منصوريان با 3 ماه مربيگري سر از تيم ملي در آورد
انتخاب عليرضا منصوريان به عنوان مربي تيم ملي و دستيارافشين قطبي بار ديگر نگاهها را متوجه ساختمان مشکي رنگ خيابان سئول مي کند؛ جايي که تصميم گيري ها از اتاقهاي تو در توي اين ساختمان 4 طبقه بيرون مي آيد و به نوعي تکليف فوتبال را روشن مي کند.
به نوشته قدس؛ اولين سؤالي که پس از انتخاب عليرضا منصوريان به ذهن مي رسد اين است؛ او به واسطه کدام تجربه در عرصه مربيگري حالا روي نيمکت تيم ملي مي نشيند؟ معيار انتخاب منصوريان به عنوان دستيار افشين قطبي چه بود؟ عملکرد غير قابل دفاع او در تيم پاس همدان که تنها کارنامه او در عرصه مربيگري بود؟ يا تجاربي که از حضور در کلاسهاي پي در پي مربيگري به دست آورده است؟ عليرضا منصوريان چگونه سر از نيمکت تيم ملي در آورد؟ با کدام ويژگي بارز فني و چه دستاوردي؟
انتخاب او بار ديگر ما را متوجه متوليان فوتبال مي کند. آنها که مربيان تيم ملي را انتخاب مي کنند. گروهي که معتقديم با وجود انتقادهايي که طي ماههاي اخير مي شد و توقع مي رفت براي از بين بردن آن اقدامهاي چشمگيري انجام بشود در جهت معکوس گام برداشته و به قهقرا مي رود. چگونه مي توان مدافع اين انتخابها بود؟ چگونه مي توان عليرضا منصوريان را شايسته حضور در نيمکت تيم ملي دانست؟ يک سؤال فرعي هم داريم.
اگر عليرضا منصوريان عنصري تأثيرگذار بود چرا باشگاه استقلال او را در ابتداي فصل به کار نگرفت؟ مگر او متعلق به باشگاه استقلال نيست؟ در همين حين نام ديگري با همين عنوان يعني مربي بدنساز تيم ملي مقابل ما قرار مي گيرد.نامي غريب و نامانوس! متوليان فوتبال محمد آزادي را به عنوان مربي بدنساز تيم ملي معرفي کردند تا بيش از گذشته شگفت زده مان کنند.محمد آزادي از کدام کانال سر از نيمکت تيم ملي در آورده است؟کسي او را مي شناسد؟
* * *
تأسف بار است که مي بينيم تصميم گيران تيم ملي به جاي از بين بردن انتقادها دست به انتصابهايي مي زنند که هيچ توجيه فني ندارد. در روزهايي که اغلب مربيان باشگاهي به انتقاد از افشين قطبي پرداخته و فوتبالي که تيم ملي در بازيهاي دوستانه و رسمي ارائه کرد را به نقد مي کشند و حتي هيچ کس حاضر نيست به دليل نداشتن سابقه و مقبوليت در ميان اهالي فوتبال دست همکاري با او بفشارد منصوريان از اين فرصت استفاده کرد تا خود را به تيم ملي نزديک کند که سرانجام موفق هم بود. نام منصوريان ابتدا با ترديد و گمانه زني هاي مرسوم در رسانه ها مطرح شد اما با گذشت حدود يک ماه از طرح نام او و پس از آرام شدن اوضاع او به شکل رسمي به عنوان دستيار افشين قطبي انتخاب شد.
تصور کنيد همين امروز تمرين تيم ملي آغاز شده است. تقابل او با علي کريمي را در ذهن تجسم کنيد. او با بازيکناني که تا همين ديروز در باشگاه استقلال با آنها هم بازي بود چگونه رفتار خواهد کرد؟ مدت زمان طولاني از خداحافظي علي منصوريان نمي گذرد. او هنوز در قالب يک مربي پوست نينداخته است و حتي نتوانست از فرصتي که در همدان نصيبش شد بهره برده و توانايي هاي خود را بروز بدهد. اما به طرفة العيني سر از نيمکت تيم ملي در مي آورد. فوتبال ما را چه مي شود؟ چه قدر آسوده مردان خود را خرج مي کند و اين مردان چه آسان خود را در کانون سخت ترين آزمونها قرار مي دهند و از آينده خود هيچ واهمه اي ندارند.
***
روزي بيژن ذوالفقار نسب در يک برنامه تلويزيوني حاضر شد و گفت:«امير قلعه نويي خيلي زود خرج شد. اونبايد در برهه کنوني به عنوان مربي تيم ملي انتخاب مي شد.» پس از آن اما تيم ملي بر همان مدار حرکت کرد. انتخاب علي دايي به اعتقاد خيلي ها حرکت در مسير انتخاب شايد نا درست و زود هنگام و به تعابير ديگر عجولانه امير بود.علي دايي هم خيلي زود وارد چرخه تيم ملي شد و تاوانش را هم پس داد. امروز نيز نوبت به علي منصوريان رسيده است شايد او هم به زودي با اين انتقادها رو به رو شده که چرا به اين سرعت سر از تيم ملي در آورد ؛ حتي اگر به عنوان دستيار باشد.
آيا انتخاب منصوريان پروسه صحيحي را طي کرده است؟ اگر امروز به اين سوال پاسخ مثبت بدهيم دانش و توانايي بخش اعظمي از مربيان حاضر در تيمهاي باشگاهي را زير سؤال برديم. آنها که در ليگ کم سابقه ندارند و آن قدر پر سابقه نشان مي دهند که حتي بتوانند جاي سرمربي تيم ملي را بگيرند حالا چه رسد به دستياري اش که بازه زماني مربيگري او - عليرضا منصوريان را مي گوييم- در فوتبال ايران به 3 ماه هم نمي رسد!


