نامهاي به كرانيكار؛ دركمان كنيد تا بعد...!
باشگاه پرسپوليس پيش از آغاز مسابقات ليگ حرفهاي نهم فوتبال ايران، آنقدر به دنبال يك سرمربي خارجي خوب و قدرتمند گشت كه در نهايت نه فرصتي جهت شناخت كامل كرانيكار براي اهالي فوتبال ايران باقي ماند و نه سرمربي جديد قرمزها حتي در زمان برگزاري اردوي تداركاتي اين تيم در تركيه هم، بالاي سر شاگردانش حضور نداشت!
به نوشته گل؛ اما اولين حركت محتوم همه جهانياني كه پا به نقطهاي غير از سرزمين مادريشان ميگذارند، اين است كه در ابتداي هر ورودي با آداب و رسوم و طرز تفكر اهالي محل سكونت جديدش آشنا شده و در اندك فرصتي نسبت به اطرافيانش شناخت پيدا كند و كرانيكار هم از اين قاعده مستثني نيست.
چشمهاي كرانيكار از همان لحظهاي كه از هواپيمايش پياده شد، مملو از سوال به اطراف ميچرخيد و او سعي داشت آنچه كه ميبيند را با چشمانش ببلعد. او ميخواست با مردمي كه قرار است با آنها هم سفره باشد، آشناتر شود ولي هر كسي كه به او ميرسيد، در طول مكالماتش بالاخره از او ميپرسيد: «قول ميدهيد كه پرسپوليس را قهرمان كنيد؟»، «قول ميدهيد بهترين خط حمله ليگ را از آن خود كنيد؟»، «قول ميدهيد...؟» و او از خود ميپرسيد: «اينجا چرا همه دنبال قول گرفتن هستند؟» اما جرات نداشت كه سوالش را از طرف مقابلش بپرسد... تا زماني كه بالاخره كاسه صبرش پر شد! در پايان مسابقه مس و پرسپوليس بود كه او آنچه در دل دارد را براي همه بازگو كرد و گفت: «نميدانم چرا در فوتبال ايران همه در فكر قول گرفتن هستند؟!»
چه اتفاقي افتاده كه كرانيكار غريب، در اولين برخورد دستهجمعياش با رسانههاي ورزشي، به جاي آنكه صفاتي چون ميهماننوازي، مهرباني، شجاعت، جوانمردي، فرهنگ و تمام آنچه كه ما ايرانيها بدانها ميباليم را بيان كند، از علل بياعتمادي ما سخن ميگويد؟
فوتبال ايران از ابتداي كار تا بدين حد، «غريبكُش» نبود. آن اوايل به هر كسي كه به عنوان سرمربي يا بازيكن خارجي وارد فوتبال ايران ميشد، به چشم «ناجي» نگريسته ميشد، اما امروز در چشم اكثريت قريب به اتفاق فوتبالدوستان ايراني، مربيان درجه دو و سه اروپايي (جز قليل مربيان نامدار جهان) فقط براي چاپيدن و پول به جيب زدن وارد ايران ميشوند و نيتي جز اين در سرشان نيست اما كرانيكار چه گناهي دارد؟ و حالا اين نامه ماست براي مردي كه - ظاهرا - به منظور قدرت بخشيدن به پرسپوليس به ايران آمده:
آقاي كرانيكار سلام و خسته نباشيد، انگار كه حق با شماست! اينجا پيش از هر چيز ديگري از شما «قول» ميخواهند و تضمين ميطلبند، اما لطفا يكطرفه به قاضي نرويد و ناراحت نشويد. مردم ما ملت بيفرهنگي نيستند. آنها هم آداب و رسوم برخورد با ميهمان را بلدند و هم از عالم فوتبال حرفهاي اطلاعاتي (هرچند اندك) دارند و ميدانند كه قول گرفتن براي قهرماني در يك ليگ فوتبال نه تنها حركتي حرفهاي و فوتبالي نيست كه در نهايت هيچ ارزش محكمهپسندي هم ندارد، اما...
اما شايد اگر شما هم جاي آنها بوديد و مربيان به ظاهر جنتلمن و كاربلدي چون آريهان، به بهانه آموزش فوتبال سركيسهتان ميكردند، اگر شما هم روزها و ماهها و سالها روي سكوهاي داغ و تفتيده از هرم آفتاب تابستان و يا سرد و يخزده در زمستانهاي تهران، تيمتان را تشويق ميكردند و در نهايت هم هيچ چيزي دستتان را نميگرفت، شايد با همين بياعتمادي - و شايد بدتر از آن - به نفر بعدي نگاه ميكرديد، حتي اگر نفر بعدي بيگناه و پاك، واقعا به قصد كمك كردن به سراغتان آمده باشد!
جناب كرانيكار، ما هم قوانين فوتبال را بلديم و ميدانيم كه قولهاي ابتداي فصل مربيان - اگر كسي پيدا شود كه در ابتداي فصل قول قهرماني بدهد! - از شاخصههاي علمي فاصله زيادي دارند، اما چه كنيم كه دستمان كوتاه است و خرما بر نخيل؟ مايي كه در عقد قرارداد پرسپوليس با شما تاثيري نداشتيم، مايي كه هيچ اهرم و حربهاي براي وارد كردن فشار به شما و وادار كردنتان به خوب انجام دادن وظيفهتان در دست نداريم، اگر همين قول زباني را هم از شما نگيريم چه كنيم؟!
نه اينكه فكر كنيد با قول شما خيالمان جمع ميشود و همهچيز تمام است، قول شما فقط ميتواند براي چند هفته آراممان كند، شايد كه در طول اين مدت نوع عملكرد و نحوه نتيجهگيري تيم شما، به گونهاي باشد كه براي آينده نيازي به قول مجدد دادن نداشته باشيد!
اما تا آن زمان لطفا دركمان كنيد و تحمل داشته باشيد، مطمئن باشيد كه جاي دوري نميرود. ما شما را از همان لحظه كه با تيممان قرارداد بستيد، از خودمان ميدانيم اما راستش نميدانيم كه شما تا چه حد ما را از خودتان ميدانيد؟ پاسخ به اين سوال در طول زمان مشخص خواهد شد. ما كه اميدواريم - از صميم قلب - شما در كارتان موفق باشيد. پس تا بعد...



