لطف كردند و توالت ساختند!
قصه یک قصه تکراری است. تماشاچیان باز هم در همان شرایط غیراستاندارد در ورزشگاهها نگهداری خواهند شد. باز هم به آنها به چشم یک طفیلی نگریسته میشود و باز هم هنگام اتمام مسابقهای حساس با نوازش اشیاي سفتی به بیرون هدایت میشوند!
به نوشته دنیای فوتبال؛ کسی به راه اصولی برای راهاندازی ایستگاه متروی ورزشگاه فکر نمیکند و آدمها باز هم مثل ساندویچ درون مینیبوسها به این سو و آن سوی شهر میروند.
به تقویم خود نگاه کنید. فقط چند روز دیگر به آغاز لیگ نهم باقی مانده است و دغدغهها، هنوز همان دغدغههای قدیمی هستند. باشگاههای حاضر در لیگ برتر کماکان به جامعه تماشاچیان به چشم یک ابزار نگاه میکنند؛ ابزاری که وظیفه دارد در سرما و گرما به ورزشگاه برود، برای تیم موردعلاقهاش آنقدر عربده بکشد که تارهای صوتیاش پاره شود؛ از بازیکن گرفته تا فک و فامیلهای مدیرعامل را تشویق کند و در همه حالت آدم باشد. در مقابل باشگاهها چه وظیفهای دارند؟ پاسخ این است: «هیچ».
اگر چه ضیا آذری، مدیر مجموعه ورزشی آزادی از افزایش سرویسهای بهداشتی به 342دستگاه خبر میدهد و با خوشحالی ميگويد که نور ورزشگاه از 1000 لوکس به 2000 لوکس افزایش پیدا کرده است، اما با برگزاری اولین بازی، مشکلات عجیب و غریب خود را نشان خواهند داد.
مشکل این است که تماشاچیان نیز به حقوق خود ناآشنا هستند و بسیاری زیاد شدن سرویسهای بهداشتی را یک لطف میدانند. مطمئن باشید بوفهها و کیفیت اقلام خوراکی ارائه شده، همان است که بود. شیوه بازرسی بدنی، آفتابی که مستقیم توی مغزت میخورد، بیبرنامگی در فروش بلیت، بازار سیاهی که بیداد خواهد کرد، برخوردهای کلیشهای با تماشاچیان، آبخوریهایی با آب گرم و دهها نفر که توی صف ایستادهاند تا عطشی فرو نشانند و دهها مورد دیگر که خودتان به زودی خواهید دید، همه همان است كه بود.
باید پرسید چرا توان به اتمام رساندن پروژهای مثل ورزشگاه نقشجهان را نداریم؟ لطفا هیچکس الکی ژست مدیریتی نگیرد و با قیافه حق به جانب جوری نگاه نکند که انگار او از اسرار پشت پردهای باخبر است و ما چیزی سرمان نمیشود.
اصلا ما چیزی سرمان نمیشود؛ پس لطفا در همین چند روز باقیمانده تا شروع لیگ ورزشگاه نقش جهان را بعد از 15-10 سال برای برگزاری مسابقات آماده کنید و به مردم تحویل دهید. همینطور ورزشگاه یادگار امام (ره ) و چندین ورزشگاه دیگر را.
راستی محض اطلاع باید بگوییم ورزشگاه چهلهزار نفری آبادان تا دو سال دیگر وارد سیامین سال آغاز ساخت خود میشود و طبق برآوردها عمر مفید آن تمام میشود و نیازمند بهسازی کلی است.
از تماشاچیان انتظار دارند که همیشه نماد مطلق اخلاق باشند. خب، انتظار بجایی است ولی قبل از آن حرفهای عباس چمنیان، مدیر گروه تربیتبدنی دانشگاه علوم پزشكی مشهد را بخوانید تا بعد: «اولین قدم در راه اصلاح فضای ورزشگاهها احترام به شخصیت تماشاچی است. به این معنی که باید امکانات خوبی برای آنها در ورزشگاه فراهم کنیم. تا زمانی که مسئولان نگاه توام با احترام به تماشاچی نداشته باشند نمیتوان توقع خاصی از تماشاچیان داشت.»
آذری به خبرنگاران گفته است که با اقدامات انجام شده، تماشاچیان دیگر نمیتوانند صندلیها را از جا بکنند، با اين حال به جای خوشحالی باید افسوس خورد. پاک کردن صورتمسئله هیچگاه چیزی را حل نکرده است. این گفته نشان میدهد مشکلات پابرجا هستند و تنها به کمک سیمان و بتن باید رفتارهای خشونتآمیز را به حداقل رساند.
بوشهریهـا، شادمــان از بهسازی ورزشگاه شهید بهشتی، از استانداردسازی رختکنها و سرویسهای بهداشتی حرف میزنند. این حق آنها است که در اولین سال حضور در لیگبرتر به میهمانان خود اطمینان بدهند؛ درست مثل همه شهرستانهای دیگر.
ولی مشکل آنجاست که همه در ارائه تعریفی درست از یک ورزشگاه استاندارد دچار مشکل هستیم. فقط کافی است کمی صبر کنید تا ببینید آیا از چیزهایی مثل میکس زوم، اتاق کنفرانس اصولی (نه یک انباری که توسط اوستاحسن تغییر کاربری یافته)، امکانات ویژه خبرنگاران و تسهیلات لازم برای تماشاچیان خبری هست یا خیر؟
محمد احمدزاده هنوز نمیداند تیمش در کدام ورزشگاه بازی میکند. ورزشگاههای کوچک شهرستانها نیز تفاوت چندانی با گذشته نکردهاند. اشتباه نکنید، منظور رنگ و لعابدادن با چهار تا قلممو و دیوارکشی به سبک بدوی نیست. ما به دنبال یک ورزشگاه ایدهآل هستیم. میفهمید؟ ایدهآل. ایدهآل و باز هم ایدهآل!


