حكايت اشكها و لبخندهاي نانآوران كوچك
به گزارش خبرنگار اجتماعي ايلنا، نشست ماهانه انجمن حمايت از حقوق كودكان اينبار به گونهاي متفاوت با ساير نشستهايش برگزار شد.
اين انجمن با دعوت از دختر و پسرهاي قد و نيمقد كار، پيام بزرگي به ساير مسوولان داد! و با اين اقدام از هفته كار يك خسته نباشيد جاندار براي كودكان كار به ارمغان آورد.
15 كودك و نوجوان قد و نيمقد با چنان شورو نشاطي در اين مراسم حاضر شدند گويا قرار است مقابل يك پرده بزرگ تئاتر يا سينما قرار بگيرند.
نگاه كودكان سوال داشت، سوال از فقر، از بيعنايتي مسوولان، از هزاران سوال بيپاسخ اما باز نگاه كنجاوشان را به افرادي دوختند كه قرار بود گوش شنوايي براي گوشهاي از ناگفتههايشان باشد.
جلسه به كودكان كار اختصاص داشت و تمام تلاش اعضاي انجمن اين بود كه آنها صاحب اصلي مراسم باشند!
بماند كه شغل مادرم چيست !
شايد با دعوت از بچههاي كار براي حضور در ميزگرد سخنراني، قالب كليشهاي نحوه برگزاري تمام مراسم و مناسبتها شكسته شد.
به گزارش خبرنگار ايلنا، زهرا 15 ساله كه از همه خجالتيتر بود همانطور كه با بند كيفش بازي ميكرد گفت: پول رفت و آمد به مدرسه و خرج كتابهايم را از طريق كار در يك كارگاه خانگي در ميآورم و بعد از مدرسه هم تمام كارهاي خانه مثل ظرفشويي، نظافت خانه و ساير كارها را نيز برعهده دارم.
زهرا دختربچه سربه زير كه كمي هول شده ادامه ميدهد مادرم هم كار ميكند و من مسووليت مادرم را در خانه انجام ميدهم.
او تمايلي نداشت كه به سوال مجيد بيخيله (عضو هياتمديره انجمن) كه از شغل مادرش پرسيد جواب دهد و تنها به اين جمله كه «بماند» اكتفا كرده و صورت سرخ از خجالتش را به زير انداخت و سكوت كرد.
مسئولان با فراموشي كودكي خود به ما ظلم ميكنند
ثريا 17 ساله كه سرشار از نگفتهها است و با علامت سوالهاي زيادي گفتههايش را آغاز ميكند ميگويد: مسوولاني كه كودكان كار را ناديده ميگيرند كودكي و نيازهاي خودشان را از ياد بردند و نميدانند كه حق مسلم ما دستيابي به رفاه و آموزش بدون بهره است.
ثريا كه صدايش را صاف ميكند تا شايد منظورش را واضحتر رسانده و طنين صدايش اثرگذار شود ادامه ميدهد: تنها علت كار ما كودكان برطرف كردن نياز خانوادههايمان نيست، علت بزرگتري هم مانند ناديده گرفتن مسوولين نسبت به ريشههاي فقر نيز وجود دارد. او به دنياي كودكان مانند خودش اشاره ميكند: «دنياي ما دنياي كار نيست، دنياي ما دنياي صلح و آرامش است؛ اما اين دنيا را از ما ميگيرند.»
ثريا ميخواهد تا حق خوب زيستن و آموزش از كودكان گرفته نشود و ادامه مي دهد : فقط در مورد ايران صحبت نميكنم ،روي حرفم ،تمام كودكان كار ايراني يا غير ايراني است كه شرايط سختي را تحمل ميكنند.
او با مخاطب قرار دادن مسوولاني كه به طور حتم جايشان نهتنها در اين مراسم بلكه در بسياري از مراسم اينچنيني خالي است، سوالات پيدرپي خود را مطرح ميكند: «چرا كودكان كار از صحنه زندگي آدمها حذف ميشوند و چرا دولت احوالي از كودكان و خانوادههاي دروازهغار، مولوي، شوش و... كه شرايط سختي را تحمل ميكنند، نميپرسد؟ در حالي كه وزارتخانهها و سازمان بهزيستي با بيعنايتي به امثال ما غفلت كرده و گوش شنوايي براي دردهاي ما ندارند.»
ثريا كه ديگر با وجود شيطنتهاي درگوشي دوستانش لبخند نميزند و جديتر شده ميگويد: فشار مسائل اجتماعي و عدم حمايت نهادهاي متولي از خانوادههاي نيازمند، باعث كم ارزش شدن برخي مسائل در خانوادهها شده است به طوري كه خانوادهها عليرغم مطلع شدن از معضلات خارج از منزل، كودكان خود را نسبت به كار و نانآوري مكلف يا مجبور ميكنند.
خدا را شكر كه انجمنها هستند!
انسيه دختربچه كم سن و سال با صداي پرنشاط اما غمناك خود حرف ميزند و گله دارد.
او از 7 سالگي همراه با خانواده خود از افغانستان به پاكستان مهاجرت كرده و مجدد پس از 6 سال به ايران آمده و با وجود مقاومت خانواده نيز آغاز به كار كرده است.
انسيه به غيرت پدرش براي كار كردن و مخالفتها اشاره ميكند و لبخندزنان ميگويد: با وجود مخالفتها هم كار كردم و هم درس خواندم، هر اتفاقي هم كه بيفتد هرگز درس را رها نميكنم چون ميدانم با درس به هدفم ميرسم.
لبخند انسيه روي لب ميماسد و با بغض ميگويد: خدا را شكر، تعدادي از انجمنها و مردم به فكر كودكانكار و خياباني هستند وngo تشكيل دادند وگرنه تا به امروز تكليف امثال من معلوم نبود!
كودكان كار، ايراني يا غيرايراني همچنان نانآورند
عنايت كودك كار ديگري است كه از دولت ايران سوال دارد. «چرا افغانيها نميتوانند در مدارس ايران درس بخوانند و دغدغه دارند؟ مگر درس خواندن چه كار بدي است كه جلوي آن را ميگيرند؟» عنايت به دليل برخي سنگاندازيها هنوز دوم راهنمايي است و از اينكه حتي كتاب مدرسهاش را جلوي هم سن و سالانش به دست بگيرد خجالت ميكشد.
او اگرچه تسلط خوبي بر حرفهايش دارد اما از اضطراب شديد شكايت ميكند و ميگويد: كودكان كار چه ايراني باشند و چه غيرايراني، نانآور خانواده هستند و نياز به توجه بيشتري دارند.
گل ميفروشم اما فحش ميشنوم
سجاد از 7 سالگي شروع به كار كرده، پدرش جانباز شيميايي 35 درصد بوده و مادرش هم مريض است، دو برادر كوچكتر دارد و زندگي آنها را هم با نان مختصر خود ميچرخاند.
او بنيان مشكلات خود و ساير كودكان را فقر خانواده ميداند و ميگويد: «شهرداري، كلانتري، بهزيستي و ساير سازمانهايي كه نامشان را در روزنامهها خواندم به جاي از بين بردن فقر، جلوي كار ما را ميگيرند و حتي شهرداري اغلب رفتارهاي خشن را در برابر ما در پيش ميگيرد.»
به گفته سجاد وقتي 9 ساله بودم بارها مورد آزار شهرداري قرار گرفتم و تجربههاي بدي دارم
سجاد ادامه ميدهد گاهي تعجب ميكنم كه چرا وقتي از رهگذرها ميخواهم تا چند شاخه گل بخرند به من ناسزا ميگويند در صورتي كه من تنها گلرز، مريم يا نرگس براي فروش دارم نه چيز ديگري!
اسد 17 سال دارد و از 7 سالگي شروع به كار كرده و از اينكه فرصت كافي براي رسيدگي به درسهايش ندارد افسوس ميخورد و نگران افت درسهايش است.
انجمن حمايت از حقوق كودكان يك مهمان ويژه هم براي كودكان داشت، هوشنگ مرادي كرماني ،نويسنده كودك و نوجوان و صاحب كتابهاي قصههاي مجيد ،بچههاي قاليباف، داستانهاي آن خمره و ... كه قهرمانهاي هميشگي داستانهايش كودكان كار و افراد فرو دست جامعه بوده ، ضمن ابراز همدردي با كودكان از خاطرات دوران كودكي خود گفت و به روزهايي اشاره كرد كه با وجود بيماريهاي پدر، كتابفروشي، نانوايي و نوشابهفروشي ميكرد تا زندگي كند! او به موقعيت خاص كار اشاره كرد و به آنها گفت: همتي در شما كودكان است كه در سايرين نيست.
جاي خالي شمع در شب شعر كودكان كار
تعدادي از كودكان يكي از شعرهايش را همراه خود آورده بودند و هر كدام با لحن خاصي شعرهايي را كه خودشان سروده بودند تقديم كردند و اغلب نيز طنين صداي يكي از آنها با بغض همراه شد، بغضي كه شايد جاي خالي يك شمع روشن را خالي ميكرد!
روزي موسس يك انجمن كودك ميشوم
شنيدن آرزوهاي پررمز و راز كودكان كار تمام گوشها را تيز كرده بود و اشتياق شنيدن از وجنات هر يك از حاضران مشخص بود.
انسيه دختر پراحساس افغاني دوست دارد موسيقي ياد بگيرد اما چون احساس ميكند درآمد خوبي ندارد، چندان به اين آرزويش اميدوار نيست!
ثريا كه حرفهاي زيادي را هنوز نگفته است ميخواهد تا مدرك فوق ليسانس درس بخواند و روزي هم يك انجمن حمايتي براي كودكان تاسيس كند؛ انجمني كه بنا به گفتهاش ميخواهد از تمام آدمها سوال كند كه چقدر به حقوق كودكان اهميت ميدهند؟
سجاد آرزو دارد لولهكش شود و يا در يكي از مراكز فني و حرفهاي فوت و فني ياد بگيرد.
سخن گفتن از آرزوها تنها دلخوشي كودكان كار براي زندگي است و چشمان هر يك از آنها براي گفتن از آرزوها مشتاقتر به نظر ميرسد.
سكوت يا افسوس؟
انجمن حمايت از حقوق كودكان براي تكريم زحمات كودكاني كه شايد از كار و در آوردن لقمهاي نان پر زحمت زده باشند و خود را به اين مراسم رسانده بودند، هديهاي به كودكان تقديم و هفته كارگر را به پرخاطرهترين روز تبديل كرد.
به گزارش خبرنگار ايلنا، علياكبر اسماعيلپور فعال حقوق كودك نيز سهم خود را براي سخنراني و پرداختن به مسائل مربوط به كودكان كار را به درد و دلهاي نانآوران كوچك تقديم كرد و همراه با ساير اعضاي انجمن حمايت از حقوق كودكان، براي شنيدن تجربياتشان سكوت كرد؛ سكوتي كه شايد توام با افسوس بود!
هنوز آماری از کودکان شاغل در دست نیست
علي اكبر اسماعيلپور عضو انجمن حمايت از حقوق كودكان در گفتوگو با خبرنگار ايلنا به مسايل مربوط به كودكان كار پرداخته و نگاهي دوباره به اين معضل انداخت.
او انواع اشتغال كودكان را به دو دسته پنهان و آشكار تقسيم كرد و گفت: کار در خيابان ها و کارگاه هاي روباز نظير مکانيکيها ، کارواش ، باربريها ، کورهپزخانهها ، مزارع و... از مصاديق اشتغال آشكار كودكان كار بوده و کار در کارگاههاي پنهان و زيرزميني، کار در کارگاههاي خانگي و اشتغال جنسي کودکان جزيي از اقسام پنهان اشتغال كودك محسوب ميشود ، در حالي كه متاسفانه کشور ما تنها به بخش کوچکی از این تقسیمبندی یعنی کودکان خیابان و آنهم به شکل ناقص پرداخته است .
اسماعيلپور در ادامه در توضيح قوانين حمايتي موجود ياد آور شد: مطابق با ماده 32 پیمان نامه جهانی حقوق کودک ، دولتها بايد حق كودك را در برخورداری از حمايت در برابر استثمار اقتصادی و كار كودكان كه مانع يا مزاحم آموزش آنان است ويا به بهداشت و تحول اجتماعی ، اخلاقی ، فيزيكی ، روحی و ذهنی كودكان آسيب میرساند ، به رسميت بشناسند و در ماده 79 قانون کار جمهوری اسلامی ایران نيز آمده : کار کودکان زیر 15 سال ممنوع بوده و برابر قوانين با متخلفین برخورد ميشود.
عضو انجمن حمايت از حقوق كودكان ادامه داد: مطابق با مقاوله نامه شماره 182 سازمان جهانی کار ، كه به شناسایی و محو بدترین اقسام اشتغال کودکان اختصاص دارد و جمهوری اسلامی ایران با امضاي اين مقاوله نامه در سال 1380 متعهد به اجرای مفاد آن شده است ، در حالی که مسئولین وزارت کار هر ساله از روند مثبت اجرای این مقاوله نامه به اجلاس جهانی کار گزارش میدهند هنوز هیچگونه آماری از کودکان شاغل در دست نیست و هیچ کدام از آمار های غیر رسمی نیز به تایید مسئولین و متولیان امور نرسیده است .
اما و اگرهاي ستاد ساماندهي كودكان خياباني!
اسماعيل پور در مورد وجود قوانين متناقضي كه در نقطه مقابل قوانين حمايتي قرار دارد خاطر نشان كرد: بر اساس مصوبه مجلس ششم ، کار گاههای زیر 10 نفر از شمول قانون کار خارج است ،اين در حالي است كه اغلب کودکان در کار گاههای زیر 10 نفر كار ميكنند و در عمل اجرای هر گونه قوانین مربوط به ممنوعیت اشتغال کودکان مضحک به نظر می رسد .
او افزود: مطابق با ماده 220 قانون مجازات اسلامی ،پدر و یا جد پدری در صورت ارتكاب به قتل فرزند قصاص نميشوند كه بر این اساس پدر خانواده هر چند صلاحیت نگهداری از فرزند را نداشته و معتاد هم باشد می تواند کودک معصوم را به اشتغال مجبور کرده و از دسترنج فرزندش بهره ببرد و از طرفی در کشور ما کودک در تعاریف حقوقی صغیر محسوب شده و نمیتواند برای شکایت به مراجع قضایی مراجعه كند.
عضو انجمن حمايت از حقوق كودكان با اعلام اينكه نقش انجمن حمایت از حقوق کودکان به عنوان نهاد مردمی پیشگام مبارزه با اشتغال کودکان در خور ستایش است ياد آور شد: تداوم فعالیت های انجمن از سال 1376 درروستاهای جنوب خراسان و پس از آن شروع فعالیت انجمن از سال 1379 در دروازه غار تهران و سپس ناصر خسرو با هدف توانمند سازی کودکان در وضعیت دشوار که به گزارش های متعدد رسانهای از فعالیتهای انجمن و نیز برجسته سازی معضل اشتغال کودکان منجر شد ، افکار عمومی را به این پدیده حساس كرد.
به گفته او این فشارها به حدی بوده که دولتمردان را مجبور به واکنش و چاره جویی كرد به طوريكه در سال 1380 ستاد ساماندهی دروازه غار تهران با حضور 15 نهاد دولتی شکل گرفته و از بطن اين جمعیت دولتی ، ستاد ساماندهی کودکان خیابانی شکل گرفت و نام ستاد ساماندهی کودکان کار خیابانی را به خود اختصاص داد .
تکرار چرخه معیوب ساماندهی کودکان خیابانی
اين فعال حقوق كودكان با اشاره به قدمت 9 ساله ساماندهي كودكان خياباني تاكيد كرد: تنها اقدام اين ستاد به گشت مامورین شهرداری و یابهزیستی به همراه نیروی انتظامی در داخل شهر و یا ترمینالها ، دستگیری کودکان شاغل در خیابان و انتقال آنها به داخل یک مینی بوس ، انتقال به مراکز نگهداری و حتی در برخی موارد کانون های اصلاح و تربیت و تشکیل پرونده قضایی برای کودکان، تشکیل پرونده برای کودکان و تکمیل فرمهای آماری و استحمام کودکان و نگهداری کودکان حداقل برای مدت 1 ماه ، خلاصه شده و بعد از آن نيز به دنبال آزادی کودکان، مجدد شاهد تکرار چرخه معیوب اين گونه ساماندهی هستيم، به طوريكه این چرخه معیوب در کشور ما سالهاي سال به طور متوالي تکرار می شود و نام آن هم به " ساماندهی کودکان خیابانی " معروف شده است!
به اعتقاد عضو انجمن حمايت از حقوق كودكان، پرداختن صرف به کودکان خياباني تلاش براي فراموشي وضعيت دهشتناک هزاران کودک شاغل در کارگاههاي زيرزميني است؛ فراموشي تلاش مشقت بار کودکاني که عمرشان در پاي دار قالي تباه ميشود، فراموشي وضعيت اسفبار کودکان کوره پزخانهها است و از آنجایی که کودکان معصوم تقریبا در کارگاههای مختلف بطور پنهانی به کار اشتغال دارند نه تنها افکار عمومی حساسیت خاصی به حضور آنان ندارد بلكه متولیان امور هم با وجود آگاهی کامل از حضور پر تعداد این کودکان ، چنین وانمود می کنند که از حضور آنان اطلاعی ندارند .
ضعف نهادها بینالمللی کارگری
اسماعيل پور به خبرنگار ايلنا ياد آور شد: کودکان خياباني در معرض ديد هستند، کودکان خياباني احساسات رهگذران را جريحه دار ميکنند و البته به زعم مسوولان اين کودکان چهره شهر ها را زشت ساختهاند و در واقع همان نگاه زيباسازي و مبلمان شهري به يک پديده اجتماعي همچنان حكم فرما است به طوريكه فرماندار کرمان شانزدهم فروردین سال جاري طي اظهاراتي ،متکدیان و کودکان خیابانی را ریشه بیماریهای واگیردار ،نازیبا شدن چهره شهر و حتی افزایش سرقت های خیابانی دانسته بود.
عضو انجمن حمايت از حقوق كودكان در ادامه به دلایل ناديده گرفته شدن كارگروهي كودكان اشاره كرد و گفت: در معرض ديد نبودن و دشواري براي دسترسي به آنها ، خارج بودن كارگاه ه هاي زير 10 نفر از شمول قانون كار ، ضعف نهاد ها بین المللی کارگری در گزارش گیری از کشور ها از دلايل اصلي اين غفلت ها است به طوريكه علي رغم آنكه گزارش های سالانه ای که در خصوص اجرای مقاوله نامههای کارگری و از جمله مقاولهنامه 182 به سازمان جهانی کار ارسال میشود نادرست بوده و منطبق بر واقعیات نیست اما اين مساله از سوي این سازمان بینالمللی پیگیری نمیشود .
سودهاي نجومي به دنبال بهرهكشي از جثه نحیف دخترکان قاليباف
اسماعيل پور افزود: حمایت سرمایه داران و دلالان بین المللی از بهره کشی از نیروی کار ارزان کودکان، همچون سابقه خردسالان دختر در کارگاههای قاليبافی كه قدمت بیش از یک قرن دارند اما هیچگاه مشقات این نوع اشتغال برای خردسالان تولید کننده فرش پیگیری نشده است و اين معضلات از نمونههاي آشكار چنين استثماري است . چرا كه تجاری که از دسترنج جثه نحیف دخترکان قاليباف به سودهای نجومی می رسند بدشان نمی آید در کشور هایی مثل ایران که امكان بهره كشي هم آسان است ، این بهرهکشی همچنان پنهان بماند .
به اعتقاد اين فعال حقوق كودكان برجسته سازی اشتغال خیابانی در مقابل دهها نوع اشتغال پنهان در کارگاههای زیر زمینی و خانگی و... میتواند مرتبط با عملکرد دلالان و سود اندوزانی باشد که خواهان پنهان ماندن بسیاری از اقسام اشتغال کودکان هستند ؛ وگرنه غافل ماندن از هزاران کودک شاغل ، با وجود پذیرش پیماننامه و مقاولهنامههای متعدد حمایتی هیچگونه توجیهی نمیتواند داشته باشد .
بهزيستي در برابر كودكان كار خنثي است
او با پرداختن به دلایل حضور کمرنگ NGO ها در کارگاههايي كه به حقوق كودكان تجاوز مي شود تصريح كرد: سازمانهای غیر دولتی می توانستند عامل موٍثری برای اجرای مقاوله نامه های بین المللی در حوزه اشتغال کودکان باشند و یا حد اقل گزارشهای نا درست را پیگیری کنند؛ اين درحالي است كه سازمان های غیر دولتی واقعی در برنامه ریزی استراتژیک ضعف های عمده دارند و از انجایی که روش دموکراتیک را در اداره تشکل در پیش گرفته اند مشکلات ساختاری آزارشان میدهد و از طرف دیگر به دلیل متکی نبودن به در آمد ثابت و مشخص برای پیشبرد هدفهای خود و نیز عدم اتکا مالی به دولت و تلاش برای مستقل ماندن عملا به مجموعه های اجرایی صرف بدل شده اند؛ كه اين مساله زنگ خطر و هشداري جدي برای این تشکل ها است .
اسماعيلپور با اعلام اينكه سازماني نظير بهزيستي انتقادي از وضعيت كودكان شاغل ندارد ادامه داد : در مقابل سازمانهای غیر واقعی برای تامین در آمد دنباله رو دولت شدهاند ، سیاستهای غلط دولتیها را با جان و دل می پذیرند ، به پیمان کار سازمانهایی نظیر بهزیستی بدل شده اند ؛ و در آمد خوبی هم دارند و اگر برنامه هایشان را دنبال کنید راضی اند به رضای خدا و انتقادی از وضعیت کودکان شاغل ندارند .
مصاحبههاي بيربط ونادرست در ارتباط با كودكان كار
عضو انجمن حمايت از حقوق كودك درمورد عملکرد مبهم دولت در ساماندهی کودکان خیابانی و مبهم بودن گروه هدف با بيان اينكه اولین قدم در اجرای پروژه های مختلف اجتماعی در این طرح مبهم است تاكيد كرد: برخي در مصاحبه ها اعلام کردند که 90 درصد کودکان افاغنه هستند مابقی ایرانی ، برخی ها تعداد ایرانی ها را بیشتر اعلام کردند ، اساس این طرح برای کودکانی است که سرپناه ندارند اما می بینیم که در فاصله کوتاهی پس از دستگیری کودکان خانواده برای آزادی فرزندشان پیشقدم می شوند .
اسماعيل پور ادامه دا: در تحقیقات مختلف اثبات شده است که تا سقف 10 درصد از کودکان خیابانی ممکن است رابطه شان با خانواده گسسته باشد ، یعنی طرح ساماندهی عملا برای کودکانی اجرا می شود که شاید اصلا وجود خارجی نداشته و یا خیلی کمرنگ باشد؛ در ایران پدیده گسست از خانواده یا کودکان بی سرپرست بسیار کمتر از کشوری مثل هند است .
به گفته اين عضو انجمن حمايت از حقوق كودكان ، خروجی این طرح هیچگاه گزارش نشده و اعداد و ارقام متناقض است و اگر چرخه معیوبی که قبلا ذکر شد را به عنوان ساماندهی کودکان خیابانی بپذیریم هیچگونه گزارش جامعی حتی در این زمینه وجود ندارد ؛ حتي هرگز گزارش مالی دقیق و شرح هزینه هایی که انجام شد مشخص نشده و حتی بودجه اختصاصی سالیانه برای طرح ساماندهی نیز مبهم است .
بهزیستی و شهرداری در قامت ساماندهی کودکان کار نمیگنجند
اسماعيل پور گفت: اگر بپذیریم که سازمان بهزیستی متولی این طرح است ، با توجه به حضور پر شمار کودکان خیابانی در سطح شهر های بزرگ و کوچک به تنهايي گوياي شکست انواع و اقسام طرح های ساماندهی دارد و این سازمان باید شجاعانه این شکست را پذیرفته و بر ادامه این چرخه معیوب اصرار نكند.
او با جمع بندي نظرات كارشناسي خود اضافه كرد: سازمان بهزیستی و یا شهرداری در قامت ساماندهی و یا توانمند سازی کودکان کار نمی گنجند ؛ مسئول مستقیم مسائل اجتماعی اين چنيني ” دولت جمهوری اسلامی ایران ” است و افزایش و یا کاهش تعداد این کودکان و تغییر وضعیت آنها به سیاستگذاری های کلان در عرصه اقتصادی و سیاسی و نحوه اتخاذ سیاست های اجتماعی و فرهنگی بستگی دارد .


