گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح امروز
رسالت
«فرهنگ گفتوگو» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمدکاظم انبارلويي است كه در آن ميخوانيد:
فرهنگ گفتوگو در هر جامعه اي معطوف به پيشرفت و رفاه آن جامعه است. برايند گفتوگوها و نتايج رقابتهاي سياسي براي مردم مفيد و سازنده است. اضلاع گفتوگو با گفتمان سازي مردم را در مسير پيشرفت و کشور را در شاهراه ترقي قرار مي دهند. وقتي تعامل احزاب و گروهها و رجال سياسي به صورت صفر و صد و يا مرده باد زنده باد در آيد بعيد است که نصيبي براي مردم از باب رفاه و ترقي داشته باشيم.
فرهنگ گفتوگو در هر جامعه اي معطوف به پيشرفت و رفاه آن جامعه است. برايند گفتوگوها و نتايج رقابتهاي سياسي براي مردم مفيد و سازنده است.
اضلاع گفتوگو با گفتمان سازي مردم را در مسير پيشرفت و کشور را در شاهراه ترقي قرار مي دهند. وقتي تعامل احزاب و گروهها و رجال سياسي به صورت صفر و صد و يا مرده باد زنده باد در آيد بعيد است که نصيبي براي مردم از باب رفاه و ترقي داشته باشيم.
اعتماد
«نبايد بي گدار به آب زد» عنوان يادداشت روز روزنامه اعتماد به قلم بهروز بهزادي است كه در آن ميخوانيد:
چند روز پيش در يادداشتي مفصل نوشتم که براي حذف يارانهها وجود يک نظام کارآمد تامين اجتماعي از واجبات است. روز بعد کسي تلفني با من تماس گرفت و تا جايي که ممکن بود از نوازشهاي ايشان برخوردار شدم. اين مخاطب محترم نگارنده را زير مشت و لگد تلفني گرفته بود که چرا با کار دولت مخالفت مي کني و به قول خودش مي خواست پرده از اسرار وابستگي من و امثال من بردارد که چرا نوشته ام بدون داشتن يک نظام تامين اجتماعي کارآمد و فراگير حذف يارانهها که البته هيچ شک و شبههاي در مزاياي چنين عملي وجود ندارد، ممکن نيست. به آن مخاطب بنده نواز گفتم؛ ببين برادر جان، من خود از موافقان حذف يارانههايم و در هر جايي که نشسته ام گفته ام و در هر مناسبتي نوشته ام تا اين يارانهها حذف نشود اقتصاد ما ره به جايي نخواهد برد، ولي هر عملي بستري مهيا مي خواهد و من بر همان بستر تاکيد کردم و تازه تامين اجتماعي يکي از وجوه آمادگي جامعه براي حذف يارانهها است.
كيهان
«علوم انساني و منافع ملي» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم سعدالله زارعي است كه در آن ميخوانيد:
در اينكه «علوم انساني» در دانشگاهها و ساير مجامع علمي كشور وضع نابساماني دارد -تقريباً- همه اتفاق نظر دارند. اين اجماع در طول 6-5 دهه گذشته-چند دهه قبل از وقوع انقلاب اسلامي- وجود داشته است و صد البته در اين بين اساتيد و غيراساتيدي هم بوده اند كه بحث در اين حوزه را خطرناك و يا غيرلازم دانسته اند ولي تقريباً در طول 60-50 سال گذشته هيچ چهره علمي دانشگاهي كشور نبوده كه تغيير در وضع رشتههاي علوم انساني را يك ضرورت اساسي تلقي نكرده باشد.
ابتكار
«کاستيهاي راهبردي ديپلماسي هستهاي» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم محمد جعفر انصاري است كه در آن ميخوانيد:
يکي از درسهاي اساسي که طي مذاکرات چندين ساله ايران و غرب بر سر موضوع هسته اي ايران بدست آمده اين است که تفکيک بين مذاکرات فني و سياسي، اشتباه است و نهايتا به ضرر منافع ملي ايران تمام مي شود، البته اين مساله نافي موضع رسمي جمهوري اسلامي ايران مبني بر پيگيري مساله هسته اي با آژانس، و نه شوراي امنيت سازمان ملل، نيست بلکه بر اين معنا دلالت دارد که ميوه هر توافق فني را بايد در وادي سياسي چيد و بالعکس. به عبارت ساده تر، بايد براي هر اقدام رو به جلو يک «ما به ازاء سياسي» تعريف کرد و آن را طلب کرد. مذاکرات اخير ايران در ژنو و وين هم از اين قاعده مستثني نيست
جمهوري اسلامي
«شيطان بزرگ شما كيست» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
در آستانه «روز ملي مبارزه با استكبار» قرار داريم روزي كه پرشورترين روز هر سال براي سردادن شعار « مرگ بر آمريكا » ست و به موازات همين شور بايد براي بالا بردن شعور ضديت با آمريكا به عنوان دشمن اصلي ملتهاي آزاده نيز تلاش شود.
فلسفه نامگذاري 13 آبان به « روز ملي مبارزه با استكبار » اينست كه در اين روز البته در 3 دوران مختلف رويدادهائي در تاريخ ايران ثبت شد كه اين روز را از حساسيت فوق العاده اي برخوردار كرد.
دنياي اقتصاد
«تاملي بر اجراي اصل 44» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم محمود اسلاميان است كه در آن ميخوانيد:
گاهي وقتها مسائلي وجود دارند كه همه اقوام و ملل به نتايج واحدي ميرسند و همگان به دنبال دستيابي به آن هستند.
اين مسائل در حوزههاي اقتصادي و اجتماعي حتي ديني به چشم ميخورد. به عبارتي در موضوعاتي اجماع جهاني حاصل ميشود و آن به دليل سالها و شايد قرنها تجربيات بشري است.خصوصيسازي اقتصاد كه طي دهههاي گذشته ذهن مردمان عالم را به خود مشغول كرده است، از اينگونه مسائل است. هر چند در جزئيات تفاوتهايي وجود دارد، ولي در اساس كار نميتوان اختلاف مهمي را مشاهده كرد.
سرمايه
«منطقه اي کردن سهميه بنزين» عنوان سرمقاله روزنامه سرمايه به قلم علي شمس اردکاني است كه در آن ميخوانيد:
طبق قانون بودجه سال 88، دولت بايد بنزين توليد داخل را به صورت سهميه بندي و بنزين وارداتي را به قيمت تمام شده عرضه مي کرد که در صورت اجراي اين قانون سهميه بنزين خودروها تا 80 ليتر در ماه کاهش پيدا مي کرد.دولت در هفت ماه گذشته بنزين وارداتي را به صورت يارانه اي عرضه کرده که نقض قانون بودجه است. از طرفي توزيع يارانه اي بنزين وارداتي کسري بودجه را نيز به همراه داشته است. در حال حاضر، روزانه 21 ميليون ليتر بنزين وارد مي شود که طبق اعلام مسوولان بخش عمده آن به صورت يارانه اي عرضه مي شود که با کاهش 20 ليتري سهميه بنزين خودروها بيش از 80 درصد بنزين وارداتي به قيمت تمام شده عرضه خواهد شد.
حيات نو
«نمايشگاهى متفاوت» عنوان يادداشت روز روزنامه حيات نو به قلم مصطفى ايزدي است كه در آن ميخوانيد:
نمايشگاه مطبوعات امسال، نسبت به 15 دوره قبل از خود بسيار متفاوت بود. اين تفاوتها، البته براى برگزارکنندگان آن، هيچ افتخارى را نيفزود و برگى قابل مباهات بردفتر فعاليتهاى فرهنگى دولت احمدىنژاد ورق نزد که آيندگان خواهند گفت در عصر ارتباطات، مدعيان داراى طرح و برنامه براى اداره دنيا، در حوزه رسانههاى مکتوب و مجازى چه عملکرد ضعيف و کمارزشى داشتهاند! تفاوتهاى نمايشگاه امسال و گذشته به اين شرح است.
1- تقسيمبندى مکانى و موقعيت استقرار غرفههاى جرايد هوادار دولت و حتى دولتي، به مراتب از باقىمانده جرايد منتقد دولت، ممتازتر و چشمگيرتر بود. به خصوص روزنامهها و پايگاههاى اطلاعرسانى مجازى که در تخريب شخصيتهاى دلسوز و اصلاحطلب، با يکديگر مسابقه گذاشته و هر روز چهرهاى تفرقهانگيزتر و نامتعادلتر از خود نشان مىدهند، با هزينه بيتالمال غرفههاى بزرگ و آراسته به انواع و اقسام زرق و برق خيرهکننده، تدارک ديده بودند که هر بازديدکننده را تحت تاثير خود قرار دهند.
مردم سالاري
«طرح تحول اقتصادي کلاف درهم پيچيده، جراحي ديرهنگام» عنوان يادداشت روز روزنامه مردم سالاري به قلم مجيد سليمي است كه در آن ميخوانيد:
«حجم عظيمي از منابع کشور هر ساله در قالب يارانههاي پيدا و پنهان و بدون در نظر گرفتن سطح درآمدي افراد بين مردم توزيع مي شود.» «ارزان بودن قيمت حاملهاي انرژي در ايران باعث مصرف بي رويه انرژي و قاچاق سوخت به بيرون از مرزها شده است» ... «دوگانگي قيمتها در ايران که به واسطه پرداخت يارانه يا اداره کردن دولت به وجود آمده است، منشا رانت و فساد اقتصادي است» ديگر گزارههاي درست يا نسبتا درست و بسياري ديگر از اين دست گزارهها و احکام، توجه مسوولان دولت براي اجراي بي چون و چراي طرحي است که تقريبا هيچ کس نمي داند چيست و چه ابعادي دارد. به نظر مي رسد تنها نقطه تاکيد دولتمردان اين است که تمام کارشناسان بر هدفمند کردن يارانهها تأکيد دارند و بر اساس همين اصل کلي و مفهوم قابل دفاع، بر اين جمع بندي مي رسند که آنچه به عنوان طرح تحول اقتصادي در ذهن دولتمردان است، مورد اقبال جامعه و کارشناسان خواهد بود. ظاهرا نظام تصميم گيري در دولت نهم و دهم با ابتکاري ترين شکل ممکن طراحي شده است.


