دروني در اين گروه وجود داشت و به نظر ميرسد كه درگيريها را در آن دوران جريان نفوذي و به دنبال آن جريان خودسر ايجاد ميكردند. وضعيت كنوني بهخصوص از يك سال قبل تاكنون به ما نشان ميدهد كه اغتشاشگران به دنبال ثباتزدايي هستند تا نظام سياسي را وادار به پذيرش ابطال انتخابات كنند. تاكتيك اين جريانها ميتواند خودزني سياسي باشد تا به استراتژي ثباتزدايي دست پيدا كند. از اين رو حمله به خانه آيتالله نوري همداني و آقايان صانعي و منتظري را در اين چارچوب ارزيابي ميكنم و از اين رو معتقدم نيروهاي امنيتي بايد در اين زمينه بيشتر فعال باشد و اين موضوع را مورد پيگيري قرار دهند.
سران فتنه معتقدند از آنجايي كه نيروهاي اجتماعي سازمانيافته در 8 ماه پس از انتخابات اقدامات خودسرانه نيز داشتهاند بايد از اين نوع عملكرد صرفنظر كرد. گرچه من نسبت به اين اظهار نظرات ترديد دارم؛ چرا كه به نظر ميرسد اين اقدامات و سازماندهيها از قبل طراحي شده بود.
به هر حال آنها معتقدند كه بايد از حركت نيروهاي اجتماعي سازماندهي شده كه ممكن است اقدامات خودسرانه انجام دهند جلوگيري نموده و استراتژي خود را به تشويق گروههاي مذهبي و فرهنگي تغيير دهند و از اين نيروها يعني از نيروهاي اجتماعي سازماندهي شده صرفنظر كنند و به سمت استراتژي جديد بروند.
سوال: با توجه به اين مساله، چرا در هنگامي كه اين اقدامات صورت ميگيرد جريان حزباللهي طي بيانيهاي تبري خود را از اين اقدامات اعلام نميكنند؟
پاسخ: سران فتنه خود اعلام كردند كه گروههاي اجتماعي سازمان دهي شده در جريان سبز دست به اقدامات خارج از كنترل مي زنند اين در حالي است كه نيروهاي نفوذي و خودسر به دوران 8 ساله اصلاحات برميگردد و در وضعيت كنوني ما چنين مطالبي نداريم. در همان زمان نشستي با حضور جريان چپگراي استحاله شده و حتي گروههاي ملي و مذهبي و نهضت آزادي با حضور بنده در اين مركز برگزار شد و من به بحث لباس شخصيها در 15 مورد پرداختم كه 12 مورد آن به جريان حزباللهي برنميگشت. ضمن اينكه تحليل من بر اين است كه گروههاي 18 گانه اصلاحطلب به منظور انسجام دروني نيازمند به غيريت سازي داشتند كه بخشي از آن نسبتهايي است كه به گروههاي حزباللهي داده ميشد.
سوال: وظيفه نيروهاي حزباللهي را چه ميدانيد؟ با توجه به اينكه در مصاحبه قبلي گفته بوديد كه ماموريت جريان حزبالله در حال حاضر به دولت محول شده است؟
پاسخ: استراتژي جريان حزباللهي دفاع از ارزشها، اصول و آرمانهاي انقلاب و دوران دفاع مقدس بوده است. از اين رو با حضور در صحنه نسبت به ارزش زدايي در جامعه به شكل اعتراضات مدني حركت خود را ساماندهي ميكرد، از آنجا كه اين اعتراضات به عملكرد دولت سازندگي و دولت اصلاحات بود وآنها را زير سوال ميبرد اين امر موجب ناخشنوديهايي در اين دولتها شده بود. از اين رو بازتابهايي در اين زمينه بروز ميكرد؛ كه يكي از مهمترين بازتابها به هم خوردن سخنرانيها و جلساتي بود كه به جريان حزبالله اين اتفاق نسبت داده ميشد كه تحليل بنده همان غيريت سازي براي ايجاد انسجام دروني ساختارهاي اصلاحطلب بود. به طوري كه بر هم خوردن جلسات و سخنرانيها و از اين دست موضوعات توسط نيروهاي نفوذي و البته همكاري نيروهاي خودسر به وجود آمد، از اين رو با روي كار آمدن دولت نهم كه با شعار بازگشت به ارزشها روي كار آمد اين وضعيت پايان پذيرفت و از آنجا كه دولت دهم نيز ادامه دهنده همان راه است نيازي به حضور نيروهاي حزباللهي در صحنه نخواهد بود.
سوال: آيا نيروهاي حزباللهي فقط كاركرد فرهنگي داشته يا اينكه كاركرد سياسي نيز داشتند؟ آيا ميتوان با توجه به سخنان شما اين نتيجه را گرفت كه اكنون پايان دوران فعاليتهاي نيروهاي معروف به انصار حزبالله است؟
پاسخ: كاركرد ساختارها عمدتا بر اساس استراتژيهاي آنها شكل ميگيرد از اينرو استراتژي حضور در صحنه با كاركرد خاص خود در دوران سازندگي و اصلاحات از سوي جريان حزبالله قابل قبول بود، و ادامه آن با همان كاركرد نميتواند در حال حاضر مورد قبول باشد. از اين رو شما ديگر شاهد راهپيمايي اعتراضآميز ويژهاي نسبت به وضعيت داخل كشور نيستيد مگر نسبت به سران فتنه كه عملكرد آنها در راستاي دشمن بيروني نظام ارزيابي ميشود، در نهايت ميتوان كاركرد گروههاي حزباللهي را يك كاركرد فرهنگي و سياسي ارزيابي كرد، كه اينها به هيچ وجه قابل جدا شدن از هم نيستند. شايد شما نتيجه بگيريد كه اين حركتها فرهنگ پايه است ما هم اين را ميپذيريم ولي اين شكل فرهنگ پايگي بيتوجهي به سياست نبوده و نخواهد بود.
سوال: اكنون راهپيمايي در مورد ارزش هاي جامعه از جمله بحث حجاب صورت ميگيرد چند هفته پيش يك راهپيمايي بود بعد از نماز جمعه كه خودتان نيز حضور داشتيد و حتي سخنراني كرديد و در مورد سخنان علي مطهري نيز شعارهايي داده شد.
پاسخ: راهپيمايي كه در مورد حجاب صورت گرفت عمدتا به صورت سالانه و آن هم در نماز جمعه از سوي گروههاي حزباللهي صورت ميگيرد. ضمن اينكه راهپيمايي چندي پيش عمدتا در ابراز مخالفت با تصميم شوراي امنيت و صدور قطعنامه 1929 اين شورا و همچنين حمايت از كشتيهاي آزادي به سوي غزه بود كه طي آن اعتراضاتي نيز به علي مطهري صورت گرفت. البته اين حركات بخشي از نماز عبادي و سياسي جمعه است كه مومنان در آن به موضعگيريهايي ميپردازند و به هيچ وجه قابل مقايسه با عملكرد و اعتراضات گذشته جريان حزباللهي نيست.
سوال: برخي از منتقدان احمدينژاد معتقدند كه سياست فرهنگي دولت دهم متاثر از انديشههاي ليبرالي است، نظر شما در اين ارتباط چيست؟ و نظرتان در مورد سخنان اخير رييسجمهور در مورد حجاب چيست؟
پاسخ: ليبرال از ليبرو گرفته شده و به مفهوم آزاد است كه در چارچوب ارزشهاي سكولاريستي قابل تعريف است و اين مفهوم مطمئنا در دولت كنوني جايي ندارد. در اين مورد بايد توجه كرد كه آقاي هرندي و حسيني وزير قبلي و كنوني فرهنگ و ارشاد اسلامي از افراد ارزشي جامعه و هيات دولت هستند و از اين رو به نظر ميرسد طرح مباحثي تحت عنوان نگاه فرهنگ ليبرال در دولت كنوني يك كاركرد سياسي بيشتر نيست. ضمن اينكه همه ميدانيم كه اصلاحات فرهنگي يك شبه رخ نميدهد و نياز به تغييرات ساختاري زيادي حتي در دولت كنوني ميباشد.
درمورد سخنان اخير رييسجمهور در مسالهي حجاب و عفاف بايد عرض شود كه اين قرائتها نشان ميدهد جوامع نيازمند به حضور ولايت فقيه در حكومت هستند تا از قرائت ولايي خارج نشوند.
سوال: لطفا در اين مورد توضيح بيشتري بدهيد. اينكه ميفرماييد نيازمند قرائت ولايي هستيم يعني كه رهبري در اين مورد دخالت و مرز را مشخص كنند؟
پاسخ:جامعه كنوني ما به لحاظ برخورداري از آزاديهاي سياسي و اجتماعي از قرائتهاي گوناگوني برخوردار است، اما قرائتي ميتواند اجرا شود كه از جايگاه قانوني برخوردار باشد. از آنجا كه بحث حجاب و عفاف ريشهي ديني دارد، به كارشناس ديني نياز داشته و از آنجا كه حكومت ما يك حكومت ديني است ولايت فقيه اين قرائتها را به سوي قرائت اصلي هدايت ميكند.بايد توجه داشت رهبري وقتي در موضوعي وارد ميشود كه برداشت از قانون از مدار خود خارج و به اختلافات سياسي دچار شده باشد، به نظر ميرسد بحث آقاي احمدينژاد در مورد حجاب و عفاف تحت تاثير برخوردهاي سياسي و اجتماعي موجود بوده است و چشماندازي به آيندهي سياسي دارد.
سوال: اين چشمانداز سياسي چيست؟
پاسخ: هيچ فرد و گروهي بدون علاقه به آيندهي سياسي نخواهد بود؛ به طوري كه شما از آقاي احمدينژاد مطالبي در مورد دولت آينده شنيدهايد كه بايد مثلا داراي سرعت بيشتر و انقلابيتر از دولت وي باشد يا خواهد بود ؛ از اين رو ميتوان اين موضعگيريها را نه تنها تحت تاثير مسائل سياسي و اجتماعي كنوني دانست، بلكه متاثر از چشماندازي براي آينده نيز برشمرد.
سوال: برخي ميگويند با توجه به اينكه اين دور دوره آخر رياستجمهوري آقاي احمدينژاد است و براي دورهي بعد نميتواند كانديدا شود، پس اين سخنان ايشان در مورد چه دولتي خواهد بود؟ آيا دولتي كه توسط يكي از نزديكان و همفكران ايشان اداره ميشود؟
پاسخ: گرچه معتقدم نبايد با اين سرعت وارد مسائلي شد كه به سه سال آينده بستگي دارد، اما از ساختارها و سازمانهاي سياسي نميتوان انتظار داشت به طراحي آينده سياسي خود نپردازند؛ از اين رو ضمن اينكه معتقدم قرائت احمدينژاد از حجاب و عفاف يك ديدگاه شخصي است، امكان دارد اين نگاه و قرائت تحت تاثير مسائل اجتماعي و سياسي كنوني نيز بيان شود؛ البته ممكن است برخي آن را چشماندازي براي آينده سياسي بدانند و در چارچوب « پوتين - مدودف» ارزيابي كنند كه اين نيز امكانپذير است.
سوال: تحليل شما از فضاي كنوني سياسي كشور چيست؟
پاسخ: فضاي سياسي كشور پس از يك سال اخير به سوي آرامش و ثبات پيش رفته است و اين ثبات و آرامش از لحاظ سياسي به خروج هرچه بيشتر ايران اسلامي از انزواي سياسي در جهان منجر شده است. فضاي سياسي داخلي كشور طي هشت ماه پس از انتخابات رياستجمهوري دهم از 22 خرداد 88 تحت تاثير اردوكشي خياباني و اغتشاش ناشي از اظهارات دروغين آقايان موسوي و كروبي پيرامون تهمت و تقلب در انتخابات و تجاوز در زندانها قرار داشت. اين وضعيت طي چهار ماه گذشته تحت تاثير خروش ملي 9 دي و 22 بهمن 88 به سمت ثبات حركت كرده است، در اين ميان آمريكا سعي كرد با فشار از بيرون، يعني تصويب قطعنامه اين فضا را تحت تاثير قرار دهد؛ اين درحالي است كه عقبنشيني موسوي و كروبي از انجام راهپيمايي و حضور مردم و نيروهاي انتظامي به هرگونه «ثباتزدايي» پايان داد؛ از اين رو ميتوان گفت ثبات داخلي كشور، تامين و ثبات سياسي خارجي نيز به خروج از انزواي سياسي ايران هدايت شده است.
من معتقدم اجازه راهپيمايي 22 خرداد 89 كه به جريان فتنه داده نشد هيچكس را مثل سران جريان فتنه خوشحال نكرده است؛ زيرا پس از ناتواني آنها در اثبات تقلب و تجاوز، آنها شاهد ريزش اجتماعي جريان وابسته به خود به شكلي بودند كه جمعي از راهپيمايان راهپيمايي 25 خرداد 88 به خروش ملي 9 ديماه پيوستند؛ از اين رو صادرنشدن مجوز براي راهپيمايي ميتواند يك تيغه دو لبه باشد.
سوال: برخي معتقدند اگر حوادث پس از انتخابات به نحو بهتري مديريت ميشد، از هزينههاي وارد شده به نظام كاسته ميشد. نظر شما چيست؟
پاسخ: مديريت بهتر حوادث هشت ماه پس از انتخابات نيازمند يك آسيبشناسي است كه مهمترين بخش آن به سران فتنه بازميگردد؛ به طوري كه اگر آنها پس از شمارش آرا به طرف پيروز تبريك ميگفتند، آينده سياسي مناسبي براي خود تدارك ديده بودند؛ اين درحاليست كه برخي معتقدند اغتشاشات اخير يك حركت طراحي شده از قبل انتخابات بوده است. آسيبشناسي ديگر به عدم پيشبيني اين اغتشاشات برميگردد كه انگشت اتهام را به سوي نيروهاي امنيتي دراز ميكند. برخي معتقدند جنگ هوشمند اعلامشده از سوي آمريكا با دو استراتژي « جنگ نرم و جنگ سخت» بايد نيروهاي امنيتي را بيدار ميكرد تا مديريت بهتري داشته باشند.
بخش ديگر آسيبشناسي به طرف پيروز در انتخابات برميگردد؛ برخي معتقدند برگزاري جشن پيروزي در ميدان وليعصر و مطالبي كه در آنجا ارائه شد به اغتشاشات دامن زد؛ البته اين درحالي است كه بپذيريم اغتشاشات اخير «سازماندهي شده» نبوده است.
سوال: شما ميگوييد سران فتنه از اينكه براي سالروز 22 خرداد مجوز راهپيمايي داده نشد خوشحال شدند، به نظر شما آيا بايد مجوز داده ميشد؟
پاسخ: از آنجا كه غرب درپي جنگ هوشمند با دو تاكتيك جنگ نرم و جنگ سخت است و منافقين، بهاييها، سلطنتطلبها، چپهاي آمريكايي و امثال آنها در پي پياده كردن جنگ نرم به نيابت از آمريكا هستند، نبايد اجازهي راهپيمايي 22 خرداد داده ميشد. اين عمل نيز مانند تيغ دولبه ميتواند مورد بهرهبرداري طرفداران موسوي قرار گيرد و آنها خود را طرفدار قانون و در نتيجه شريك ثباتزايي در كشور بنامند.
سوال: شما سه آسيبشناسي را در مورد حوادث پس از انتخابات مطرح كرديد. به نظر جنابعالي كدام آسيبشناسي درستتر است؟
پاسخ: آسيبشناسي پيرامون انتخابات رياستجمهوري دهم متعدد است كه من به مهمترين آنها پرداختم. به نظر من آسيبپذيري اول مهمتر است و معتقدم چنانچه پس از پايان شمارش آرا به طرف پيروز تبريك گفته ميشد آينده مناسبي خصوصا براي آقاي موسوي به وجود ميآمد؛ اما به نظر ميرسد مساله مهمتر، وقايع رخداده بعد از 22 خرداد است. اين وقايع اساسا به دليل روش برخورد اين جريان، يعني جريان سبز با رايگيري به وجود آمده است. اكنون در علم سياست، ترديدي در ناكارآمدي روش «پوزيتيويستي» نيست. اين روش با مشاهده سر و كار دارد؛ به اين ترتيب كه آقاي موسوي و همسرش با مشاهده بر سر صندوقهاي تهران متوجه ميشوند در اكثريت نسبي صندوقهاي رايها به سود آقاي موسوي است؛ از اين رو موسوي پيروز انتخابات است؛ درحالي كه روش «مشاهده و تعميم» در علوم مهندسي جواب ميدهد و امروز به هيچ وجه در علوم انساني كارآمد نيست. همانطور كه موسوي در تهران راي آورده است، در حاشيهي تهران راي نياورده است؛ از اين رو اگر موسوي و همسرش به صندوقهاي راي حاشيهي تهران ميرفتند مطمئنا ميگفتند احمدينژاد پيروز است. لازم به ذكر است علوم سياسي به منظور دستيابي به حقيقت درحال حاضر به روشهاي «تفهم ماكس وبري» و يا « تقرب پوپري» روي آورده است، اما اين روشها در نگاه آقاي موسوي و همسرش مغفول مانده بوده است؛ البته من معتقدم دو جريان ديگر در كنار موسوي وجود داشت؛ جريان نخبهگرا كه اساسا به راي توده ي مردم اعتقادي ندارد ، تهران را نخبهتر از شهرهاي ديگر و شهر تهران را نخبهتر از حاشيهي تهران و شمال تهران را نخبهتر از مركز و جنوب تهران ميدانست. اين گروه در پي فشار طبقهي متوسط بر تصميمگيري نظام و ابطال انتخابات بود. جريان سوم افراد و گروهي هستند كه از قبل به طراحي اغتشاشات پرداخته بودند و هماهنگي لازم را با جريانهاي خارج از كشور داشتند؛ اينها سعي اوليه خود را بر استفاده از فضاي تبليغي خارج از كشور قرار دادند، اما در ادامه به صورت كامل با خارج از كشور وارد عمل شدند و بحث تقلب و تجاوز را به «اغتشاش مداوم» سوق دادند.
سوال: شما جريان سبز را وابسته به سه گروه كرديد و از طرف ديگر گفتيد كه جريان سوم به غرب وابسته شد. علت اين امر چيست؟
پاسخ: دليل اصلي آن رابطه اين بخش ازجريان فتنه با جريان روشنفكري است. در جهان سه جريان عمده روشنفكري وجود دارد. روشنفكري آمريكايي و انگليسي كه همواره در قدرت سهيم بودند. روشنفكري سوم روشنفكري فرانسوي است كه همواره نقش اپوزيسيون داشته است، هرگاه اين نوع روشنفكري به قدرت برسد دست به استبداد خواهد زد؛ چنانچه كه « روبسپير» يكي از سران سهگانه انقلاب فرانسه با بهرهگيري از «خير عمومي» «كانت» و « قرارداد اجتماعي» «روسو» در فرانسه به قدرت ميرسد. او براي حاكميت فقرا و محرومان دست به استبداد ميزند و سرانجام جان خود را از دست ميدهد و از آن جا كه جريان روشنفكري ايران از جريان روشنفكري فرانسه نشات ميگيرد و همواره اپوزيسيون بوده و در اين نقش بدون توجه به حرمتهاي اجتماعي و سياسي به نقد جامعه ميپرداخته، هنگامي با بخش سوم از جريان فتنه پيوند ميخورد، سرانجامي بهتر از اغتشاش و تداوم آن نخواهد داشت. آنها به صورت مداوم در نگرش مستبدانه خود ميدمند و حاضر به دست برداشتن از اتهامات تقلب و تجاوز نخواهند بود؛ به صورتي كه ميتوان گفت سران فتنه به صورت دستبسته تحت تاثير آنها حركت كردند.
سوال: وضعيت جريان اصلاحطلب را چگونه برآورد ميكنيد؟
پاسخ: جريان اصلاحطلب حداقل از سه دسته «اصلاحطلب اقتصادي، سياسي و اجتماعي» تشكيل ميشود كه به نظر ميرسد اولي طرفدار اقتصاد بازار مشابه غرب است و دومي و سومي به سكولاريسم خواهند رسيد، از آنجا كه اين سه جريان در قالب فتنه سبز، نمايندگي جريان ضدانقلاب خارجنشين و گروههاي غيرقانوني داخل كشور در انتخابات دهم را داشتند و بعد از آن همسويي و همكاري خود را با سازمان اطلاعاتي دشمن نشان دادند، به نظر ميرسد در آينده نزديك از لحاظ سياسي قادر به حضور در عرصه سياست نباشند؛ البته برخي سعي ميكنند در قالب دسته اول اصلاحطلبان يعني اصلاحطلبان اقتصادي به حركت در عرصه سياسي كشور بپوندند.
سوال: جريان اصولگرا را چطورارزيابي ميكنيد؟
پاسخ: جريان اصولگرا در انتخابات بعدي از همكاري سياسي به سوي رقابت سياسي گام برخواهد داشت. اگر اين رقابت در يك ساحت انديشهاي سياسي وارد شود، چارچوب آن نخبهگرايي و مردمگرايي خواهد بود و چنانچه رقابت در چارچوب عملگرايي سياسي وارد شود به سوي رقابت به سمت عدالتخواهي و سرمايهداري اسلامي سوق پيدا ميكند؛ از اين رو رقابت قطبي بين اصولگرايان و اصلاحطلبان به رقابت درون قطبي ميان اصولگرايان تبديل ميشود؛ البته چنانچه اصلاحطلبان اقتصادي كه هاشمي رفسنجاني را پدر معنوي خود ميدانند بتوانند به عرصه انتخابات سياسي آتي كشيده و وارد شوند، امكان رقابت قطبي مجددا فراهم خواهد شد.
سوال: برخي معتقدند حذف اصلاحطلبان با توجه به اين كه آنها داراي پايگاه اجتماعي در بين جوانان و دانشجويان و.. اثر منفي خواهد داشت.
پاسخ: به نظر ميرسد جريان فتنه طي يك سال گذشت با ريزش شديد پايگاه اجتماعي و سياسي روبرو شده است؛ از اين رو لايه هاي اجتماعي اشارهشده به اصلاحطلبان اقتصادي ميپيوندند.
سوال: وجود جريان دومي به غير از جريان اصولگرا چقدر ضروري است؟
پاسخ: اساسا بحث چپ و راست و اصلاحطلب و اصولگرا در جامعه كنوني جايگاهي نداشته و ندارد.
ضمن اينكه اگر در جامعه مردمسالار، وجود رقابت سياسي يك اصل حساب شود، نميتوان در مرد سالاري ديني ارزشهاي اين جامعه را قرباني اين رقابت سياسي كرد؛ ضمن اينكه در جريان سياسي كنوني از يك سو رقابت نخبهگرايي و مردمگرايي وجود دارد، از سوي رقابت بين عدالتخواهي و سرمايهداري اسلامي نيز مشاهده ميشود كه هر كدام براي رقابت سياسي كافي خواهد بود؛ از اين رو با توجه به اين كه جريان اصلاحطلب از دو بخش سياسي و اقتصادي خود نخبهگرايي و سرمايهداري را پذيرفته، در اين الگوريتم موجود يا نامبرده شده توسط اينجانب ميتوانند حضور داشته باشند و به رقابت سياسي بپردازند.
سوال: آيا شما احمدينژاد را از لحاظ سياسي اصولگرا ميدانيد؟
پاسخ:بله، همينطور كه عرض شد خطكشيهاي موجود سياسي اصالت آنچناني ندارد. اگر بخواهيم به هر حال نوع تقسيمبندي سياسي صورت بدهيم جريانهاي سياسي كشور را ميتوان به اصولگرا و غيراصولگرا تقسيم كرد و احمدينژاد از اين تقسيمبندي خارج نخواهد بود. در اين راستا ميتوان جريان اصولگرا را به شاخههاي «نخبهگرا و مردمگرا» و «سرمايهداري و عدالتخواهي» تقسيم كرد؛ به طوري كه در اين شاخصها حضور جريانهاي اصلاحطلب نيز قابل مشاهده خواهد بود.
سوال: نمايندگان جريانهاي فكري كه نام برديد به صورت مصداقي چه كساني هستند؟
پاسخ: از آنجا كه در جامعهي كنوني ما افراد از احزاب قويتر عمل ميكنند و ساختارها به افراد شناخته ميشوند، ميتوان از احمدينژاد در دو جبههي مردمگرايي و عدالتخواهي نام برد، در اين ميان هاشمي رفسنجاني نيز در دو جبههي سرمايهداري و نخبهگرايي جاي خواهد گرفت؛ در حالي كه لاريجاني، موسوي، خاتمي و كروبي در جبههي نخبهگرا و قاليباف در جبهه سرمايهداري خواهند بود. لازم به ذكر است نخبهگرايي علاوه بر گرايش اليتيزم، داراي وزن روشنفكري نيز هست.
سوال: نظر شما درباره اتفاقات روز 14 خرداد چيست؟
پاسخ: حوادث 14 خرداد حاوي دو سناريو است: سناريوي اول اينكه مردم به خاطر امام و دفاع از خط امام نسبت به سيدحسن واكنش نشان ميدهند؛ به طوريكه ميتوان از آن به عنوان «كيفرخواست ملي بر اساس بصيرت عمومي» نام برد. مردم در طول يك سال گذشته ملاقات سيدحسن با زندانيان اغتشاشگرا و همراهي او با سران فتنه و بيتوجهي به وصيتنامه پدر بزرگوارش را مشاهده كردند؛ به طوري كه او را همسو با سيدحسين فرزند سيدمصطفي دانسته و فرصت سخنراني به او در 14 خرداد ندادند. در اين راستا زماني كه سيدحسن افراد شعاردهنده را عده قليل مينامد، با مخالفت ميليوني مردم در داخل و خارج از صحن مواجه ميشود كه شعار آن عده به ظاهر قليل را تائيد كرده و دو شعار « سيدحسن بصيرت بصيرت» و شعار ديگر « نوادهي روحالله سيدحسن نصرالله» را سر دادند.
سناريوي دوم سناريوي مظلومنمايي است كه برخي معتقدند كه محمدعلي انصاري كليد آن را زده است. او شب قبل از مراسم در بهترين ساعت يعني 9 شب برخلاف تصميم ستاد برگزاري مراسم در تلويزيون اعلام ميكند كه در ابتدا آقاي احمدينژاد سخنراني ميكند و بعد از آن سيدحسن خوشامد ميگويد و سپس مقام معظم رهبري سخنراني ميكند؛ اين در حالي كه مطابق تصميم ستاد و برداشت عقلايي سيدحسن بايد در ابتداي مراسم براي تشكر از حضور ميليوني مردم و خوشامدگويي به رييسجمهور و رهبر معظم انقلاب حضور مييافت. در ادامه اين وضعيت محمدعلي انصاري با دو حضور غيرمتعارف به رييسجمهور تذكر پايان سخنراني ميدهد، اين تذكر مستقيما در حضور مردم انجام و با اعتراض رييسجمهور همراه ميشود ، اينها در مجموع به اعتراض عمومي مردم تبديل ميشود و سناريوي مظلومنمايي با حمايت برخي از مراجع، روحانيون بزرگ و چهرههاي شاخص سياسي صورت ميگيرد؛ اين ديدگاه و سناريو، دلجويي رهبر معظم انقلاب از سيدحسن را در اين راستا مصادره ميكند. اگر در اين دو سناريو به عملكرد سيد حسن و آقاي انصاري در طي مراسم با دقت توجه كنيم، به صحت يكي از آنها پي ميبريم. از آنجا كه سيد حسن با وزير كشور و محمدعلي انصاري با مسوول تريبون برخورد كردند، صرف نظر از علت برخورد ميتوان گفت سناريوي اول قابل دفاعتر خواهد بود.
سوال: آيا شما همچنان عضو انصار حزبالله هستيد يا نه؟
پاسخ: انصار حزبالله از دهه 70 در راستاي دفاع از ارزشها، اصول و آرمانهاي امام و انقلاب و دفاع مقدس با محوريت نگرش و ديدگاههاي مقام معظم رهبري تشكيل شد و بنده جزء موسسان اوليه آن هستم. اين وضعيت تا سال 1375 و انتخابات مرحله دوم مجلس پنجم ادامه يافت. از آنجا كه انصار حزبالله در آن زمان براي انتشار ليست انتخاباتي مجلس پنجم اقدام كرد برخي از افراد از جمله بنده كه به ورود به رقابت سياسي معتقد نبوديم از اين تشكيلات خارج شديم.
یعنی کتک زدن هم و بلوا راه انداختن هم نوعی از انتقاد است!؟
یعنی حمله به اجتماعات و کتک زدن گونهای از انتقاد به حساب میآید؟!





