فقط بولت را نخريدند
سلام به همه. خوشحالم که از صحاری عربی برگشتم، اگرچه در این مدت حال و هوای لالیگا را هرگز از دست ندادم. شما میتوانید سفر من را تبعید از فوتبال اسپانیا نام بگذارید ولی حقیقتا چنین اتفاقی نیفتاد.
به نوشته وطن امروز؛ پس دوباره به فصلی بازمیگردم که در آن تصویر و موقعیت فوتبال اسپانیا باز شبیه گذشته شده، در جدال با لیگ برتر انگلستان و تنها کمی نگران ایتالیاییها. البته به لطف نمایشهای مافوق بشری بارسلونا در فصل گذشته و مأموریت یک تنه فلورنتینو پرس برای جلب توجه مستقیم جهانیان به برنابئو و غیرمستقیم به لیگی که در آن آخرین اسباب بازیهایش مشغول بازی هستند. به قول «اسکار وایلد» مهم نیست که دربارهات چه میگویند آن هم وقتی که دارند فقط به تو فکر میکنند.
او همچنین میگوید: «هیچ چیز مثل عصیان جواب نمیدهد!» و این همان چیزی است که درباره این تابستان اسپانیایی صدق میکند: دراز کشیدن زیر آفتاب و ولخرجی!قطعا نمیتوانید از من انتظار داشته باشید که یادداشت بازگشتم را بدون آوردن نام «رئال مادرید» بنویسم؟
من اوایل جولای (اواخر تیرماه) از قطر بازگشتم و ظرف 2 هفته به مادرید رفتم تا با راننده تاکسیها، روزنامهخوانها، آدمهای باشگاه (هرچند همیشه چیز زیادی نمیگویند) و البته سادهلوحهایی که یک سینه سخن داشتند حرف بزنم.
چه سیرکی در این شهر راه افتاده! و پیداست که آمده تا بماند. از اینکه بگذریم، رئال مادرید ماه گذشته را دربه در کاهش سایز تیمی بوده که هزینههایش سرریز میکند و در عوض بارسا برای چشم و همچشمی برای رقیبش هم که شده، در کنار خط نبرد را آغاز کرده یا در معدودی موارد مثل رئال رفتار میکند. آنها اتوئو را دادند و ابراهیموویچ را گرفتند ولی از آوردن داوید ویا و ریبری ناکام ماندند، ستارههایی که در مدار رادار مادریدیها هم بودند. خب دیگر چه خبر بود؟ آهان، یوساین بولت! او عجب پای چپی دارد.
ولی شنبهشب که به برنابئو آمده بود تا دور افتخار بزند کسی او را دعوت به بازی نکرد. هیچکس به او نگفته بود همین که بهعنوان معارفه توپ را چند متر آنطرفتر بیندازی کافیست.در عوض سریعترین مرد جهان شوتی روانه آسمان کرد که با فاصله کمی از تیر دروازه فرود آمد.
درست مثل دوست جدیدش کریستیانو رونالدو که ساعتی بعد چند باری در جریان پیروزی 3 بر 2 مقابل دپورتیوو چنین کرد، البته با این تفاوت که بولت بسیار سریعتر از رونالدوست پس شاید لازم باشد رئال او را هم بخرد اما بارسا یکشب پیش از افتتاحیه لالیگا در موناکو بود تا یک جام دیگر را در آستینهای گشادش قایم کند، البته این کار بیشتر از مدتی که آنها آرزو داشتند طول کشید.
شاختار دونتسک ثابت کرد بیشتر از منچستریونایتد 3 ماه پیش در مقابل سونامی آبیو اناریها دوام میآورد. بعد از آن کاتالانها دوشنبهشب با یک جشن پرگل در مقابل اسپورتینگ (خیخون) خستگی بازی سخت موناکو را از تن به در کردند. فصل گذشته که بارسا به آسمانها پرواز کرد، شروعش با یک شکست خارج از خانه مقابل نومانسیا بود که تا حدی باعث تردید شد ولی اگر آنها این فصل را هم با شکست مقابل اسپورتینگ شروع میکردند لابد همه فصلی مشابه فصل قبل را پیشبینی میکردند. تیم این فصل کوچک ولی باابهت است.
آنها چیگرینسکی را در حد و اندازهای خوب از شاختار آوردهاند که معلوم است نیمنگاهی به امنیت دفاعی در روزهایی داشتهاند که جام ملتهای آفریقا کیتا و توره را از نوکمپ دور میکند.
در موناکو، ابراهیموویچ افتضاح بازی کرد ولی نباید خیلی در این باره قلمفرسایی کرد. خیلی عجیب نبود که پپ گوآردیولا بخواهد از شر اتوئو خلاص شود بویژه که در آخرین تحلیلش گفت«هیچ حسی نسبت به رفتن او ندارد»؛ یک عبارت کاملا دیپلماتیک. منظور او این بود که براستی اتوئو را دوست نداشته است و اینکه فکر میکرده اتوئو حضوری مسالهساز در رختکن دارد. جالب اینجاست که در عوض او را با پسری معاوضه کردند که شهرتی مشابه در شر درست کردن دارد (زلاتان در نوجوانی در سوئد یک کشیش را ربود و بعدها در آمستردام یک نفر را زیر گرفت).
با وجود نخستین گل زلاتان برای بارسا، من درباره این خرید چندان اطمینان ندارم و معلوم نیست که این سوئدی با سیستم تیم سازگار باشد. نه اینکه روغنکاری نشده باشد ولی او «ازخودگذشتگیها» و حرکات مداوم اتوئو بیبهره است.
داوید ویا خیلی بهتر از او میتوانست با بارسا سازگار شود، ضمن اینکه خرید کریم بنزما توسط رئالمادرید هم حرکتی هوشمندانه بود چون جوان و گرسنه است. صحبت کردن درباره داوید ویا شاید مشکلترین کار باشد چون در حالی که سراسر تابستان تمام گیتی دنبال امضای او بودند در والنسیا ماندگار شد.
این اتفاق پیامد عظیمی برای والنسیا خواهد داشت، ولی آنها به روی خودشان نمیآورند. او مصمم بود که برود،بارها هم اعلام کرد اما جزئیات آنطور که پیشبینی میکرد پیش نرفت. شرط 40 میلیون یورویی به سختی قابل چانهزنی بود و البته به نظر میرسید این آقاکوچولو به هیچوجه نمیخواهد به انگلستان برود. گزینههای دیگر در همان نزدیکی بودند؛ بارسا و رئال اما...
با همه این حرفها او کماکان بهترین فوروارد میانی در جهان است، یک بازیکن باهوش و با قابلیت تطابق بسیار بالا که حضورش دستکم یک جایگاه اروپایی برای والنسیا را تا پایان فصل تضمین خواهد کرد. پس از او با وجود همه حرف و حدیثهای کنار خط داوید سیلوا هم ماند و همینطور خوآن ماتای آتیهدار و البته خوآکین که تا به یاد داریم آیندهدار بوده! آیا این فصل شاهد اتفاقی به جز رقابتی دوجانبه در لالیگا خواهیم بود؟ و اگر چنین شود مسألهای با آن دارید؟
تماشای اینکه رئالمادرید زخم خورده دست و پا میزند تا چنین پروژهای را برای یک اقدام خودی تدارک ببیند همانقدر جذاب است که تماشای تکرار شکوه فصل گذشته از سوی بارسا، البته اگر آنها نتوانند دوباره یک سهگانه را فتح کنند چندان ناراحت نمیشوند. در دوران پستمدرن شاهد بودهایم که سیستمهای موفق فوتبال چندان دوام نیافتهاند. بالاخره یا یکی راه بازی کردن جلوی بارسا را پیدا میکند یا اینکه دیگران از بارسا دنبالهروی میکنند.


