صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

تعبیر شورای مرکزی انجمن منتقدان از تشکل صنفی چیست؟!

گزارش "تابناک"
کد خبر: ۹۶۰۵۵
| |
4931 بازدید
مرتضی محمدیان ـ «انجمن منتقدان و نويسندگان سينمايي ايران در سال 1373 تأسيس شده و طي پانزده سال فعاليت مستمر، تحول شگرفي در عرصه نقد و نوشتار سينمايي به وجود آورده است. اين انجمن كه به فعاليت فرهنگي و صنفي مي‌پردازد. به هيچ گروه و تشكيلات سياسي وابستگي ندارد.

انجمن براي مدت نامحدود تشكيل شده و مركز آن در تهران است. اين انجمن مجمعي متشكل از منتقدان، نويسندگان، مترجمان و خبرنگاران حرفه‌اي سينمايي است كه با حفظ استقلال كامل در ارتباط با ساير صنوف سينمايي و فرهنگي ايران به وظايف خود عمل خواهد كرد. گفتني است اين انجمن همچون ساير صنوف سينمايي. عضو خانه سينما خواهد بود.»

چنان که از متن فوق، که در سایت رسمی انجمن نویسندگان و منتقدان سینمای ایران درج شده است، بر می‌آید، انجمن نویسندگان و منتقدان سینمای ایران از سال  1373 صرفاً با اهداف صنفی تأسیس شد و به هیچ گروه و تشكيلات سياسي نباید وابستگي داشته باشد.

در طول این مدت اختلافات و موضوعات متعددی در انجمن وجود داشته است که البته تا پیش از این اصولاً صنفی بوده‌اند. مسایلی از قبیل، تاثیر زیرشاخه بودن انجمن در خانه سینما، که به نوعی نقض غرض محسوب می‌شد، بر انجمن و فعالیت‌های آن چه خواهد بود؟ و یا حضور تهیه کنندگان در شورای مرکزی انجمن و همچنین حضور صاحب امتیاز نشریات در شورای مرکزی که خود باعث می‌شد تعریف صنفی انجمن که حمایت از اعضای آن یعنی نویسندگان و منتقدان است از بُعدی دیگر نقض غرض شود، چگونه باید برطرف شود؟ یکی دیگر از موضوعات قدیمی انجمن، اختلاف نظر در خصوص به عضویت گرفتن اعضای خبرگزاری‌ها بود، چرا که در اساسنامه به صراحت نقل شده بود که اعضا باید دارای آثار مکتوب و چاپی باشند.

به هر حال انجمن صنفی نویسندگان و منتقدان سینمای ایران هم، مانند هر تشکل صنفی دیگری موضوعات و مسایل و اختلاف نظرهای مختلفی را در خود تجربه کرد اما از آنجا که این اختلافات اصولاً داخلی محسوب می‌شد و اصلاً بابی برای شفافیت بیشتر و ارتقاء این تشکل می‌توانست باشد، و از سوی دیگر انجمن استقلال خود را حفظ کرده بود، دلیلی برای نگرانی وجود نداشت و به تدریج با اصلاحات اساسی و بحث و تبادل نظر قابل حل به حساب می‌آمد. اما در این دوره متاسفانه اتفاقاتی در شورای مرکزی به وقوع پیوست که به طور کلی نه تنها تعاریف آشنا از یک تشکل صنفی را خدشه دار کرد و استقلال آن را زیر سوال برد، که متاسفانه حتا به وضوح تعبیر و تعریف نقد و منتقد را هم تحت تاثیر قرار داد.

نکته اول اقدام شورای مرکزی برای به عضویت درآوردن وبلاگ نویس‌ها در انجمن منتقدان بود. همانگونه که اشاره شد بررسی عضویت نویسندگان و منتقدان خبرگزاری‌ها، به عنوان نشریات غیر چاپی، از مدت‌ها پیش در انجمن مطرح بود که تصمیم‌گیر در خصوص آن مشروط به پروسه مشخص طرح موضوع در مجمع عمومی و اقدام به رای‌گیری برای تغییر متن اساسنامه انجمن می‌شد.

به هر حال هیچ اساسنامه‌ای وحی مُنزل محسوب نمی‌شود و یقیناً نسبت به شرایط قابل تغییر است اما در این خصوص به قطع باید مجمع عمومی تصمیم گیری کند. ضمن این که موضوع صرفاً شامل اعضای خبرگزاری‌ها می‌شد که امروزه به عنوان رسانه‌های رسمی و تخصصی مشغول به کار هستند نه حوزه‌های خصوصی و غیر رسمی همچون وبلاگ‌ها که غالباً از رعایت بسیاری از اصول و قواعد به دورند.

 قاعدتاً در یک نشریه‌ی رسمی چاپی، حضور سردبیر، دبیران سرویس باتجربه و همینطور دیگر نویسندگان حرفه‌ای و ویراستارها امکان خطا را به حداقل می‌رساند و یک متن با مشخصه‌های تعریف شده و تخصصی در مطبوعات به چاپ می‌رسد، خبرگزاری‌ها هم به عنوان مراکز تخصصی، امروزه از همین شرایط حرفه‌ای و تخصصی پیروی می‌کنند و از همه مهمتر این که طبق قوانین، هر مطلبی به طور رسمی قابل پیگرد است اما وبلاگ‌ها به عنوان فضا‌های مجازی شخصی، یقیناً نمی‌توانند در این حوزه‌ی حرفه‌ای قابل تعریف باشند. بنابر این عضویت ایشان در انجمن تخصص و رسمی نویسندگان و منتقدان هم، امری صحیح ارزیابی نمی‌شود.

اما به هر حال این مسایل را هم می‌توان داخل انجمن طرح و حل کرد. مسله اصلی اقدام شورای مرکزی فعلی در اعمال تصمیم به صورت کاملاً خودسرانه و بدون طرح در مجمع عمومی است. شواری مرکزی فعلی انجمن، متاسفانه به رغم اعتراض برخی از اعضا به بازرس شورا و همینطور بدون توجه به متن اساسنامه در خصوص الزام طرح مسأله در مجمع عمومی برای تغییر در متن اساسنامه کاملاً سلیقه‌ای و مستقل عمل کرده و بنا به این تخلف موجب پیامد‌هایی شده است که به هیچ وجه در شأن انجمن و اعضای آن نیست.

از سوی دیگر این عمل موجب فربه شدن انجمن شد و به تبع آن، امکانات ناچیزی هم که می‌توانست شامل اعضا شود عملاً از بین رفت. از سوی دیگر این فربه‌ شدن موجب شده است تشکل بین‌المللی فیبرژی در ثبت منتقدان ایرانی پا پس بکشد، که یقیناً در محدود شدن حوزه فعالیت انجمن و اعضا، بسیار موثر است. نکته دیگر آنکه این اقدام، عملاً حوزه تخصصی نقد و نوشتار سینمایی در ایران را به ورطه‌ شوخی و حتا ابتذال گرایش می‌دهد، که خود به خود باعث می‌شود اعضای حرفه‌ای از انجمن فاصله بگیرند و این به هیچ وجه به نفع انجمن، جریان نقد نویسی و همینطور فرهنگ و هنر و ارزش‌های جامعه، که برخی از اعضای شورای مرکزی فعلی بسیار از آن دم می‌زنند، نخواهد بود.

جذب استعدادها و حمایت از آنها از سوی متخصصان یقیناً امری پسندیده است اما همین استعدادها زمانی می‌توانند در سایه‌ی این حمایت‌ها قرار گیرند که انجمن جایگاه خود را بین مخاطبان و دست‌اندرکاران حفظ کند. در حالی که در شرایط فعلی که شورای مرکزی حتا به اساسنامه و اعضای حرفه‌ای خود احترام نمی‌گذارد این امر محقق نشدنی‌ است.

مورد دیگری که لازم است به عنوان تخلف شورای مرکزی انجمن نویسندگان و منتقدان سینمای ایران مورد بررسی قرارگیرد، اقدام اعضای شورای مرکزی در خصوص اشاعه نگرش شخصی و ایجاد فضای مسموم برای یک اثر سینمایی است.

جایگاه اصلی انجمن نویسندگان و منتقدان، حمایت از حقوق صنفی اعضا ـ البته کاملاً مستقل از هرگونه گرایش سیاسی‌ـ تعریف شده است. و نقد، ارایه‌ی دلایل و استدلال‌های قابل رجوع و تخصصی بر یک اثر هنری تعریف می‌شود. استدلا‌هایی که بتواند بنا به منطق مخاطب را در درک و فهم یک اثر هنری یاری دهد و یا حتا هنرمند را در ارتقاء آثار بعدی خود یاری دهد. با این وجود کلیت نقد تعبیر و تفسیری شخصی محسوب شده و امری سازمانی به حساب نمی‌آید.

سال گذشته در جشنواره فیلم فجر، شاهد نمایش فیلمی از  علی رویین‌تن بودیم، فیلمی با عنوان زم‌هریر، که مانند هر اثر سینمایی دیگری ، قابل نقد و بررسی است. این فیلم پیش از نمایش در جشنواره با معضلاتی روبرو شد که با رفع آنها، فیلم به صلاح دید مسوولین وزارت ارشاد در جشنواره به نمایش در آمد. در نشست مطبوعاتی این فیلم برخی از دوستان شورای مرکزی انجمن، دست به ایجاد فضایی مسموم و غیر اخلاقی ـ و البته بی‌سابقه‌ـ زدند که نه تنها با بسیاری از موازین یاد شده از نقد و منتقد همخوانی نداشت که با بسیاری از موازین اخلاقی و اجتماعی هم سازگار نبود.

در این جلسه به رغم تعریفی که برای تشکیل اینگونه جلسات ارایه شده است، متاسفانه به کارگردان فیلم اجازه صحبت داده نمی‌شود و با رفتار و بیانی غیر اخلاقی، جلسه نقد و بررسی به محفل برخی دوستان برای اشاعه دیدگاه‌های شخصی می‌شود. مدتی بعد، نایب رییس انجمن در کمال تاسف با عنوان رسمی انجمن به بهانه دفاع از انجمن منتقدان و مقام منتقد در برابر صحبت‌های دو تهیه کننده، در یک برنامه تلویزیونی حاضر شده و دیدگاه‌های غیر استدلالی و حتا غیر منطقی خود را با همان بیان نامناسب به عنوان نایب رییس رسمی انجمن در رسانه ملی ارایه می‌دهد. و باز در کمال تاسف ایشان حتا در برابر اعتراض کارشناس برنامه، که از منتقدان و فیلمسازان نام آشنا و پیش‌کسوت سینای ایران و البته از اولین موسسان انجمن نویسندگان و منتقدان معرفی می‌شوند، موضع گرفته و به بیان آنچه بنابه هیچ منطقی نمی‌توان نقد خواند، ادامه می‌دهد. 

با گذشت بیش از سی سال از انقلاب، امروزه کمتر کسی را می‌توان یافت که از سلسله مراتب ساخت و نمایش یک اثر سینمایی اطلاع نداشته باشد. ارایه پروانه ساخت، دریافت پروانه تولید و نهایتاً صدور پروانه نمایش که اصولاً از سوی وزارت ارشاد و اداره نظارت و ارزشیابی صورت می‌گیرد، تعریفی مختصر از این روند است. اما از قرار معلوم نایب رییس انجمن منتقدان، مسوولین فعلی را در خور تصمیم‌گیری ندانسته و شخصاً پا جای پای ایشان گذاشته است و نسبت به یک اثر هنری رای صادر می‌کند، نه نقد. ایشان فیلم را ویروسی معرفی می‌کند که به ارزش‌های ایران اسلامی توهین می‌کند. بسیار خوب، ایشان به عنوان یک آنتی ویروس می‌توانند هر نظری ارایه دهند اما در جایگاهی که انجمن در چارچوب‌های تعریف شده ارایه داده است.

 نمی‌توانند هر عملی را مرتکب شوند. فیلم زم‌هریر، هر موقعیت و جایگاهی داشته باشد در قالب یک نقد منطقی و در جایگاه شخصی قابل بررسی است اما هیچ رییس یا نایب رییسی نمی‌تواند اقدام به اعمال سلیقه کند. آیا ایشان قوانین و مقررات کشوری را کافی نمی‌دانند؟! اگر اینچنین است می‌توانند به عنوان یک منتقد اجتماعی و البته همچنان از جایگاه شخصی خود به این موضوع اعتراض کنند اما در جایگاه رسمی شورای مرکزی انجمن و در رسانه‌ی ملی، آن هم با آن لحن نامناسب و دور از استدلال، دارای چنین حقی نیستند.

در حقیقت اتفاقات اخیر در شورای مرکزی انجمن منتقدان و نویسندگان این سوال را پیش می‌آورد که آیا تمام فیلم‌هایی که در جشنواره فیلم فجر به نمایش در آمد به تمام و کمال بی عیب و نقص بوده‌اند و صرفاً این فیلم باید مورد حمله قرار می‌گرفت؟ آیا اصلاً وظیفه‌ی منتقد حمله است؟ آیا وظیفه منتقد ایجاد شرایط برای یک اثر سینمایی تا مرز توقیف آن اثر است؟ اگر برخی اینچنین برداشتی دارند باید توضیح دهند بنا به چه اصلی از اصول مندرج در اساسنامه انجمن چنین رفتار و عمل‌کردی باید داشت.

 مدتی پیش، وقتی فیلم 300 را دیدیم، انجمن به عنوان یکی از مراکزی که می‌توانست در خصوص توهین این فیلم به جامعه ایرانی ایجاد آگاهی کند، سمینارهایی را تشکیل داد و در موقعیتی منطقی و هوشمندانه به تحلیل فیلم پرداخت. در این سمینارها همه چیز خیلی منطقی و تخصص تحلیل شد اما در جلسه نقد یک اثر ایرانی در حضور صاحبان اثر از بدترین واژه‌ها استفاده شد که متاسفانه اقدام نسنجیده سازندگان فیلم در انتخاب مشاور مطبوعاتی هم دلیلی برای تشدید این فضا شد.

این اقدام شورای مرکزی انجمن نویسندگان و منتقدان صدمه‌ای جبران ناپذیر بر پیکره‌ تشکلی محسوب می‌شود که پیش‌کسوتان بسیاری در تاسیس و ارتقاء جایگاه آن تلاش کردند.

فیلم زم‌هریر، هر چه که باشد، در نوبت اکران خود از سوی منتقدان و مخاطبان‌اش به طور منطقی داوری و نقد می‌شود ولی آنچه باقی می‌ماند این سبقه‌ی نامتعارف و ناشایست برای انجمن نویسندگان و منتقدان و البته جایگاه نقد و منتقد و همچنین هنر و فرهنگ است، که مایه‌ی تاسف است. 

چه فیلم «زم‌هریر» خوب باشد چه بد، چه جذب اعضای غیر حرفه‌ای برخلاف اساسنامه و اختیارات شورای مرکزی درست باشد یا نادرست، چه صرف هزینه‌ برای چاپ کتاب به اسم افراد حقیقی با بودجه انجمن صحیح باشد چه ناصحیح و چه ایجاد بلوا و صدور بیانیه‌های شخصی با نام و عنوان رسمی انجمن نویسندگان و منتقدان سینمای ایران به سود مثلاً منافع ملی باشد چه به زیان منافع ملی، بنا به تعاریف ارایه شده از انجمن و حتا منتقد، تخلفاتی به شمار می‌آیند که در شورای مرکزی انجمن نویسندگان و منتقدان این دوره اتفاق افتاده است و از آنجا که بازرس محترم هم توجهی به تذکرها و اعتراض‌ها نشان نداده‌اند باید مطرح و پاسخ داده شود.  
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟