وقتی نتيجه اين داربي مهم نيست
در فاصله چند روز مانده به داربي سنتي تهران، دو باشگاه پرسپوليس و استقلال به جاي تمرکز روي مهم ترين بازي فصل خود،با يک چالش بزرگ مواجه شده اند؛ چالش تغييرات مديريتي.چيزي که کم و بيش هر فصل اين دو باشگاه را درگير مشکلات کلي مي کند. فصل گذشته در يک اتفاق ناگهاني آن هم قبل از بازيهاي هفته پنجم ليگ برتر،علي فتح ا...زاده برکنار شد و جاي خود را به واعظ آشتياني داد و اکنون اين واعظ است که بايد صندلي مديرعاملي باشگاه را به دليل حضور در سازمان تربيت بدني،به فرد ديگري بسپارد.
به نوشته قدس؛ باشگاه پرسپوليس هم در اين چند ساله پرچمدار اشتباهات مديريتي بوده و اين بار عباس انصاري فرد است که حتي وقتي براي خريد به سر کوچه مي رود، با اعتراض مردم مواجه مي شود. او در تازه ترين شاهکار خود، بدون مشورت با هيأت مديره کرانچار را اخراج کرد و وتو شدن اين تصميم ناگهاني از سوي هيأت مديره پرسپوليس نشانگر فاصله اندک او با درهاي خروجي باشگاه است؛ باشگاهي که نمي توان هيچ اميدي به درخشش آن در فصل جاري داشت. مسأله اي که در اين ميان کمتر محل بحث و توجه بوده، متوسط عمر مفيد مديران در فوتبال ايران است.
به طور معمول عمر مدير يا رئيس يک باشگاه بايد خيلي بيش از سرمربي و هر کادر فني باشد چه اينکه ثبات، راهبرد و برنامه هر باشگاه، از رأس به قاعده و از مديريت به کادرفني و داخل زمين منتقل مي شود در حالي که در فوتبال ايران، مديران بر سر انقضاي زودهنگام، با مربيان رقابت فشرده اي دارند و دست کم در دو باشگاه پرطرفدار پايتخت که نمود روشن اداره دولتي فوتبال هستند، اين رقابت کاريکاتور گونه به خوبي به چشم مي آيد.
پرسپوليس از روزي که حبيب کاشاني را مديرعامل خود ديده تا امروز، 4 سرمربي داشته است. افشين قطبي، افشين پيرواني، وينگادا و کرانچار 4 سرمربي پرسپوليس از زمان مديريت کاشاني تا امروز بوده اند و جالب اينکه در همين مدت،پرسپوليس سه مديرعامل مختلف را هم تجربه کرده است؛ کاشاني، مصطفوي و انصاري فرد. با توجه به احتمال برکناري قريب الوقوع انصاري فرد،اين آمار بزودي تغيير خواهد کرد و به «چهار مديرعامل و چهار سرمربي در سه سال.» تبديل خواهد شد!
اين آمار همان اندازه که خنده دار است، وحشتناک هم هست. فوتبالي که تيمهاي پرطرفدار و بالقوه قدرتمندش اين گونه اداره مي شوند، اصلاً نبايد توقع رسيدن به جام جهاني را داشته باشد، چه اينکه ديگر تيمهاي عربي هم که قبلاً نماد تغييرات عجيب و ناگهاني روي نيمکت هاي خود بودند، از اين رفتار آماتوري فاصله گرفته اند و در حال پيشرفت در جاده فوتبال حرفه اي هستند.
باشگاهي که در سه سال، چهار مدير را بالاي سر خود مي بيند، چطور مي تواند تنها يک سرمربي در اين مدت داشته باشد، بخصوص در جامعه اي که هر مديري با آمدنش، اغلب کارمندان سابق همان نهاد يا اداره يا سازمان را رفتني مي کند و گروه خودش را مستقر مي کند. در فاصله چند روز مانده به داربي سنتي تهران، بايد به اين نکته بينديشيم که جزئيات و نتيجه پاياني مسابقه، هيچ اهميتي در مقايسه با اتفاقهاي رخ داده در سطح مديريت دو باشگاه مردمي و البته دولتي پايتخت ندارد.
همان طور که اگر در اواخر بازي عربستان- کره شمالي يکي از فرصتهاي خوب هر دو تيم به گل تبديل مي شد و ايران به پلي آف مقدماتي جام جهاني مي رسيد و سرانجام موفق به حضور در آفريقاي جنوبي مي شد، حقيقت فوتبال ايران تغيير نمي کرد. اينکه ما نه تنها حرفه اي نيستيم، بلکه به طرف حرفه اي شدن هم حرکت نمي کنيم و داريم از سقوط آزاد خود لذت مي بريم.


