کتاب ورزش تدوین شود
عضو هيات علمي دانشگاه شهيد رجايي به تاليف كتاب درس تربيت بدني براي مقطع ابتدايي در زمان معاونت اشاره كرد و گفت: يك تيم 50 نفره برنامه درس تربيت بدني را براي مقاطع ابتدايي، راهنمايي و متوسطه تاليف كردند و همچنين براي مقطع ابتدايي كتاب راهنماي معلم چاپ شد اما عليرغم اينكه فرايند اعتبار بخشي، اجراي آزمايشي و آموزش مدرسان انجام شد اما همين كار نيز در سال 84 متوقف شد و ناتمام ماند. ما در آن موقع 600 مدرس در كشور را طي يكسال تربيت كرديم.
کد خبر: ۸۲۹۷۹
| | 2685 بازدید
«صد سال است كه برنامهي درس تربيتبدني اجرا ميشود چرا نتيجه نميگيريم؟ ماده 117 برنامه چهارم توسعه ميتوانست نقطه عطفي براي ورزش دانشآموزي ايران باشد. آخر و عاقبت ماده 117 برنامه چهارم توسعه به كجا رسيد؟ درست در سال اول اجراي برنامه چهارم توسعه معاونت تربيت بدني و تندرستي منحل شد... همهي ورزش مملكت ما ختم شده به دو تيم فوتبال كه هزينهاش شايد به اندازه هزينه كل آموزش و پرورش با 14-15 ميليون دانش آموز باشد... ما قاعده هرم را تعطيل كردهايم و معلوم است كه در اين شرايط راس هرم يعني همان ورزش حرفهاي تعطيل ميشود. فقط داريم به صورت مجازي به باشگاهها پول ميدهيم و در اين شرايط نه از ورزش حرفهاي خيري ميبينيم و نه از ورزش همگاني... در آموزش و پرورش 15 تا 20 ميليون دانش آموز در حال تحصيل هستند. 15 ميليون نفري كه يك جمعيت در حال رشد است و مهمترين افراد جامعه را تشكيل ميدهد، اين جامعه هر چيزي كه در اين مقطع ياد بگيرد ياد گرفته و هر چه كه مغفول بماند هچگاه نخواهد آموخت. اگر سلامتي در وجود كودكان ما از همان ابتدا و در مدارس شكل بگيرد در آينده نيز آدمهاي سالمي خواهند بود... بزرگترين مشكل ما اين است كه دانش لازم را نداريم، هميشه در مورد اهميت فيزيك و رياضي صحبت ميكنيم اما كسي در عمل اهميت به ورزش و بهايي نميدهد. كسي كه مسئوول است چون دانش لازم ر ا ندارد نگرشي هم در اين خصوص نخواهد داشت. ما 12 سال جامعه خود را رها كردهايم و انتظار داريم بعد از اين 12 سال بتوانيم قهرمان بسازيم.»
به نظر ميرسد وقتي در ايران بيش از 15 ميليون دانش آموز در حال تحصيل هستند بايد تعليم و تربيت جسمي و روحي اين جمعيت كه آيندهسازان ايران اسلامي اند در اولويت كاري مسوولان قرار دارد. از قديم گفتهاند كه عقل سالم در بدن سالم است. وقتي در سنين كودكي و در اوان نوجواني در ذهن و روح كودكان ايران اهميت و اولويت ورزش به عنوان يكي از برنامههاي لازم و واجب روزانه حك نشود هيچ گاه در جواني و ميانسالي نميتوان اين افراد را ورزشكار كرد. اگر كودكان از ابتدا با ورزش آشنا نشوند در آينده بدنهاي ضعيفي خواهند داشت.
در اين شرايط ان سوال به ذهن ميرسد كه واقعا جايگاه ورزش دانش آموزي در ايران كجاست؟ آموزش و پرورش، سازمان تربيت بدني و ساير نهادها و ارگانهاي مسوول چه برنامههايي براي بهبود اين جايگاه دارند؟ عدم توجه به ورزش دانشآموزي چه تاثيري در آينده ورزش همگاني و قهرماني خواهد داشت؟ چقدر پايه هاي ورزش كشور يعني ورزش دانش آموزي را مي شناسيم.
ايسنا، پاسخ اين پرسشها را در نشستي از اساتيد تربيت بدني جويا شده است. مشروح گفتوگوي اين نشست به شرح ذيل است:
*** مسئولان دانش ندارند كه نگرش ندارند!
خسرو ابراهيم، عضو هيات علمي دانشگاه شهيد بهشتي با حضور در اين نشست تاكيد كرد: در آموزش و پرورش 15 تا 20 ميليون دانش آموز در حال تحصيل هستند. 15 ميليون نفري كه يك جمعيت در حال رشد است و مهمترين افراد جامعه را تشكيل ميدهد اين جامعه هر چيزي كه در اين مقطع ياد بگيرد ياد گرفته و هر چه كه مغفول بماند هچگاه نخواهد آموخت. اگر سلامتي در وجود كودكان ما از همان ابتدا و در مدارس شكل بگيرد در آينده نيز آدمهاي سالمي خواهند بود. تحقيقات نشان داده است كه دانشآموزان حداقل روزي يك ساعت بايد درس تربيت بدني را بگذرانند. اين يك ساعت به جهت سلامتي جسمي و روحي براي آنها مفيد است و در پيشرفت تحصيلي و يادگيري مهارتهاي پايه نقش مهمي ايفا ميكند. همچنين پشتوانهاي است براي ورزش قهرماني.
ابراهيم گفت: ساعت درس ورزش در مقايسه با دروس رياضي و شيمي پردردسرتر است. بزرگترين مشكل ما اين است كه دانش لازم را نداريم هميشه در مورد اهميت فيزيك و رياضي صحبت ميكنيم اما كسي در عمل اهميت به ورزش و بهايي نميدهد. كسي كه مسئوول است چون دانش لازم ر ا ندارد نگرشي هم در اين خصوص نخواهد داشت. ما 12 سال جامعه خود را رها كردهايم و انتظار داريم بعد از اين 12 سال بتوانيم قهرمان بسازيم.
ابراهيم گفت: در سال 1343 تيم فوتبال آموزشگاههاي تهران را وفاخواه، مالكي، پورحيدري، آشتياني، وطنخواه، قليچ و غيره تشكيل ميدادند. حالا جايگاه تيمهاي آموزشگاهي كجاست؟ ما داريم تاوان اهميت ندادن به ورزش دانشآموزي را پس ميدهيم. همه ما عادت داريم كه به يك چيزي آلوده شويم. يكي به كتاب، يكي به موسيقي و يكي به سيگار. چرا اين آلودگي را خودمان انتخاب نكنيم و فرزندان اين كشور را به ورزش آلوده نكنيم. با اين روش 500 سال ديگر هم وضع ورزش كشورمان همين است ما به تك ستارهها تكيه كردهايم و برنامه پايداري نداريم.
*** صد سال است كه در مدارس ورزش مي كنيم اما...
دكتر رمضاني، عضو هيات علمي دانشگاه شهيد رجايي كه در رزومهاش سابقه مديريت دفتر تاليف و برنامهريزي معاونت تربيت بدني و تندرستي دارد در نيز اين نشست با اشاره به تاريخچه ورزش دانشآموزي تصريح كرد: صد سال قبل و در سال 1287 همزمان با ايجاد مدارس كشور برنامه دروس مختلف دانشآموزان به تصويب مجلس وقت رسيد و ابلاغ شد. در آن برنامه درس تربيت بدني نيز به عنوان يكي از دروس اساسي مورد توجه قرار گرفته بود. در سال 1306 به صورت رسمي و اجباري بنا شد كه تمام دانشآموزان روزانه يك ساعت درس تربيت بدني را بگذرانند. از آن تاريخ تاكنون كه 80 سال ميگذرد چه اقدامي براي رسيدن به روزانه يك ساعت ورزش تربيت بدني كردهايم؟ در آن زمان يعني در سال 1306 كمبود نيروي انساني، فضا و تجهيزات بهانهاي شد تا بگويند نميتوانيم روزانه يك ساعت درس تربيت بدني در مدارس داشته باشيم اما حالا بعد از 80 سال همين مشكلات در ورزش دانشآموزي وجود دارد.
وي ادامه داد: در هرم مولر آمده است كه ورزش دانشآموزي بايد در قاعده قرار گيرد و بعد از آن ورزش همگاني، قهرماني و حرفهاي داشته باشند در اين شرايط است كه هرم پايدار ميماند. حالا ما قاعده هرم را كم كردهايم و وقتي قاعده باريك باشد راسي نخواهيم داشت. طبق برنامه درسي ايران دانشآموزان ايراني دارند 12 سال درس تربيت بدني ميخوانند اما اگر به يك ديپلمه بگويييد كه 15 دقيقه نرمش كن نميتواند چرا؟ يكي از دلايلش اين است كه نيروهاي متخصص اين درس را تدريس نميكنند و چون خودشان اين كار را بلد نيستند به دانشْآموزان چيزي نميآموزند. بيبرنامگي مشكل اساسي ديگري است كه دامنگير ورزش دانشآموزي شده است.
*** برنامه چهارم توسعه در بخش ورزش دانش آموزي به كجا رسيد؟
رمضاني تاكيد كرد: از آموزش و پرورش ميپرسم برنامه درس تربيت بدني كجاست؟ چه نيروي انساني متخصص براي تدريس درس تربيت بدني تربيت و جذب شدهاند. آيا طبق قانون برنامه چهارم توسعه افزايش ساعت درس تربيت بدني اتفاق افتاده است؟ برنامه جامع ارتقا ورزش مدارس كجاست؟ وقتي جواب تمام اين سوالها مبهم است جاي تعجب نيست كه بعد از 100 سال هنوز در سرجاي اول هستيم. حالا كه در پايان برنامه چهارم توسعه قرار داريم خوب است كه بدانيم دولت در راستاي اجراي اين برنامه براي توسعه ورزش دانشآموزي چه كرده است؟ ماده 117 برنامه چهارم توسعه ميتوانست نقطه عطفي براي ورزش دانشآموزي ايران باشد. در اين برنامه اصلاح ساختار ورزش كشور -كه ورزش دانشآموزي نيز در دل آن قرار دارد- آمده است. اما درست در سال اول اجراي برنامه چهارم توسعه (1384) ميبينيم كه معاونت تربيت بدني و تندرستي منحل شد. ماده 117 برنامه چهارم توسعه را مجلس تصويب كرده و دولت موظف به اجراي آن بوده است اما ميبينيم كه به راحتي ساختار از بين ميرود. يكي از مفاد ماده 117 برنامه چهارم توسعه افزايش سرانه فضاي ورزشي كشور به يك متر مربع بود و با يك نگاه جامع به همه بخشها ميبينيم كه رييس وقت سازمان تربيت بدني همه بندها را تعطيل كرده و تنها به همين يك بند توجه داشته و در توسعه فضا كوشيده است. حالا چقدر در اين امر موفق بوده بايد آمار و ارقام را ببينيم.
رمضاني افزود: وقتي يك نفر قانون برنامه چهارم توسعه را رد ميكند در حقيقت فراتر از دستگاه مقننه جلو ميرود و اين اتفاق در ورزش كشور افتاد. وقتي ماده 117 تصويب شد در واقع طبق برنامه چهارم توسعه حتي اگر معاونت تربيت بدني و تندرستي نيز در آموزش و پرورش نميبود بايد ايجاد ميشد. من از عليآبادي تعجب ميكنم كه چطور فقط چسبيده به آن يك متر فضا.
وي در ادامه به طرح جامعه ورزش اشاره كرد و گفت: ماده 117 مي گويد اساس ورزش كشور بايد سند جامع باشد چرا كه در طرح جامع همه چيز پيشبيني شده است. ميدانيم كه هر چيز كه دستنويس انسان باشد اشكال دارد و به جز قرآن و ساير كتب آسماني هيچ سند و مدركي بياشكال نيست. در سند جامعه ورزش كشور با برگرفتن تجربه از ساير كشورهاي اول دنيا در المپيك ورزش دانشآموزي را به عنوان ركن و پايه قرار داده و تاكيد كرده كه بايد ورزش قهرماني و حرفهاي از دل ورزش دانشآموزي بيرون بيايد. چين هم در يك برنامهريزي سي ساله توانست در المپيك موفق باشد ولي ما سند به حال خود رها كرديم.
*** معاونت تندرستي چرا آمد و چرا رفت؟
رمضاني ايجاد و سپس حذف معاونت تربيت بدني و تندرستي را اين از تبعات آزمون و خطا دانست و گفت: معاونت به دليل ضرورت آمد. من معتقدم كه درس تربيت بدني فقط به خاطر علاقه بيش از حد دانشآموزان است كه ماندگار مانده نه نگاه مسوولين. وقتي نتايج آماري نشان ميدهد كه در بخشهاي مختلف دانشآموزان به لحاظ سلامت دچار مشكل هستند آمادگي جسماني ضعيف است و به ورزش در جامعه چندان توجه نميشود آموزش و پرورش معاونت تربيت بدني و تندرستي را ايجاد ميكند يعني پشت تاسيس اين معاونت يك نگاه علمي وجود داشت. در معاونت تربيت بدني و تندرستي چهار دفتر درس تربيت بدني، فوق برنامه سلامت، پيگيري آسيبهاي اجتماعي و همچنين فدراسيون ورزش مدارس ايجاد شد. بنابراين معاونت تربيت بدني و تندرستي يكي از اقداماتي بود كه ميتوانست ما را در 1404 و طبق چشم انداز 20 ساله در منطقه سرآمد كند. اما متاسفانه در سال 84 معاونت تربيت بدني و تندرستي را در حد يك اداره كل تغيير دادند كه ديگر قدرت و تواناييهاي لازم را نداشت. يادم هست كه در آن زمان هم رسانهها و هم بخشهاي علمي ، دانشگاهي و هم آموزش و پرورش به اين كار واكنش نشان دادند. ما ادلههاي خود را گفتيم و عملكرد معاونت را ارائه كرديم حتي به كميسيون آموزش و تحقيقات رفتيم اما كاري نتوانستيم بكنيم.
ابراهيم نيز در اين باره گفت: پست معاونت شكل گرفت و در همان زمان آقايان و خانمها را تفكيك كردند و يكسري حركات انجام شد كه به بهبود شرايط ورزش دانش آموزي انجاميد. اما متاسفانه نفر بعدي كه مسول بالادست شد خيلي راحت معاونت را كنار گذاشت.
*** ايجاد پست قائم مقامي = نگاه مثبت به ورزش دانشآموزي!
عضو هيات علمي دانشگاه شهيد رجايي در اين باره تاكيد كرد: خوشبختانه امروز بعد از چهار سال ميبينيم كه وزير جديد آموزش و پرورش ضرورت توجه به ورزش دانشآموزي دريافته و با انتخاب قائم مقام براي ورزش دانش آموزي گامي مثبت در جهت ارتقا سطح ورزش دانش آموزي برداشته است. ايجاد پست قائم مقامي گامي مثبت ولي ناقص است. بايد در كنار اين پست چهار دفتر درس تربيت بدني ، فوق برنامه، سلامت و پيگيري از آسيبهاي اجتماعي قرار بگيرند. كارها نبايد سليقهاي انجام شود بايد تشكيلات قوي به لحاظ ساختاري در ورزش دانشآموزي ايجاد كنيم. قائم مقام ورزش دانشآموزي بايد ابزار لازم را داشته باشد.
*** آقاي كيومرث هاشمي بخواند!
رمضاني در اين شرايط مسئوليت سنگيني را متوجه قائم مقام ورزش دانش آموزي دانست و گفت: كيومرث هاشمي اگر ميخواهد در مسير احياي ورزش دانشآموزي درست گام بردارد بايد نيروهاي انساني را به كار بگيرد كه در ورزش مدارس كار كردهاند و با اين ساختار آشنايي دارند. اين انتظار از آقاي وزير هم ميرفت كه فردي را براي سمت قائم مقامي انتخاب كند كه در ورزش آموزش و پرورش سابقه دارد. آموزش و پرورش وزارتخانهاي است كه به همه جا نيرو صادر ميكند و ميتوان از دل اين وزارتخانه نيروهاي توانمند بيرون آورد. از آقاي هاشمي ميخواهم كه به بخش تخصصي تربيت بدني توجه كند بهترين نيروهاي انساني در ورزش كشور در آموزش و پرورش حضور دارند و كج سليقهاي است كه از اين نيروها استفاده نشود.
رمضاني افزود: ازآنجا كه كيومرث هاشمي در گذشته معاون ورزش قهرماني بوده است بيم آن وجود دارد كه به ورزش دانش آموزي نيز نگاه قهرماني داشته باشد و اين يك فاجعه است. نبايد كاري كنيم كه 14 – 15 ميليون دانش آموز دچار مشكل شوند. قائم مقام اختيار بيشتري دارد چرا كه ميتواند در شوراي معاونين حضور داشته باشد.
ابراهيم نيز به حضور هاشمي به عنوان قائم مقام ورزش دانش آموزي اشاره كرد و گفت: هاشمي را اسما ميشناسم و نميدانم چقدر تجربه دارد و چقدر حاضر است براي احقاق حق ورزش دانش آموزي مبارزه كند. هاشمي بايد اعتقاد داشته باشد كه با 12 سال از مهمترين سالهاي زندگي مردم سروكار دارد. اگر در اين زمان ورزش دانشآموزي خوب اجرا شود مشكل ما در ورزش همگاني، قهرماني و حرفهاي حل خواهد شد. بايد ببينيم كه او چقدر آمادگي دارد كه از بازوهاي متخصص استفاده كند پاي كار بياستد و از هويت ورزش دانشآموزي دفاع كند. گاهي آدمها براي اينكه خودشان حضور داشته باشند كوتاه ميآيند. به آقاي هاشمي ميگويم كه همه ورزش ايران دارد از نابساماني ورزش دانشآموزي ضربه ميخورد و تنها راهحل سامان دادن به اين اوضاع صبرداشتن و استفاده از نيروهاي متخصص و باتجربه است.
*** چقدر خرج ورزش دانش آموزي مي كنيد؟
رمضاني به كمبود بودجه در بخش ورزش دانشآموزي اشاره كرد و گفت: اين بودجه كفايت تحت پوشش قرار دادن 15 ميليون دانش آموز را نميكند بايد يك بودجه اختصاصي براي ورزش دانشآموزي گرفته شود وگرنه ورزش بين ساير مشكلات وزارت آموزش و پرورش گم ميشود.
ابراهيم نيز در اين باره گفت: يك روز براي بازديد از ناسا به عنوان توريست به آمريكا رفته بودم. مسوولي كه داشت از امكانات ناسا به ما گزارش ميداد يك رقم نجومي را به عنوان بودجه سالانه ناسا اعلام كرد وقتي با تعجب پرسيدم كه اين همه پول را ناسا چگونه خرج ميكند گفت: اين رقم بودجه 3 هفته وزارت آموزش و پرورش است ما بايد بودجه همه نهادها را قطع كنيم و بگوييم 20 سال همه درجا بزنند و اين بودجه را صرف دانش آموزان كشور كنند. پول اگر در خدمت برنامه باشد كار را به خوبي پيش ميرود.
*** مدارس كلاسي براي ارائه درس ورزش ندارند!
رمضاني به نامناسب بودن سطح فضاي مدارس براي ارائه درس ورزش تربيت بدني اشاره كرد و گفت: در زمان معاونت ساختار جديدي براي مدارس طراحي كرديم و بنا شد هر مدرسه جديدي كه ساخته ميشود براساس همين ساختار پيش برود كه اين موضوع نيز ناتمام ماند.
ابراهيم در اين باره از وضعيت بد مدارس غيرانتفاعي ياد كرد و گفت: آقاي وزير وقتي دارد به اين افراد اجازه ميدهد كه مدرسه درست كنند و شهريههاي 4 ميليوني و سه ميليوني از دانش آموزان بگيرد بايد آنها را ملزم كند كه در مدرسه خود فضاي ورزشي داشته باشد. اين مدارس 600 ، 700 دانش آموز دارند كه از هر كدام چهار ميليون تومان ميگيرند و ساخت يك سالن 50 متري براي ارائه درس ورزش كار چندان مشكلي به نظر نميرسد. اين سالن بايد از صبح تا شب فعال باشد. بهبود جايگاه ورزش دانشآموزي يك روند 15- 20 ساله است.
رمضاني در تاييد صحبتهاي ابراهيم گفت: مصوب است كه هر مدرسهاي كه ساخته ميشود بايد كلاس ورزش داشته باشد. حالا اين دستگاه مجريه است كه بايد علاقه داشته باشد كه قانون را اجرا كند. ماده 117 تكليف دولت را روشن كرده است. پولي كه به اشتباه دارد به سازمان تربيت بدني ميرود تا چاههاي فوتبال را فربه كند بايد به وزارت آموزش و پرورش برود و خرج ورزش دانش آموزي شود. كار من شنا است در همان زمان كه در معاونت بودم طرح آشنا را نوشتيم. در دو سه سال اول طرح 100 هزار دانش آموز شنا ياد گرفتند. ما آن زمان داشتيم با جديت اين طرح را دنبال ميكرديم اما در سال 84 اين طرح نيز تعطيل شد.ما ميتوانيم در مدارس استخرهاي 25 متري بدون سونا و جكوزي بسازيم .
ابراهيم در پاسخ به اين سوال كه آيا آموزش و پرورش ساخت مدارس استاندارد با وجود كلاسهاي ورزشي پايان نيافته ميتواند از امكانات سازمان تربيت بدني استفاده كند تاكيد كرد: سازمان فعلا بايد به فكر خودش باشد! حالا سازمان تربيت بدني سالنهايي را كه با پول مردم ساخته به بخش خصوصي اجاره ميدهد. وقتي ورودي يك استخر 5 هزار تومان است اين يعني شنا ممنوع! و در اين شرايط پنج شش دختر دانش آموز وسط شهر در يك حوض غرق ميشوند و نه خودشان ميتوانند شنا كنند و نه كسي شنا بلد است كه آنها را نجات دهد.
*** با بچههاي مردم در مدارس چه مي كنند؟
ابراهيم در پاسخ به اين سوال كه در دوران ابتدايي هميشه دانشآموزان به زنگ ورزش علاقمند ميشوند اما با ورود به مقطع راهنمايي و دبيرستان اين علاقمندي جاي خود را به فرار وبيدقتي ميدهد علتش چيست گفت: ما در مدارس خود يكسري حركات اجباري را به دانش آموزان در قالب ورزش تحميل ميكنيم هميشه در دو سه ماه اول سربازخانه هم حركات اجباري وجود دارد. ما تمايزي بين تمرين، تنبيه و تحقير قائل نيستيم. حتي در ورزش قهرماني نيز بين اين سه موضوع تفكيك قائل نشديم. فكر ميكنيم داريم تمرين ميدهيم، تحقير ميكنيم فكر ميكنيم تمرين است. در آفتاب با مانتو و مقنعه به دختران خود تمرين ميدهم و اين تنبيه است آنها هيچ چيز از اين نوع ورزش كردن ياد نميگيرند و فقط از ورزش زده ميشوند. متاسفانه افرادي كه مينشينند و از ورزش اين تعاريف را ارائه ميدهند با ورزش آشنايي ندارند مثل اين است كه من براي فيزيك طرح درس ارائه دهم! بايد افرادي كه در كار هستند و ورزش را ميشناسند و درس آنرا خواندهاند برنامهريزي كنند.
***هر درسي كتابي دارد كتاب درس ورزش كجاست؟
عضو هيات علمي دانشگاه شهيد رجايي به تاليف كتاب درس تربيت بدني براي مقطع ابتدايي در زمان معاونت اشاره كرد و گفت: يك تيم 50 نفره برنامه درس تربيت بدني را براي مقاطع ابتدايي، راهنمايي و متوسطه تاليف كردند و همچنين براي مقطع ابتدايي كتاب راهنماي معلم چاپ شد اما عليرغم اينكه فرايند اعتبار بخشي، اجراي آزمايشي و آموزش مدرسان انجام شد اما همين كار نيز در سال 84 متوقف شد و ناتمام ماند. ما در آن موقع 600 مدرس در كشور را طي يكسال تربيت كرديم.
***حرف آخر: 20 سال ورزش قهرماني را كنار بگذاريد!
عضو هيات علمي شهيد بهشتي خطاب به مسوولان ورزش كشور گفت: 20 سال ورزش قهرماني را كنار بگذاريد در مسابقات بينالمللي و المپيك فقط ستارهها را اعزام كنيد. تا اين زمان 20 ساله فرصتي باشد براي رسيدگي به اوضاع نابه سامان ورزش دانشآموزي. مهمترين تصميم گيرنده دولت است. دولت بايد علاقمند باشد و باور داشته باشد. ورزش سالمترين و ارزانترين وسيلهاي است كه دولت ميتواند با آن كارهاي خود را پيش ببرد. اگر دولت به اين باور برسد آنوقت افراد مناسبي را به كار ميگمارد. در غير اين صورت وضع ورزش ما نه در برنامه چهارم و نه ششم و هفتم و هشتم بهبود نخواهد يافت. كارها انجام شده ، بستر فراهم شده و فعاليتهاي كارشناسي صورت گرفته است حالا هاشمي بايد برود و از فعاليت هاي تربيت بدني در مدارس دفاع كند.
وي ادامه داد: نميتوان با 12 سال بيتفاوت برخورد كرد. من نوعي كه سابقه پنج سال حضور در تيم ملي واليبال را دارم براي شبي يك ساعت واليبال بازي كردن دارم سالي دو سه ميليون هزينه ميكنم. حالا كسي كه اصلا ورزشكار نبوده حاضر است اين مبلغ را بپردازد. اگر آموزش و پرورش بخواهد به و سازمان تكيه كند كاري از پيش نخواهد برد. اگر بخواهيم مشكلات آموزش و پرورش را حل كنيم بايد به خود آموزش و پرورش و خاص ورزش پول بدهيم و آدمهاي قوي بگذاريم كه اين پول را سامان بدهد. چرا هر مدرسهاي نميتواند يك سالن 100 متري داشته باشد. وقتي هر باشگاه فوتبال دارد سه ميليارد تومان هزينه ميكند چرا مدارس نتوانند يك استخر بسازند. تنها چيزي كه ما در اين مملكت داريم پول است.
ابراهيم گفت: اگر ما ورزش مدارسمان درست شود تيم آموزشگاههاي ايران براي غرب آسيا كافي است. بهبود وضعيت ورزش دانشآموزي يك انقلاب ميخواهد. يك تصميمگيري بزرگ در سطح رياست جمهوري و زمان كافي و مسوول قوي بايد ورزش قهرماني را تعطيل كنيم و فقط شاخصها را به المپيك بفرستيم نه اينكه يك لشكر آدم بفرستيم بروند و با دو مدال برگردند و پول آن لشكر را صرف ورزش دانشآموزي كنيم. پنج سال عضو تيم ملي بودم يك بار خارج نرفتم. حالا برويد در فرودگاه مهرآباد ببينيد چه خبر است. براي يك تيم 12 نفره ، 14 نفر همراه ميروند. ما پول زياد داريم خرج كنيم اما درست خرجش نميكنيم.
به نظر ميرسد وقتي در ايران بيش از 15 ميليون دانش آموز در حال تحصيل هستند بايد تعليم و تربيت جسمي و روحي اين جمعيت كه آيندهسازان ايران اسلامي اند در اولويت كاري مسوولان قرار دارد. از قديم گفتهاند كه عقل سالم در بدن سالم است. وقتي در سنين كودكي و در اوان نوجواني در ذهن و روح كودكان ايران اهميت و اولويت ورزش به عنوان يكي از برنامههاي لازم و واجب روزانه حك نشود هيچ گاه در جواني و ميانسالي نميتوان اين افراد را ورزشكار كرد. اگر كودكان از ابتدا با ورزش آشنا نشوند در آينده بدنهاي ضعيفي خواهند داشت.
در اين شرايط ان سوال به ذهن ميرسد كه واقعا جايگاه ورزش دانش آموزي در ايران كجاست؟ آموزش و پرورش، سازمان تربيت بدني و ساير نهادها و ارگانهاي مسوول چه برنامههايي براي بهبود اين جايگاه دارند؟ عدم توجه به ورزش دانشآموزي چه تاثيري در آينده ورزش همگاني و قهرماني خواهد داشت؟ چقدر پايه هاي ورزش كشور يعني ورزش دانش آموزي را مي شناسيم.
ايسنا، پاسخ اين پرسشها را در نشستي از اساتيد تربيت بدني جويا شده است. مشروح گفتوگوي اين نشست به شرح ذيل است:
*** مسئولان دانش ندارند كه نگرش ندارند!
خسرو ابراهيم، عضو هيات علمي دانشگاه شهيد بهشتي با حضور در اين نشست تاكيد كرد: در آموزش و پرورش 15 تا 20 ميليون دانش آموز در حال تحصيل هستند. 15 ميليون نفري كه يك جمعيت در حال رشد است و مهمترين افراد جامعه را تشكيل ميدهد اين جامعه هر چيزي كه در اين مقطع ياد بگيرد ياد گرفته و هر چه كه مغفول بماند هچگاه نخواهد آموخت. اگر سلامتي در وجود كودكان ما از همان ابتدا و در مدارس شكل بگيرد در آينده نيز آدمهاي سالمي خواهند بود. تحقيقات نشان داده است كه دانشآموزان حداقل روزي يك ساعت بايد درس تربيت بدني را بگذرانند. اين يك ساعت به جهت سلامتي جسمي و روحي براي آنها مفيد است و در پيشرفت تحصيلي و يادگيري مهارتهاي پايه نقش مهمي ايفا ميكند. همچنين پشتوانهاي است براي ورزش قهرماني.
ابراهيم گفت: ساعت درس ورزش در مقايسه با دروس رياضي و شيمي پردردسرتر است. بزرگترين مشكل ما اين است كه دانش لازم را نداريم هميشه در مورد اهميت فيزيك و رياضي صحبت ميكنيم اما كسي در عمل اهميت به ورزش و بهايي نميدهد. كسي كه مسئوول است چون دانش لازم ر ا ندارد نگرشي هم در اين خصوص نخواهد داشت. ما 12 سال جامعه خود را رها كردهايم و انتظار داريم بعد از اين 12 سال بتوانيم قهرمان بسازيم.
ابراهيم گفت: در سال 1343 تيم فوتبال آموزشگاههاي تهران را وفاخواه، مالكي، پورحيدري، آشتياني، وطنخواه، قليچ و غيره تشكيل ميدادند. حالا جايگاه تيمهاي آموزشگاهي كجاست؟ ما داريم تاوان اهميت ندادن به ورزش دانشآموزي را پس ميدهيم. همه ما عادت داريم كه به يك چيزي آلوده شويم. يكي به كتاب، يكي به موسيقي و يكي به سيگار. چرا اين آلودگي را خودمان انتخاب نكنيم و فرزندان اين كشور را به ورزش آلوده نكنيم. با اين روش 500 سال ديگر هم وضع ورزش كشورمان همين است ما به تك ستارهها تكيه كردهايم و برنامه پايداري نداريم.
*** صد سال است كه در مدارس ورزش مي كنيم اما...
دكتر رمضاني، عضو هيات علمي دانشگاه شهيد رجايي كه در رزومهاش سابقه مديريت دفتر تاليف و برنامهريزي معاونت تربيت بدني و تندرستي دارد در نيز اين نشست با اشاره به تاريخچه ورزش دانشآموزي تصريح كرد: صد سال قبل و در سال 1287 همزمان با ايجاد مدارس كشور برنامه دروس مختلف دانشآموزان به تصويب مجلس وقت رسيد و ابلاغ شد. در آن برنامه درس تربيت بدني نيز به عنوان يكي از دروس اساسي مورد توجه قرار گرفته بود. در سال 1306 به صورت رسمي و اجباري بنا شد كه تمام دانشآموزان روزانه يك ساعت درس تربيت بدني را بگذرانند. از آن تاريخ تاكنون كه 80 سال ميگذرد چه اقدامي براي رسيدن به روزانه يك ساعت ورزش تربيت بدني كردهايم؟ در آن زمان يعني در سال 1306 كمبود نيروي انساني، فضا و تجهيزات بهانهاي شد تا بگويند نميتوانيم روزانه يك ساعت درس تربيت بدني در مدارس داشته باشيم اما حالا بعد از 80 سال همين مشكلات در ورزش دانشآموزي وجود دارد.
وي ادامه داد: در هرم مولر آمده است كه ورزش دانشآموزي بايد در قاعده قرار گيرد و بعد از آن ورزش همگاني، قهرماني و حرفهاي داشته باشند در اين شرايط است كه هرم پايدار ميماند. حالا ما قاعده هرم را كم كردهايم و وقتي قاعده باريك باشد راسي نخواهيم داشت. طبق برنامه درسي ايران دانشآموزان ايراني دارند 12 سال درس تربيت بدني ميخوانند اما اگر به يك ديپلمه بگويييد كه 15 دقيقه نرمش كن نميتواند چرا؟ يكي از دلايلش اين است كه نيروهاي متخصص اين درس را تدريس نميكنند و چون خودشان اين كار را بلد نيستند به دانشْآموزان چيزي نميآموزند. بيبرنامگي مشكل اساسي ديگري است كه دامنگير ورزش دانشآموزي شده است.
*** برنامه چهارم توسعه در بخش ورزش دانش آموزي به كجا رسيد؟
رمضاني تاكيد كرد: از آموزش و پرورش ميپرسم برنامه درس تربيت بدني كجاست؟ چه نيروي انساني متخصص براي تدريس درس تربيت بدني تربيت و جذب شدهاند. آيا طبق قانون برنامه چهارم توسعه افزايش ساعت درس تربيت بدني اتفاق افتاده است؟ برنامه جامع ارتقا ورزش مدارس كجاست؟ وقتي جواب تمام اين سوالها مبهم است جاي تعجب نيست كه بعد از 100 سال هنوز در سرجاي اول هستيم. حالا كه در پايان برنامه چهارم توسعه قرار داريم خوب است كه بدانيم دولت در راستاي اجراي اين برنامه براي توسعه ورزش دانشآموزي چه كرده است؟ ماده 117 برنامه چهارم توسعه ميتوانست نقطه عطفي براي ورزش دانشآموزي ايران باشد. در اين برنامه اصلاح ساختار ورزش كشور -كه ورزش دانشآموزي نيز در دل آن قرار دارد- آمده است. اما درست در سال اول اجراي برنامه چهارم توسعه (1384) ميبينيم كه معاونت تربيت بدني و تندرستي منحل شد. ماده 117 برنامه چهارم توسعه را مجلس تصويب كرده و دولت موظف به اجراي آن بوده است اما ميبينيم كه به راحتي ساختار از بين ميرود. يكي از مفاد ماده 117 برنامه چهارم توسعه افزايش سرانه فضاي ورزشي كشور به يك متر مربع بود و با يك نگاه جامع به همه بخشها ميبينيم كه رييس وقت سازمان تربيت بدني همه بندها را تعطيل كرده و تنها به همين يك بند توجه داشته و در توسعه فضا كوشيده است. حالا چقدر در اين امر موفق بوده بايد آمار و ارقام را ببينيم.
رمضاني افزود: وقتي يك نفر قانون برنامه چهارم توسعه را رد ميكند در حقيقت فراتر از دستگاه مقننه جلو ميرود و اين اتفاق در ورزش كشور افتاد. وقتي ماده 117 تصويب شد در واقع طبق برنامه چهارم توسعه حتي اگر معاونت تربيت بدني و تندرستي نيز در آموزش و پرورش نميبود بايد ايجاد ميشد. من از عليآبادي تعجب ميكنم كه چطور فقط چسبيده به آن يك متر فضا.
وي در ادامه به طرح جامعه ورزش اشاره كرد و گفت: ماده 117 مي گويد اساس ورزش كشور بايد سند جامع باشد چرا كه در طرح جامع همه چيز پيشبيني شده است. ميدانيم كه هر چيز كه دستنويس انسان باشد اشكال دارد و به جز قرآن و ساير كتب آسماني هيچ سند و مدركي بياشكال نيست. در سند جامعه ورزش كشور با برگرفتن تجربه از ساير كشورهاي اول دنيا در المپيك ورزش دانشآموزي را به عنوان ركن و پايه قرار داده و تاكيد كرده كه بايد ورزش قهرماني و حرفهاي از دل ورزش دانشآموزي بيرون بيايد. چين هم در يك برنامهريزي سي ساله توانست در المپيك موفق باشد ولي ما سند به حال خود رها كرديم.
*** معاونت تندرستي چرا آمد و چرا رفت؟
رمضاني ايجاد و سپس حذف معاونت تربيت بدني و تندرستي را اين از تبعات آزمون و خطا دانست و گفت: معاونت به دليل ضرورت آمد. من معتقدم كه درس تربيت بدني فقط به خاطر علاقه بيش از حد دانشآموزان است كه ماندگار مانده نه نگاه مسوولين. وقتي نتايج آماري نشان ميدهد كه در بخشهاي مختلف دانشآموزان به لحاظ سلامت دچار مشكل هستند آمادگي جسماني ضعيف است و به ورزش در جامعه چندان توجه نميشود آموزش و پرورش معاونت تربيت بدني و تندرستي را ايجاد ميكند يعني پشت تاسيس اين معاونت يك نگاه علمي وجود داشت. در معاونت تربيت بدني و تندرستي چهار دفتر درس تربيت بدني، فوق برنامه سلامت، پيگيري آسيبهاي اجتماعي و همچنين فدراسيون ورزش مدارس ايجاد شد. بنابراين معاونت تربيت بدني و تندرستي يكي از اقداماتي بود كه ميتوانست ما را در 1404 و طبق چشم انداز 20 ساله در منطقه سرآمد كند. اما متاسفانه در سال 84 معاونت تربيت بدني و تندرستي را در حد يك اداره كل تغيير دادند كه ديگر قدرت و تواناييهاي لازم را نداشت. يادم هست كه در آن زمان هم رسانهها و هم بخشهاي علمي ، دانشگاهي و هم آموزش و پرورش به اين كار واكنش نشان دادند. ما ادلههاي خود را گفتيم و عملكرد معاونت را ارائه كرديم حتي به كميسيون آموزش و تحقيقات رفتيم اما كاري نتوانستيم بكنيم.
ابراهيم نيز در اين باره گفت: پست معاونت شكل گرفت و در همان زمان آقايان و خانمها را تفكيك كردند و يكسري حركات انجام شد كه به بهبود شرايط ورزش دانش آموزي انجاميد. اما متاسفانه نفر بعدي كه مسول بالادست شد خيلي راحت معاونت را كنار گذاشت.
*** ايجاد پست قائم مقامي = نگاه مثبت به ورزش دانشآموزي!
عضو هيات علمي دانشگاه شهيد رجايي در اين باره تاكيد كرد: خوشبختانه امروز بعد از چهار سال ميبينيم كه وزير جديد آموزش و پرورش ضرورت توجه به ورزش دانشآموزي دريافته و با انتخاب قائم مقام براي ورزش دانش آموزي گامي مثبت در جهت ارتقا سطح ورزش دانش آموزي برداشته است. ايجاد پست قائم مقامي گامي مثبت ولي ناقص است. بايد در كنار اين پست چهار دفتر درس تربيت بدني ، فوق برنامه، سلامت و پيگيري از آسيبهاي اجتماعي قرار بگيرند. كارها نبايد سليقهاي انجام شود بايد تشكيلات قوي به لحاظ ساختاري در ورزش دانشآموزي ايجاد كنيم. قائم مقام ورزش دانشآموزي بايد ابزار لازم را داشته باشد.
*** آقاي كيومرث هاشمي بخواند!
رمضاني در اين شرايط مسئوليت سنگيني را متوجه قائم مقام ورزش دانش آموزي دانست و گفت: كيومرث هاشمي اگر ميخواهد در مسير احياي ورزش دانشآموزي درست گام بردارد بايد نيروهاي انساني را به كار بگيرد كه در ورزش مدارس كار كردهاند و با اين ساختار آشنايي دارند. اين انتظار از آقاي وزير هم ميرفت كه فردي را براي سمت قائم مقامي انتخاب كند كه در ورزش آموزش و پرورش سابقه دارد. آموزش و پرورش وزارتخانهاي است كه به همه جا نيرو صادر ميكند و ميتوان از دل اين وزارتخانه نيروهاي توانمند بيرون آورد. از آقاي هاشمي ميخواهم كه به بخش تخصصي تربيت بدني توجه كند بهترين نيروهاي انساني در ورزش كشور در آموزش و پرورش حضور دارند و كج سليقهاي است كه از اين نيروها استفاده نشود.
رمضاني افزود: ازآنجا كه كيومرث هاشمي در گذشته معاون ورزش قهرماني بوده است بيم آن وجود دارد كه به ورزش دانش آموزي نيز نگاه قهرماني داشته باشد و اين يك فاجعه است. نبايد كاري كنيم كه 14 – 15 ميليون دانش آموز دچار مشكل شوند. قائم مقام اختيار بيشتري دارد چرا كه ميتواند در شوراي معاونين حضور داشته باشد.
ابراهيم نيز به حضور هاشمي به عنوان قائم مقام ورزش دانش آموزي اشاره كرد و گفت: هاشمي را اسما ميشناسم و نميدانم چقدر تجربه دارد و چقدر حاضر است براي احقاق حق ورزش دانش آموزي مبارزه كند. هاشمي بايد اعتقاد داشته باشد كه با 12 سال از مهمترين سالهاي زندگي مردم سروكار دارد. اگر در اين زمان ورزش دانشآموزي خوب اجرا شود مشكل ما در ورزش همگاني، قهرماني و حرفهاي حل خواهد شد. بايد ببينيم كه او چقدر آمادگي دارد كه از بازوهاي متخصص استفاده كند پاي كار بياستد و از هويت ورزش دانشآموزي دفاع كند. گاهي آدمها براي اينكه خودشان حضور داشته باشند كوتاه ميآيند. به آقاي هاشمي ميگويم كه همه ورزش ايران دارد از نابساماني ورزش دانشآموزي ضربه ميخورد و تنها راهحل سامان دادن به اين اوضاع صبرداشتن و استفاده از نيروهاي متخصص و باتجربه است.
*** چقدر خرج ورزش دانش آموزي مي كنيد؟
رمضاني به كمبود بودجه در بخش ورزش دانشآموزي اشاره كرد و گفت: اين بودجه كفايت تحت پوشش قرار دادن 15 ميليون دانش آموز را نميكند بايد يك بودجه اختصاصي براي ورزش دانشآموزي گرفته شود وگرنه ورزش بين ساير مشكلات وزارت آموزش و پرورش گم ميشود.
ابراهيم نيز در اين باره گفت: يك روز براي بازديد از ناسا به عنوان توريست به آمريكا رفته بودم. مسوولي كه داشت از امكانات ناسا به ما گزارش ميداد يك رقم نجومي را به عنوان بودجه سالانه ناسا اعلام كرد وقتي با تعجب پرسيدم كه اين همه پول را ناسا چگونه خرج ميكند گفت: اين رقم بودجه 3 هفته وزارت آموزش و پرورش است ما بايد بودجه همه نهادها را قطع كنيم و بگوييم 20 سال همه درجا بزنند و اين بودجه را صرف دانش آموزان كشور كنند. پول اگر در خدمت برنامه باشد كار را به خوبي پيش ميرود.
*** مدارس كلاسي براي ارائه درس ورزش ندارند!
رمضاني به نامناسب بودن سطح فضاي مدارس براي ارائه درس ورزش تربيت بدني اشاره كرد و گفت: در زمان معاونت ساختار جديدي براي مدارس طراحي كرديم و بنا شد هر مدرسه جديدي كه ساخته ميشود براساس همين ساختار پيش برود كه اين موضوع نيز ناتمام ماند.
ابراهيم در اين باره از وضعيت بد مدارس غيرانتفاعي ياد كرد و گفت: آقاي وزير وقتي دارد به اين افراد اجازه ميدهد كه مدرسه درست كنند و شهريههاي 4 ميليوني و سه ميليوني از دانش آموزان بگيرد بايد آنها را ملزم كند كه در مدرسه خود فضاي ورزشي داشته باشد. اين مدارس 600 ، 700 دانش آموز دارند كه از هر كدام چهار ميليون تومان ميگيرند و ساخت يك سالن 50 متري براي ارائه درس ورزش كار چندان مشكلي به نظر نميرسد. اين سالن بايد از صبح تا شب فعال باشد. بهبود جايگاه ورزش دانشآموزي يك روند 15- 20 ساله است.
رمضاني در تاييد صحبتهاي ابراهيم گفت: مصوب است كه هر مدرسهاي كه ساخته ميشود بايد كلاس ورزش داشته باشد. حالا اين دستگاه مجريه است كه بايد علاقه داشته باشد كه قانون را اجرا كند. ماده 117 تكليف دولت را روشن كرده است. پولي كه به اشتباه دارد به سازمان تربيت بدني ميرود تا چاههاي فوتبال را فربه كند بايد به وزارت آموزش و پرورش برود و خرج ورزش دانش آموزي شود. كار من شنا است در همان زمان كه در معاونت بودم طرح آشنا را نوشتيم. در دو سه سال اول طرح 100 هزار دانش آموز شنا ياد گرفتند. ما آن زمان داشتيم با جديت اين طرح را دنبال ميكرديم اما در سال 84 اين طرح نيز تعطيل شد.ما ميتوانيم در مدارس استخرهاي 25 متري بدون سونا و جكوزي بسازيم .
ابراهيم در پاسخ به اين سوال كه آيا آموزش و پرورش ساخت مدارس استاندارد با وجود كلاسهاي ورزشي پايان نيافته ميتواند از امكانات سازمان تربيت بدني استفاده كند تاكيد كرد: سازمان فعلا بايد به فكر خودش باشد! حالا سازمان تربيت بدني سالنهايي را كه با پول مردم ساخته به بخش خصوصي اجاره ميدهد. وقتي ورودي يك استخر 5 هزار تومان است اين يعني شنا ممنوع! و در اين شرايط پنج شش دختر دانش آموز وسط شهر در يك حوض غرق ميشوند و نه خودشان ميتوانند شنا كنند و نه كسي شنا بلد است كه آنها را نجات دهد.
*** با بچههاي مردم در مدارس چه مي كنند؟
ابراهيم در پاسخ به اين سوال كه در دوران ابتدايي هميشه دانشآموزان به زنگ ورزش علاقمند ميشوند اما با ورود به مقطع راهنمايي و دبيرستان اين علاقمندي جاي خود را به فرار وبيدقتي ميدهد علتش چيست گفت: ما در مدارس خود يكسري حركات اجباري را به دانش آموزان در قالب ورزش تحميل ميكنيم هميشه در دو سه ماه اول سربازخانه هم حركات اجباري وجود دارد. ما تمايزي بين تمرين، تنبيه و تحقير قائل نيستيم. حتي در ورزش قهرماني نيز بين اين سه موضوع تفكيك قائل نشديم. فكر ميكنيم داريم تمرين ميدهيم، تحقير ميكنيم فكر ميكنيم تمرين است. در آفتاب با مانتو و مقنعه به دختران خود تمرين ميدهم و اين تنبيه است آنها هيچ چيز از اين نوع ورزش كردن ياد نميگيرند و فقط از ورزش زده ميشوند. متاسفانه افرادي كه مينشينند و از ورزش اين تعاريف را ارائه ميدهند با ورزش آشنايي ندارند مثل اين است كه من براي فيزيك طرح درس ارائه دهم! بايد افرادي كه در كار هستند و ورزش را ميشناسند و درس آنرا خواندهاند برنامهريزي كنند.
***هر درسي كتابي دارد كتاب درس ورزش كجاست؟
عضو هيات علمي دانشگاه شهيد رجايي به تاليف كتاب درس تربيت بدني براي مقطع ابتدايي در زمان معاونت اشاره كرد و گفت: يك تيم 50 نفره برنامه درس تربيت بدني را براي مقاطع ابتدايي، راهنمايي و متوسطه تاليف كردند و همچنين براي مقطع ابتدايي كتاب راهنماي معلم چاپ شد اما عليرغم اينكه فرايند اعتبار بخشي، اجراي آزمايشي و آموزش مدرسان انجام شد اما همين كار نيز در سال 84 متوقف شد و ناتمام ماند. ما در آن موقع 600 مدرس در كشور را طي يكسال تربيت كرديم.
***حرف آخر: 20 سال ورزش قهرماني را كنار بگذاريد!
عضو هيات علمي شهيد بهشتي خطاب به مسوولان ورزش كشور گفت: 20 سال ورزش قهرماني را كنار بگذاريد در مسابقات بينالمللي و المپيك فقط ستارهها را اعزام كنيد. تا اين زمان 20 ساله فرصتي باشد براي رسيدگي به اوضاع نابه سامان ورزش دانشآموزي. مهمترين تصميم گيرنده دولت است. دولت بايد علاقمند باشد و باور داشته باشد. ورزش سالمترين و ارزانترين وسيلهاي است كه دولت ميتواند با آن كارهاي خود را پيش ببرد. اگر دولت به اين باور برسد آنوقت افراد مناسبي را به كار ميگمارد. در غير اين صورت وضع ورزش ما نه در برنامه چهارم و نه ششم و هفتم و هشتم بهبود نخواهد يافت. كارها انجام شده ، بستر فراهم شده و فعاليتهاي كارشناسي صورت گرفته است حالا هاشمي بايد برود و از فعاليت هاي تربيت بدني در مدارس دفاع كند.
وي ادامه داد: نميتوان با 12 سال بيتفاوت برخورد كرد. من نوعي كه سابقه پنج سال حضور در تيم ملي واليبال را دارم براي شبي يك ساعت واليبال بازي كردن دارم سالي دو سه ميليون هزينه ميكنم. حالا كسي كه اصلا ورزشكار نبوده حاضر است اين مبلغ را بپردازد. اگر آموزش و پرورش بخواهد به و سازمان تكيه كند كاري از پيش نخواهد برد. اگر بخواهيم مشكلات آموزش و پرورش را حل كنيم بايد به خود آموزش و پرورش و خاص ورزش پول بدهيم و آدمهاي قوي بگذاريم كه اين پول را سامان بدهد. چرا هر مدرسهاي نميتواند يك سالن 100 متري داشته باشد. وقتي هر باشگاه فوتبال دارد سه ميليارد تومان هزينه ميكند چرا مدارس نتوانند يك استخر بسازند. تنها چيزي كه ما در اين مملكت داريم پول است.
ابراهيم گفت: اگر ما ورزش مدارسمان درست شود تيم آموزشگاههاي ايران براي غرب آسيا كافي است. بهبود وضعيت ورزش دانشآموزي يك انقلاب ميخواهد. يك تصميمگيري بزرگ در سطح رياست جمهوري و زمان كافي و مسوول قوي بايد ورزش قهرماني را تعطيل كنيم و فقط شاخصها را به المپيك بفرستيم نه اينكه يك لشكر آدم بفرستيم بروند و با دو مدال برگردند و پول آن لشكر را صرف ورزش دانشآموزي كنيم. پنج سال عضو تيم ملي بودم يك بار خارج نرفتم. حالا برويد در فرودگاه مهرآباد ببينيد چه خبر است. براي يك تيم 12 نفره ، 14 نفر همراه ميروند. ما پول زياد داريم خرج كنيم اما درست خرجش نميكنيم.
گزارش خطا
نظرسنجی
امضای یادداشت تفاهم ایران با آمریکا را در این مقطع...



