صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
بازگشت باراک و پیام ترامپ به منطقه

یک مأموریت، سه کشور؛ چرا آمریکا همه تخم‌مرغ‌هایش را در یک سبد گذاشت؟

روز یکشنبه، ۳۱ مه، دونالد ترامپ در شبکه اجتماعی‌اش نوشت که «توم باراک کار برجسته‌ای انجام داده» و همزمان سمت فرستاده ویژه ریاست‌جمهوری به سوریه و عراق را هم به او سپرد. این یک انتصاب معمولی دیپلماتیک نبود.
کد خبر: ۱۳۷۸۴۰۶
| |
898 بازدید


یک مأموریت، سه کشور؛ چرا آمریکا همه تخم‌مرغ‌هایش را در یک سبد گذاشت؟

به گزارش تابناک، باراک که از سال ۲۰۲۵ سفیر آمریکا در آنکارا بود و مأموریتش به عنوان فرستاده ویژه در سوریه در حال اتمام بود، ناگهان با دامنه‌ای گسترش‌یافته بازگشت؛ این بار با سه مسئولیت همزمان روی دوشش: سفارت ترکیه، سوریه، و عراق.

 
اگر این سه کشور را روی نقشه ببینید، چیزی شبیه یک مثلث است که درست وسط آشفته‌ترین کانون بحران خاورمیانه قرار دارد.
 
 
 
مردی که از لبنان آمد
 
توم باراک هفتاد و نه ساله است. پدربزرگ و مادربزرگش مسیحیان لبنانی بودند که در ۱۹۰۰ از شهر زحله در دره بقاع به آمریکا مهاجرت کردند. او در کالیفرنیا بزرگ شد، حقوق خواند، در دوره ریاست‌جمهوری رونالد ریگان در وزارت کشور خدمت کرد، و بعد وارد دنیای کسب‌وکار شد. شرکت Colony Capital را تأسیس کرد و از طریق آن دارایی‌های بزرگی مثل هتل پلازای نیویورک و کمپانی میراماکس را خرید. از دهه ۱۹۹۰ با ترامپ رابطه نزدیک داشت، در مراسم تحلیف اول او رئیس کمیته اجرایی بود، و سرانجام در دور دوم به عنوان سفیر آمریکا در ترکیه منصوب شد.
 
در سال ۲۰۲۱ متهم شد که به نفع امارات متحده عربی لابی غیرقانونی کرده؛ پرونده‌ای پرسروصدا که با تبرئه کامل به پایان رسید. باراک از این ماجرا سالم بیرون آمد، اما نامش برای همیشه با «دیپلماسی در سایه» عجین شد.
 
 
 
از انتهای مأموریت تا آغاز یک نقش بزرگ‌تر
 
داستان این انتصاب یک پیچ دراماتیک دارد. جمعه شب، ۲۹ مه، مارکو روبیو وزیر خارجه آمریکا در بیانیه‌ای رسمی اعلام کرد که «عنوان فرستاده ویژه باراک به سوریه منقضی شده» و او «در زمینه سوریه و عراق نقش محوری حفظ خواهد کرد.» بسیاری این را به معنای پایان کار باراک تفسیر کردند.
 
اما دو روز بعد، ترامپ خودش در Truth Social نوشت که باراک به عنوان «فرستاده ویژه ریاست‌جمهوری» هم برای سوریه و هم برای عراق منصوب می‌شود. یعنی نه پایان مأموریت، بلکه ارتقای آن. روبیو هم تکمیل کرد که باراک «یک واسطه مرکزی برای سوریه و یک دست مورد اعتماد برای عراق» خواهد بود.
 
این ترتیب عجیب نیست؛ شاید طراحی‌شده هم باشد. دو روز ابهام، فضای رسانه‌ای را اشباع کرد و وقتی انتصاب رسمی شد، پیام رسانه‌ای قوی‌تری حمل می‌کرد.
 
 
 
سه مسئولیت، یک منطق
 
باراک وقتی در شبکه‌های اجتماعی از مأموریت جدیدش نوشت، جمله‌ای گفت که می‌ارزد دقت شود: «در سنت کسانی که دیرزمانی لوانت و آناتولی را مطالعه کرده‌اند، عراق، سوریه و ترکیه محور استراتژیکی هستند که هر ثبات پایدار در خاورمیانه باید بر آن استوار باشد. متوازن‌سازی این سه کشور به یک نقطه تماس و اهرم آمریکایی واحد نیاز دارد.»
 
این یک جمله دیپلماتیک تشریفاتی نیست. این یک اعلام موضع است.
 
واشنگتن دارد می‌گوید که دیگر نمی‌خواهد سه بازی جداگانه در سه کشور جداگانه داشته باشد. ترکیه، سوریه پس از اسد، و عراق جدید باید از یک دریچه دیده شوند و یک بازیگر آمریکایی آنها را مدیریت کند.
 
تحلیلگران این تصمیم را «تمرکز استراتژیک» می‌نامند؛ یعنی کاخ سفید به جای آن که چند نماینده موازی با اولویت‌های مختلف در منطقه داشته باشد، یک «مرد خاورمیانه» دارد که مستقیم به رئیس‌جمهور گزارش می‌دهد.
 
 
 
معمای عراق: دولتی در میانه دو فشار
 
بخش مهم این انتصاب، گسترش مأموریت به عراق است. قبل از باراک، مارک ساوایا عراقی‌الاصل این پست را داشت که از فوریه ۲۰۲۶ دیگر در سمتش نبود. حالا باراک این خلأ را هم پر کرده.
 
عراق در ماه‌های اخیر صحنه یک نبرد نفسگیر سیاسی بوده. واشنگتن پرداخت‌های نفتی عراق را که در فدرال رزرو نیویورک نگه‌داری می‌شود مسدود کرد، کمک‌های امنیتی را متوقف کرد، و صراحتاً گفت که با هر دولتی که تحت نفوذ گروه‌های وابسته به ایران باشد همکاری نخواهد کرد. این فشار‌ها کارساز بود؛ نوری المالکی که نامزد اصلی نخست‌وزیری بود و از حمایت ائتلاف هماهنگی (بلوک شیعی وابسته به ایران) برخوردار بود، کنار رفت و علی الزیدی، یک بانکدار چهل‌ساله بدون سابقه سیاسی، در ۱۴ مه ۲۰۲۶ نخست‌وزیر شد.
 
الزیدی جوان‌ترین نخست‌وزیر تاریخ عراق است. او متعهد شده که دولت عراق انحصار سلاح را در دست بگیرد و گروه‌های مسلح موازی را در ساختار دولتی ادغام کند. دو گروه بزرگ وابسته به ایران، عصائب اهل‌الحق و کتائب حزب‌الله، اعلام کرده‌اند که آماده واگذاری سلاح به دولت هستند. این اتفاق کمی بیش از یک هفته پیش بود و هنوز روشن نیست که تا کجا پیش خواهد رفت.
 
اما ناظران به این تحولات با احتیاط نگاه می‌کنند. کابینه الزیدی ناقص است؛ وزارت‌های مهمی مثل دفاع و کشور هنوز وزیر ندارند. همین وزارتخانه‌ها محل اصلی اصطکاک با گروه‌های وابسته به ایران هستند. رناد منصور، مدیر ابتکار عراق در اندیشکده چتم‌هاوس لندن، این وضعیت را چنین توصیف کرد که الزیدی «میان دو قدرت خارجی، آمریکا و ایران، گیر افتاده، در حالی که باید همزمان دولتش را هم تشکیل دهد.»
 
 
 
سوریه: یک فصل جدید هنوز نوشته نمی‌شود
 
در سوریه، باراک از همان ابتدای کار دولت احمد الشرع (که با سقوط اسد در دسامبر ۲۰۲۴ به قدرت رسید) به عنوان فرستاده ویژه فعال بود. او سوریه را بار‌ها دیده، با الشرع ارتباط نزدیک دارد، و در کنفرانس‌های دیپلماتیک منطقه‌ای مثل مجمع آنتالیا حضور داشته.
 
آمریکا اکنون در حال تنظیم یک مشارکت دفاعی با دمشق است؛ مشارکتی که طبق گزارش‌ها شامل بهبود کنترل و فرماندهی نیرو‌های سوری، تأمین امنیت مرز‌ها در برابر قاچاق سلاح و نفوذ گروه‌های تروریستی، و مدیریت جابجایی آوارگان خواهد بود. اتاق فکر FDD در واشنگتن گزارش داده که آمریکا از کار با نیرو‌های دموکراتیک سوریه (SDF) در شرق سوریه به سمت همکاری با دولت مرکزی دمشق در حال گذار است.
 
سوریه هم در نوامبر ۲۰۲۵ به ائتلاف بین‌المللی ضد داعش پیوست و رابطه‌اش با واشنگتن در حال شکل‌گیری جدیدی است. اما این رابطه هنوز شکننده است، چون دولت الشرع با چالش‌های عمیق داخلی و اقتصادی دست و پنجه نرم می‌کند.
 
 
 
مثلث آنکارا - دمشق - بغداد
 
شاید مهم‌ترین جنبه این انتصاب، همزمانی سه سمت باراک باشد. او سفیر ترکیه است و از آنکارا عمل می‌کند. ترکیه نه فقط یک متحف ناتو است، بلکه در منطقه نقش کلیدی دارد: مرز مشترک با سوریه و عراق دارد، با نیرو‌های کرد در شمال سوریه و عراق در تنش است، و با دولت الشرع در دمشق رابطه‌ای در حال شکل‌گیری دارد.
 
یک دیپلمات آمریکایی که هم سفیر ترکیه است، هم فرستاده سوریه، هم فرستاده عراق، عملاً می‌تواند هماهنگی‌ای ایجاد کند که از طریق کانال‌های معمولی دیپلماتیک ممکن نبود. این ساختار، واشنگتن را قادر می‌کند پیام‌های واحدی را از سه کانال متفاوت مخابره کند.
 
برخی تحلیلگران این ترتیب را «موزیک به گوش اردوغان» خوانده‌اند؛ چون ترکیه در این چینش، نقش میانجی و شریک استراتژیک آمریکا در منطقه را پیدا می‌کند.
 
 
 
آنچه در پس‌زمینه جریان دارد
 
انتصاب باراک همزمان با دو رویداد بزرگ‌تر اتفاق افتاد: اول، مذاکرات هسته‌ای ایران و آمریکا که در جریان است؛ دوم، حملات سپاه پاسداران به گروه‌های جدایی‌طلب در شمال عراق که درست همان روز‌ها گزارش شد.
 
این همزمانی تصادفی نیست. واشنگتن با این انتصاب نشان می‌دهد که پرونده عراق و سوریه را جدا از پرونده هسته‌ای مدیریت می‌کند. دیپلماسی چندلایه است: از یک طرف مذاکره مستقیم با تهران ادامه دارد، از طرف دیگر فشار در زمین عراق و سوریه ادامه دارد. این دو را نباید با هم خلط کرد.
 
جروزالم پست در تحلیلش نوشت که باراک احتمالاً می‌خواهد «همان روندی را که ترکیه داشت، در سوریه و عراق هم ایجاد کند»؛ یعنی کشور‌هایی که شریک آمریکا هستند، اما از درگیری مستقیم با ایران به دور می‌مانند.
 
 
معادله پیچیده
 
این انتصاب در دل یک پازل پیچیده‌تر معنا پیدا می‌کند. عراق جدید تحت فشار آمریکا، دولتی تشکیل داده که هم باید به واشنگتن جواب بدهد و هم با تهران کنار بیاید. سوریه‌ای که از ویرانه‌های جنگ دارد بلند می‌شود، به شریک دیپلماتیک واشنگتن تبدیل شده؛ و ترکیه‌ای که خودش منافع و اهداف ویژه در این مثلث دارد.
 
توم باراک، پیر هفتاد و نه ساله‌ای که آدم معاملات سخت است و سابقه‌اش در دنیای کسب‌وکار به او نگاهی متفاوت از دیپلمات‌های سنتی می‌دهد، در مرکز این پازل ایستاده.
 
اما دیپلماسی یک معامله ملکی نیست. عراق دولتی دارد که هنوز وزیر دفاع ندارد. سوریه هنوز در حال گذار است؛ و این مثلث ترکیه-سوریه-عراق، هر بار که یک بازیگر قوی به آن وارد می‌شود، شکل تازه‌ای به خود می‌گیرد.
 
آنچه مسلم است این است که واشنگتن در این کانون بحران، یک استراتژی واحد و یک بازیگر واحد را ترجیح می‌دهد. اینکه این استراتژی چه دستاوردی خواهد داشت، بستگی به این دارد که دولت‌های دمشق و بغداد تا کجا می‌توانند و می‌خواهند با این معادله جدید همراه شوند.
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
برچسب ها
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟