شروع سالی نو دور از خانه و خانواده
ما فكر نميكنيم، شيريني كه هنگام تحويل سال به هم تعارف ميكنيم از كجا ميآيد و اولين دستهگل سال نو ، از كدام گلستان آورده شده است، یادمان نمیماند که در همان لحظه قشنگ تحویل سال، ملواناني در حال سفر هستند، و یا مرزبانان و سربازهايي در حال خدمت، تنهای تنها بهدور از خانواده سال را نو کردهاند.
کد خبر: ۹۰۸۸۱
| | 3067 بازدید
«يا مقلب القلوب و الابصار» جملهاي كه سالمان را با آن آغاز ميكنيم، در خانه و در كنار خانواده، توپها كه شليك ميشوند، همه خندان، يكديگر را در آغوش ميفشاريم، ميبوسيم و به هم تبريك ميگوييم، عيدي ميگيريم، ميخنديم و ميگوييم «ديگر بزرگ شدهايم، به بزرگها كه عيدي نميدهند» .
به گزارش خبرنگار ايلنا، در كنار ما، در همين شهر، شايد حتي در خانواده ما، كساني هستند كه سالهاست، زمان تحويل سال با خانواده نبودهاند، آقاي كاظمي كارمند اداره برق است، ميگويد:آخرين سالي كه عيد را با خانواده بودم، دختر كوچكم چهار سالش بود، حالا او چهارم دبستان است. او ميگويد: تحويل سال در محل كار با همكاران هم خوب است،خيلي ميخنديم اما دل همه ما در خانه است هر كس از همسر و فرزندان خود ياد ميكند و با جمع به اينكه الان در خانهشان چه خبر است، خاطرهها زنده ميكنند. به هر حال عيد را با خانواده بودن مزه ديگري دارد. دختر ده سالهاش ميگويد: هر سال عيد بابا زنگ ميزند و وقتي سال تحويل ميشود از پشت تلفن به او تبريك ميگويم، شيفت بابا دوازده ساعته است، هميشه منتظرم دوازده ساعتش تمام شود و بازگردد.
يادم نيست، سال پيش بود يا سالهاي قبلتر آن كه صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران با بعضي از مشاغلي كه هنگام تحويل سال، سر كار هستند مصاحبه ميكرد، با پليس، با مامورين آتشنشاني، با پزشكان اورژانس با پرستاران ، راهداران و اين قبيل مشاغل اضطراري، اما در اين همه سال كسي سراغ شيرينيفروشها، گلفروشها، كارمندان برخي از ادارات از جمله برق يا كارمنداني كه كيلومترها آنطرفتر در شركت نفت مشغول هستند، نرفت. ملواناني كه با كشتي در حال سفر هستند و لحظه تحويل سال در كنار خانوادهشان نيستند، كسي به سراغ مرزبانان و سربازهايي كه در حال خدمت هستند، نرفت، كسي از رانندههاي بيابان، رانندههاي اتوبوسهاي شهري و رستوراندارها خبر نگرفت؛ كسي سراغ، روزنامهنگاران، عكاسان خبري، خبرنگاران و ديگر اصحاب رسانه نرفت.
يك راننده تريلي ميگويد، هميشه سعي ميكنم سال تحويل به خانه برسم اما گاهي نميشود، زمانهايي كه ميدانم قرار نيست تحويل سال را در خانه باشم، سعي ميكنم با خودم كنار بيايم اما زمانهايي كه در راه خانه هستم و به هر دليلي چند كيلومتري خانه در جاده ميمانم، ميخواهم ديوانه شوم، هم به من خيلي سخت ميگذرد، هم به خانواده كه منتظر هستند، تا قبل از تحويل سال به خانه برسم.
از در خانه نبودن پدران تا چشم به راه ماندن فرزندان، راه زيادي نيست، كودكاني كه سالهاي كودكي خود را بدون حضور پدر كنار سفره هفتسين ميگذراندند گوش به زنگ تلفن تاعيدي پدرشان را با يك «عيدت مبارك» بگيرند.
البته اين شامل مادران خانههم ميشود، مادراني كه شايد نبودشان بيشتر حس ميشود، مادراني كه به جاي روشن كردن شمع سفره هفتسين چراغ محلكارشان را روشن نگه ميدارند، براي ما كه به اين صحنهها عادت نداريم تصور آن هم سخت است، تصور اينكه سال را در كنار سفرهاي تحويل كنيم كه پدر و مادر در كنارش نيست.
پسر يك رستوراندار در ابتداي جاده چالوس ميگويد: وقتي كوچك بوديم، در خانه منتظر ميمانديم تا سال تحويل شود و ميدانستيم كه پدر نميايد، بزرگتر كه شديم وقتي احتياجي نبو كسي مراقب ما باشد، مادرهم ميرفت تا به پدر كمك كند. نوجوان كه شديم ، وقتي ديگر خودمان ميتوانستيم تصميم بگيريم ، ما هم به مغازه ميرفتيم و سال را آنجا در كنار خانواده تحويل ميكرديم؛ حالا چندين سال است كه سال تحويل همه با هم در رستوران هستيم.
او ميگويد: هر سال عيد به عيدهاي كودكيمان فكر ميكنم كه وقتي بايد در موردش انشا مينوشتيم، بايد مينوشتيم، چند روز بعد از سال تحويل از بابا عيدي گرفتيم.
اين روندي است كه بسياري از مردمان سرزمين ما طي ميكنند، بسياري آدم كه در ميان مشاغل اضطراري به چشم ديگران نميآيند ؛ ما فكر نميكنيم، شيريني كه هنگام تحويل سال به هم تعارف ميكنيم از كجا ميآيد و وقتي چند دقيقه پس از تحويل سال اولين مهمان با دستهگل در خانه ما را ميزند، از کدام گلستان به ما رسیده است، يا وقتي سال را در يك رستوران بين راهي تحويل ميكنيم، به مدير آن، به جواناني كه به ما سرويس ميدهند يا به خانواده آنها فكر نميكنيم. اينها تنها چند مثالي بودند از مشاغلي كه ما با آنها به طور روزمره سر و كار داريم و شايد هرگز به ذهنمان نرسد كه چه لحظات تلخي را بايد در ساعت تحويل سال سپري كنند، با چه دلتنگي.
شايد هرگز بهذهنمان نرسد كه حضور آنها براي ما، چند خانواده را چشم به راه ميگذارد و شايد تحويل اصلي سال براي آنها حضور پدر يا مادري باشد كه هيچوقت در طول سال به اين اندازه كمبودشان حس نشده است. پس از خواندن اين گزارش شايد بايد از فردا به مشاغل اطرافمان با نگاهي ديگر بنگريم و اينكه با همه مشكلاتي كه پيرامون مشاغل خود داريم بايد به اين نكته مثبت دلخوش بود كه حداقل در لحظه تحويل سال در كنار خانواده خود به صداي شليك توپ گوش ميدهيم و شاد بودن سال نو را با خانواده خويش تقسيم كنيم.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


