«عصر روز دهم» يادگار ملاقليپور نيست
روز سهشنبه با اين انگيزه به تماشاي فيلم «عصر روز دهم» رفتم كه زندهياد رسول ملاقليپور داستان اين فيلم را قبلا برايم تعريف كرده بود. همان زماني كه با او درباره فيلم «ميم مثل مادر» به گفتگو نشستم.
چه انرژي عجيبي داشت. اگر اجل مهلتش ميداد حتما «عصر روز دهم» را بهتر از «ميم مثل مادر» ميساخت، اما افسوس كه مرگ زودتر از سينما دست به كار شد و او را با خود برد. عصر روز دهمي كه ديروز ديدم اصلا آن چيزي نبود كه تصورش را ميكردم. فقط چه خوب كه مجتبي راعي كارگرداني كه بعد از فوت ملاقليپور ساخت فيلم عصر روز دهم را به عهده گرفت در تيتراژ اول فيلم نوشت كه اين فيلم اصلا ربطي به فيلمي كه ملاقليپور ميخواسته بسازد ندارد و حتي فيلمنامه را هم راعي دوباره براساس طرح منوچهر محمدي نوشته است.
راعي در تيتراژ فيلم نوشت فيلمي كه ملاقليپور ميخواسته بسازد، «عراق؛ عصر روز دهم» نام داشته در حالي كه در فيلم ساخته شده، عراق از ابتداي نام فيلم حذف شده است. راعي همچنين در ابتداي فيلمش نوشت كه اولين بار براي ساخت فيلم عصر روز دهم دوربين سينما در بينالحرمين روشن شده است هر چند همه ما ميدانيم دوربين تلويزيون بارها در اين مكان مستقر شده و تصاوير ظهر عاشورا را از كربلا و نجف براي ما ارسال كرده است. پاي دوربين تلويزيون را به ميان آوردم تا بهانهاي باشد از فيلم مستند هم صحبت كنيم.
در واقع فيلم عصر روز دهمي كه ما ديديم ميتوانست فيلم مستند خوبي باشد؛ فيلمي كه دوربين آن بدون استفاده از بازيگران حرفهاي به عراق ميرفت و روايتي تاثيرگذار از زندگي مردم عراق را بعد از سقوط صدام به نمايش ميگذاشت. فيلمي واقعگرايانه كه ميتوانست نمره خوبي را هم در كارنامه كارگردانش ثبت كند. اما عصر روز دهم سينمايي، اصلا وجوه يك فيلم سينمايي را نداشت.
فيلمنامهاي كه راعي براساس كليشههاي رايج نوشته بود چفت و بست محكمي نداشت و شتابزده ماجراهايي را به هم پيوند ميداد. ديالوگ، يكي از همين بستهايي است كه فيلمنامه را قوت ميبخشد اما ديالوگهاي فيلم آنقدر بيبنيه است كه نميتواند به شخصيتپردازي فيلمنامه كمك كند.
راعي در فيلم خود عشقي را جاي داده است تا به بهانه آن به قصه خود جذابيت ببخشد، اما واقعيت اين است كه او نتوانسته اين رابطه عاشقانه را خوب به تصوير بكشد. واقعيت اين است كه بيشتر كارگردانان سينماي ايران هر 5 4 سال يك بار فيلم ميسازند و همين فاصله زماني باعث ميشود تا به اصطلاح رشته كار از دستشان دربرود و مثلا نتوانند از بازيگراني مانند هانيه توسلي كه توانايي ايفاي نقشهاي متفاوت را دارد، بازي مناسب بگيرند يا آفرين عبيسي كه در حالت معمولي، مادري دوستداشتني است و با نوع بيان خود مخاطب را شيفته خودش ميكند، در فيلم روز دهم به مادري دستپاچه و خنثي تبديل ميشود. با همه اينها بخشهاي مستند فيلم عصر روز دهم سكانسهاي مربوط به عزاداري و روز عاشورا در كربلا، تاثربرانگيز بود و قصه اصلي در لابهلاي اين تصاوير، كمرنگ جلوه ميكرد.



