رايحه خوش خدمت استشمام نميشود
يكي از موضوعات فرعي موجود در فوتبال امروز ايران كه اگر درست به آن نگاه كنيم به طور مشخص جزو موارد اصلي هم محسوب ميشود، بحث بازگشت محمد دادكان به عرصه مديريتي فوتبال ايراني است. بحثي كه در واقع ابزار كنار گذاشته شدن محمد عليآبادي از پدري(!) ورزش ايران به عنوان اصليترين مخالف و دشمن دادكان مطرح شده و به عبارت بهتر اگر قرار است شايسته سالاري در انتصابات و انتخابات ورزش ايران لحاظ شود هيچ دليلي وجود ندارد كه محمد دادكان در چارت مديريتي فوتبال ايران جزو سرشاخههاي قدرتمند و متنفذ نباشد.
به نوشته گل؛ يك روز صحبت از بازگشت او به فدراسيون فوتبال مطرح ميشود و روز بعد پرسپوليسيها او را مناسبترين فرد براي مديريت باشگاه خود ميبينند و... اما جالب اينجاست كه دادكان هم در اين ميان يكي به نعل ميزند و يكي به ميخ. از يك طرف مدعي است كه به خاطر مشغله دانشگاهي نميتواند هيچگونه سمت اجرايي در فوتبال را بپذيرد و در جايي ديگر به صورت تلويحي از علاقه خود به حضور مجدد در اين عرصه صحبت ميكند و جالبتر هم ميشود كه بدانيم اين علاقه رييس اسبق فدراسيون فوتبال حالت مشروط دارد.
محمد دادكان در ابتداي تابستان 85 به ناعادلانهترين شكل ممكن و به بهانه عدم صعود ايران به مرحله يك هشتم نهايي جامجهاني از رياست فدراسيون فوتبال بركنار شد. عزلي كه فرآيند تعليق فدراسيون فوتبال ايران را تسريع كرد و بلاهايي كه بابت اين قضيه و حضور كميته انتقالي بر سر فوتبال ما نازل شد، نيازي به توضيح مجدد ندارد، در عين حال بر هيچكس هم پوشيده نبود كه دليل اين بركناري نه مورد عنوان شده درباره تيمملي بلكه اختلافات قبلي رييس سازمان تربيتبدني با رييس فدراسيون فوتبال بود و عليآبادي مورد راه نيافتن به مرحله يك هشتم نهايي جامجهاني 2006 را مستمسكي براي حكم خود قرار داد، اما حالا محمد دادكان در محافل مختلف شرط اصلي براي قبول مسووليت مجدد در فوتبال ايران را عذرخواهي رسمي از خود ميداند تا بابت بركنار آن موقع كدورت از دلش زدوده شود. براي دادكان اهميتي هم ندارد كه ديگر از عليآبادي در سازمان تربيتبدني خبري نيست، بلكه توقع دارد علي سعيدلو به عنوان نماينده دولت در ورزش بابت عملكرد عليآبادي از او عذرخواهي كند.
اينكه يك نفر به شان و شخصيت خود علاقه داشته باشد و بخواهد كه جايگاه و حرمتش در هر شرايطي لحاظ شود، اصلا چيز عجيبي نيست و محمد دادكان هم حق دارد در حالت طبيعي چنين موردي را بخواهد ولي در شرايطي كه مسبب بركناري دادكان يعني عليآبادي ديگر نقشي در سازمان ورزش ندارد، قرار نيست سعيدلو به گناه ناكرده خود از دادكان عذرخواهي كند.
همين كه رييس جديد سازمان تربيتبدني در ديدار با مديران مسوول و سردبيران رسانههاي مختلف از علاقه خود به بازگشت دكتر دادكان سخن ميگويد و جواب منفي او به صدها واسطه مختلف را دليل بيعلاقگي ايشان عنوان ميكند، شاهدي بر ندامت دستگاه ورزش از كنار گذاشته شدن مديري چون دادكان است.
اما در اين ميان روي سخن ما با شخص محمد دادكان هم هست؛ جناب آقاي دادكان، خواست عمومي اهالي ورزش و به خصوص فوتباليها براي بازگشت شما به اين عرصه در عين اينكه بازتاب فعاليتهاي مثبت جنابعالي در دوران مديريتتان است ولي دليلي بر عالي بودن و بيعيب و نقص بودنتان هم نيست.
نميتوانيم فراموش كنيم فدراسيون فوتبال تحت هدايت جنابعالي وارث زيرساختهاي ايجاد شده توسط فدراسيون قبلي بود و شما هم يك سال به عنوان نايب رييس و رييس سازمان ليگ در آن دوره هم حضور داشتيد ولي در جمع چهارونيم سال حضورتان در فدراسيون فوتبال به جز تكرار قهرماني در بازيهاي آسيايي و راهيابي به جامجهاني 2006 موفقيتي در عرصه نتايج نصيب فدراسيون فوتبال شما نشد، نه در سطوح پايه و نه در فوتسال به جايي نرسيديم و در جام ملتهاي آسيا هم به عنوان سوم بسنده كرديم.
پافشاري شما بر ادامه حضور برانكو در تيمملي هم مزيد بر اين موارد است چون تقريبا همه متفقالقول بودند كه با چنين مربي محافظهكاري كه رويايش فقط حضور در جامجهاني بود نميتوانستيم به نتيجهگيري و صعود احتمالي اميدوار باشيم كه چنين هم شد.
البته به هيچ عنوان نميتوانيم چشم بر نقاط روشن و پرشمار كارنامه مديريتي شما هم ببنديم. فراموش نكردهايم كه در دوران رياست شما بر فدراسيون فوتبال براي نخستين بار نه تنها مشكل مالي گريبان فدراسيون را نگرفت بلكه حتي باشگاههايي چون استقلال و پرسپوليس هم از صدقه سري فعاليتها و توانمنديهاي اقتصادي فدراسيون شما صاحب خانه شدند، ليگ منظم برگزار ميشد و دخل و تصرفي در نتايج و برنامهها انجام نميشد، قاطعيت حرف اول فدراسيون فوتبال بود و كسي نميتوانست برايش زيرآبي برود و...
جناب آقاي دادكان در مثل مناقشه نيست و اگر ناراحت نميشويد با عذرخواهي خدمتتان عرض ميكنيم كه حكايت مديريت شما در فدراسيون فوتبال پادشاهي فرد يك چشم در شهر كورها بود و حالا كه در حسرت يك مدير لايق و فوتبالي در فوتبالمان ميسوزيم، همه خواستار بازگشت شما هستند ولي چنين ناز كردن جنابعالي و تقاضاي عذرخواهي از طرف رييس سازمان تربيتبدني بابت گناهي كه مسووليتي در آن نداشته است، تمام رايحههاي خوش خدمات جنابعالي و مردمي بودنتان را زير سوال ميبرد.
فوتبال ايراني در حال حاضر نيازمند حضور شايستگاني چون شماست تا بلكه سير قهقرايياش متوقف شود و كمي تا قسمتي رو به جلو هم برود ولي حال كه اين همه تاقچه بالا ميگذاريد، خيالي نيست چون نميخواهيم براي شما كه شهرت و محبوبيت خود را از خدمت به جمعي كثير ارجحتر ميدانيد، مشكلي درست شود.
حتما تشخيص دادهايد كه نيامدنتان بيشتر به صلاح و صواب نزديكتر است. به هر حال خدمت به خلق روحيه و آمادگي پذيرش مسووليت را ميخواهد كه گويا جنابعالي فعلا آن را نسبت به برخي موارد شخصي در رتبه دوم اهميت قرار دادهايد.


