واقعيت به شان خيلی افراد خوشايند نبود
امير سرتيپ اسدالله حيدري به تشريح مسائل تيراندازي در دورهي چهار سالهي رياستش و برگزاري انتخابات رياست فدراسيون پرداخت.
به گزارش ايسنا، در يادداشت ارسالي رييس پيشين فدراسيون تيراندازي به ايسنا آمده است: ابتدا پس از دو سال سرپرستي تثبيت واگذاري مسووليت فدراسيون تيراندازي را به برادر عزيز سيدمهدي هاشمي تبريك ميگويم. اميدوارم در سكانداري اين فدراسيون خودش و همكاران موفق باشند و با اعتقاد به اينكه پس از انتصاب يا انتخاب هر مسوولي حمايت از او ضرورت اخلاقي است لذا به همه علاقهمندان به اين ورزش توصيه ميكنم در جهت پيشرفت تيراندازي تيم مسوول را ياري دهند. طبيعي است خودم هم قلبا، بياني، عملي و قلمي در اين راستا گام برميدارم و آنچه متعاقب اين مقدمه عرض ميكنم مربوط به گذشته تا انتخابات 17 آذر 88 است.
اواخر سال 81 توسط نهاد رياست جمهوري و رييس سازمان تربيت بدني وقت از فرمانده ارتش من را براي رياست فدراسيون تيراندازي پيشنهاد كردند. به علت مشغله كاري شخصا پيشنهاد كردم كه شخص ديگري را براي اين مسووليت معرفي كنيد. اين تبادل نظرات تا مرداد 82 ادامه پيدا كرد. سرانجام با درخواستهاي مكرر در سازمان تربيت بدني براي تحقق اين خواسته با توجه به ماهيت وظيفه ارتشيها از سلسله مراتب كسب مجوز شد.
براين اساس، در 14 مرداد 82 حكم سرپرستي فدراسيون به نام من صادر شد. موجودي فدراسيون در آن سال يك آپارتمان دو اتاق در خيابان ورزنده بود. ساختمان اداري و سالنهاي تيراندازي در مجموعه آزادي بلا استفاده و به صورت مخروبه رها شده بودند و در سرتاسركشور حدود 30 سالن تيراندازي اهداف ثابت، غير استاندارد در ابعاد كوچك وجود داشت.
در اهداف پروازي هم منحصر به باشگاه ساصد شده بود. نخستين اولويت كاري ما طراحي، بازسازي مجموعه اداري و سالنهاي تيراندازي آزادي قرار گرفت كه در كوتاهترين مدت با حمايت مسوولان وقت سازمان تربيت بدني اين بازسازي شروع و تا پايان سال 83 با اعتباري نزديك به يك ميليارد تومان به اتمام رسيد. حتي با شركت "سوييس آسكور" هم براي تجهيز اين سالنها مذاكره و تبادل نظر به عمل آمد.
از 14 مرداد 82 من براي شش ماه فرصت داشتم به عنوان سرپرست فدراسيون انتخابات را برگزار كنم. پس از گذشت چهار ماه در 18 آذر 82 بدون اينكه حتي يك نفر از روساي هياتها را تغيير داده باشم، به رغم پيشنهادات مختلفي درخصوص تغيير روساي هياتها براي گرفتن راي اعتماد من اين مساله را نپذيرفتم؛ چرا كه دور از اخلاق بود. در طول چهار ماه سرپرستي كتابي به نام "تيرانداز" تاليف كرديم و قبل از انتخابات با تيراژ بالا در اختيار همگان قرار دادم.
در سال 84 به علت احساس نياز به يك سالن 80 خط تيراندازي در مجموعه آزادي اين سالن طراحي و به تصويب رسيد و شروع به احداث آن شد. توليد فشنگ تيراندازي به اهداف پروازي پيگيري شد و پس از 9 ماه آزمايش 200 هزار تير فشنگ آن توليد شد. فدراسيون در مجموعه اداري بازسازي شده و مطلوب مجموعه آزادي اسكان داده شد و كميتهها به وسايل و تجهيزات روز هم در سيستم اداري و هم كاري به رغم همه تنگناهاي مالي، مجهز شدند.
در مجموعه آزادي محلي براي احداث ميادين تيراندازي اهداف پروازي شناسايي، تاييد و به تصويب رسيد. برنامه پنج ساله چشمانداز آينده تيراندازي تهيه و به تصويب رييس سازمان رسيد. براي نخستين بار ليگ تيراندازي استارت زده شد. در نخستين مسابقات المپيك ايرانيان شركت كرديم، به طوري كه كتبا فدراسيون مورد تقدير قرار گرفت. با حضور در ميادين جهاني فدراسيون وجهه مطلوبي پيدا كرد. به گونهاي كه حتي مورد تقدير فدراسيون جهاني قرار گرفت.
در سال 85 "وحدان" نايب رييس فدراسيون جهاني و شيخ سلمان رييس كنفدراسيون تيراندازي آسيا به ايران آمدند و از روند پيشرفت تيراندازي در ايران اظهار خوشحالي كردند. پس از آن هم "وحدان" در نامهاي به فدراسيون ايران ضمن ابراز خرسندي از توسعه تيراندازي در ايران اظهار اميدواري كرد كه اين روند تداوم يابد.
در مسابقات غرب آسيا در سال 85 با شركت هفت تيرانداز اهداف ثابت شامل چهار تيرانداز زن و سه مرد، 10 مدال شامل چهار طلا، چهار نقره و دو برنز براي ايران كسب شد.
در بازيهاي آسيايي يك نفر تيرانداز اهداف پروازي براي نخستين بار چهارم آسيا شد. با برقراري روابط بينالمللي حسنه تعداد زيادي مربي و داور بينالمللي تربيت شدند و گواهينامه بينالمللي دريافت كردند. براي نخستين بار، احمدرضا هاموني حقيقت گواهينامه A مربيگري اهداف پروازي را به عنوان نخستين مربي در آسيا دريافت كرد.
به رغم گوشهاي از فعاليتها كه ذكر شد، در سال 84 در آغاز مسووليت رييس سازمان جديد، وي مورد هجمه قدرت براي بركناري من و جايگزيني فرد ديگري قرار گرفت. اما، چون دليل مستدلي براي اين بركناري وجود نداشت، اين كار به شكل بركناري انجام نشد. اما، عرصه را با عدم پشتيباني، عدم واگذاري اعتبار، حتي اعتبارات جاري و توقف ادامه ساخت و سازها تنگ كردند. به نحوي كه در شش ماهه اول سال 86 حتي يك ريال اعتبار از طريق سازمان تربيت بدني و كميته ملي المپيك به فدراسيون داده نشد.
اين در حالي بود كه در آذر ماه 86 ميبايستي در مسابقات قهرماني آسيا در كويت حضور مييافتيم. مضاف بر اينكه برنامه تداركاتي فدراسيون در قطر را به دلايل واهي لغو كردند و به صورت واضح اما خارج از روشهاي اصولي و اسلامي براي رسيدن به مقصود خود تلاش كردند. اين بود كه با نگرش به اين كه 18 آذر 86 چهار سال مسووليت من تمام ميشد، 17 آذر ماه كه در كويت حضور داشتم، تيم ملي را در ميان مسابقات ترك كردم و به ايران بازگشتم و به صورت كتبي در نامه به سازمان نوشتم كه با توجه به اتمام دوره رياست چهار سالهام، ميتوانيد نيت خود را عملي كنيد و در نهايت در روز 27 آذر ماه 86 يعني دو سال قبل برادرم آقاي هاشمي سرپرست فدراسيون تيراندازي شد و ماموريت پيدا كرد كه برابر اساسنامه حداكثر تا شش ماه انتخابات را برگزار كند.
پس از پنج ماه ثبت نام براي انتخابات جديد آغاز شد. اما، چرا ثبت نام مجدد كردند؟ با خلاصه برنامههاي ناتمامي كه ذكر كردم احساس كردم اين برنامهها بايد تحقق پيدا كند تا فدراسيون جايگاه واقعي خود را پيدا كند. براي به سر مقصود رساندن اين برنامهها بايد تيمي عاشق كار، مستعد و متخصص، صاحب نظر با كمترين توقع و كساني كه قائم به شخص و يا جناح خاصي نباشند، مصالح اين رشته ورزشي را به مصالح فردي خود ترجيح دهند و داراي انضباط اداري،اخلاقي، قانوني و مالي باشند، به كار گرفته شوند تا برنامههاي نيمه كاره به سلايق ديگري كه باعث تاخير در كار خواهد شد، سپرده نشود.
لذا به اميد اينكه پس از شش ماه يعني حداكثر تا 27 خرداد ماه 87 طبق اساسنامه فدراسيونها انتخابات انجام خواهد شد، من ثبت نام كردم. اما، متاسفانه پس از شش ماه انتخابات انجام نشد. مطمئنا دليل عدم برگزاري انتخابات اين بود كه سازمان تصور ميكرد شخص موردنظر خودشان انتخاب نميشود. پس از آن ادامه كار غير قانوني و در پردهاي از ابهام به شكل سرپرستي تداوم داشت. شش ماه بعد قرار بود در 12 آذر ماه 87 انتخابات مجددا برگزار شود كه در آن زمان هم به بهانه مساله دو شغلهها اين انتخابات انجام نشد تا با دو سال تاخير در 17 آذر 88 برگزار شود.
وقتي آقايان سعيدلو و سجادي عهدهدار مسووليتهاي اصلي سازمان شدند، با توجه به سابقه ورزشيشان خوشبينانهتر قضايا را پيگير بودم، به طوري كه احساس كردم، سجادي به عنوان شخصي ورزشي، با تجربه و كارايي است، اين بغرنج را حل خواهد كرد.
وقتي شنيدم سجادي در مجمع اسكي سوگند خورده كه اگر انتخاباتي تشريفاتي باشد، آن را متوقف خواهد كرد، اطمينانم بيشتر شده بود كه او نميگذارد اين روند غير قانوني ادامه پيدا كند و مسلما انتخابات 17 آذر ماه 88 را به شكل و روش معمول انجام نخواهد داد. 24 ساعت قبل از انتخابات وقتي هيچگونه خبري درخصوص روند قانوني برگزاري انتخابات بدست نيامد، با ساير كانديداها نامه اعتراض آميزي را براي سجادي نوشتيم. در نهايت وقتي سجادي هم به هر دليلي اقدامي انجام نداد، در نامه دوم اعلام كرديم كه به نشانه اعتراض در انتخابات حاضر نخواهيم شد.
و اما دلايل عدم حضورم در مجمع انتخابات
1- مجمع انتخابات فدراسيون تيراندازي از واضحترين انتخابات تشريفاتي بود. همه اين مساله را ميدانند.
2- اگر در انتخابات حضور پيدا ميكردم، بايد در جمع اعضاي مجمع و خبرنگاران ناگفتههايي از فدراسيون گذشته كه حاكي از عدم پشتيباني از طيف غير رفيق و غير مرتبط است، را بيان ميكردم و ميگفتم كه چرا از مديري كه همه زيربناهاي تيراندازي را طراحي و كار احداث آن را آغاز كرده حمايت نشد؟
به هر حال بايد در مجمع سفره دل را باز ميكردم و از اين گونه رخدادهاي غير عادلانه ميگفتم كه اگرچه در بيان مطالب سعي ميكردم از حيطه ادب خارج نشوم؛ اما، مسلما واقعيت به شان خيلي از افراد خوشايند نبود و لطمه حيثيتي به آنها وارد ميكرد.
3- تصور ميكردم با انتصاب سعيدلو و سجادي ممكن است به نارساييهاي گذشته به صورت ريشهاي توجه شود. براساس مصاحبههايي كه كرده بودند، فكر ميكردم اجازه ندهند برگزاري انتخاباتهاي تشريفاتي ادامه پيدا كند. اما، به نظر ميرسد كه به رغم آگاهي از اين كار سمبه قدرت پرزورتر بود.
در نهايت به دليل موارد فوق احساس كردم حال كه اصرار هست تا روند همچنان با به كارگيري قشر خاصي بدون عدم حمايت موارد اصولي و قانوني تداوم يابد، شان خود را هم زير سوال نبرم. بنابراين، در مجمع شركت نكردم.



