خوشههای خشم
جادوي کريمي مرگ ندارد. اين بهترين تعبيري بود که مي شد در پس مينياتوري که کريمي مقابل صبا هديه مان داد به کار برد. براي مايي که اين روزها بنابه هر دليلي خالي از شوق و هيجان هستيم شعبده هاي کريمي عين لذت از فوتبال بود. (نبود؟) او منحصر به فرد است. آن قدر منحصر به فرد که در ورزشگاه خالي و در تيم تازه به دوران رسيده هم هماني مي کند که در آليانس آره نا مي کرد. با همان ترتيب و با همان کيفيت. کريمي باز عزم آن کرده که خودش باشد، با انگيزه، تأثيرگذار و گره گشا.
به نوشته قدس؛ او وقتي مي خواهد خودش باشد که يا بدخواهانش حوصله اش را سر برده باشند يا خواسته باشد از فوتبالش لذت ببرد. مي خواهم بگويم ما تنها زماني مي توانيم از فوتبال کريمي لذت ببريم که خودش هوس کرده باشد و گرنه هيچ عاملي حتي جام جهاني و يا قهرماني در فينال يک دوره مسابقه نمي تواند او را سر ذوق بياورد.
اومانيسم و خودمحوري قدرتمند جادوگر باعث شد که او از بايرن مونيخ به استيل آذين برسد و قيد شهرت و محبوبيت را در پرسپوليس بزند تا به اپوزيسيونش نشان دهد که جادوي او مرگ ندارد حتي در شهرک اکباتان و در مقابل تعداد محدودي چشم از حدقه بيرون آمده.
صورت چين خورده از خوشي اش در پس گلزني به پاس و صبا گواه اين است که شعله هاي انگيزه هايش اين بار دوام بيشتري خواهند داشت. اما اينکه اين شعله ها تا آخر ليگ دوام بياورند سؤالي است که جوابش را حتي خود کريمي هم نمي داند. چرا؟ چون او منحصر به فرد است. چون او کريمي است؛ ستاره اي سرد که وقتي خودش بخواهد گرم مي شود.
وقتي اراده کرد به اروپا برود عربها را از شعبده هايش سيراب کرد. وقتي به باواريا رسيد ژرمنها را مجبور به ستايش کرد، اما فقط يک فصل، چون بعد حوصله اش از ديسيپلين آلماني سر رفت و باز دلش هواي خوش نشيني و شلختگي با اعراب را کرد. چون تنبل است و ليوان انگيزه هايش کوچک.
پس اصطکاک با دايي بهترين بهانه براي جرقه دوباره اش شد. پس بي خيال پول و خوش نشيني شد و به پرسپوليس آمد تا روي دايي را کم کند، که 90 هزار تماشاگر را به ورزشگاه بکشاند که در داربي نشان بدهد چقدر زهردار است و صداي همه را به خاطر لجبازي دايي براي دعوت نکردنش به تيم ملي درآورد، تا دايي را خرد کند.
او همه اين کارها را کرد و بعد سرد شد. بعد در پرسپوليس راه رفت چون باز ليوان انگيزه هايش سرريز شد.
اما حالا باز رگ انگيزه اش باد کرده است. انصاري فرد حوصله اش را سربرده و اين بهترين فرصت است براي ما که لبريز از لذت شويم. بازي با صبا همين فرصت بود. مي خواهد دوباره داد همه را به دليل لجبازي انصاري فرد دربياورد.
اين هفته انصاري فرد و دار و دسته دولتي اش شانس آوردند که پرسپوليس در آزادي خالي از تماشاگر افتضاح کرد و گرنه اگر بازي پرسپوليس- استقلال اهواز تماشاگر داشت همين هفته تيفوسي ها دمار از روزگار مسؤولان پرسپوليس در مي آوردند.
جادوي کريمي مرگ ندارد و بعيد است انصاري فرد با تيم پر اشکالي که ساخته بتواند از طلسم اين جادو جان سالم به در ببرد. شايد بهتر باشد تا قبل از بازي با استيل آذين انصاري فرد رفته باشد. او البته راه هاي ديگري هم براي شکست اين طلسم دارد و آن اينکه کريمي مصدوم شود و يا کميته انضباطي همچون پرسپوليس را از تماشاگرانش محروم کند و گرنه...



