گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح امروز
کد خبر: ۷۱۱۷۲
| | 3551 بازدید
جام جم
«تلكس 1540» عنوان يادداشت روز روزنامه جام جم به قلم مهدي فضايلي است كه در آن ميخوانيد:
ار ساعت 10/11 گروهي از تظاهركنندگان به محوطه سفارت وارد شده و سپس به طبقه همكف ساختمان رفتند. تمامي كارمندان نمايندگي در طبقات فوقاني ساختمان حضور دارند. در طبقه همكف، سربازان نيروي دريايي با استفاده از گاز اشكآور در حال متفرق كردن تظاهركنندگان هستند.
اين متن تلكس شماره 1540 و آخرين تلكسي است كه با عنوان خبر كوتاه و فوري از سوي بهاصطلاح سفارت آمريكا در ايران، صبح روز 13 آبان 1358 به وزارت امورخارجه اين كشور مخابره شد و پس از آن پرونده قطور ديپلماتيك سفارت ايالات متحده آمريكا در تهران بسته شد.
كيهان
«... و اما تظاهرات فردا» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم حسين شريعتمداري است كه در آن ميخوانيد:
1- آقايان موسوي و خاتمي ميدانند وقتي در مقابل شعاري كه هواداران اندك و كم شمار آنان در روز قدس به حمايت از اسرائيل سر دادهاند، ساكت ميمانند و كمترين سخني در ملامت آنان و يا عليه اسرائيل بر زبان نميآورند و بر قلم نميرانند، به طورطبيعي، احتمال نرم شدن آنها در مقابل رژيم صهيونيستي ـ و نه الزاماً وابستگي آنها ـ قوت ميگيرد...نميگيرد؟! مخصوصاً آن كه شناسنامه روز قدس به نام مبارزه با اسرائيل صادر شده است.
آفتاب يزد
«حل بحران؛ اينگونه؟!» عنوان سرمقاله روزنامه آفتاب يزد است كه در آن ميخوانيد:
پس از انتخابات رياست جمهوري، بحران ناشي از ادعاهاي بحرانساز يكي از كانديداهاي رياست جمهوري عليه مجموعه فعالان سياسي كشور ـ جز خود و طرفدارانش ـ وارد فاز جديدي شد. حاميان همين كانديدا، تلاش كردند شرايط را كاملا عادي جلوه دهند و خود او نيز با تحقير مخالفان و منتقدان، موجب شعلهورتر شدن بحران شد به طوري كه تعدادي از نمايندگان اصولگراي مجلس، اظهارات و اقدامات اين مقام سرشناس را به بنزيني تشبيه كردند كه بر روي آتش ريخته ميشود. در اين ميان، افرادي تلاش كردند براي كاهش تنشها، راهكارهايي بينديشند اما در شناسايي راهكارها و اجرايي كردن آنها نيز بيتدبيريها، موج ميزد. مقام وابسته به نهاد ناظر انتخابات، قبل از رسيدگي به شكايات كانديداها، به صورت قطعي از «بي اثر بودن تخلفات بر نتايج انتخابات» سخن گفت و بعضي از اعضاي هيأت حكميت نيز قبل از آغاز حكميت، كانديداهاي معترض را مورد حمله قرار دادند؛ اگرچه هر سه كانديداي معترض، نسبت به بيطرفي اكثريت اعضاي هيئت بازشماري آراء و حكميت، ابراز ترديد ميكردند.
رسالت
«چرايي توقف در ايستگاه تصميم گيري» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم صالح اسکندري است كه در آن ميخوانيد:
اين روزها همراه با توقف قوه قضائيه در ايستگاه تصميم گيري درباره محاکمه برخي عوامل و مسببان اصلي حوادث پس از انتخابات که مانند توقفهاي اخير قطارهاي مترو در ايستگاهها بسيار طولاني و براي بعضي آزاردهنده شده است برخي اين سوال به ذهنشان متبادر مي شود که چرا رهبر معظم انقلاب با تامل ويژه اي هنوز عوامل اصلي فتنه اخير را بازيچه دست دشمنان قلمداد نمي کنند و اجازه بازداشت و محاکمه آنها را نمي دهند.
اعتماد
«به بهانه لغو مجوز روزنامه سرمايه؛ راههاي بهتري هست» عنوان يادداشت روز روزنامه اعتماد به قلم بهروز بهزادي است كه در آن ميخوانيد:
وقتي خبر انتصاب معاون جديد مطبوعاتي وزارت ارشاد را شنيدم، تصميم گرفتم بنا بر سنت خودم يادداشتي درباره انتظاري که روزنامهنگاران از وي دارند بنويسم. همين طور که مطالب چنين يادداشتي را در ذهنم طبقه بندي ميکردم، خبر لغو مجوز روزنامه سرمايه رسيد و اين پرسش که چرا يک روز بعد از انتصاب معاونت مطبوعاتي يکي از روزنامههاي کشور از چرخه توليد و توزيع بازماند، تبديل به سوژهاي شد که ميخوانيد.
بدون هيچ تعارفي بايد بگويم انتظار نداشتم خبر ناراحت کننده لغو مجوز يک روزنامه را در نخستين روز کاري جناب آقاي رامين بشنوم و اي کاش اين خبر يک روز قبل از انتصاب ايشان منتشر ميشد.
ابتكار
«رنگ سبز؛ لجني يا علوي؟» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار است كه در آن ميخوانيد:
رنگ سبز در دنياي نمادها حامل زيباترين و زنده ترين معاني انساني بوده است. بسياري از گروهها و افرادي که با مقاصد صلح جويانه و انساني پديد آمدهاند در عناوين انتخابي براي تشکل خود از کلمه «سبز» و يا اين رنگ در نشانههاي طراحي شده براي معرفي خود استفاده کرده اند. در کشور ما رنگ سبز از پيشينهاي فرهنگي و مذهبي نيز برخوردار است و به ويژه که معرف نزديکي با خاندان پيامبر (ص) نيز بوده است. سادات مستقر در ايران که به جهت وابستگي به خاندان پيامبر و امام علي(ع) هميشه حامل اين نماد بودهاند. هنوز هم در مناطقي از کشور سادات سالخورده شال سبزي بر کمر مي بندند و دستاري به اين رنگ بر سر دارند.
جمهوري اسلامي
«توهم دوستي با شيطان!» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد؛فردا سالروز تسخير لانه جاسوسي آمريكا در تهران و روز ملي مبارزه با استكبار جهاني به سركردگي آمريكاست؛ آمريكايي كه امام خميني آن را «ام الفساد قرن» و «شيطان بزرگ» لقب داد و در تمام سخنرانيهاي خود خبث ذاتي و فساد دروني سردمداران كاخ سفيد و سلطه گري آن را يادآور شد.
بر اين اساس و با توجه به همين مبنا امام خميني همواره تاكيد داشت كه همه قلمها و زبانها بايد آمريكا و دشمن اصلي ملت ايران را نشانه بگيرند. اين پير روشن ضمير به ملت گوشزد مي كرد « شيطان شيطان است ; مبادا كه از مكر او غافل شويد.»
حيات نو
«تأملى در باب انتقاد» عنوان يادداشت روز روزنامه حيات نو به قلم حميد قزويني است كه در آن ميخوانيد:
موضوع انتقاد، چگونگى و حدود آن همواره يکى از موضوعات مطرح سياسى و رسانهاى سالهاى اخير و بويژه پس از دوم خرداد 76 بوده است. اينکه انتقاد چگونه باشد و تفاوت آن با تخريب چيست؟ منصفانه و غيرمنصفانه بودن آن چگونه تشخيص داده مىشود؟ رسانهها به انعکاس چه ميزان از انتقادات بپردازند تا موجبات يا سوءاستفاده را فراهم نکنند و نهايتا از چه افراد و دستگاههايى مىتوان انتقاد کرد؟ سوالهايى اساسى در اين زمينهاند. چهارشنبه هفته گذشته در ديدار تعدادى از نخبگان جوان با مقام معظم رهبرى صحنهاى رخ داد که در مباحث مرتبط با موضوع انتقاد مىتواند مورد توجه قرار گرفته و راهگشا باشد.در اين ديدار يکى از نخبگان جوان بدون وقت قبلى و در روندى متفاوت با سخنان آن دسته از نخبگانى که از قبل تعيين شده بودند از مقام معظم رهبرى فرصتى براى سخن گفتن مىخواهد، رهبرى نيز با اين درخواست موافقت مىکنند و نخبه جوان با قرار گرفتن در پشت تريبون سخنانش را در چند محور که عمدهترين آنها به قرار زير است بيانمىکند...
دنياي اقتصاد
«به بهانه اقتصاد، براي سياست» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم علي دادپي است كه در آن ميخوانيد:
هفته گذشته دولت آمريكا اعلام كرد كه سال آينده براي كليه سالمندان و افرادي كه چك تامين اجتماعي دريافت ميكنند،چكي به مبلغ 250 دلار خواهد فرستاد. براي پوشش 57ميليون فرد مشمول اين طرح، اين يعني 13ميليارد دلار.
توجيه رسمي اين طرح، كمك به اين افراد براي پوشش افزايش هزينههاي زندگي و جبران كاهش ارزش پساندازهاي اين افراد براي هزينههاي پزشكي است. دولت فدرال، سالانه مبلغ چكهاي تامين اجتماعي را مطابق تورم افزايش ميدهد. آخرين بار در سال گذشته اين مبلغ 9/5درصد افزايش يافت. يك چك 250دلاري به معناي افزايش دو درصدي است. با اين حال در نتيجه ركود اقتصادي، بسياري از قيمتها كاهش پيدا كرده و هزينههاي زندگي مطابق آخرين گزارش 3درصد كاهش يافته و در نتيجه براي اولينبار در سي و پنج سال گذشته، مبلغ رسمي چكهاي تامين اجتماعي افزايش پيدا نخواهد كرد.
مردم سالاري
«چه کسي يارانه مي دهد؟» عنوان يادداشت روز روزنامه مردم سالاري به قلم مهدي قوامي پور است كه در آن ميخوانيد:
اين روزها دوباره بحث هدفمند کردن يارانهها نقل محافل شده است. همه کس و همه جا حرف از هدفمند کردن يارانهها و تاثيراتش بر زندگي مردم است. مدافعانش مدام مي گويند 70 درصد يارانهها را 30 درصد جامعه استفاده مي کند و 30 درصدش را 70 درصد جامعه و اين خشم مردم تهي دست و فرودست را بر مي انگيزد. مي گويند حجم وسيعي از درآمدهاي ملي به جاي آن که صرف سازندگي کشور شود صرف پرداخت يارانه مي شود و اين موجب نگراني علاقه مندان به پيشرفت و توسعه کشور مي شود. مي گويند ملت ايران به سبب ارزاني انرژي اسراف کار شده است و به قول آقاي حدادعادل در آن برنامه تلويزيوني بالش نرم زير سر مردم گذاشته اند و ما يکه مي خوريم. بايد منصف بود! به راستي چرا بايد درآمدهاي ملي اين چنين باد هوا شود؟ چرا نبايد ما که از صد و اندي سال پيش، زماني که چين و کره و مالزي و اندونزي در خواب بودند تقريبا هم زمان با ژاپن به فکر توسعه و پيشرفت افتاديم حالا بايد واردکننده کالاهاي آن سامان باشيم و با حسرت به آنان نگاه کنيم ؟چرا بايد بخش وسيعي از درآمدهاي دولت در چاه ويل و بي انتهاي يارانه بي هدف ريخته شود؟ بايد منصف بود! بايد منصف باشيم! جراحي اقتصاد بيمار ايران ضروريست.
«تلكس 1540» عنوان يادداشت روز روزنامه جام جم به قلم مهدي فضايلي است كه در آن ميخوانيد:
ار ساعت 10/11 گروهي از تظاهركنندگان به محوطه سفارت وارد شده و سپس به طبقه همكف ساختمان رفتند. تمامي كارمندان نمايندگي در طبقات فوقاني ساختمان حضور دارند. در طبقه همكف، سربازان نيروي دريايي با استفاده از گاز اشكآور در حال متفرق كردن تظاهركنندگان هستند.
اين متن تلكس شماره 1540 و آخرين تلكسي است كه با عنوان خبر كوتاه و فوري از سوي بهاصطلاح سفارت آمريكا در ايران، صبح روز 13 آبان 1358 به وزارت امورخارجه اين كشور مخابره شد و پس از آن پرونده قطور ديپلماتيك سفارت ايالات متحده آمريكا در تهران بسته شد.
كيهان
«... و اما تظاهرات فردا» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم حسين شريعتمداري است كه در آن ميخوانيد:
1- آقايان موسوي و خاتمي ميدانند وقتي در مقابل شعاري كه هواداران اندك و كم شمار آنان در روز قدس به حمايت از اسرائيل سر دادهاند، ساكت ميمانند و كمترين سخني در ملامت آنان و يا عليه اسرائيل بر زبان نميآورند و بر قلم نميرانند، به طورطبيعي، احتمال نرم شدن آنها در مقابل رژيم صهيونيستي ـ و نه الزاماً وابستگي آنها ـ قوت ميگيرد...نميگيرد؟! مخصوصاً آن كه شناسنامه روز قدس به نام مبارزه با اسرائيل صادر شده است.
آفتاب يزد
«حل بحران؛ اينگونه؟!» عنوان سرمقاله روزنامه آفتاب يزد است كه در آن ميخوانيد:
پس از انتخابات رياست جمهوري، بحران ناشي از ادعاهاي بحرانساز يكي از كانديداهاي رياست جمهوري عليه مجموعه فعالان سياسي كشور ـ جز خود و طرفدارانش ـ وارد فاز جديدي شد. حاميان همين كانديدا، تلاش كردند شرايط را كاملا عادي جلوه دهند و خود او نيز با تحقير مخالفان و منتقدان، موجب شعلهورتر شدن بحران شد به طوري كه تعدادي از نمايندگان اصولگراي مجلس، اظهارات و اقدامات اين مقام سرشناس را به بنزيني تشبيه كردند كه بر روي آتش ريخته ميشود. در اين ميان، افرادي تلاش كردند براي كاهش تنشها، راهكارهايي بينديشند اما در شناسايي راهكارها و اجرايي كردن آنها نيز بيتدبيريها، موج ميزد. مقام وابسته به نهاد ناظر انتخابات، قبل از رسيدگي به شكايات كانديداها، به صورت قطعي از «بي اثر بودن تخلفات بر نتايج انتخابات» سخن گفت و بعضي از اعضاي هيأت حكميت نيز قبل از آغاز حكميت، كانديداهاي معترض را مورد حمله قرار دادند؛ اگرچه هر سه كانديداي معترض، نسبت به بيطرفي اكثريت اعضاي هيئت بازشماري آراء و حكميت، ابراز ترديد ميكردند.
رسالت
«چرايي توقف در ايستگاه تصميم گيري» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم صالح اسکندري است كه در آن ميخوانيد:
اين روزها همراه با توقف قوه قضائيه در ايستگاه تصميم گيري درباره محاکمه برخي عوامل و مسببان اصلي حوادث پس از انتخابات که مانند توقفهاي اخير قطارهاي مترو در ايستگاهها بسيار طولاني و براي بعضي آزاردهنده شده است برخي اين سوال به ذهنشان متبادر مي شود که چرا رهبر معظم انقلاب با تامل ويژه اي هنوز عوامل اصلي فتنه اخير را بازيچه دست دشمنان قلمداد نمي کنند و اجازه بازداشت و محاکمه آنها را نمي دهند.
اعتماد
«به بهانه لغو مجوز روزنامه سرمايه؛ راههاي بهتري هست» عنوان يادداشت روز روزنامه اعتماد به قلم بهروز بهزادي است كه در آن ميخوانيد:
وقتي خبر انتصاب معاون جديد مطبوعاتي وزارت ارشاد را شنيدم، تصميم گرفتم بنا بر سنت خودم يادداشتي درباره انتظاري که روزنامهنگاران از وي دارند بنويسم. همين طور که مطالب چنين يادداشتي را در ذهنم طبقه بندي ميکردم، خبر لغو مجوز روزنامه سرمايه رسيد و اين پرسش که چرا يک روز بعد از انتصاب معاونت مطبوعاتي يکي از روزنامههاي کشور از چرخه توليد و توزيع بازماند، تبديل به سوژهاي شد که ميخوانيد.
بدون هيچ تعارفي بايد بگويم انتظار نداشتم خبر ناراحت کننده لغو مجوز يک روزنامه را در نخستين روز کاري جناب آقاي رامين بشنوم و اي کاش اين خبر يک روز قبل از انتصاب ايشان منتشر ميشد.
ابتكار
«رنگ سبز؛ لجني يا علوي؟» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار است كه در آن ميخوانيد:
رنگ سبز در دنياي نمادها حامل زيباترين و زنده ترين معاني انساني بوده است. بسياري از گروهها و افرادي که با مقاصد صلح جويانه و انساني پديد آمدهاند در عناوين انتخابي براي تشکل خود از کلمه «سبز» و يا اين رنگ در نشانههاي طراحي شده براي معرفي خود استفاده کرده اند. در کشور ما رنگ سبز از پيشينهاي فرهنگي و مذهبي نيز برخوردار است و به ويژه که معرف نزديکي با خاندان پيامبر (ص) نيز بوده است. سادات مستقر در ايران که به جهت وابستگي به خاندان پيامبر و امام علي(ع) هميشه حامل اين نماد بودهاند. هنوز هم در مناطقي از کشور سادات سالخورده شال سبزي بر کمر مي بندند و دستاري به اين رنگ بر سر دارند.
جمهوري اسلامي
«توهم دوستي با شيطان!» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد؛فردا سالروز تسخير لانه جاسوسي آمريكا در تهران و روز ملي مبارزه با استكبار جهاني به سركردگي آمريكاست؛ آمريكايي كه امام خميني آن را «ام الفساد قرن» و «شيطان بزرگ» لقب داد و در تمام سخنرانيهاي خود خبث ذاتي و فساد دروني سردمداران كاخ سفيد و سلطه گري آن را يادآور شد.
بر اين اساس و با توجه به همين مبنا امام خميني همواره تاكيد داشت كه همه قلمها و زبانها بايد آمريكا و دشمن اصلي ملت ايران را نشانه بگيرند. اين پير روشن ضمير به ملت گوشزد مي كرد « شيطان شيطان است ; مبادا كه از مكر او غافل شويد.»
حيات نو
«تأملى در باب انتقاد» عنوان يادداشت روز روزنامه حيات نو به قلم حميد قزويني است كه در آن ميخوانيد:
موضوع انتقاد، چگونگى و حدود آن همواره يکى از موضوعات مطرح سياسى و رسانهاى سالهاى اخير و بويژه پس از دوم خرداد 76 بوده است. اينکه انتقاد چگونه باشد و تفاوت آن با تخريب چيست؟ منصفانه و غيرمنصفانه بودن آن چگونه تشخيص داده مىشود؟ رسانهها به انعکاس چه ميزان از انتقادات بپردازند تا موجبات يا سوءاستفاده را فراهم نکنند و نهايتا از چه افراد و دستگاههايى مىتوان انتقاد کرد؟ سوالهايى اساسى در اين زمينهاند. چهارشنبه هفته گذشته در ديدار تعدادى از نخبگان جوان با مقام معظم رهبرى صحنهاى رخ داد که در مباحث مرتبط با موضوع انتقاد مىتواند مورد توجه قرار گرفته و راهگشا باشد.در اين ديدار يکى از نخبگان جوان بدون وقت قبلى و در روندى متفاوت با سخنان آن دسته از نخبگانى که از قبل تعيين شده بودند از مقام معظم رهبرى فرصتى براى سخن گفتن مىخواهد، رهبرى نيز با اين درخواست موافقت مىکنند و نخبه جوان با قرار گرفتن در پشت تريبون سخنانش را در چند محور که عمدهترين آنها به قرار زير است بيانمىکند...
دنياي اقتصاد
«به بهانه اقتصاد، براي سياست» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم علي دادپي است كه در آن ميخوانيد:
هفته گذشته دولت آمريكا اعلام كرد كه سال آينده براي كليه سالمندان و افرادي كه چك تامين اجتماعي دريافت ميكنند،چكي به مبلغ 250 دلار خواهد فرستاد. براي پوشش 57ميليون فرد مشمول اين طرح، اين يعني 13ميليارد دلار.
توجيه رسمي اين طرح، كمك به اين افراد براي پوشش افزايش هزينههاي زندگي و جبران كاهش ارزش پساندازهاي اين افراد براي هزينههاي پزشكي است. دولت فدرال، سالانه مبلغ چكهاي تامين اجتماعي را مطابق تورم افزايش ميدهد. آخرين بار در سال گذشته اين مبلغ 9/5درصد افزايش يافت. يك چك 250دلاري به معناي افزايش دو درصدي است. با اين حال در نتيجه ركود اقتصادي، بسياري از قيمتها كاهش پيدا كرده و هزينههاي زندگي مطابق آخرين گزارش 3درصد كاهش يافته و در نتيجه براي اولينبار در سي و پنج سال گذشته، مبلغ رسمي چكهاي تامين اجتماعي افزايش پيدا نخواهد كرد.
مردم سالاري
«چه کسي يارانه مي دهد؟» عنوان يادداشت روز روزنامه مردم سالاري به قلم مهدي قوامي پور است كه در آن ميخوانيد:
اين روزها دوباره بحث هدفمند کردن يارانهها نقل محافل شده است. همه کس و همه جا حرف از هدفمند کردن يارانهها و تاثيراتش بر زندگي مردم است. مدافعانش مدام مي گويند 70 درصد يارانهها را 30 درصد جامعه استفاده مي کند و 30 درصدش را 70 درصد جامعه و اين خشم مردم تهي دست و فرودست را بر مي انگيزد. مي گويند حجم وسيعي از درآمدهاي ملي به جاي آن که صرف سازندگي کشور شود صرف پرداخت يارانه مي شود و اين موجب نگراني علاقه مندان به پيشرفت و توسعه کشور مي شود. مي گويند ملت ايران به سبب ارزاني انرژي اسراف کار شده است و به قول آقاي حدادعادل در آن برنامه تلويزيوني بالش نرم زير سر مردم گذاشته اند و ما يکه مي خوريم. بايد منصف بود! به راستي چرا بايد درآمدهاي ملي اين چنين باد هوا شود؟ چرا نبايد ما که از صد و اندي سال پيش، زماني که چين و کره و مالزي و اندونزي در خواب بودند تقريبا هم زمان با ژاپن به فکر توسعه و پيشرفت افتاديم حالا بايد واردکننده کالاهاي آن سامان باشيم و با حسرت به آنان نگاه کنيم ؟چرا بايد بخش وسيعي از درآمدهاي دولت در چاه ويل و بي انتهاي يارانه بي هدف ريخته شود؟ بايد منصف بود! بايد منصف باشيم! جراحي اقتصاد بيمار ايران ضروريست.
گزارش خطا
نظرسنجی
امضای یادداشت تفاهم ایران با آمریکا را در این مقطع...



