با عيسي اسحاقي، رئيس فدراسيون گلف:
6 سال ديگر توقع مدال داشته باشيد
صددرصد همينطور است. وقتي هنوز مشخص نيست كه من براي 4 سال آتي رئيس فدراسيون هستم يا نه، خب اين خيلي روي انگيزههاي من و مجموعه تحت امرم تاثير ميگذارد. شما وقتي سرپرست يك فدراسيون هستيد برنامههايتان 6 ماهه خواهد بود، اما وقتي رئيس باشيد، برنامه بلندمدت تدوين ميكنيد. خود ما در اين مدت بارها به دنبال برگزاري مجمع بوديم كه هر بار به تعويق افتاد.
کد خبر: ۶۰۸۱۳
| | 2951 بازدید
از سال 1383 كه صندلي رياست فدراسيون گلف به عيسي اسحاقي رسيد، به گواه 3 جايزه 10 هزار پوندي كه مركز توسعه گلف جهاني بابت كشور پيشرو در توسعه گلف به ايران داد، كارهاي زيادي در اين رشته نوپا انجام شد. به نوشته جام جم؛ برنامه 4 ساله فدراسيون گلف كه آن زمان با هدف توسعه و همگاني كردن اين رشته به اجرا درآمد، ظاهرا موفقيتآميز بوده است، چراكه اسحاقي ميگويد: «در اين 4 سال، تعداد گلفبازان كشور را از 200 به 15 هزار، تعداد مربيان گلف را از 12 به 100، تعداد هياتهاي گلف استانها را از 6 به 19 و تعداد زمينهاي گلف و ميني گلف را از 6 به 20 رساندهايم.»
با اين حال همه ميخواهند بدانند اولين مدال تاريخ گلف ايران چه زمان به دست ميآيد. محور گفتگوي ما با رئيس فدراسيون گلف هم بر همين اساس است، چراكه اين روزها خيليها ملاك موفقيت يك رشته ورزشي را با ترازوي مدالآوري ميسنجند و شايد موفقيت در بحث همگاني چندان تامينكننده توقعات نباشد.
در اين مدتي كه رياست فدراسيون گلف با شما بود، آيا به بحث قهرماني هم توجه شد يا نگاه صرف فدراسيون به همگاني كردن گلف بود؟
ما برنامه 4 ساله دوم را كه براي سالهاي 88 تا 91 در نظر گرفته شده با رويكرد قهرماني تدوين كرديم؛ البته مقدمات چنين برنامهاي را از اواخر برنامه 4 ساله اول فراهم كرديم، به طوري كه در سال 87 براي اولين بار ليگ گلف را در 2 گروه و با شركت 10 تيم برگزار كرديم و ليگهاي استاني را در تهران، لرستان و گلستان در هر 2 بخش آقايان و بانوان فعال كرديم. در عين حال ما سال گذشته 6 جام گلف برگزار كرديم كه در اين ميان جام مرحوم حسينپور در مسجد سليمان ركورد حضور بيشترين تيمهاي گلف از استانها را شكست و 23 تيم در آن به رقابت پرداخت. در مجموع اگر بخواهم يك جمعبندي كلي داشته باشم در 4 سال گذشته جهش چشمگيري در بحث همگاني كردن گلف داشتيم و از امسال هم تمام تمركزمان روي بحث قهرماني است؛ البته تيمهاي زير 23 سالهمان را در هر2 رده آقايان و بانوان، از سال گذشته و در جريان المپياد ايرانيان زير نظر داشتيم و از همان زمان براي اين 2 تيم اردوهاي متعدد داخلي و خارجي گذاشتيم تا به اميد خدا در بازيهاي آسيايي گوانگجو چين بتوانيم حضور خوبي در عرصه بينالمللي داشته باشيم.
تا آغاز بازيهاي آسيايي گوانگجو چه برنامههايي براي آمادهسازي تيمهاي آقايان و بانوان گلف در نظر داريد؟
تيم گلف آقايان در مهر ماه بازيهاي آسيا اقيانوسيه را پيش رو دارد. اين تيم هماكنون همراه با تيم بانوان در اردوي تركيه به سر ميبرد تا علاوه بر انجام يك بازي تداركاتي با تركها زير نظر مربي مجرب اين كشور، تمرينهاي خوبي را انجام دهند.
اگر اشتباه نكرده باشم، تيم ملي گلف ما يك بار ديگر هم در بازيهايي آسيا اقيانوسيه شركت كرده بود؟
بله. ما 2 سال پيش هم در اين بازيها شركت كرديم و البته در ميان 29 تيم، عنوان هفدهم را به دست آورديم. حالا اين تيم جوانتر شده است و ما اميدواريم اين بار بتوانيم رنكينگمان را در اين رقابتها كاهش دهيم.
تيم ملي گلف بانوان هم در عرصه بينالمللي محك خواهد خورد؟
متاسفانه براي بانوان مسابقههاي آسيايي برگزار نميشود كه البته ما در اجلاس قبلي پيشنهاد برگزاري آن را مطرح كرديم. با اين حال قصد داريم تيم ملي بانوان را مهرماه براي مسابقههاي بيندانشگاهي جهان به ميلان ايتاليا اعزام كنيم.
مردم از رشتههاي ورزشي توقع مدالآوري دارند و شايد موفقيت در بحث همگاني كردن يك رشته، برايشان زياد مهم جلوه نكند. شما چه اهدافي را براي خودتان در پايان برنامه4 ساله دوم يا همان برنامه قهرماني در نظر گرفتهايد؟
ما در اين برنامه اهداف كوتاهمدت، ميانمدت و بلندمدت را در نظر گرفتهايم؛ مثلا امسال كه اولين سال اجراي اين برنامه است، پيشبيني كردهايم تيممان بايد در مسابقههاي مهر ماه آسيا اقيانوسيه در كره جنوبي يكي از ردههاي 14 يا 15 را به خود اختصاص دهد. يعني 2 يا 3 پله صعود نسبت به 2 سال پيش. با اين تفاوت كه تيم ملي جوان است و همه نفرات آن زير 23 سال دارند. در اهداف بلندمان هم اين پيشبيني را داريم كه پس از سال 91 يكي از تيمهاي مطرح آسيا در گلف باشيم. در اين برنامهريزي، بازيهاي آسيايي گوانگجو هم گنجانده شده است.
به نظر ميرسد برآورد صعود 2 پلهاي گلف در مسابقههاي آسيا اقيانوسيه آن هم پس از 2 سال، براي پابين نگه داشتن سطح توقعات باشد. آيا واقعا سطح رقابتها در اين رشته و در ميان كشورهاي متوسط آسيايي تا اين حد بالاست؟!
براي اين كه متوجه بشويد در اين مدت چقدر در گلف كار انجام شده بايد بگويم يك سال پيش از اين كه بنده به فدراسيون بيايم، در سال 82 تيم ملي كشورمان در مسابقههاي جهاني در بين 62 كشور آخر شد، آن هم با فاصله 100 امتيازي نسبت به تيم شصت و يكم. حال ما ميآييم و در مسابقههاي آسيا اقيانوسيه هفدهم ميشويم و در چنين شرايطي بايد بپذيريم با نزديك شدن به ردههاي بالاي رنكينگ، كار هم به صورت تصاعدي دشوارتر خواهد شد. حضور در ميان كشورهاي مدعي گلف، در عمل كار بسيار دشواري است. مثلا ما نميتوانيم خودمان را با كشوري چون استراليا كه به تنهايي 1500 زمين استاندارد گلف دارد، يا تايوان كه 400 زمين گلف دارد، مقايسه كنيم. در ضمن در كشورهاي صاحب سبك در گلف اين طور نيست كه فدراسيون گلف مليپوش تربيت كند. آنجا همه چيز به عهده باشگاههاست و هر باشگاه با 3 يا 4 هزار گلفباز فعاليت ميكند. كار در چنين شرايطي بسيار آسانتر از آني است كه فدراسيون خودش آموزش دهد، كشف استعداد كند، زمين تهيه كند و تجهيزات در اختيار گلفبازان بگذارد. در اين ميان نبايد فراموش كرد كه سطح گلف آسيا، سطح بسيار بالايي است. با وجود اين ما به گونهاي برنامهريزي كردهايم كه در پايان برنامه 4 ساله دوم، يكي از 5 قدرت برتر قاره باشيم.
در حال حاضر چقدر با سطح اول گلف آسيا فاصله داريم؟
اختلاف گلف ايران با سطح اول آسيا را بايد در نقاط ضعفمان جستجو كنيم. عمده ضعفهاي ما در بخش امكانات است . ما با كمبود زمين استاندارد در كشور روبهرو هستيم. از طرفي يكي از اساسيترين خلاهاي ما در بحث نبود باشگاههاي مستقل و فعال است، ضمن اين كه مربيان خوبي هم در اختيار نداريم و اينها همگي در پيشرفت گلف در كشور تاثيرگذار است.
در اين ميان فكر ميكنم فدراسيون گلف بايد درباره علت نداشتن مربيان كارآمد پاسخگو باشد.
خب برنامهريزي ما در تربيت مربيان گلف به گونهاي است كه آموزش مربيان درجه 3 را به هياتهاي گلف واگذار كردهايم؛ اما كارهاي مربوط به آموزش مربيان درجه 2، يك و ملي به فدراسيون گلف مربوط ميشود و مربيان بينالمللي هم توسط فدراسيون جهاني آموزش ميبينند. سال گذشته يك دوره كلاس مربيگري درجه 2 براي 15 مربي برگزار شد كه 7 نفر موفق شدند اين دوره را با دريافت كارت بگذرانند. امسال هم قصد داريم كلاسهاي درجه 2 و يك را برگزار كنيم. 2 مربي ما هم درجه ملي دارند كه براي بينالمللي شدن نياز به گذراندن مراحل خاصي طي 2 يا 3 سال هستند.
آيا برنامه 4 ساله اول براي توسعه گلف كافي بود؛ يعني ديگر نيازي به توسعه همگاني كردن اين رشته در ايران نيست؟!
مسلما اگر ما به بحث همگاني كردن گلف توجه نكنيم نميتوانيم در بحث قهرماني موفق باشيم. يعني اينطور نيست كه ما در تدوين برنامه 4 ساله دوم كه قهرماني است به بحث همگاني توجه نداشته باشيم. در برنامه 4 ساله اول هم با وجود توجه به توسعه گلف، از بحث قهرماني غافل نبوديم.
اين را به اين دليل پرسيدم كه الان يك سال است طرح آموزش رايگان گلف در تهران متوقف شده است، طرحي كه نقش بسزايي در معرفي ايران به عنوان يكي از كشورهاي پيشرو در توسعه گلف داشت. چرا نبايد از سوي فدراسيون پيگيري شود؟
گلف در سال 82 180 ميليون بودجه داشت در حالي كه بنده در سال 83 با بودجه 50 ميليوني كارم را شروع كردم و الان اين رقم به 150 ميليون تومان رسيده است
در اين زمينه بايد بگويم فدراسيون گلف سياستش را تغيير داده است. ما زماني ميخواستيم در عمل بگوييم كه گلف ورزش پولدارها نيست. از اينرو مبتكر آموزش رايگان گلف بوديم و همچنان نيز آن را در شهرستانها پيگيري ميكنيم؛ اما در تهران كار ديگري كرديم كه آن هم ارزشمند بود. ما در سال 86 آمديم و به 80 مربي ورزش استان تهران آموزش مربيگري داديم. بعد از آنها خواستيم در سطح مدارس و منطقهشان كساني را كه مستعد اين رشته هستند و انگيزه دارند، به فدراسيون معرفي كنند. اين كار صورت گرفت و حدود 700 دانشآموز به ما معرفي شد و ما از ميان آنها نزديك به 70 نفر را استعداديابي كرديم و به طور كامل تحت پوشش قرار داديم. خب، بازدهي اين طرح براي فدراسيون از طرح آموزش رايگان بيشتر بود، چرا كه ما در طرح آموزش رايگان نزديك به 3 هزار نفر را تحت تعليم قرار ميداديم تا در نهايت به 300 نفر گلفباز برسيم. با اين شرايط شايد ظرف 2 سال آينده در شهرستانها هم آموزش رايگان گلف نداشته باشيم.
شايد توجيه شما منطقي باشد، اما براي من اين پرسش پيش ميآيد كه مربيان شما چطور چهرههاي مستعد گلف را در مدارس شناسايي كردند؟! مدارسي كه هيچ امكاناتي براي ورزش گلف ندارند.
ما از معلمان ورزش خواستيم گلف را براي شاگردان خود توضيح دهند و بعد، آن عدهاي را كه نسبت به اين رشته ابراز علاقه كرده و از استيل بدني خوبي هم برخوردار بودند، به فدراسيون معرفي كنند.
همانطور كه اشاره كرديد سال گذشته اولين دوره ليگ گلف برگزار شد. اما امسال و تا الان كه 5 ماه از سال را سپري كردهايم خبري از دور دوم آن نيست.
ما سال گذشته نيز در نيمه دوم سال و در آذرماه شاهد آغاز ليگ گلف بوديم و امسال قصد داريم در مهر ماه ليگ را شروع كنيم؛ البته براي اينكه بتوانيم ليگ گلف را ابتداي سال برگزار كنيم نياز به يك برنامهريزي دقيق است و در تلاشيم كه از سال 89 يا 90 ليگمان را از ابتداي سال كليد بزنيم.
به نظر ميرسد اين همان زمان ايدهال شروع ليگ در گلف باشد.
حق با شماست، چرا كه در بهار و تابستان شرايط آب و هوايي و همين طور زمين مسابقه براي انجام گلف در بهترين فرم است و ديگر مجبور نميشويم به دليل بارش برف و باران تصميم به لغو مسابقهها بگيريم.
آيا در بحث درآمدزايي هم كارهايي در فدراسيون صورت گرفته است؟
بودجه اختصاصي فدراسيون گلف در سال جاري 150 ميليون تومان است كه اين رقم در سال 87، 105 ميليون تومان بود. با اين حال گردش مالي ما در سال گذشته نزديك به 450 ميليون بود كه اين خود نشاندهنده تلاشهاي فدراسيون در بحث درآمدزايي است. با وجود اين مشكل اصلي ما نوپا بودن گلف در ايران و به تبع آن، عدم پخش مستقيم بازيهاست.
در اين ميان نامهنگاريهايي با مديريت شبكه 3 انجام داديم و دوستان وعده دادند از اين پس دقايقي از مسابقههاي گلف روي آنتن برود. به هر حال توقع ما هم در همين حد است و انتظار نداريم يك مسابقه گلف كه زمان طولاني را به خود اختصاص ميدهد، به طور كامل پخش شود.
بودجه فدراسيون گلف در اين 4 سال چقدر بود؟
رقمي حدود 300 ميليون تومان، البته جالب است بدانيد بودجه فدراسيون گلف در هر يك از اين 4 سالي كه من رئيس آن بودم از سال قبل از آن كه بنده نيامده بودم بيشتر نبود! گلف در سال 82، 180 ميليون بودجه داشت در حالي كه بنده در سال 83 با بودجه 50 ميليون توماني كارم را شروع كردم و الان با كلي افزايش بودجه، اين رقم در سال 88 به 150 ميليون تومان رسيده است.
براي پر كردن خلا عدم فعاليت پر رنگ باشگاهها چه بايد كرد؟
ببينيد ايدهال فدراسيون اين است كه باشگاهها خودشان زمين داشته باشند و عضو فعال بپذيرند. وگرنه ما الان بيش از 10 باشگاه در تهران داريم كه در ليگ هم فعال هستند، اما اينها اكثرا تيم هستند و براي تبديل شدن به يك باشگاه مستلزم 5 يا 10 سال زمان است. الان تعداد تيمهايي كه خودشان زمين دارند در ايران به 10 تا هم نميرسد.
فدراسيون گلف، جزو آن دسته از فدراسيونهاست كه مجمع آن برگزار نشده است. براي برگزاري مجمع جديد چه تاريخي مشخص شده است؟
راستش هنوز نميدانيم!
به نظر ميرسد اين تاخير پيش آمده در برگزاري مجامع فدراسيونها، انگيزه را بين روساي فدراسيونها كاهش داده باشد. در اين باره چه نظري داريد؟
صددرصد همينطور است. وقتي هنوز مشخص نيست كه من براي 4 سال آتي رئيس فدراسيون هستم يا نه، خب اين خيلي روي انگيزههاي من و مجموعه تحت امرم تاثير ميگذارد. شما وقتي سرپرست يك فدراسيون هستيد برنامههايتان 6 ماهه خواهد بود، اما وقتي رئيس باشيد، برنامه بلندمدت تدوين ميكنيد. خود ما در اين مدت بارها به دنبال برگزاري مجمع بوديم كه هر بار به تعويق افتاد.
البته ظاهرا فدراسيون شما با برگزاري ثبت نام نامزدهاي رياست، يك پله از فدراسيونهاي ديگر جلوتر است.
بله و جالب است بدانيد من تنها نامزد رياست در فدراسيون گلف هستم.
با وجود تمام كارهاي انجام شده در گلف، خيليها منتظرند تا خبر مدالآوري مليپوشان را در عرصههاي بينالمللي بشنوند. اين آرزو چه زمان تحقق مييابد؟
براي اينكه بتوانيم با كشورهاي ديگر در بحث مدالآوري رقابت كنيم حداقل به 10 زمين استاندارد گلف نياز داريم. با وجود اين خود من به شخصه نسبت به پديدههايي كه داريم نااميد نيستم و ممكن است در يكي از همين مسابقههاي بينالمللي شاهد درخشش تك ستارههايمان باشيم.
براي بازيهاي آسيايي گوانگجو چه اهدافي را دنبال ميكنيد؟
هدف، حضور پررنگ در مسابقهها و تلاش براي كسب مدال است. در مسابقههايي چون گلف، اگر نماينده ما در آسيا پنجم هم شود، خود به اندازه يك مدال طلا ارزش دارد. اينكه يكباره بخواهيم از نفرات جوانمان انتظار قهرماني آسيا را داشته باشيم معنايش اين است كه ديگر كشورها هيچ پيشرفتي در گلف نداشته باشند. با اين حال منطقي آن است كه حول حوش سالهاي 94 يا 95 از گلف توقع مدال داشت.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


