صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
مرثیه‌ای بر مرگ زمین‌های خاکی و فوتبال محلات

زمین هرچه مرغوب‌تر، فوتبال مخروبه‌تر

یک استعداد فوتبالی بسیار معمولی کافی است تا شما به عنوان یک جوان مورد حمایت خانواده‌ای متوسط یا مرفه به فکر سرمایه‌گذاری در فوتبال حرفه‌ای به عنوان شغل آتی‌تان بیفتید. این یک بخت‌آزمایی بزرگ به مرکزیت پایتخت است، با این تفاوت که اینجا بلیت بخت را نه به خوش‌شانس‌ترین فرد (بخوانید با استعدادترین بازیکن) بلکه به بالاترین پیشنهاد پیش‌فروش می‌کنند و طبیعی است که افزایش تقاضا به گران‌تر شدن عرضه منجر می‌شود، بویژه که این چرخه هیچ پارامتری مربوط به استعداد فوتبال ندارد.
کد خبر: ۷۲۳۵۵
| |
2654 بازدید

آیا «توسعه» آنگونه که کارگزاران دهه‌های 70 و 80 مدعی‌اش بودند، حرکتی مقدس و بی‌عیب و نقص بود؟

به نوشته وطن امروز؛ تا آنجا که به ورزش مربوط می‌شود پاسخ یک «نه» بزرگ است. 16 سال توسعه شهری و اقتصادی پایتخت که نیمی از آن را «کرباسچی» در نقش گروهبان سازندگی به تغییر چهره تهران مشغول بود، اگرچه حفره‌های وسیع و پراکنده‌ای در پایتخت به نام زمین‌های بایر را به عرصه تکتازی ساخت و سازچی‌ها بدل ساخت، اما نگاه صرفا اقتصادی به زمین موجب نادیده گرفته شدن نقش اجتماعی بسیاری از همین زمین‌ها شد.

آن حفره‌های بایر پر شدند تا حفره‌هایی عمیق‌تر در ساختار اجتماعی محلات تهران پدید آیند، چرا که ساخته شدن زمین‌های خاکی به معنای مرگ فوتبال محلات بود، یعنی بخشی انکارناپذیر از هویت جوانان بویژه در جنوب و حومه شهر.

فوتبال محلات تا دهه 60 هم بزرگ‌ترین عرصه رشد و نمو ناب‌ترین استعدادهای فوتبال شناخته می‌شد و هم هویت‌بخش شیوه زندگی و ارزش‌های خاص اجتماعی به اصطلاح بچه‌های جنوب‌شهری بود. از نسل اکرامی تا نسل پروین و از نسل انقلاب و جبهه تا نسل دومی‌ها، شاخص‌ترین چهره‌ها چه سیاستمدار و دولتمرد، چه شهید و قهرمان جنگ، چه مهندس و دکتر و وکیل و استاد دانشگاه و چه هنرمند و نویسنده و ورزشکار و حتی بعضی روحانیون در همین زمین‌های خاکی راه و رسم بازی مردانه و مبارزه جوانمردانه را تمرین کردند؛ حاج‌سیداحمد خمینی، محمد دادکان، داریوش ارجمند، امیر حاج رضایی، محمود احمدی‌نژاد، برادران شهید باکری و مجید جلالی همگی اهالی موقت یا دائم زمین‌های خاکی بودند.علاوه بر این فوتبال محلات روح فوتبال بومی در تهران و شهرستان‌های صاحب فوتبال بود که از همین زمین‌های خاکی فوتبال ملی را سیراب می‌کرد.

رولینو اسطوره برزیلی و همبازی پله، هزاران کیلومتر دورتر در ریودوژانیرو درست همین دغدغه‌ها را دارد. او پیش از جام جهانی 2002 در گفت‌وگو با سایت «Football-culture» (فرهنگ فوتبال) از مرگ فوتبال خیابانی در برزیل گفته بود: «در ریو دیگر بچه‌ها مجال بازی کردن در زمین‌هایی را که به سرعت تحت ساخت و ساز قرار می‌گیرند، ساحل‌هایی که کاربرد توریستی پیدا می‌کنند یا کوچه و خیابان‌های ممنوعه را نمی‌یابند و با اینکه آکادمی‌های زیادی برای تربیت استعدادهای جوان به راه افتاده‌اند و من خودم یکی از بهترین آنها را اداره می‌کنم، اما احساس می‌کنم بازیکنانی که از این آکادمی‌ها بیرون می‌آیند، کیفیت لازم را ندارند».

البته ساختارهای مدرن و زنجیره‌وار باشگاهی و استعدادیابی در همکاری تنگاتنگی با آکادمی‌هایی که بچه‌ها را از کودکی زیر چتر حمایت خود می‌گیرند و باشگاه‌های متمول در سراسر جهان از مرگ فوتبال برزیل جلوگیری می‌کنند، اما بحران زمین در کنار فقدان استعدادیابی هدفمند و واقعی در فوتبال پایتخت ایران بیداد می‌کند. می‌پرسید چرا اینقدر سنگ فوتبال تهران را به سینه می‌زنیم؟

بی‌هیچ توضیح اضافی جواب خود را از رضا پرگر یکی از کهنه‌کارترین پایه‌سازان فوتبال خوزستان و سرمربی اسبق استقلال (تاج) اهواز بگیرید: «در دهه‌های 30 و 40 خوزستان هنوز مرکز فوتبال ایران بود. فوتبال را انگلیسی‌های شرکت نفت اول از همه به مسجد سلیمان آورده بودند و چون آب و هوا و نژاد مردم آنجا که اغلب از طوایف لر بودند و بدن‌های بسیار مناسبی برای فوتبال داشتند مساعد رشد فوتبال بود، خوزستان به قطب فوتبال ایران تبدیل شد و این به آبادان، خرمشهر و اهواز هم سرایت کرد.

اما از دهه 50 باید اعتراف کنم که استعدادهای بیشتر و بیشتری از شمال ایران، آذربایجان، گیلان، تهران و اخیراً مازندران ظهور کرده‌اند، چون آب و هوا، اقلیم، نژاد و کیفیت زندگی در این نقاط بهتر است. اما هیچ نقطه‌ای به اندازه خود تهران بازیکن‌ساز نبوده است و اگر بخواهیم فوتبال بهتری داشته باشیم باید به فوتبال پایه تهران اهمیت بیشتری بدهیم. الان می‌بینیم تیم‌های بزرگی مثل سپاهان، ذوب‌آهن اصفهان، تراکتورسازی تبریز، ابومسلم مشهد، فجرسپاسی شیراز و حتی فولاد و استقلال اهواز پر از بازیکنان تهرانی شده‌اند و این به خاطر مساعد بودن فضای تهران (و توابعی مثل کرج و شهرری) برای رشد و نمو در فوتبال حرفه‌ای است».

اگر بخواهیم به ریشه‌یابی حرف‌های استاد بپردازیم باید به این نکته اشاره کنیم که تهران کماکان قدرتمندترین لیگ‌های استانی را در سطح بزرگسالان، امید و جوانان دارد که اینها یادگار یکی از بزرگ‌ترین و پراهمیت‌ترین لیگ‌های استانی نه در آسیا که در سراسر جهان هستند. لیگ یک، قدس، سوپرلیگ تهران یا هرچه که نامش بود چنان اعتباری در دهه‌های 50 و 60 شمسی به هم زده بود که برای سال‌ها جور نبود یک لیگ سراسری در کشور را می‌کشید.

اگر سطح رفاه و امکانات خصوصی پایتخت را هم با دیگر شهرهای بزرگ مقایسه کنیم درک این نکته مشکل نخواهد بود که چرا نوجوانان تهرانی بضاعت و حمایت لازم برای ادامه فوتبال تا سطح حرفه‌ای را دارند و باشگاه‌های متعددی در سطوح مختلف هم این بستر را فراهم می‌کنند، اما ابهامی که هنوز پابرجاست میزان کیفیت استعدادهایی است که وارد این چرخه می‌شوند و طبیعتاً در خروجی لیگ برتر و لیگ‌های یک و 2 و 3 آزادگان ما صرفا شاهد حضور کمی تهرانی‌ها هستیم، آن هم در غیاب کمی و کیفی دیگر نقاط. تهرانی‌هایی که به خاطر زندگی در مرکز ارتباطات و لابی‌های دلالی یا رسانه‌ای بهتر برای ورود به تیم‌‌های حرفه‌ای یا تیم‌های پایه باشگاه‌های بزرگ دارند و حمایت مالی وسیع خانواده‌هایشان نیز تضمینی است برای چراغ سبز مربی -دلال‌ها یا مدیر – دلال‌هایی که تقریباً تمام فضای فوتبال باشگاهی را گرفته‌اند.

وقتی امیر قلعه‌نویی در برنامه زنده تلویزیونی رسماً اعلام می‌کند از حق بدیهی خود نسبت به 10 درصد از رقم انتقال فلان بازیکنش گذشته، دیگر نمی‌توان او را فاسد نامید چون او هیچ اطلاعی از قوانین فیفا ندارد و فقط طبق عرف رفتار کرده و تازه طبق همین عرف بعضی همکاران یا مدیران بالادستی او تا 50 درصد رقم قرارداد بیشتر بازیکنان تیمشان را از جیب دولت به جیب مبارک خود می‌گذارند. این باجی است که یک بازیکن حرفه‌ای شناخته شده می‌دهد و حالا حساب کنید مربیان طیف «ف.ک» که خود را بازیکن‌ساز می‌نامند چه رقمی برای ورود یک جوان نورسیده به فوتبال حرفه‌ای طلب خواهند کرد؟

آنها در توجیه پورسانت‌های چندصدمیلیون تومانی که بابت بستن هر تیمی می‌گیرند به رضایت جوانانی که از این طریق پایشان به سفره نان و آب‌دار فوتبال باز می‌شود اشاره می‌کنند و اینکه ارزش افزوده فوتبالیست شدن، حتی یک فوتبالیست درجه 3 شدن، برای جوان تازه وارد از این حرف‌ها بیشتر است.

آنها همچنین به رفتار مشابه همتایانشان در بالاترین سطح فوتبال جهان اشاره می‌کنند که چگونه سرالکس فرگوسن، آرسن ونگر، ژوزه مورینیو و... از طریق مدیر برنامه‌ها‌یشان درصدی از انتقال بازیکنانشان را به جیب می‌گذارند (لوکزامبورگو سرمربی اسبق رئال مادرید که هم‌اکنون سکان سانتوس برزیل را در دست دارد خود کارگزار رسمی فیفا هم هست!) وقتی وزارت اطلاعات در اقدامی بی‌سابقه دلالان اصلی فوتبال و روزنامه‌نگاران مرتبط با آنها را تحت بازداشت و بازجویی قرار داد به همان تصمیمی رسید که تابستان امسال سازمان لیگ اجرایی‌اش کرد: «بعضی از مربیان خیلی بیشتر از عرف پورسانت می‌گیرند پس بهتر است فعلاً از لیگ برتر طرد شوند، چون با رفتن آنها دلال‌ها هم کانال‌هایشان را از دست می‌دهند». اما آیا با این کار قیمت ورود یک جوان به لیگ برتر یا لیگ آزادگان پایین آمد؟ هرگز!

یک استعداد فوتبالی بسیار معمولی کافی است تا شما به عنوان یک جوان مورد حمایت خانواده‌ای متوسط یا مرفه به فکر سرمایه‌گذاری در فوتبال حرفه‌ای به عنوان شغل آتی‌تان بیفتید. این یک بخت‌آزمایی بزرگ به مرکزیت پایتخت است، با این تفاوت که اینجا بلیت بخت را نه به خوش‌شانس‌ترین فرد (بخوانید با استعدادترین بازیکن) بلکه به بالاترین پیشنهاد پیش‌فروش می‌کنند و طبیعی است که افزایش تقاضا به گران‌تر شدن عرضه منجر می‌شود، بویژه که این چرخه هیچ پارامتری مربوط به استعداد فوتبال ندارد.

ارزش فوتبال همانطور از این معادلات حذف به قرینه انتفاعی شده است که زمین‌های خاکی از بستر شهر، اما کافی است این چرخه معیوب که به فوتبال نازل امروزی‌مان منجر شده توسط مردی بزرگ مثل «علی دوستی‌مهر» به رسمیت شناخته نشود تا شاهد شکوفایی استعدادهایی واقعی از کشورمان در عرصه جهانی باشیم. «علی دوستی‌مهر» یکی از آخرین مربیان ایران است که هنوز به اصول زمین‌های خاکی پایبند مانده است. معلوم نیست به نام او، مجید جلالی و مایلی‌کهن نام چند مربی وفادار به اصول قدیمی را می‌توان افزود و البته دیگران هم گناهی مرتکب نشده‌اند چون فقط از عرف تبعیت کرده‌اند!

یکی از همین دیگران تابع عرف که جوان هم هست مدعی بود که بازیکنان ایرانی تفاوت چندانی با هم ندارند و با انگیزه‌بخشی می‌توان بازیکنان لیگ 2 را به تیم ملی هم فرستاد و حق به شکلی دردناک با او بود.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟