چرا هدايتي تيتر يک نشد؟
هنوز ليگ برتر چند قدم پشت سر نگذاشته بود که سايه شايعات خودش را روي جسم بي جان اين فوتبال پهن کرد. جالب است که اين شايعات به شکل شايعه مطرح نمي شد.
به نوشته قدس؛ وقتي کاظم اوليايي و منصوريان به طور مستقيم مدعي تماس هدايتي با داور مسابقه پاس- استيل آذين هستند و مي گويند مدير استيل به داور بازي چک داده است، اين ديگر شکل شايعه ندارد، بلکه اتهامي بزرگ به يک نفر زده شده و او بايد از خودش رد اتهام کند.
پرسش اين است؛ واکنش مطبوعات به اين داستان چه بود؟ در چه حدي بود؟ اگر اين اتفاق در فوتبال انگليس يا آلمان رخ مي داد، طرفين مسأله تا چندين روز تيتر يک روزنامه هاي ورزشي و حتي سياسي بودند و کار به دادگاه کشيده مي شد و تمام فعل و انفعالات سياسي جامعه، مدتها تحت تأثير اين پرونده قرار مي گرفت.
چرا؟چون ريشه فوتبال هر کشوري بر سلامت ذهني و اقتصادي آن بنا شده و جامعه پيشرفته مي داند که اگر حواسش به سلامت اقتصادي فوتبال نباشد، تمام زحمات چند ساله شان به باد مي رود و فساد، همه چيز فوتبال را مي بلعد و استخوانش را تحويل مي دهد.
وقتي پرونده درگيري استيو جرارد با يک نفر در کافه اي در ليورپول خوراک چند ماه رسانه ها را تأمين مي کند، ادعاي روشن مدير و مربي يک تيم در مورد تطميع يک داور توسط مدير باشگاه حريف، همه چيز را مي تواند تحت تأثير قرار دهد.
آيا در ايران پس از شنيدن و خواندن اين ادعاها آب از آب تکان خورد؟ چند تا عکس از هدايتي در روزنامه ها چاپ شد؟ اوليايي تيتر يک شد؟ عليرضا منصوريان چطور؟ تمام اينها،چرا؟
سيستم اداره کننده و نظارت کننده بر فوتبال طوري عمل کرده که به همه ثابت شده اصلاً نبايد پيگير اين جور مسائل باشند.در واقع به آنها غيرمستقيم گفته شده که کاري به کار «فساد» نداشته باشند و کار خودشان را انجام بدهند. اين را مي توان از فرجام عمليات انتحاري مايلي کهن که محروميت چند جلسه اي او نشستن روي نيمکت سايپا بود، فهميد.
اين واقعيتي تلخ است؛ اينکه خبر مربوط به اظهارنظر مدير و مربي اي که مدعي اند يک نفر به داور چک داده، تيتر يک نمي شود و خيلي هم زود اصل سوژه فراموش مي شود، اما تولد 46 سالگي صمد مرفاوي روي جلد مي رود و چون او منتسب به تيم تيراژ آور استقلال است، اصل خبر هم بايد در حد گزارشي مفصل چاپ شود.
همزمان با فوت کردن شمع 46 سالگي صمد مرفاوي، اين فوتبال دارد از درون خاموش و بي جان مي شود.
اندک چراغهاي اين فوتبال را بايد روشن نگه داشت.چه جوري؟ با پيگيري ادعاي علي حنطه که البته خودش خيلي زود تکذيبش کرد، با پيگيري تلاش نافرجام مايلي کهن و با پيگيري ادعاهاي اوليايي.



