در توصيف دافعه فوتبال ايران
فوتبال ما در شرايط کنوني به آرامشي براي گفتوگو نياز دارد. همه چيز تب آلود است و به مرز انفجار رسيده. در حالي که ميزان پول هزينه شده در فوتبال کنوني در تاريخ ورزش ايران بيسابقه بهشمار ميرود، با اين وصف نتايج کسب شده بسيار بد و نوميدکننده است و تناسبي با هزينههاي انجام شده ندارد.
به نوشته تهران امروز؛ اهالي فوتبال بايد قدر اين ميزان سرمايهگذاري و پول را بدانند. اما آيا ميدانند؟ آيا خود ما ميدانيم؟ آيا اين ريخت و پاشها به زيان فوتبال عمل نکرده؟ حالا فقط اهل خرج کردن شدهايم، آن هم خرجهاي بزرگ. همه از فوتبالي که بارسلونا در فصل پيش ارائه داد ستايش ميکنيم، ولي نميگوييم، ويکتور والدس، ليونل مسي، پويول، اينيستا و ژاوي محصول خود باشگاه هستند نه خريد و ريخت و پاش. فقط ميگوييم پول بدهيد تا بخريم.
چرا بازيکناني که در مسابقات باشگاهي جانانه بازي ميکنند و احتمالا 10 کيلومتر ميدوند در مسابقه با اردن توان دويدن نداشتند و مثلا تا سقف پنج، شش کيلومتر دويدند؟
آيا مساله دوپينگ در مسابقات داخلي جدي نيست؟ آيا به تيم ملي ضربه نميزند؟ چرا هشدارهاي دلسوزانه مجيد جلالي را جدي نگرفتيم و عليه او جبهه گيري کرديم؟ فوتبال غرب آسيا برابر شرق آسيا در مسابقات مقدماتي جامجهاني ناکام ماند، چرا که اهميتي به چنين مسائلي نميدهد. تصور ميکنم کشورهاي عربي هم مثل ما اين مساله را زير ذره بين نميبرند.
ما اهالي رسانه در سوءتعابير شکل گرفته در ذهن مخاطبان نقش اساسي داريم. ما هستيم که با يک پيروزي ميگوييم غرور ملي اوج گرفت و با يک شکست همان غرور را از کف رفته ميدانيم. تساوي با استراليا و صعود به جامجهاني 1998 يادتان هست؟
يادتان هست گفتيم غرور و عظمت ملي ما بازگشته؟ يعني اگر مارک بوسنيچ کمي هوشيارانه تر برابر خداداد عزيزي ظاهر ميشد همه آن غرور و عظمت بر باد ميرفت؟ اين چه غروري است که با يک توپ و يک ضربه، بهدست ميآيد و از کف ميرود؟
دافعه فوتبال ما بهشدت نگرانکننده است. چرا از ايويچ بهرهاي نبرديم؟ چرا از بلازويچ که کرواسي را در رتبه سوم جهان قرار داد بهرهاي نبرديم؟ چرا مصطفي دنيزلي که همين هفته پيش منچستر يونايتد را در اولد ترافورد شکست داد بهرغم علاقهاي که به کشورمان داشت رفت و نماند؟ مگر برانکو ما را با آرامش به جامجهاني نبرد؟ ولي با او چه کرديم و چرا بارش را بست و رفت؟ بله دافعه اين فوتبال بسيار نگران کننده است.



