ليليان تورام، ركورددار بازي در تيم ملي فرانسه:
به جز آن 2 گل، حتي در تمرينات هم نتوانستم گلزني كنم
آن ديدار مثل يك رويا بود، حضور در بازي فينال در مقابل برزيل بسيار هيجانانگيز بود. قبل از مسابقه ترديد نداشتم كه پيروز هستيم. به ياد دارم كه در نيمه اول صفر 2 از حريف جلو بوديم و در رختكن، مشتي به مارسل دزايي زدم، ما به هم گفتيم كه فقط 45 دقيقه تا كسب جام قهرماني مانده است. لحظه پاياني آن ديدار ديوانهكننده و پيروزيمان باورنكردني بود. ما غرق شادي بوديم. هنوز نيز چنين احساسي دارم. گرفتن جام قهرماني واقعا باوركردني نبود.
کد خبر: ۷۰۸۵۱
| | 2648 بازدید
بازيكنان فوتبال نيز مانند شاغلان در هر حرفه ديگر جامعه، روزي به دوران بازنشستگي ميرسند، اما برخلاف ديگر مشاغل، رسيدن به اين مرحله خيلي زودتر رخ ميدهد. وداع با حضور موثر و مداوم در مستطيل سبز فوتبال براي بسياري از بازيكنان فوتبال سخت و دلگيركننده است. به نوشته جام جم؛ ليليان تورام، ستاره پرفروغ سالهاي نهچندان دور تيم ملي فوتبال فرانسه، زماني كفشهاي خود را آويزان كرد كه دوران درخشاني را در يونتوس و بارسلونا سپري كرده بود. او كه با 142 بازي ملي، ركورد بينظيري را در تيم ملي كشورش به جاي گذاشت، در بالاترين سطح فوتبال فرانسه بازي كرد و بيش از 15 فصل را در سريA ايتاليا و لاليگاي اسپانيا گذراند.
ليليان تورام تنها 2 گل در رقابتهاي جهاني به ثمر رساند، آنهم در ديدار نيمهنهايي مقابل كرواسي در جامجهاني 1998 كه باعث راهيابي فرانسه به مرحله پاياني آن رقابتها شد. او همراه ليزارازو، بلان و دسايي سپر دفاعي تيم ملي فرانسه را در آن رقابتها تشكيل ميدادند، به طوري كه فرانسه در 7 مسابقه تنها 2 گل دريافت كرد.
تورام به عنوان سومين بازيكن ارزشمند آن رقابتها، لقب گرفت و صاحب توپ برنز شد. او تنها يك بازيكن فوتبال نبود و بشدت به مسائل اجتماع نيز توجه داشت، به طوريكه سال 2005 مخالفت خود را به سياستهاي نژادپرستانه دولت فرانسه ابراز كرد و به خاطر تفكراتش بسيار مورد توجه نلسون ماندلا، مبارز خستگيناپذير آفريقاي جنوبي بود. اكنون حضور فرانسه در مرحله پليآف راهيابي به جامجهاني 2010 قطعي شده است، ليليان تورام از خاطرات خود در رقابتهاي جامجهاني 1998 ميگويد.
جامجهاني در دوران كودكيات چه مفهومي داشت؟
فوتبال بازي مورد علاقهام بود. بازيهاي ما فينال هم داشت. زماني كه تقريبا 10 ساله بودم، با دوستم بنيتو فوتبال بازي ميكردم. او اهل اسپانيا بود و نماينده تيم ملي كشورش و البته من هم تيم ملي برزيل بودم، چون برزيل هميشه برنده بود. اغلب اوقات، هر دو بازنده بوديم و اين شروعي بود براي ادامه بازي.
به جامجهاني 1998 فرانسه برويم. بسياري از مردم ميگفتند كه بازي افتتاحيه مقابل آفريقاي جنوبي نمادي از تولد گروهي بود. خودت چهنظري داري؟
قبل از آن ديدار، رقابتها آغاز شده بود. اما نخستين بازي براي هر تيم زمان بسيار خاصي است. براي خود من، لحظه بسيار استثنايي بود. بازي مقابل آفريقاي جنوبي، يادآور نلسون ماندلا و آپارتايد بود. هر زمان كه در مقابل يكي از تيمهاي آفريقايي قرار ميگيرم، احساس ميكنم مقابل همتيميهاي خود هستم كه البته اين موضوع به پيشينهام برميگردد. خوشبختانه ما پيروز آن مسابقه بوديم و همان برد تيم را در مسير درستي قرار داد.
در مسابقه دوم و در مقابل عربستان، نقش سرنوشتسازي را در ورزشگاه [80 هزار نفري« ]استاد دو فرانس» بازي كردي. چه خاطرهاي از آن روز داري؟
پيش از آن مسابقه، در آن ورزشگاه بازي كرده بودم، اما نه در حضور هزاران نفر و در رقابتهاي جهاني. درست است كه نمايش خوبي ارائه كرديم. نميخواهم نسبت به تيم ملي عربستان بياحترامي كرده باشم. ولي گفته ميشد كه اين تيم، چندان قوي نيست. خوشبختانه براحتي پيروز شديم و شاديهاي تيم ادامه يافت. نتيجه منصفانهاي بود.
در آن جام، فرانسه در مقابل ايتاليا نيز ظاهر شد. اين در حالي بود كه در آن دوران در پارما بازي ميكردي. آن مسابقه چه مفهومي براي تو داشت؟
هميشه مسابقه بين 2 تيم ايتاليا و فرانسه يك حادثه منحصر به فرد است. در آن دوران بسياري از بازيكنان ما در باشگاههاي ايتاليا بازي ميكردند. چارهاي نبود، ما پس از پايان آن رقابتها بايد به باشگاههايمان باز ميگشتيم. شرايط بسيار سختي بود. رقابتها حساسيت شديدي داشت و بار ديگر نتيجه مسابقه با ضربات پنالتي مشخص شد.
چرا تو داوطلب زدن اين ضربات نشدي؟
چون فكر ميكردم اگر فرانسه از دور رقابتها خارج شود، بهتر است من بخشي از اين اتفاق نباشم.
ادامه ديدارها، مسابقه مرگ و زندگي تو بود.
شايد مسابقه مرگ من بود. من گل نخست شوكر را جبران كرده بودم. حذف شدن برابر بود با يك مصيبت واقعي و اگر اين اتفاق ميافتاد حتما مستحق سرزنش بوديم. سرنوشت تيم در دستان ما بود و من بسيار خوششانس بودم كه در آن مسابقه 2 گل به ثمر رساندم.
زماني كه گل دوم را وارد دروازه كرواسي كردي، زانو زدي و انگشت را به دهان گرفتي. حركتي كه هرگز كسي متوجه مفهوم آن نشد. كمي درباره آن حركت توضيح ميدهي؟
خودم هم نميدانم چه منظوري داشتم. حركتي كه ناخودآگاه صورت گرفت و واكنش من نسبت به گلي بود كه وارد دروازه كرده بودم. همه آن لحظه را به ياد دارند. برخي گمان ميكنند به موضوع خاصي اشاره داشتم. زماني كه آن لحظه را به ياد ميآورم بشدت ميخندم. بعد از آن هرگز گلي به ثمر نرساندم، حتي در تمرينات.
در 12 جولاي 1998 پس از پيروزي تيم ملي فرانسه بر برزيل، جام قهرماني را بالاي سر گرفتي. چه خاطرهاي از آن لحظات داري؟
آن ديدار مثل يك رويا بود، حضور در بازي فينال در مقابل برزيل بسيار هيجانانگيز بود. قبل از مسابقه ترديد نداشتم كه پيروز هستيم. به ياد دارم كه در نيمه اول صفر 2 از حريف جلو بوديم و در رختكن، مشتي به مارسل دزايي زدم، ما به هم گفتيم كه فقط 45 دقيقه تا كسب جام قهرماني مانده است. لحظه پاياني آن ديدار ديوانهكننده و پيروزيمان باورنكردني بود. ما غرق شادي بوديم. هنوز نيز چنين احساسي دارم. گرفتن جام قهرماني واقعا باوركردني نبود.
تيم ملي فرانسه در جام جهاني 2002 آن طور كه انتظار ميرفت ظاهر نشد، نظر تو چيست؟
پس از پيروزي در جام جهاني 1998 و جام ملتهاي اروپا براي حضور در رقابتهاي جام جهاني به ژاپن رفتيم. آن زمان در ابرها سير ميكرديم و روي مسابقات تمركز نداشتيم. فقط وارد ميدان شده بوديم. فراموش كرده بوديم كه براي رسيدن به پيروزي بايد تلاش كرد. خاطرم هست زماني كه بازي را در مقابل دانمارك واگذار كرديم، احساس ميكردم كه ما واقعا در اين رقابتهاي بزرگ حضور نداريم، ما واقعا آنجا نبوديم.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


