منظومه فراموششده «گوي و چوگان»
ايران، مهدجهاني چوگان، سرزمين جنگاوراني که اين رشته را براي رفع نيازهاي جنگي و آمادگي اسبها و سربازان اختراع کردند، در گردونه رقابت از حريفان جهانياش در اين رشته جا ماند. ايران جا ماند تا عليرغم سابقه 3هزار ساله اين رشته در تاريخ و فرهنگ کشورمان، گوي و ميدان را به حريفاني بسپارد که شايد ظهور اين رشته در کشورشان از يک قرن هم تجاوز نکند.
به نوشته خراسان؛ ايران جا ماند تا آن همه شعر و منظومه در وصف چوگان و چوگانبازان گرد فراموشي بگيرد و منظومه معروف «گوي و چوگان» هم که روزگاري ورد زبانها بود، در يادهاي ايرانيان کمرنگ شود. ايرانياني که گوي چوگان را به عنوان اولين توپ اختراع بشر ساختند و به دنبال آن اولين دروازه و ميدان را هم به جهانيان عرضه کردند، به يکباره و بعد از دوران قاجار از اين رشته ملي خود غافل شدند.
اين غفلت، وقفهاي 200 ساله در پيشرفت چوگان ايران ايجاد کرد تا هر آنچه قدماي ما در طول اين 3 هزار سال رشته بودند در عرض 200 سال پنبه شود تا ما امروز چشم به موفقيتهاي جهانيان بدوزيم و از آنها الگوبرداري کنيم. الگويي که خود روزگاري طراح آن بوديم. چوگان ما 200 سال در جا زد تا از اواخر دهه 50 با نيم نگاهي که رژيم طاغوت به آن پيدا کرد، تا حدودي از انزوا بيرون بيايد. اما آن چه بعد از انقلاب اقبال مسئولان ورزش کشور را متوجه اين رشته کرد، فرمايشات مقام معظم رهبري بود.
درست 15 سال پيش بود که مقام معظم رهبري در جملهاي فرمودند: «نميدانيم چوگان چيست. بياييد اينها را زنده کنيم. چون جزو فرهنگ شما و اصلا جزو مليت شماست.» تأکيدهاي مقام معظم رهبري باعث شد تا بالاخره چوگان صاحب فدراسيون شود. فدراسيوني که هرچند با گذشت 6 سال از تأسيساش همچنان منزوي است، اما حمزه ايلخانيزاده رئيس اين فدراسيون اميدوار است حال که نميتوانيم در رقابتهاي جهاني شرکت کنيم، با قرار گرفتن امکانات و بودجه مناسب در اختيار اين فدراسيون، ايران بتواند دست کم ميزبان رقابتهاي جهاني باشد.
معمولا رسم است که از موفقيتها صحبت کنيم و بعد به کاستيها برسيم. اما بياييد اين بار از کاستيها شروع کنيم و ببنيم چه شد که ما در چوگان از رقباي خارجي خود عقب مانديم. اين موضوع به عدم همکاري مسئولان يا بعضا ادارات کل تربيتبدني استانها برميگردد؟
در واقع بحث عدم همکاري مطرح نيست. ما براي توسعه اين رشته ورزشي در کشور نيازمند وجود افرادي هستيم که چوگان را کاملا بشناسند و به فنون اين رشته واقف باشند. متأسفانه چنين افرادي در کشور ما بسيار نادر هستند. به همين دليل اگر کسي باشد که از فنون اين رشته آگاه باشد، ما استقبال ميکنيم و به چنين افرادي امکانات ميدهيم تا در هر کجاي کشور که هستند به رشد اين ورزش کمک کنند.
در حال حاضر امکانات و بودجه کافي براي توسعه اين رشته در کشور موجود هست؟
متأسفانه خير. همين موضوع يکي از معضلات ماست. ما بودجه و امکانات نداريم. تنها يکسري افراد خاص هستند که اين رشته را حمايت ميکنند. بودجهاي که براي ما در نظر گرفته شده حتي پاسخگوي برگزاري يکي از مسابقههاي ما هم نيست.
در واقع چوگان رشته گراني است...
ببينيد ورزش ارزاني نيست. اما جداي از گراني، چوگان ورزش سختي است. ورزشکاري که اين رشته را انتخاب ميکند بايد در درجه اول سوارکار ماهري باشد و بعد از آن چوگان بازي کند. در واقع چوگان بازي، کار بازي نيست. از طرفي اين ورزش ورزش ملي ماست و ملت ايران هم از گذشته ملت گراني بودهاند و خواهند بود.
خب. با توجه به اين که چوگان ورزش ملي ماست، آيا ايران شرايط آن را دارد که ميزبان رقابتهاي آسيايي يا جهاني اين رشته باشد؟
بله. ما هميشه اين آمادگي را داريم. در چند بازديدي که رؤساي جهاني اين رشته از کشورمان داشتند از برگزاري اين رقابتها در ايران استقبال کردند. اگر ما در اصفهان امکانات داشته باشيم ميتوانيم حتي ميزبان رقابتهاي جهاني چوگان باشيم. چراکه ما در اين رشته پيشکسوت هستيم و ايران همواره در طول تاريخ به عنوان مرکز جهاني چوگان شناخته شده است.
فروردين سال گذشته گفته بوديد به علت پايين بودن هنديکاپ ايران، ما نميتوانيم در رقابتهاي جهاني شرکت کنيم. امسال وضعيت به چه منوال است؟
متأسفانه امسال هم همان شرايط سال گذشته را داريم. البته در مسابقههاي منطقهاي شرکت ميکنيم اما در رقابتهاي جهاني نه. چرا که در چوگان ما بازيکنان را نسبت به آشناييشان با اين رشته در يک سطح قرار ميدهيم که اين سطح را هنديکاپ ميگويند. اين سطح از 2- شروع ميشود تا 15. البته در چوگان علاوه بر آشنايي چوگانباز، اسب او هم بايد از مهارتهاي لازم برخوردار باشد. در واقع اسب و چوگانباز بايد مثل هم فکر کنند تا بتوانند در ميدان توپ را دنبال کنند. براي حضور در ميادين جهاني ما بايد چوگانباز و اسبي داشته باشيم که اين مهارتها را داشته باشند.


