چيزي عوض نشده؛
زاکه روني مرهم واقعي يوونتوس است؟
البته اين اتفاق اصلا غافلگير کننده نبود بلکه براي بسياري کاملا قابل پيشبيني بود اما حالا انگار روزگار بسيار او را انعطافپذيرتر از قبل کرده، درست در زماني که انتظار ميرفت او تغييرهاي زيادي را در يوونتوس ايجاد کند، درحالي که فقط 2 روز تا بازي مقابل لاتزيو تيم را در اختيار داشت، ترجيح داد از همان سيستم فرارا ( 2-1-3-4) استفاده کند با اين تفاوت که از بازيکنانش خواسته بود توپها را به ميانه ميدان برسانند و با ديهگو بيشتر در ارتباط باشند.
کد خبر: ۸۴۴۳۶
| | 2430 بازدید
خراسان؛ همان بازيکنان، همان سيستم، همان نمايش خسته کننده و همان ناتواني هميشگي براي دفاع. براي هواداران يوونتوس که يکشنبه به اميد يوونتوسي متفاوت براي ديدار تيم محبوبشان مقابل لاتزيو در استاديوم اليمپيکوي تورين حاضر بودند هيچ نکته تازهاي وجود نداشت. خط حمله تيم ديگر مانند گذشته تند و تيز نبود، دفاع هم لغزشهاي هميشگياش را داشت. آمائوري اصلا مانند روزهاي اوجش سرحال و خطرناک ظاهر نميشد، و اينگونه شد که هواداران دوباره چاره را در سردادن شعارهاي گذشته ديدند. شايد تنها تغيير در ظاهر بانوي پير روي نخستين صندلي از نيمکت مربيانش بود که اين بار ديگر چيرو فرارا را به خود نميديد. پس از باخت 2- يک يوونتوس مقابل اينتر در جام حذفي، هيئت رئيسه يووه آخرين تير باقيمانده در اسلحه را شليک کرد و دربهاي خروج باشگاه را در کمال احترام به فرارا نشان داد.
اما جانشين او نه گاس هيدينک بود، نه رافا بنيتس و نه هيچ يک از کانديداهاي پر طمطراقي که پيش از آن نامشان صفحههاي روزنامهها را پر ميکرد، بلکه کسي بهعنوان ناجي اين روزهاي يووه تا آخر فصل برگزيده شد که از سال 2007 هياهوي مربيگري را فراموش کرده بود.
آلبرتو زاکه روني در حالي از سوي مقامهاي يووه براي بيرون آوردن اين تيم از بحران فعلي برگزيده شد که خود او 3 سال پيش با سناريويي مشابه با فرارا از تورينو کنار گذاشته شده بود.
براي هواداران خشمگين يووه که دوست نداشتند پس از آن سقوط تحقيرآميز به سريB ، اينگونه دوباره بوي بحران را استشمام کنند آمدن زاکه روني مانند نمک روي زخم بود. فرارا شايد جمعه گذشته فقط بهطور رسمي شغلش را از دست داده باشد، اما تأثير رواني به ميان آوردن نام مربيان بزرگ در زماني که او هنوز مربي اين تيم بود کار خودش را کرد.
از سويي گفته ميشد که نامهايي از قبيل هيدينک و بنيتس هدف يووه براي اين فصل نيست بلکه قرار است آنها را از حالا در آب نمک بخوابانند تا تابستان آينده ديگر يوونتوس دغدغهاي بابت مربي نداشته باشد.
به اين ترتيب بود که نام کلوديو جنتيل سرمربي سابق زير 21 سالههاي ايتاليا و زاکه روني بهعنوان کانديداهاي اين فصل به ميان آمد که، با سابقه قهرماني اسکودتو در کارنامه زاک او به جنتيل ترجيح داده شد. شايد تنها آن دسته از طرفداران جوان يووه با طرز کار او آشنا نباشند.
وگرنه زاک همان مردي که سال 1997 با اودينزه به تورين آمد و عليرغم آنکه مدافع آخرش را بهدليل اخراج از دست داد ولي همچنان مصرانه بدون تعويض با سيستم 2-3-4 بازي کرد و 3 - صفر هم يوونتوس را برد.
پيروزي بر يوونتوسي که آن زمان در آستانه قهرماني اسکودتو بود براي زاک کافي بود تا به او ثابت شود سيستم 3-4-3 که با الهام از سيستم يوهان کرايف در بارسلونا از آن استفاده ميکرد، در سري A خيلي خوب جواب ميدهد. او با استفاده از همين آرايش اودينزه را تا سوم شدن در ليگ و سپس حضور در ليگ قهرمانان سال 1998 پيش برد.
يک سال بعد او روي نيمکت تيمي به مراتب بزرگتر نشست. در ميلان هم از همين سيستم استفاده کرد ولي با وجود علاقه برلوسکوني به بازي با 4 دفاع آنقدر روي آن اصرار کرد که 2سال بعد شغلش در تيم روسونري را از دست داد.
البته اين اتفاق اصلا غافلگير کننده نبود بلکه براي بسياري کاملا قابل پيشبيني بود اما حالا انگار روزگار بسيار او را انعطافپذيرتر از قبل کرده، درست در زماني که انتظار ميرفت او تغييرهاي زيادي را در يوونتوس ايجاد کند، درحالي که فقط 2 روز تا بازي مقابل لاتزيو تيم را در اختيار داشت، ترجيح داد از همان سيستم فرارا ( 2-1-3-4) استفاده کند با اين تفاوت که از بازيکنانش خواسته بود توپها را به ميانه ميدان برسانند و با ديهگو بيشتر در ارتباط باشند.
ديهگو هم تمام تلاش خود را کرد ولي باتوجه به اينکه 8 الي 9 بازيکن لاتزيو در دفاع ايستاده بودند کمتر شانسي براي يوونتوس پيش ميآمد، به همين دليل هم بيشتر سعي ميکردند از بيرون محوطه شانسشان را با شوت امتحان کنند.
اما با تمام اينها باز هم زاکهروني بايد برخي از اشتباههاي اين تساوي مقابل لاتزيو را بر گردن بگيرد، او مارتين کاسرس را جانشين فيليپه ملوي مصدوم کرده بود، کسيکه در سمت راست دفاع چندان کارايي ندارد. زدنک گريگرا هم که اصولا در راست بازي ميکند به چپ برده شده بود.
ولي با اين تفاسير ميتوان کاملا متوجه شد که مشکل يوونتوس تاکتيکي نيست بلکه کاملا روحي است، زاک بايد بيشتر سعي کند روي اين نکته و درمان اين درد متمرکز شود، شايد يکي از فاکتورهاي انتخاب او همين نکته بوده باشد.
او شخصيتي شکستناپذير دارد، که هميشه دوست دارد با بازيکنان صحبت کند و روحيه آنها را بالا ببرد نه اينکه تحقيرشان کند. وجود 4 امتياز اختلاف تا رسيدن به ليگ قهرمانان نشانه اين است که زاک بايد از زمان به بهترين نحو استفاده کند، تا به او ايمان بياورند.
گزارش خطا
نظرسنجی
امضای یادداشت تفاهم ایران با آمریکا را در این مقطع...



