سياستي که پدر و مادر دارد!
اگر به بعضي ضربالمثلهاي رايج در بين عام و خاص، با تأمل و درنگ بيشتري نگريسته شود، گاه پيش ميآيد، به ضرب المثلهايي بر ميخوريم كه يا از اساس «نا ضرب المثل»اند يا رواج آنها نشان از يك شيطنت فرهنگي دارد كه به آرامي در ميان فرهنگي پاك رخنه كرده است. اين نفوذ ناخوشايند در همه سطوح اجتماعي، علمي، ادبي، فرهنگي، سياسي و غيره ممكن است اتفاق بيفتد يا اتفاق افتاده باشد. با كمي درنگ در بطن و متن اين جملههاي رايج متوجه ميشويم كه تكرار بدون ملاحظه آنها چقدر ميتواند كژي آور، غلط انداز، ويرانگر و نامبارك باشد.
البته اين اتفاق ممكن است وجه ديگري هم داشته باشد و آن اين است كه عبارتي يا مثلي به قصدي غير ازآنكه مورد استفاده قرار ميگيرد ساخته شده؛ اما به مرور زمان به خاصيت ديگري بدل شده است.
به عنوان مثال، در عالم شعر و ادب، اين عبارت بسيار به كار ميرود كه: «شعر مانند فرزند آدم است» يا «شعر فرزند آدمي است» باور اين نكته ميتواند آثار زيانباري در پي داشته باشد و برداشت غلط و نابجا از آن، راه را بر چكش كاري و آراستن و پيراستن يك سخن ادبي ببندد.
اين باور، نخستين آسيبي كه به سراينده ميزند، اين است كه امكان پخته كردن بيشتر و بيشتر سخن را از او ميگيرد و حال آنكه درستتر آن است که به قول بزرگان، بايد تن داد؛ زيرا معتقد بودند که گاه بايد براي نوشتن يك جمله هزار صفحه مطلب بخواني و دوباره و چند باره شعر و سخنت را چكش كاري كني تا آبديده و تابدار شود. در حالي که باور آن مثل فوق اين امكان را از سرايندهاش ميگيرد.
در عالم سياست همچنين وضعي حاكم است. اين جمله معروف را همگان تكرار ميكنند و گويي به يك ضرب المثل پر كاربرد در آمده كه: «سياست پدر و مادر ندارد» و از آن معني ِ بي اعتمادي به سياست را بيرون ميكشند و معنيهاي ويرانگر ديگر. شايد در نگاه غير ديني به سياست بتوان با چنين تلقي موحشي كنار آمد؛ اما ما بايد به عنوان اهالي كشوري فرهنگ مدار و متدين، اين مثل را با آيين و بنيانهاي اعتقادي خود بپروريم و اگر از پنجره اخلاق كه مورد صراحت متون ديني و آيين اعتقادي ماست بنگريم، در اين صورت هرگز سياست را يك پديده بي رحم تلقي نخواهيم كرد که هيچ مانعي بر سر راه را بيآسيب نميگذارد و هيچ اعتبار و اخلاقي را مرز نميشناسد و حرمتت نمينهد.
اين که همه کانديداها و جريانهاي سياسي در هنگامه انتخابات، بر رويکردها و کارکردهاي اخلاقي تاکيد دارند، نشان آشکاري از ذائقه اخلاق مند و فرهنگ مدار مخاطبان ايراني دارد. ايرانيان به سياست با پدر و مادر دلبسته و وابستهاند. به ويژه که در فرهنگ واژگاني قديم و کهن ايرانيان، «سياست» را هم رديف تربيت و تعليم و تدبير دانستهاند، و نه معناي فرنگي آن که رنگ و بوي دروغ و نيرنگ ميدهد. سياست ايراني ـ اسلامي ما يک واژه کاملا بومي است و با تعابير و نشانهاي بومي و آميخته با باورها و اعتقاد ما عجين شده است.
حال اگر عدهاي در اين مسير گفتند و عمل نکردند، مطمئن باشند رفتار ايشان حتي اگر هزارلايه هم باشد، از چشمان تيزبين مردم ايران زمين پوشيده نميماند و گوينده بلاعمل و زنبور بيعسل، خود نخستين گرفتار در مخمصه گفتن و ننمودن خويش خواهد بود، هرچند به دير و زود!
از اين منظر است که بايد گفت: «سياست با پدر ومادر»، سياستي است که ما را در گيرودارهرانتخابات و غيرانتخاباتي به اين هشدار درست و پند راست سعدي ـ عليه الرحمه ـ متوجه سازد که:
جهان اي برادر نماند به کس
دل اندر جهان آفرين بند و بس
مکن تکيه بر مُلک دنيا و پشت
که بسيار کس چون تو پرورد و کُشت
چو آهنگ ِ رفتن کند جان پاک
چه بر تخت مردن چو بر روي خاک



