جنبش نرم قطر و روسيه و غفلت ايران
قطر و روسيه در تلاش هستند تا بازارهاي گازي دنيا را تا 5 سال آينده در تصرف خود در بياورند و در اين ميان ايران همچنان در انتظار بهره برداري كامل از 5 فازي است كه قراربود پنج سال پيش براي توليد گاز از پارس جنوبي وارد مدار بهره برداري شوند. درحاليكه قطر، روسيه و ايران در مجمع كشورهاي صادركننده گاز پذيرفتهاند از رقابتهاي بيرويه و سودآوري هرچه بيشتر معاملات گاز پرهيز كنند و حتي اين سه كشور براي سرمايهگذاريهاي سه جانبه نيز به توافقاتي رسيدهاند اما درحالحاضر آنچه مشهود است تلاش نرم قطر و روسيه براي پيشي گرفتن از هم در دستيابي به بازارهاي مختلف و عقب ماندگي ايران از اين بازي است.
به نوشته «آفتاب يزد» به نقل از خبر، اگرچه ايران تمام اين مدت در تلاش بوده تا با ايجاد مجمعي اتحاد ميان كشورهاي گازي را بيشتر كند اما دو كشور روسيه و قطر با سياست نرم و البته دو پهلوي خود ضمن تاكيد بر علاقمنديشان بر ايجاد همكاريهاي مشترك و دوري گزيدن از رقابتهاي تخريبي اما اين روزها بر تلاشهاي خود براي دستيابي به بازارهاي جديد افزودهاند.
به گونهاي كه اين روزها روسيه و قطر علي رغم تاكيد بر علاقمندي خود براي اتحاد بيشتر اما روند مذاكرات وقيمتهاي مطرح شده و همچنين حضور هر يك از اين كشورها در بازارهاي تحت كنترل رقيب خود نشان ميدهد كه جنبش نرمي در منطقه براي دستيابي به بازارهاي جديد و البته بازارهاي رقيبهاي گازي آغاز شده است.
در اين ميان آنچه مور تاكيد است عقب ماندگي ايران از اين بازي و تاكيد كشور ما همچنان بر ايجاد اتحاد بيشتر است. اين در حالي است كه اكثر قراردادهاي گازي ميان كشورها براساس قراردادهاي بلند مدت و در بهترين حالت 25 ساله است كه در صورت ادامه روند مذاكرات قطر و روسيه و تصرف بازارهاي موجود پيش بيني ميشود تا 5 سال آينده ديگر بازاري براي ايران و تلاش براي مذاكره كشور باقي نماند.
اين درحالي است كه ايران داراي دومين ذخاير گازي در جهان است و درصورت صادرات بخشي از ذخاير گازي، ايران ميتواند درآمد ساليانه خود را افزايش دهد. به گفته بسياري از كارشناسان، با شرايط موجود چيزي به پايان ذخاير نفتي ايران باقي نمانده و بهترين موقعيت براي جايگزيني صادرات گاز به جاي نفت است كه البته در شرايط فعلي به دليل بهكار نگرفتن سياستهاي درست در اين بخش با وجود داشتن ذخاير بالاي گازي اما همچنان در بسياري از ماههاي سال وارد كننده گاز به كشور هستيم.
اين در حالي است كه قطر و روسيه با وجود تاكيد بر اتحاد با ايران بسياري از بازارهاي ايران را در دست گرفتهاند كه مثال اين ادعا را نيز ميتوان در گرايش هند به خريد گاز قطر و انعقاد قرارداد اين دو كشورديد. براساس اين گزارش، قطر با كشورهايي چون لهستان، هند، چين و تايلند قراردادهاي گازي به امضا رسانده كه البته گفته ميشود هدف اصلي اين كشور دستيابي به بازارهاي اروپاي شرقي است يعني همان منطقهاي كه در حال حاضر در دست روس هاست.
روسيه نيز از اين بازي عقب نمانده و اخيرا اعلام كرده اجراي طرحها و پروژههاي گازي اين كشور براي دو سال آينده سرمايهاي حدود 49 ميليارد دلار نياز دارد. اين در حالي است كه ايران همچنان در جايگاه 5 سال گذشته خود در جا ميزند و هنوز طي اين سالها در پارسجنوبي ميدان مشترك ميان قطر و ايران نتوانسته حتي 5 فازي (فاز 6،7،8،9 و10 ) كه قرار بوده در 5 سال گذشته افتتاح شود را كامل وارد مدار بهره برداري كند.
در حال حاضر ايران تنها به تركيه، گاز صادر ميكند و با برخي از كشورها نيز تفاهم نامههايي را به امضا رسانده اما هيچ يك به مرحله جدي نرسيدهاند. همچنين با برخي از كشورها نيز قرارداد معاوضه گاز دارد كه البته اين امر شامل صادرات نميشود. اما آنچه مشهود است، نبود سياست گازي واحد در كشور است به گونهاي كه هنوز مسئولان ما مشخص نكردهاند سياست ايران، صادرات گاز است يا خير. ضمن آنكه مسألهاي كه ذهن بسياري از كارشناسان را مشغول كرده است نبود سياست قراردادي مشخص در ايران است كه همين امر نيز بارها از سوي مذاكره كنندگان خارجي با ايران مطرح شده و هر بار اين مذاكره كنندگان تاكيد كردهاند يكي از علتهاي عدم جذب سرمايه گذاران و خريداران گاز به سمت ايران، نبود قرارداد واحد و تعيين سياستهاي گازي ايران است.


