تداوم راه مهاجرانی در شأن این دولت نیست
كنكاش حضرتعالي در بين فعالان عرصه انتخاب بازيگر، آموزشگاههاي سينمايي كه بيشتر شبيه بنگاههاي پولسازي تا آموزشگاه ميباشند و برخي از تهيهكنندگان و كارگردانان معناي فساد فوقالذكر را به صورت عريان نمايان خواهد ساخت؛ كه اين فساد از فساد اخلاقي تا فساد مالي و رانتخواري و ... را دربر گرفته و از تهيهكننده و كارگردان تا بازيگر و امثالهم را شامل ميشود (ترجيح ميدهم اين موضوع را به خصوص در عرصه مالي و رانتخواري و مافيا بازي بيشتر باز نكنم كه سنگ بر روي سنگ ستون پوسيده سينماي ايران بند نخواهد شد).
به گزارش جهان، «صالح دلدم» تهيهكننده و كارگردان طی نامه ای به جواد شمقدری ضمن انتقاد از وضعیت سینما و ارقام بالای دستمزد هنرپیشه های سینما به حقایقی درباره پشت صحنه سینما نیز اشاره کرده است.وی در بخشی از این نامه عنوان کرده است که:
همان طور كه مستحضريد مدتي است غدهاي سرطاني به نام «ستارهسالاري» به جان اندام نحيف سينماي كشور افتاده است و عدهاي از بازيگران در قبال مدت زمان كوتاه ايفاي نقش در پروسه فيلمبرداري رقمهاي هنگفت و نامتعارفي از تهيهكنندگان سينما طلب مينمايند كه متاسفانه برخي از تهيهكنندگان نيز با پرداخت بي چون و چراي اين ارقام، آگاهانه ضربهاي مهلك بر بدنه سينماي كشور وارد ساختهاند كه ادامه اين روند عرصه توليد فيلم در كشور را به قهقهرا برده و بسياري از تهيهكنندگان سينما را از دور خارج و در نتيجه با پايين آمدن ميزان توليد فيلم در كشور موجبات بيكاري بسياري از شاغلين در عرصه سينما، چه عرصه فيلمسازي و چه عرصه سينماداري را فراهم خواهد آورد.
در ادامه ميخوانيم: همانگونه كه در نامه سرگشاده قبلي خود اعلام داشتم، متاسفانه بدعتگذاري در سينماي كشور از دوره اصلاحات كه آن را دورهاي سياه براي فرهنگ و هنر متعهد در كشور ميدانم، آغاز گرديد كه يكي از آن رسوم زشت، ستارهسازي و ستارهسالاري در عرصه سينما بود.
به راستي آيا عدهاي از اين به اصطلاح آقايان يا خانمهاي بازيگر كه منافع جمعي را فداي منافع شخصي ميكنند و هر از چندگاهي فيلمهاي بلوتوثيشان رويت يا خود در فلان بازداشتگاه منكراتي ديده ميشوند، ستارهاند يا آن نوجوان فهميده كه براي كشورش جانفشاني كرد؟ و يا آن بزرگواراني كه در حادثه هفتم تير به ستارگان بهشتي اين مملكت تبديل شدند؟
وي در ادامه آورده است: آيا درست است كه دستمزد يك بازيگر بيش از مجموع دستمزدهاي تمامي عوامل يك فيلم باشد؟ آيا در شأن دولتي اين چنين انقلابي و عدالتگستر است كه در برابر اين بيعدالتي فرهنگي سكوت كرده و راه مهاجراني كه عرصه سينما را به لبه پرتگاه كشاندند و ادعاي اصلاحگريشان گوش فلك را كر كرده بود و سپس هجرت گزيدند را ناخواسته ادامه دهد؟
در بخشهایی دیگر از اين نامه آمده است: آقاي شمقدري! شما را به عنوان هنرمندي متعهد و مكتبي و مديري لايق كه سوابق روشن هنري و انقلابي در كارنامه خويش داريد جراحي حاذق براي عمل جراحي اين غده سرطاني ميدانم و مصرانه درخواست دارم تا به زيادهخواهيهاي عدهاي كه تنها بر ظاهر شخصي خويش فخر ميفروشند و به جاي هنرمند، مانكني بيش نيستند و تهيهكنندگاني كه به اين مشكلآفريني دامن ميزنند رسيدگي كنيد و در اينجا توجه شما را به مختصري از معضلات موجود در سينماي كشور به خصوص در ارتباط با موضوع دستمزدهاي نجومي بازيگران و راهكارهاي عملي مقابله با آن جلب مينمايم:
در نظر گرفتن اهرمهاي تشويقي براي فيلمسازاني كه چهرههاي جديدي به سينما معرفي ميكنند و با استفاده از جوانان جوياي نام و با استعداد اقدام به توليد آثار مينمايند كه اين امر نيز ميتواند انحصار در عرصه بازيگري و بيعدالتي موجود را ريشهكن سازد.
تنظيم و ارائه منشور اخلاقي سينما توسط معاونت سينمايي كه لازمالاجرا بوده و تخطي از آن از سوي كليه فعالان عرصه فيلمسازي در هر صنفي تنبيهاتي را به دنبال داشته باشد كه اين امر ميتواند فساد موجود در پشت صحنه سينما را ريشهكن سازد كه كنكاش حضرتعالي در بين فعالان عرصه انتخاب بازيگر، آموزشگاههاي سينمايي كه بيشتر شبيه بنگاههاي پولسازي تا آموزشگاه ميباشند و برخي از تهيهكنندگان و كارگردانان معناي فساد فوقالذكر را به صورت عريان نمايان خواهد ساخت؛ كه اين فساد از فساد اخلاقي تا فساد مالي و رانتخواري و ... را دربر گرفته و از تهيهكننده و كارگردان تا بازيگر و امثالهم را شامل ميشود (ترجيح ميدهم اين موضوع را به خصوص در عرصه مالي و رانتخواري و مافيا بازي بيشتر باز نكنم كه سنگ بر روي سنگ ستون پوسيده سينماي ايران بند نخواهد شد).


