صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

ماجراي جنايت با شيرموز سمي

وي که ديگر چاره اي جز بيان حقيقت نداشت به ناچار لب به اعتراف گشود. « من با مسعود اختلاف داشتم و اختلاف ما هم بر سر برخي مسائل خانوادگي بود. آن شب من او را به منزلم دعوت کردم و با طرح يک نقشه ۲ ليوان شيرموز درست کردم که داخل يکي از آن ها سم ريختم و به خاطر اين که در نوشيدن آن اشتباه نکنم داخل ليوان خودم کمتر از ليوان او شيرموز ريختم وقتي او ليوان حاوي سم را نوشيد منتظر ماندم تا بميرد.
کد خبر: ۹۹۱۴۶
| |
6921 بازدید

فردي که با خوراندن شيرموز سمي به دوستش او را به قتل رسانده بود پس از کشف جسد در حياط منزل مسکوني اش لب به اعتراف گشود و راز اين جنايت هولناک را فاش کرد.

آغاز ماجرا

شب از نيمه گذشته بود، اعضاي خانواده اي در تربت حيدريه نگران از اين که «مسعود» هنوز به منزل بازنگشته است بيدار بودند، اما هر کدام از آن ها ديگري را دلداري مي داد که حتما جايي دعوت بوده! يا کاري برايش پيش آمده است! اما اين نگراني ها زماني افزايش يافت که اعضاي خانواده «مسعود» با هر کسي که ممکن بود با وي در ارتباط باشد تماس گرفتند، ولي هيچ کدام از آن ها از او اطلاعي نداشتند. بنابراين آن ها روز پنج شنبه ۲۳/۲/۸۹ به پليس تربت حيدريه مراجعه کردند و از آنان براي يافتن مسعود کمک خواستند. آن ها به ماموران انتظامي گفتند: مسعود که ۲۴ سال سن دارد و متاهل نيز هست از شب قبل منزل را ترک کرده و ديگر باز نگشته است. آنان همچنين اعلام کردند که مسعود با خودرو وانت مزداي خودش رفته است.

کشف خودرو

گزارش خراسان حاکي است؛ در پي اعلام مفقودي اين جوان و به دستور سرهنگ محسن يداللهي فرمانده انتظامي تربت حيدريه تلاش ماموران انتظامي براي يافتن اثري از فرد مفقود شده آغاز و مراتب به کليه يگان هاي انتظامي شهرستان تربت حيدريه ابلاغ شد. تا اين که شهروندان در تماس با مرکز فوريت هاي پليسي ۱۱۰ اطلاع دادند که يک دستگاه خودرو مزدا در کنار جاده اصلي تربت حيدريه به سمت گناباد بلاصاحب رها شده است. وقتي ماموران انتظامي به محل اعلام شده رفتند مشخص شد که خودرو وانت متعلق به مسعود ( فرد مفقود شده ) است. در بازرسي داخل خودرو تعدادي مدارک و مقداري پول که در زير سايبان داخل خودرو قرار داشت کشف شد، اما از ديگر وسايل همراه «مسعود» چيزي داخل خودرو نبود.با کشف خودرو و احتمال وقوع جنايت اين پرونده به دستور مقام قضايي به پليس آگاهي تربت حيدريه ارسال شد و زير نظر سرهنگ ضرغام مورد رسيدگي قرار گرفت. با توجه به اهميت موضوع و به دستور رئيس پليس  آگاهي، گروهي از افسران شعبه جنايي به سرپرستي سرهنگ ديمه (رئيس شعبه جنايي آگاهي) مامور پي  گيري و رسيدگي تخصصي به اين پرونده شدند.

شناسايي متهم

کارآگاهان در بررسي هاي مقدماتي خود ابتدا افرادي را که احتمال مي دادند فرد مفقودي با آن ها در ارتباط باشد شناسايي کردند و آنان را به طور نامحسوس تحت نظر گرفتند. در اين ميان يکي از دوستان نزديک «مسعود» که مغازه ساندويچ فروشي داشت ظن ماموران را برانگيخت زيرا طبق تحقيقات پليس وي از دوستان نزديک مسعود بود، اما وقتي مورد سوال کارآگاهان قرار گرفت هر گونه ارتباط خود با مسعود را انکار کرد. بنابراين بررسي هاي پليس بر روي اين جوان ۲۲ ساله که رضا نام داشت، متمرکز شد. به دستور قاضي يساقي (بازپرس شعبه دوم دادسراي عمومي و انقلاب تربت حيدريه ) اين جوان دستگير و به پليس آگاهي هدايت شد. اما او همچنان منکر هر گونه ملاقاتي طي روزهاي گذشته با مسعود شد و گفت: « من از هيچ چيز خبر ندارم و او را هم نديده ام.»بنابراين کارآگاهان که در پي يافتن سرنخي از ماجرا بودند پرينت مکالمات تلفني او را مورد بررسي قرار دادند و مشخص شد که وي با «مسعود» ارتباط داشته است. کارآگاهان سپس با هماهنگي مقام قضايي منزل «رضا» را که در محدوده خيابان سلمان قرار داشت بازرسي کردند اما در بازرسي داخل اتاق‌ها موردي که سرنخي از پرونده به کارآگاهان بدهد پيدا نشد.

کشف جسد

اما هنگامي که کارآگاهان در حال بازرسي حياط منزل بودند، ناگهان مقداري نخاله هاي ساختماني، پتو، زيلو و غيره که روي هم در گوشه حياط انباشته شده بود توجه آنان را به خود جلب کرد. وقتي کارآگاهان مقداري از وسايل موجود و نخاله هاي زياد بنايي را که در گوشه حياط بود جا به جا کردند، ناگهان کيسه بزرگي که طنابي دور آن پيچيده شده بود نمايان شد. وقتي طناب ها باز شد جسد «مسعود» از داخل کيسه بيرون آمد.در اين هنگام کارآگاهان پدر مسعود را که با مشاهده جسد فرزندش به سر و روي خود مي کوبيد از محل کشف جسد دور کردند و ماجرا را به قاضي اردمه دادستان عمومي و انقلاب و قاضي يساقي اطلاع دادند. با حضور مقامات قضايي در محل، تحقيقات به شيوه پليسي از «رضا» که جسد داخل منزلش پيدا شده بود، آغاز شد.

اعتراف به جنايت

وي که ديگر چاره اي جز بيان حقيقت نداشت به ناچار لب به اعتراف گشود. « من با مسعود اختلاف داشتم و اختلاف ما هم بر سر برخي مسائل خانوادگي بود. آن شب من او را به منزلم دعوت کردم و با طرح يک نقشه ۲ ليوان شيرموز درست کردم که داخل يکي از آن ها سم ريختم و به خاطر اين که در نوشيدن آن اشتباه نکنم داخل ليوان خودم کمتر از ليوان او شيرموز ريختم وقتي او ليوان حاوي سم را نوشيد منتظر ماندم تا بميرد.

او بعد از چند دقيقه به زمين افتاد و وقتي متوجه شدم که او ديگر مرده است دست هايش را با طناب و پاهايش را با چسب بستم و جسد را داخل ۲ کيسه قرار دادم و روي آن را نيز با طناب بستم، مي خواستم جسد را به بيرون از منزل ببرم و رها کنم اما کوچه بسيار شلوغ بود و موفق نشدم بنابراين پس از سرقت مقداري پول و وسايل همراهش، ماشين او را به کنار جاده بردم و رها کردم» اين گزارش حاکي است؛ به دستور مقام قضايي جسد مسعود براي انجام معاينات و تعيين علت دقيق مرگ به پزشکي قانوني خراسان رضوي حمل شد و متهم به قتل نيز با صدور قرار بازداشت موقت براي تکميل تحقيقات در اختيار پليس آگاهي قرار گرفت.
آخرین اخبار اجتماعی و حوادث ایران و جهان را در تابناک اجتماعی بخوانید.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟