صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
گفت‌وگو با مراد محمدي، تك مدال آور كشتي در المپيك پكن؛

خيزشي دوباره براي صيد مدال جهاني

با وجود اين مي‌توانستم مدال طلا را هم كسب كنم اما با توجه به اين‌كه در ديدار نيمه نهايي يك كشتي بسيار سنگين با واسيلي فدروشين حريف هميشگي‌ام و دارنده مدال نقره بازي‌هاي المپيك پكن داشتم ، فكر كردم كار تمام شده و براي همين حريف آذربايجاني را دست كم گرفتم. در واقع پس از غلبه بر فدروشين و راهيابي به ديدار نهايي به اين نتيجه رسيدم كه آثار مصدوميتم از بين رفته و به شرايط خوبي رسيده و در صورت صلاحديد كادرفني مي‌توانم در مسابقات جهاني دانمارك روي تشك حاضر شوم.
کد خبر: ۶۲۴۱۶
| |
2126 بازدید

گرچه مصدوميت ناشي از حضور در ديدار نهايي ليگ برتر مانع از حضور مراد محمدي در پيكارهاي كشتي قهرماني آسيا در تايلند و قبل از آن جام جهاني تهران شد، اما اين كشتي‌گير با تجربه كه مدال برنز المپيك و مدال طلا و برنز مسابقات جهاني را در كارنامه خود دارد با پشتكاري مثال زدني و به يمن حمايت كادرفني تيم ملي به تدريج از بند مصدوميت رهايي يافته و با حضور در پيكارهاي بين‌المللي جام زيلكوفسكي لهستان و كسب مدال نقره اين مسابقات، يك واقعيت را به اثبات رساند كه هنوز تمام نشده و براي حضور در مسابقات جهاني دانمارك با انگيزه‌هايي تازه پا به ميدان رقابت مي‌گذارد.

به نوشته جام جم؛ بايد منتظر ماند و ديد كه مراد محمدي با چه ره توشه‌اي گام به مسابقات جهاني دانمارك مي‌گذارد و با چه رهاوردي به ميهن باز مي‌گردد. به بهانه در پيش بودن مسابقات كشتي قهرماني جهان در دانمارك گفت وگويي با مراد محمدي ملي‌پوش وزن 60 كيلوگرم تيم ملي كشتي آزاد ترتيب داديم كه در پي مي‌آيد.

به دنبال مصدوميت شديد در ليگ كشتي، كمتر كسي فكر مي‌كرد كه بتواني خودت را به مرز آمادگي مطلوب جهت شركت در مسابقات جهاني دانمارك برساني، بويژه اين‌كه در مسابقات انتخابي تيم ملي نيز در يك وزن بالاتر به ميدان رفتي و ششم شدي. ارزيابي خودت در اين رابطه چيست؟

متاسفانه سال خوبي را پشت سر نگذاشتم و به دليل مصدوميت شديد نتوانستم در مسابقات آسيايي تايلند و همچنين جام جهاني تهران كشتي بگيرم. در مسابقات انتخابي هم وضعيت خوبي نداشتم چون اساسا من يك كشتي‌گير 60 كيلو هستم و هدفم از شركت در مسابقات انتخابي وزن 66 محك زدن ميزان آمادگي‌ام و همچنين بازگشت به تشك مسابقات بود و گرنه اصولا قصدي براي كشتي گرفتن در يك وزن بالاتر ندارم. اين‌كه چطور توانستم بتدريج خودم را به مرز آمادگي برسانم حاصل نگاه مثبت كادرفني تيم ملي است. خوشبختانه از زماني كه مصدوم شدم كادرفني مرا به حال خود رها نكرد و مورد حمايت قرار داد. براي همين نيز با وجود مصدوميت به اردوي تيم ملي دعوت شده و توانستم با تمرينات سبك بتدريج خودم را آماده كنم. اين روند تمرينات سبك تا مسابقات انتخابي ادامه داشت و پس از اين رقابت‌ها مجددا از سوي كادرفني به تيم ملي دعوت شدم كه در اين مرحله از اردو تمريناتم سنگين‌تر شد تا بتدريج به شرايط آمادگي رسيده و در جام زيلكوفسكي لهستان شركت كنم.

بسياري مي‌گفتند كه مسابقات جام زيلكوفسكي تكليف برخي كشتي‌گيران و ازجمله مراد محمدي را براي شركت در مسابقات جهاني مشخص مي‌كند، كيفيت اين دوره از مسابقات را چطور ديدي؟

با توجه به اين‌كه جام زيلكوفسكي در آستانه مسابقات جهاني دانمارك برگزار شد اكثر تيم‌ها با نفرات اصلي خود گام به اين مسابقات گذاشته بودند .براي مثال در وزن 60 كيلوگرم غير از چند نفر ساير نفرات شركت‌كننده از جمله مدعيان جدي و هميشگي اين وزن بودند، در نتيجه كيفيت فني رقابت‌ها بالا بود؛ البته روشن است كه هدف از شركت در مسابقات تداركاتي محك زدن ميزان توانايي‌هاست و نتيجه در آن اهميت چنداني ندارد. با وجود اين مي‌توانستم مدال طلا را هم كسب كنم اما با توجه به اين‌كه در ديدار نيمه نهايي يك كشتي بسيار سنگين با واسيلي فدروشين حريف هميشگي‌ام و دارنده مدال نقره بازي‌هاي المپيك پكن داشتم ، فكر كردم كار تمام شده و براي همين حريف آذربايجاني را دست كم گرفتم. در واقع پس از غلبه بر فدروشين و راهيابي به ديدار نهايي به اين نتيجه رسيدم كه آثار مصدوميتم از بين رفته و به شرايط خوبي رسيده و در صورت صلاحديد كادرفني مي‌توانم در مسابقات جهاني دانمارك روي تشك حاضر شوم. به عبارت ديگر با حضور در جام لهستان و وزن كم كردن براي رسيدن به وزن قانوني متوجه شدم كه در فرم ايده‌آل بدني به سر مي‌برم، همين بزرگ‌ترين دستاورد شركتم در مسابقات لهستان بود.

روند نتايج تيم ملي كشتي آزاد در مسابقات و تورنمنت‌هاي مختلف و همچنين مراحل آماده‌سازي آن را چطور ارزيابي مي‌كني؟

به نظر من كادر فني كنوني بخوبي روي آماده‌سازي تيم تمركز كرده، ممكن است عده‌اي بگويند چون در حال حاضر با اين كادر فني كار مي‌كنم به تعريف و تمجيد از آنها مي‌پردازم، اما واقعيت اين است كه كادر فني تيم ملي واقعا نشان داده كه به درستي برنامه‌هاي آماده‌سازي خود را پيش مي‌برد.كافي است كه نگاهي به نتايج تيم در مسابقات گوناگون بيندازيم، تيم ما در مسابقات بين‌المللي باكو پنج، شش مدال كسب كرد، در مسابقات قهرماني آسيايي تايلند هر 7 كشتي‌گير ما با مدال برگشتند، نمايش كشتي‌هاي زيبا در پيكارهاي جام جهاني تهران و همچنين كسب 7 مدال در مسابقات زيلكوفسكي همه و همه نشان مي‌دهند كه تيم ايران روند رو به رشدي داشته و مشكلي در برنامه‌هاي آماده‌سازي تيم وجود نداشته است.

اما قبول داريد سطح فني مسابقاتي كه از آنها نام بردي به هيچ عنوان با پيكارهاي جهاني قابل مقايسه نبوده و در نتيجه نبايد به نتايج اين گونه رقابت‌ها دل خوش كرد؟

يقينا همين طور است و نبايد ما به نتايج ميدان‌هاي تداركاتي و قاره‌اي براي شركت در پيكارهاي جهاني دلخوش باشيم. واقعيت اين است كه تداوم اين نتايج نشان مي‌دهد كه اين موفقيت ها به هيچ‌وجه اتفاقي نيستند، بخصوص در مسابقات لهستان كه شخصا حضور داشتم كيفيت فني بالاي اين رقابت‌ها را به وضوح مشاهده كردم. همان طور كه نبايد به اين موفقيت دل خوش كرد نبايد آن را نيز كوچك كرد، در واقع اين تيم ماست كه پيشرفت كرده، پيشرفتي كه برخلاف گذشته در درجه اول ناشي از روح تيمي ‌است كه بر تيم حاكم شده، اگر اين روحيه حفظ شود بسيار اميدواريم در مسابقات جهاني هم به نتايج خوبي دست يابيم.

اين‌كه به عنوان يكي از نفرات با تجربه تيم ملي از اين روحيه مطلوب در تيم خبر مي‌دهي در نوع خودش جالب است، حال سوال اين است كه روحيه همدلي چطور در تيم ايجاد شده كه در گذشته وجود نداشت؟

خوشبختانه امروز شرايط روحي تيم به‌گونه‌اي است كه همه ملي پوشان با همدلي در اردوي تيم حضور دارند و به نوعي به هم كمك كرده و در كنار همديگر هستند. همين روحيه باعث شده كه تيم پيشرفت خوبي داشته باشد. به نظرم اصلي‌ترين عامل ايجاد اين تحول مثبت، جوان بودن كادرفني تيم است. وقتي كه اختلاف سني كمتري نسبت به گذشته بين كشتي‌گيران و مربيان وجود دارد در نتيجه ارتباط برقرار كردن بين مربي و شاگرد بسيار راحت‌تر است، اما اگر سن مربيان بالاتر باشد به سختي مي‌توان با او ارتباط برقرار كرد. جواني كادرفني اين محاسن را دارد كه مربي و كشتي‌گير حرف همديگر را مي‌فهمند و كشتي‌گيران به‌راحتي مشكلات خود را با مربيان در ميان مي‌گذارند. همين باعث شده كه تيم در شرايط فعلي يكدست، يكدل و يكرنگ باشد. خوشبختانه برخلاف سال‌هاي قبل تيم به هيچ عنوان حاشيه ندارد. همه به فكر كار خودشان هستند. كشتي‌گير به فكر تمرين كردن و كشتي گرفتن و كادرفني به فكر تمرين دادن و برنامه آماده‌سازي است. يعني هر كس تنها به وظايف خود مي‌پردازد، در نتيجه حاشيه هم محلي از اعراب نمي‌يابد.

قطعا در كنار تمرينات آماده سازي و ايجاد شرايط روحي رواني براي تيم آناليز حريفان هم به عنوان يك فاكتور موثر براي كسب موفقيت موثر است، در اين زمينه اقدام خاصي براي تيم صورت مي‌گيرد؟
جواني كادرفني اين محاسن را دارد كه مربي و كشتي‌گير حرف همديگر را مي‌فهمند و كشتيگيران براحتي مشكلات خود را با مربيان در ميان مي‌گذارند

خودم يك آناليز شخصي از حريفانم دارم، چون 5 سال است با آنها كشتي مي‌گيرم و براي همين مسابقاتشان را در پيكارهاي مختلف پيگيري مي‌كنم. اين‌كه در مسابقات قاره‌اي يا تورنمنت‌هاي مختلف در وزن 60 كيلوگرم چه نتايجي به دست آمده است يا چه كشتي‌گير جديد و از چه كشوري وارد مسابقات شده است؟ يك آناليزي هم با كادرفني انجام مي‌دهيم. البته در اين مقطع پيگيري تمرينات در دستور كار ما قرار دارد و قرار است در روزهاي پاياني تمرينات، آناليز حريفان در دستور كار قرار گيرد. به طور كلي فدروشين اكرايني، كودوخوف روسي و حسين اف آذربايجاني از مهم‌ترين حريفان من در جهاني محسوب مي‌شوند.

با توجه به اين‌كه اكثر كشتي‌گيران و همچنين كادرفني تيم معتقدند برنامه‌هاي آماده‌سازي تيم به شكل مطلوبي پيش مي‌رود، آيا كشتي آزاد ايران در ميدان دانمارك مي‌تواند جهشي دوباره داشته باشد و خاطره تلخ المپيك پكن را به فراموشي بسپارد؟

به نظر من در هيچ مقطعي نبايد سطح توقعات وانتظارات مردم را بالا برد. هرگونه قول دادن و پيش‌بيني مي‌تواند منجر به بالا رفتن سطح توقعات شده و كار را براي ما مشكل كند؛ چون در اين شرايط فشار روحي رواني بر تيم تحميل شده و نمي‌توانيم توانايي‌هاي واقعي خود را به نمايش بگذاريم. هر چه سطح انتظارات پايين باشد براحتي مي‌توان كار كرد و به فكر كسب نتيحه بود؛ چرا كه از نظر روحي و رواني فشار كمتري بر تيم وارد مي‌شود، بخصوص اين‌كه اكثر نفرات تيم جوان هستند و نبايد با وعده و وعيد خود شرايط روحي بدي را بر آنها وارد كنيم كه تمركزشان را از دست بدهند. الان اگر انتظارات را پايين بياوريم بهتر است چون باعث مي‌شود در روز مسابقه كشتي‌گيران ما با راحتي بيشتري روي تشك بروند. با وجود اين معتقدم كشتي ما چندين پله رشد كرده است. در مورد خودم هم بايد بگويم نمي‌توانم پيش‌بيني كنم كه در جهاني به چه مقامي ‌دست پيدا مي‌كنم، اما براي كسب خوش رنگ‌ترين مدال از تمام داشته‌هاي خود به بهترين شكل ممكن استفاده خواهم كرد.

مراد محمدي تا چه زماني مي‌خواهد در دنياي قهرماني باقي بماند؟

برنامه‌ام اين است كه حداقل تا بازي‌هاي آسيايي گوانگجو در دنياي قهرماني باقي بمانم. البته پس از المپيك مي‌خواستم كشتي را كنار بگذارم، اما در نهايت شرايطي پيش آمد و ديدم كه مي‌توانم باز هم كشتي بگيرم. به هر حال فعلا اعلام كرده‌ام تا بازي‌هاي آسيايي كشتي مي‌گيرم، شايد هم تا المپيك لندن ادامه بدهم ، معلوم نيست بايد ببينيم در آينده چه پيش مي‌آيد.

بعد از المپيك چه شرايطي پيش آمد كه اول تصميم به خداحافظي گرفتي و بعد هم از اين تصميم صرفنظر كردي؟

من در كشتي تاكنون به تمام آرزوهايم در جهت كسب مدال رسيده‌ام، اما از زندگي شخصي‌ام خيلي عقب افتادم. شايد همه فكر كنند كه مراد محمدي از كنار كشتي توانسته به نان و نوايي برسد در صورتي كه اين جوري نيست و واقعا از زندگي ام عقب افتادم . به همين دليل پس از المپيك و با توجه به كم لطفي‌هايي كه در حقم شد از خداحافظي منصرف شده و تصميم گرفتم دوباره ادامه داده و حقم را بگيرم.

چه توقعي از مسوولان و بويژه مسوولان استان مازندران داري كه مي‌گويي پس از المپيك مورد بي‌مهري قرار گرفتي؟

هميشه مشكلاتي براي ورزشكاران وجود دارد و وعده و وعيدهايي كه به ما داده‌اند در حد حرف باقي مانده است. پس از المپيك مخصوصا در مازندران خيلي به من كم لطفي شد. من از جاي ديگر هيچ انتظاري ندارم، اما حداقل انتظار نداشتم كه در شهر و استان خودم بيشتر مورد كم لطفي قرار بگيرم. من بر اساس علقه خود و حس انجام وظيفه براي كشورم و شادي دل مردم افتخار كسب مي‌كنم و در مقابل حداقل اين انتظار را دارم كه با كم لطفي مواجه نشوم.

يعني يك مراسم تقدير هم براي دارنده مدال برنز المپيك در مازندران برگزار نشد؟

مراسم تقدير و اهداي جوايزي نظير سكه و غيره جاي خود دارد. توقع دارم مثل يك قهرمان مورد احترام باشم، اين توقع زيادي نيست. انتظار ندارم كه يك مسوول بيايد 5 يا 10 سكه به من اهدا كند، اصلا در اين وادي نيستم. ماديات جزئي از زندگي همه هست اما نه اين قدر كه روي آن حساسيت ويژه‌اي داشته باشم. اين انتظار را دارم كه يك مسوول با يك شاخه گل به من يك خسته نباشيد بگويد.

هيچ وقت حسرت اين را خوردي كه در المپيك پكن مي‌توانستي مدالي خوشرنگ‌تر از برنز كسب كني؟

هيچ وقت به گذشته فكر نكرده و در نتيجه حسرت گذشته را نمي‌خورم. در المپيك نسبت به شرايطي كه داشتم برنز بهترين مدالي بود كه مي‌توانستم به آن دست يابم. در آن شرايط روحي كه براي تيم ملي وجود داشت همه مي‌گفتند ماولت باتيروف كشتي‌گير روسي بهتر از من بوده كه به فينال راه يافته، شايد اگر فشار رواني بر تيم حاكم نبود مي‌توانستم براحتي طلا هم بگيرم. به هر حال من به آنچه كه دارم قانع هستم. به هر حال نبايد ناديده گرفت كه جو المپيك جو سنگيني است. وقتي در كنار قهرمانان جهان و المپيك تمرين مي‌كنيد، استرس خاصي حتي براي بهترين كشتي‌گيران دنيا به‌وجود مي‌آيد. همه در ميدان المپيك از آمادگي جسماني بالايي برخوردارند و بقيه مسائل برمي‌گردد به روحيه ورزشكار كه اگر بتواند بر استرس خود غلبه كند، صددرصد نتيجه راضي كننده‌اي به دست خواهد آورد.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟