صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

واعظي آشتياني: دندان روي جگر گذاشتيم و تحمل كرديم

از همان زمان كه استراتژي تحمل را در بخشي از باشگاه استقلال پيش گرفتم، وجود لمپن‌ها را در باشگاه استقلال حس كردم. من خيلي زود با آدم‌هايي مواجب بگير كه اسم خود را ليدر گذاشته‌اند مواجه شدم و نمي‌توانستم نسبت به آن بي‌تفاوت باشم. چرا بايد سكوت كنم وقتي مي‌شنوم پس از قهرماني تيم در مشهد، يك ليدر بي‌تربيت كه تمام بدنش جاي چاقو دارد، مي‌آيد در اتوبوس تيم و براحتي به بازيكنان بي‌حرمتي مي‌كند، بدون آن‌كه كسي به او تذكر بدهد يا وقتي بنده سر تمرين مي‌روم و مي‌بينم عده‌اي از ليدرها دور هم جمع شده‌اند و تمرين فحاشي مي‌كنند، چگونه مي‌توانم بي‌تفاوت باشم. جالب است بدانيد وقتي از مسوول كانون هواداران باشگاه پرسيدم چرا اينها دارند تمرين فحاشي مي‌كنند، فقط خنده تحويل گرفتم تا متوجه شوم تمام اين كارها با برنامه است.
کد خبر: ۴۸۷۹۲
| |
3300 بازدید

روزي كه آمد سنگيني‌ نگاه‌ها را بخوبي حس كرد. همه پشت‌سرش مي‌گفتند يك مدير دوشغله ديگر، يك غيرفوتبالي ديگر و يك انتخاب اشتباه ديگر.

اما واعظي در پس زمينه ذهنش يك فرصت 8 ماهه را از تمامي منتقدانش طلب مي‌كرد، مجالي براي قهرمان كردن تيم هفدهم جدول و اين تنها هدف او نبود. آشتياني آمده بود آبي‌ها را پاكسازي كند، پاك از حاشيه، پاك از بحران، پاك از بي‌فرهنگي و دسته آخر پاك از لمپنيسم. اشك‌هايي كه در واپسين ثانيه‌‌‌هاي بازي با پيام از چشمان اين مدير جاري شد، مهر تائيدي بود بر تمام سختي‌هايي كه كشيد و در نهايت قهرماني. واعظي آشتياني با كمك تمامي عوامل باشگاه استقلال، به تمام اهدافش رسيد و بعد هم عنوان كرد نه من و نه هيچ‌كس ديگر، به تنهايي در قهرماني استقلال نقش‌نداشت.

مدير آبي‌ها، در گفت و گو با جام‌جم به قول خودش در نشستي خوب، صميمانه و بدون تعارف، بسياري از ناگفته‌هاي استقلال را به زبان آورد.

2 باشگاه پرطرفدار استقلال و پرسپوليس هميشه با حواشي بسياري درگير هستند و فقط يك مديريت خوب و منسجم مي‌تواند اين حواشي را كنترل كند. ما به عينه شاهد بوديم كه شما در اين مدت بخوبي از پس مسووليت خود برآمديد و تيم را با تمام حاشيه‌هاي موجود به سوي قهرماني سوق داديد. حتما از اين شرايط حرف‌هاي زيادي براي گفتن داريد؟

همان‌طور كه مي‌دانيد، استقلال در هفته ششم به رده هفدهم جدول سقوط كرد كه در تاريخ اين باشگاه بي‌سابقه بود. در آن شرايط استنباط بنده اين بود كه تغييرات مديريتي مي‌تواند يك شوك روحي و رواني براي كل مجموعه باشد. مهندس زريبافان، رياست مجمع باشگاه نيز همين نظر را داشت و به دنبال يك فضاي جديد و يك نگاه نو بود تا بتواند اثربخشي خود را نشان دهد. البته اين شوك مديريتي مي‌توانست اثرات منفي هم داشته باشد، اما خوشبختانه نتايج استقلال خلاف آن را ثابت كرد و بازيكنان با روحيه‌اي بيشتر بازي‌ها را دنبال كردند كه نتيجه آن 2 پيروزي پياپي پيش از دربي و 5 پيروزي متوالي هم بعد از بازي با پرسپوليس بود.

اصلا چطور شد كه از راس فدراسيون دوچرخه‌سواري آمديد به اين سمت كه در باشگاه بزرگي چون استقلال انجام وظيفه كنيد؟

از آنجا كه بنده محيط ورزش را خوب مي‌شناختم و مي‌دانستم ورزش چه چالش‌هايي در خود دارد و چه نوع فرهنگ و گفتماني در آن حاكم است به عرصه مديريت در باشگاه استقلال وارد شدم. البته بنده با تاكيد دوستان اين مسووليت را پذيرفتم و خودم چنين برنامه‌اي نداشتم و به قول معروف قسمت اين بود كه بيايم و انجام وظيفه كنم.

معمولا گفته مي‌شود مديران به استقلال و پرسپوليس مي‌آيند تا اين دو باشگاه را سكوي پرتاب خود كنند و به شهرت و معروفيت برسند. شما دراين باره چه فكر مي‌كنيد؟

من مدارج ترقي و موفقيت را طي سال‌هاي پس از انقلاب طي كرده‌ام و اينجا نيامده‌ام كه استقلال را سكوي پرتاب خود كنم. من تنها يك وظيفه دارم و آن اين است كه تيمم را در مسير حرفه‌اي شدن قرار دهم و يك انسجام در آن ايجاد كنم. اين چيزي است كه حتي پيش از قهرماني استقلال بنده بارها به بازيكنان و كادر فني تيم گفته‌ام. من دنبال اين نيستم كه با فوتبال پلكان ترقي براي خودم ايجاد كنم.

از همان بدو ورود چه برنامه‌‌هايي براي خروج استقلال از بحران داشتيد؟

در ورود به اين عرصه اولين هدفمان اين بود كه اعتمادسازي كنيم. اين اولين گام براي موفقيت يك مدير در هر مجموعه‌اي است و ما هم براي ايجاد يك شوك رواني مثبت به آن نياز داشتيم. پس با گفتار و عمل خود كاري كرديم كه ديگر اعضاي مجموعه با اعتماد بالاتري در مسير موفقيت حركت كنند. گام دوم ما ايجاد فضايي توام با آرامش و دور كردن تيم از بحران بود. استقلال و پرسپوليس هميشه از حاشيه‌هايي كه خودشان ايجاد مي‌كنند ضربه مي‌خورند و من معتقدم چيزي از بيرون نمي‌‌تواند آنها را به چالش بكشد. نكته بعد هم شناسايي نقاط كوري بود كه مي‌توانست در مجموعه وجود داشته باشد. ما خيلي سريع به بررسي نقاط قوت و ضعف مجموعه پرداختيم و با اين ظرفيت‌شناسي، در جهت تقويت تيم قدم برداشتيم.

ايجاد فضايي توام با آرامش در تيم‌هاي پرطرفداري چون استقلال و پرسپوليس، كار دشواري است. اولويت‌هاي رفتاري شما در اين زمينه كدام مباحث بودند؟

اول از همه در هيات‌مديره انسجام ايجاد كرديم و دوم اين‌كه تصميم گرفتيم فقط يك نفر در كادر مديريتي باشگاه حرف بزند و آن هم مديرعامل باشد. در نتيجه جايگاه ويژه‌اي براي هيات‌مديره در نظر گرفتيم و از آنها خواستيم فقط براي استراتژي باشگاه برنامه‌ريزي كنند. با اين كار از فضاسازي ديگران هم جلوگيري كرديم. وقتي تمام اعضاي هيات‌مديره حرف بزنند، خيلي زود هم دستاويز حاشيه‌سازان قرار مي‌گيرند و ما مي‌خواستيم اين‌گونه باشد. ما بايد محيط تيم را در جهت رسيدن به آرامش پاكسازي مي‌كرديم. آدم‌هاي اضافه در كنار هر تيم يكي از عوامل تحريك و فضاسازي به شمار مي‌رود. ما با اين افراد هم برخورد كرديم. وجود انضباط تيمي هم براي ما خيلي اهميت داشت. شما اگر منابع مالي خوبي داشته باشيد و بازيكنان مطرحي هم در اختيارتان باشد، ولي انضباط تيمي نداشته باشيد، هيچ موفقيتي نخواهيد داشت. اين يك مساله ثابت شده است و بارها در همين ايران و جهان تيم‌هايي بودند كه با وجود هزينه‌هاي بسيار در يك فصل نتوانستند جايگاهي از خود داشته باشند و اين برمي‌گردد به مديريت، انضباط و تفكر سيستماتيك.

اما در فضايي چون فوتبال ايران كه هنوز با حرفه‌اي شدن فاصله دارد، جا انداختن تفكر سيستماتيك كار چندان ساده‌اي نيست.

سخت است، اما محال نيست. اعتقاد من اين است كه اگر در مجموعه‌اي يك سيستم اصولي حكمفرماست، افراد آن مجموعه هم بايد ياد بگيرند خودشان را تابع سيستم حاكم بر مجموعه قرار دهند و سيستماتيك فكر كنند. نه اين‌كه خودشان را تافته جدا بافته بدانند و دنبال هنجارشكني باشند. ما سيستم‌هايي هم داريم كه اصلا اسمش سيستم نيست. البته عده‌اي هم فضاهايي براي خودشان درست مي‌كنند كه مبتني بر رويه‌هاي غير منطقي است و اسمش را هم مي‌گذارند سيستم. اين عده فضاي آنارشيست‌طلبي را دوست دارند و منفعت خود را در هرج و مرج مي‌بينند. بعضي‌‌ها هستند كه اداي آدم‌هاي با سيستم را در‌مي‌آورند، ولي رفتارهايشان رفتارهاي سيستمي نيست و فكر مي‌كنند فقط طراوشات مغزي آنها درست است.

قلعه‌نويي اولين كسي بود كه از مجموعه شما جدا شد و حالا شايد اين‌گونه تعبير شود، گوشه‌هايي از منظور شما اين مربي باشد.

من از كسي نام نمي‌برم و فقط براين باورم كه هر چيزي اصول خودش را دارد. درخصوص آقاي قلعه‌نويي هم تعجب مي‌كردم وقتي مي‌شنيدم مي‌گويد من براي خودم استانداردهايي دارم! مگر مي‌شود كسي براي خودش استاندارد تعريف كند؟ به هر حال اينها معضلاتي است كه مجموعه فوتبال ما هم از بابت آن با يك چالش جدي روبه‌رو است.

برخي منتقدان استقلال مي‌گويند استقلال بدون قلعه‌نويي موفق نخواهد شد از عنوان قهرماني‌اش دفاع كند.

اين دسته از آدم‌ها، آنهايي هستند كه نسبت به نقش موثر مديريت‌هاي موفق و سوء‌مديريت‌ها در كاميابي يا ناكامي تيم‌ها بي‌اطلاع هستند و اصولا آنها هستند كه بايد در رفتار و نگرش خود تغيير ايجاد كنند. وقتي يك مجموعه سيستم داشته باشد، با رفتن شخص دچار تزلزل نخواهد شد. حداقل در تيمي كه مديريتش به عهده من است، اين‌گونه نخواهد بود كه يك نفر در موفقيت آن نقش اول و آخر را داشته باشد. استقلال بدون قلعه‌نويي هم موفق خواهد بود.

براي برقراري يك تفكر سيستماتيك در باشگاه استقلال، با چه دشواري‌هايي مواجه شديد؟
از زماني كه استراتژي تحمل را ، در باشگاه پيش گرفتم وجود لمپن‌ها را در باشگاه استقلال حس كردم. من خيلي زود با آدم‌هايي مواجب‌بگير كه اسم خود را ليدر گذاشته‌اند مواجه شدم

من فكر مي‌كنم اگر تفكرات مديري مبتني بر نظم و انضباط و تفكر سيستمي باشد، مي‌تواند هر سازماني را متحول كند. طبيعي است كه شما مقابل هر تغييري با مقاومت روبه‌رو هستيد، منتها هنر هر مديري اين است كه عوامل مقاومت را شناسايي كند و با كمك همان عامل، به سمت اصلاح برود.

يعني شما با برخورد‌هاي حذفي مخالفيد ؟

بله! وقتي شما نيروي تحت امرتان را نسبت به وظايفش توجيه كنيد، همان آدمي كه يك روزي مقاومت كرده، تبديل مي‌شود به عاملي در جهت توسعه آن مجموعه. البته آدم‌هايي هم هستند كه هميشه مغرض هستند و به دنبال هنجارشكني مي‌گردند. خب اين آدم‌ها را بايد حذف كرد و كسي را جايگزين كرد كه همسو با مجموعه حركت كند. اين هم يكي ديگر از برنامه‌هاي اصلي ما در استقلال بود. زماني كه من مديرعامل شدم، از پشت در اتاقم تا طبقه پايين كسي تغيير نكرد و هيچ شخص جديد به باشگاه اضافه نشد. من سعي كردم با همان آدم‌ها كار كنم و آنها را با سيستم تعريف شده همسو كنم. حال اگر كسي نتوانسته در اين 8 ماه خودش را با اين سيستم وفق دهد طبيعي است كه بايد تغيير كند.

پس با اين حساب همه چيز در اين 8 ماه بر وفق مرادتان بوده است؟

نه!‌ يك جاهايي هم بود كه ما دندان روي جگر گذاشتيم و تحمل كرديم تا به هدفمان برسيم. هدف قهرماني بود و من فكر نمي‌كنم كسي با قدرت بنده، مطرح مي‌كرد كه استقلال قهرمان مي‌شود.

از چه زمان به قهرماني استقلال در ليگ اميدوار شديد؟

من تا نيم‌فصل به هيچ عنوان ادعاي قهرماني نكردم. حتي تا پيش از دربي دوم هم حرفي در اين باره نزدم، اما بعد از بازي با پرسپوليس بود كه گفتم اين تيم قهرمان مي‌شود. تمام مصاحبه‌هاي من هم موجود است. البته ما بعد از بازي با پرسپوليس تا روز بازي با پيام، فقط 2 برد آورده بوديم و بقيه بازي‌ها را يا مساوي كرديم يا باختيم ضمن اين‌كه در جام باشگا‌ه‌هاي آسيا هم باختيم، اما بنده در يك چنين فضايي اعتقاد داشتم ما قهرمان مي‌شويم كه يكي به دليل اعتقاد قلبي و توكلم به خدا بود و ديگري به خاطر هدفمان تا انتهاي فصل. ما توانستيم از حداقل‌ها به حداكثرها برسيم چراكه اين تيم براي قهرماني بسته نشده بود و تيم‌هايي چون پرسپوليس و صباي قم پتانسيلي به مراتب بيشتر از ما داشتند.

از بدو ورودتان به استقلال چه نقاط ضعفي بيشتر از بقيه در مجموعه باشگاه نمود داشت؟

بخش مهمي از نقاط ضعف مربوط به بحث فرهنگي بود. هر مديري يك سليقه‌اي دارد و من بايد سعي مي‌كردم سليقه خودم را مبتني بر يك سري اصول منطقي برنامه‌ريزي و پياده كنم تا بتوانم آن شرايط فرهنگي مورد نظر را ميان بازيكنان و مديريت ايجاد كنم. بحث اقتصادي هم يكي ديگر از مسائل مهم و حاشيه‌ساز استقلال بود كه مي‌توانست به يكي از چالش‌هاي بزرگ براي استقلال تبديل شود.

البته با وجود علي انصاري، دغدغه‌ چنداني بابت كمبودهاي اقتصادي نداشتيد. درست است؟

آقاي انصاري در اين فصل يار و ياور استقلال بود و ما علاوه بر اين‌كه از فكر و نگاه ايشان استفاده كرديم، از مراودات اقتصادي‌شان هم بهره برديم، اما كار آنقدرها هم آسان نبود. بنده زماني كه وارد استقلال شدم تمام آن بودجه‌اي كه قرار بود از طرف سازمان تربيت بدني به استقلال داده شود، (رقمي بالغ بر يك ميليارد و هفتصد ميليون تومان) پرداخت شده بود و ما مانده بوديم با 7 ميليارد بدهي استقلال كه بخشي از آن بدهي‌هاي قبلي بود و بخشي ديگر هم مربوط مي‌شد به دستمزد معوقه كادر فني و بازيكنان.

تيم استقلال با چند ميليارد تومان بسته شده بود؟

كادر فني و بازيكنان بيش از 5 ميليارد و پانصد ميليون تومان براي فصلي كه تمام شد، هزينه دربرداشت. تازه اينها اعداد ثبت شده است و اعداد و ارقام ثبت نشده‌اي هم وجود دارد. از اين رو ما تلاش كرديم بخشي از اين بدهي را از سازمان تربيت بدني بگيريم و بخشي ديگر را هم از بخش اسپانسرينگ تامين كنيم. ما بلافاصله 2 اسپانسر اصلي جذب كرديم، يكي بازار مبل ايران و ديگري بازار موبايل ايران. از نيم فصل دوم هم يك اسپانسر براي پشت پيراهن تيم داشتيم. در ليگ قهرمانان آسيا هم با مديريت باشگاه سايپا به توافق رسيديم.

از بابت اين اسپانسرها چه رقمي عايد باشگاه شد؟

به جز سايپا كه هنوز مبلغ 300 ميليوني‌اش را دريافت نكرده‌ايم، نزديك به 2 ميليارد و 200 ميليون تومان اسپانسر جذب كرديم، آن هم در شرايطي كه استقلال در 7 يا 8 هفته اولش هيچ اسپانسري نداشت. به هرحال جذب اسپانسر در چنين شرايطي واقعا دشوار است و شركت‌ها كمتر استقبال مي‌كنند كه از ميانه فصل اسپانسر تيمي شوند كه فصل گذشته عنوان سيزدهم ليگ را به دست آورده و اين فصل هم تا هفته ششم در مكان هفدهم قرار داشت.

تاحدودي حق با شماست، اما به هر حال استقلال، استقلال است و فكر نمي‌كنم اسپانسر‌ها چنين نگاهي به يكي از پرطرفدارترين تيم‌هاي آسيا داشته باشند.

من هم قبول دارم استقلال و پرسپوليس تيم‌هاي محبوب و پرطرفداري هستند و تمام بازي‌هاي آنها پخش مستقيم ‌مي‌شود، اما به هر حال اين يك واقعيت است كه شركت‌ها دوست دارند اسپانسر تيمي باشند كه از شرايط خوبي در جدول برخوردار است.

برويم سراغ روند قهرماني استقلال. آبي‌ها بعد از حضور شما رشد غيرقابل انكاري داشتند، اما بعد از دربي دوم همه چيز به يكباره عوض شد و تيم بشدت افت كرد. برخي معتقدند آن خطاي هند علي عليزاده در دقيقه 90 بازي با پرسپوليس و اتفاقاتي كه بعد از آن در مجموعه استقلال به وجود آمد، امتيازات زيادي را از تيم شما سلب كرد. چرا شما هيچ‌گاه به سمت ايجاد شوك در تيم نرفتيد؟

ببينيد ما 2 دربي برگزار كرديم و 2 بار برايمان حاشيه درست شد. من عرض كردم حاشيه هميشه از درون تيم درست مي‌شود و اگر بنده اين حاشيه‌ها را كنترل نمي‌كردم، اتفاقات بسيار بدتري برايمان مي‌افتاد. ما در هر 2 دربي تا دقايق پاياني برنده بوديم، اما به تساوي كشيده شد. در پايان دربي اول من به تمام بازيكنان و كادر فني گفتم شما زيان نديديد بلكه از سود ضرر كرديد، پس دليلي ندارد خودتان را بزنيد. با وجود اين از آنجا كه احساس مي‌كردم تيم به لحاظ روحي در شرايط خوبي قرار ندارد، فرداي آن روز به اتفاق آقاي انصاري رفتيم سر تمرين و پاداش نقدي به بچه‌ها داديم تا به آنها بگوييم شما خوب بازي كرديد. اتفاقا تيم با اين رفتار مديريتي متحول شد و شما ديديد كه ما 5 بازي متوالي را برديم و به صدر جدول نزديك شديم. به اين مي‌گويند مديريت بحران.

اما اين سوال پيش مي‌‌آيد كه چرا اين مديريت بحران پس از دربي دوم جواب نداد؟

ببينيد صرفا مديرعامل نمي‌تواند تمام نقش‌ها را براي دور كردن حاشيه از تيم ايفا كند. متاسفانه برخي در تيم ما فكر مي‌كردند هرجا بحران به وجود مي‌آيد بايد مديرعامل جمع كند و هر جا كه بحث تشويق پيش مي‌آيد بايد مديرعامل جلو بيايد. اين كه منطقي نيست. وقتي مديرعامل مي‌تواند در دور كردن حاشيه‌ها از تيم موفق باشد كه همه عوامل باشگاه در اين راه به او كمك كنند. در اين راه اگر كسي وظيفه‌اش را بخوبي انجام نداده، بايد بيايد و پاسخگو باشد.

چه كساني در استقلال با مديرعامل همراه نبودند؟

قصد ندارم از شخص خاصي نام ببرم. حرف من اين است كه در يك خانواده فوتبالي و در شرايط بحراني، عوامل مختلفي از بازيكنان گرفته تا مربي، بايد به خود و پيرامون خود كمك كنند. در اين ميان، مديريت نقش انكارناپذيري دارد، اما بنا نيست كه همه كارها به عهده مدير باشد. پس آن دسته‌اي كه مسووليت‌هاي ديگر را به عهده گرفته‌اند و نسبت به وظايفشان بي‌تفاوتند، چه مي‌شود؟! ما پس از دربي دوم، تلاش بسيار زيادي انجام داديم تا تيم از آن فضايي كه خودمان براي خودمان ايجاد كرديم، خارج شود. در اين راه به جرات مي‌توانم بگويم كه سنگ صبور تيم من بودم. در باخت‌ها من بودم كه بايد به همه روحيه مي‌دادم و در درگيري‌هاي درون باشگاهي هم باز من بودم كه فضا را آرام مي‌كردم. در اين راه، سختي‌هاي زيادي را تحمل كردم چون هم بايد روحيه خودم را بالا نگه مي‌داشتم و هم بايد روحيه مربيان و بازيكنان را ترميم مي‌كردم. اگر كسي در مجموعه باشگاه استقلال فكر مي‌كند كه غير از بنده كسي سنگ صبور تيم بوده، حتما عنوان كند.

در اين مدت كه مدعي هستيد سنگ صبور تيم بوديد، اتفاقاتي هم رقم خورد كه مجبور به تحمل آن باشيد؟

به نكته خوبي اشاره كرديد. اصولا يكي از برنامه‌هاي مديريتي بنده در باشگاه‌ استقلال اين بود كه برخي چيزها را تحمل كنم. تحمل به اين معنا نبود كه بخواهم كل سيستم را درگير آن مسائل كنم. به هر حال وقتي شما وارد مجموعه‌‌اي مي‌شويد با افكار مختلفي روبه‌رو خواهيد شد و بايد سعي كنيد آنها را در مسير موفقيت تيم قرار دهيد. در اين ميان برخي افكار مقاومت مي‌كنند كه آنها را بايد تحمل كرد. مي‌خواهم بگويم در چنين مسيرهاي پرمخاطره‌اي، جاهايي بايد تحمل كرد و پاسخي نداد. اين همان جاهايي است كه مردم بايد تجزيه و تحليل و قضاوت كنند تا بفهمند چه كسي راه درست را مي‌رود. من ديگر نمي‌خواهم وارد برخي جزييات شوم، چون برايم مهم اين است كه توانستيم به پيروزي برسيم.

بحث را به سمت برخوردتان با ليدرهاي باشگاه استقلال ببريم. از چه زمان به اين فكر افتاديد كه با لمپنيسم در باشگاه مقابله كنيد؟

بنده از همان روز اول مي‌دانستم كه يكي از بزرگ‌ترين موانع موجود همين لمپن‌هايي هستند كه اسم خود را ليدر گذاشته‌اند. همان‌طور كه گفتم برخي مسائل را بايد تحمل مي‌كردم تا بموقع با آنها برخورد شود. من هفته ششم به مجموعه اضافه شده بودم و نمي‌خواستم طوري رفتار كنم كه بگويند عامل حاشيه‌ دار شدن يا عدم موفقيت استقلال، آشتياني است.

اما برخورد با ليدرها در فاصله 2 هفته مانده به پايان ليگ هم يك نوع ريسك محسوب مي‌شد.

رفتاري كه از روي سلامت نفس انجام شود، هيچ‌گاه ريسك نيست. بد نيست بدانيد آن روزي كه بحث مقابله با برخي ليدرهاي بي‌فرهنگ را علني كردم، عده‌اي بنده را متهم به اين مساله كردند كه فلاني از مديريت بحران چيزي نمي‌داند يا اگر قهرمان نشويم او بايد پاسخگو باشد و... البته اين حرف‌هاي بي‌ارزش تاثيري در الگوي رفتاري من نداشت، چراكه اصولا بنده حرف هر كسي را ملاك ارزيابي خودم قرار نمي‌دهم. از همان زمان كه استراتژي تحمل را در بخشي از باشگاه استقلال پيش گرفتم، وجود لمپن‌ها را در باشگاه استقلال حس كردم. من خيلي زود با آدم‌هايي مواجب بگير كه اسم خود را ليدر گذاشته‌اند مواجه شدم و نمي‌توانستم نسبت به آن بي‌تفاوت باشم. چرا بايد سكوت كنم وقتي مي‌شنوم پس از قهرماني تيم در مشهد، يك ليدر بي‌تربيت كه تمام بدنش جاي چاقو دارد، مي‌آيد در اتوبوس تيم و براحتي به بازيكنان بي‌حرمتي مي‌كند، بدون آن‌كه كسي به او تذكر بدهد يا وقتي بنده سر تمرين مي‌روم و مي‌بينم عده‌اي از ليدرها دور هم جمع شده‌اند و تمرين فحاشي مي‌كنند، چگونه مي‌توانم بي‌تفاوت باشم. جالب است بدانيد وقتي از مسوول كانون هواداران باشگاه پرسيدم چرا اينها دارند تمرين فحاشي مي‌كنند، فقط خنده تحويل گرفتم تا متوجه شوم تمام اين كارها با برنامه است. من همان روز مي‌دانستم همين ليدرهايي كه در حال تمرين فحاشي به رقيبان استقلال هستند روزي به من و ديگر عوامل باشگاه ناسزا مي‌گويند كه تعبير و تحليلم درست از آب در آمد. به اين دليل كه آنها سازماندهي شده بودند و با پول گرفتن از برخي‌ها، ابزار دست آنها شده بودند.

در اين زمينه، مصاحبه‌اي از مجتبي جباري خواندم كه گفته‌بود هر كدام از بازيكنان كه به نوعي با قلعه‌‌نويي به مشكل برمي‌خوردند، در تمرين فرداي آن روز با شديدترين ناسزاها از سوي جايگاه تماشاگران روبه‌رو مي‌شدند...

به هر حال آقاي جباري هم نقطه نظراتي دارد كه قابل احترام است؛ اما بنده به شخصه شاهد چنين رفتارهايي بودم. اين‌كه مثلا شعار مي‌دادند بازيكن خائن نمي‌خواهيم، معنايش اين بود كه كسي به آنها خط داده است. در تيم ما بازيكناني وجود دارند كه مثلا جاسوسي مي‌كنند. آيا وظيفه ليدرهاست كه اين حرف‌ها را بزنند؟ من به شخصه قبول نمي‌كنم كه اينها هدايت شده نبودند، چون يكي دو تا از اين ليدرها پيش من آمدند و اعترافاتي كردند كه روشن‌كننده خيلي مسائل بود.

اوج رفتار زشت ليدرهاي باشگاه استقلال در بازي با سايپا بود كه در نهايت هم منجر به ايجاد آن حواشي براي فوتبال ما شد.

دقيقا همين‌طور است. من وقتي كه تماشاگران استقلال به آقاي مايلي‌كهن ناسزا مي‌گفتند در ورزشگاه بودم و بيشتر از همه شرمنده اين رفتار شدم. تا جايي كه بلافاصله پس از بازي نزد او رفتم و به خاطر اين رفتار از صميم قلب عذرخواهي كردم؛ اما خب، ادبيات آقاي مايلي‌كهن را هم زماني كه مي‌خواست از حق خودش در آن برهه دفاع كند، نپسنديدم. به هر صورت امروز بايد يك برخورد جدي توسط متوليان فرهنگي، اجتماعي و امنيتي كشور با اين دسته از ليدرها كه هيچ هويتي ندارند جز اين‌كه شرافت آدم‌ها را در محيط مقدس ورزشگاه‌‌ها لكه‌دار مي‌كنند، انجام شود. رسانه‌‌ها هم در اين راه نقش موثري خواهند داشت تا بالاخره بتوانيم اين لكه كثيفي كه با نام ليدرها به بدنه اين فوتبال چسبيده است، پاك كنيم. من خودم به شخصه براي مبارزه با ليدرها تا پايان راه خواهم ايستاد و از هيچ كس و هيچ چيز هم نمي‌ترسم. مطمئن باشيد اگر استقلال فصل آينده قهرمان ليگ نشود، حتما قهرمان اخلاق خواهد شد. براي رسيدن به اين هدف هم ضمن اخراج تمام بازيكنان بي‌اخلاق، در فصل نقل و انتقالات بازيكناني را جذب مي‌كنيم كه در وهله اول صلاحيت اخلاقي‌شان تاييد شده باشد.

شما كه مديري موفق در عرصه صنعتي بوديد، پس از 8 ماه حضور در عرصه مديريت فوتبال، اين رشته را تا چه حد حرفه‌اي ارزيابي مي‌كنيد؟

حرفه‌اي شدن با حلوا حلوا كردن ايجاد نمي‌شود. بايد رويه‌ها، تفكرات و نگاه‌ها حرفه‌اي باشد. من ليگ برتر ايران را فقط در پول دادن حرفه‌اي مي‌دانم. يكي به من بگويد كدام رفتارها در ليگ ايران حرفه‌اي است! از من مديرعامل گرفته تا مربي و بازيكن، هيچ كدام حرفه‌اي نيستيم. آيا شما گفتمان خوبي ميان مديران با مربيان يا مربيان با بازيكنان شاهد هستيد؟!‌ آيا احترام متقابل از فضاي فوتبالي ما موج مي‌زند؟‌ وقتي ما جايگاه‌هاي خودمان را نمي‌دانيم اين كجايش حرفه‌اي است؟ وقتي ادبيات ما ادبياتي همراه با اشتباهات پرتعداد املايي و انشايي است، اسم اين فوتبال را مي‌توان حرفه‌اي گذاشت؟ به نظر شما اين‌كه ما به هر قيمتي بخواهيم بازيكني را از تيم ديگر جذب كنيم، اين رفتار حرفه‌اي است؟! رفتار حرفه‌اي يعني رفتاري منطبق با منطق و اخلاق؛ چيزي كه در فوتبال ما كمتر ديده مي‌شود. ما اول بايد رفتار و گفتارمان را حرفه‌اي‌كنيم، بعد برويم دنبال ساختن استاديوم و گرفتن حق پخش تلويزيوني و شماره‌گذاري صندلي‌ها در ورزشگا‌ها و غيره. من از شما يك سوال دارم. آيا ما در فوتبال اين مملكت مدير حرفه‌اي داريم؟!

شايد پاسخ منفي باشد!

اين يعني ما در فوتبال هيچ چيز نداريم. در باشگاه‌هايي كه نه حساب و كتاب‌هاي مالي مشخص است و نه شرح وظايف آدم‌ها يا در باشگاهي كه يك نفر در آن همه كاره است چطور مي‌توان ادعاي فوتبال حرفه‌اي كرد.

عده‌اي معتقدند يكي از دلايل كنار گذاشتن قلعه‌نويي از طرف شما اين بود كه نمي‌توانستيد در مسائل فني تيم دخالت كنيد. آيا اين موضوع را تاييد مي‌كنيد؟!

من هيچ‌گاه در مسائل فني دخالت نكردم؛ البته به اين معنا نيست كه مديرعامل حق دخالت ندارد. مديرعامل مي‌تواند براي نظارت بر كار سرمربي تيم، كميته فني ايجاد كند و اين ضعف باشگاه‌هاي ايراني است كه چنين كميته‌اي در مجموعه خود ندارند.

اما استقلال هم در زمان شما چنين كميته‌اي نداشت تا روي عملكرد كادر فني نظارت كند!

ما زمان زيادي براي اين كار نداشتيم، اما الان در صدديم براي فصل آينده اين كميته فني را ايجاد كنيم. من واقعا تعجب مي‌كنم وقتي آقايان مي‌گويند مديرعامل حق دخالت در كارهاي فني را ندارد معني‌اش اين است كه ما در باشگاه 2 مديرعامل داريم، يكي شخص مديرعامل و ديگري سرمربي! چه كسي گفته مديرعامل حق دخالت در مسائل فني را ندارد؟ مديرعامل متولي جزء جزء مسائل باشگاه است، ولي در اين راه بايد از ابزارهاي مشاوره‌اي خود بخوبي استفاده كند.

اين حرف شما تا حدودي سلب‌كننده اختيارات سرمربي نيست؟!
كادر فني و بازيكنان بيش از 5 ميليارد و پانصد ميليون تومان براي فصلي كه تمام شد، هزينه برداشته بود. تازه اينها اعداد ثبت شده است و اعداد و ارقام ثبت نشده‌اي هم وجود دارد

نه! مديرعامل حق ندارد بگويد اين بازيكن در زمين باشد و اين بازيكن نباشد. اگر ما نتيجه را از سرمربي تيم مي‌خواهيم، بايد اين اجازه را به او بدهيم كه تيم را با نظر خودش ارنج كند و تمرين بدهد؛ ولي مديرعامل مي‌تواند بگويد چرا نتايج ضعيف است. وقتي يك تيم كميته فني داشته باشد، مربي مجاب مي‌شود بيايد در بين تعدادي از آدم‌هاي فني و براي كارش دليل بياورد. به نظر شما اين كار ايراد دارد؟ من فكر مي‌كنم اين‌كه در هر تيم فقط يك نفر خود را مطلق فني بداند، ايراد دارد.

شما مدتي است بحث تمديد قرارداد بازيكنان را آغاز كرده‌ايد، در حالي كه از سرمربي تيم خبري نيست. بر چه اساسي اين كار را انجام مي‌دهيد؟

من كه بي‌دليل بازيكن جذب نمي‌كنم. ما مشاوران فني داريم كه با ما همكاري مي‌كنند، ضمن اين‌كه در گذشته هم حرف‌هايي بود كه چه بازيكناني براي چه پست‌هايي به درد استقلال مي‌خورند. برنامه‌ريزي ما به گونه‌اي است كه قصد داريم اسكلت تيم استقلال را نگه داريم و تنها 5 يا 6 بازيكن جديد جذب خواهيم كرد كه نقاط ضعف استقلال را برطرف كنند. در همين شرايط فعلي، بيشتر بازيكنان براي تمديد قرارداد اعلام آمادگي كرده‌اند.

اما چند بازيكن هم بودند كه گفتند اگر قلعه‌نويي برود ما هم مي‌رويم!

اگر به من ثابت شود كه بازيكني اين حرف را زده، خودم اخراجش مي‌كنم. من معتقدم اگر بازيكني بخواهد به خاطر بنده يا كس ديگري به استقلال بيايد، بازيكن نمي‌شود. بازيكن بايد به خاطر عشق به استقلال بيايد. من و تمام كساني كه در استقلال هستيم از كنار اين تيم است كه مورد احترام هواداران باشگاه قرار داريم.

زماني كه قهرماني يك تيم در روز پاياني ليگ مسجل مي‌شود،‌هميشه احساسات بازيكنان و كادر فني مورد سوال قرار مي‌گيرد و كمتر به احساسات مديران باشگاه توجه مي‌شود. ما مي‌‌خواهيم بدانيم در 20 دقيقه پاياني ليگ بر شما چه گذشت؟

اعتراف مي‌كنم تا به حال كسي چنين سوالي از من نپرسيده‌ بود. من در آن لحظات خيلي خونسرد در جايگاه ويژه ورزشگاه ثامن نشسته بودم و بازي را تماشا مي‌كردم. استقلال با يك گل جلو بود و آن طرف هم ذوب‌آهن يك گل از فولاد خورده بود. وقتي اعلام كردند ذوب‌آهن گل مساوي را زده، من خيلي جا خوردم؛ البته اين احساس بر من غالب شده بود كه اصفهاني‌ها بالاخره گل مساوي را خواهند زد. دستم را زير چانه زده بودم و ادامه بازي را تماشا مي‌كردم كه خبر رسيد فولاد گل دوم را زده است. خوشحال شدم و در همين حال و هوا بوديم كه فولاد گل سوم را زد. باور كردنش كمي سخت بود. صورتم را توي دست‌هايم گرفتم و ناخودآگاه اشك از چشمانم جاري شد. ياد اين حرف خودم افتادم كه قبل از بازي با پيام در رختكن به بچه‌ها گفته بودم آن روزي كه قرار است فرشته‌ها به بعضي از بنده‌‌هاي خدا بخندند امروز است. در حديثي قدسي آمده است فرشتگان 2 جا به بنده خدا ريشخند ‌مي‌زنند؛ يكي آنجا كه برخي‌‌ها دور هم جمع مي‌شوند تا كسي را خارج از اراده خدا به زمين بزنند و آنان نمي‌گذارند و ديگري آنجا كه عده‌اي جمع مي‌شوند تا كسي را بالا ببرند و اراده خدا را ناديده مي‌گيرند. گل چهارم را كه فولاد زد از جا بلند شدم و ايستادم چون آرش هم آن پنالتي را خراب كرده بود و نگران نتيجه بازي تيم خودمان بودم. بالاخره آن لحظات پرفشار تمام شد و ما با قهرماني به آنچه استحقاقش را داشتيم، رسيديم.

حال چرا استقلال با اين پتانسيل تيمي در ليگ قهرمانان آسيا ناموفق بود؟ آيا همه‌اش را مي‌توان با بدشانسي توجيه كرد؟

تيم ما توانايي جنگيدن در 2 جام را نداشت.مسوولان قبلي استقلال بايد پيش از شروع فصل هدفگذاري خود را مشخص مي‌كردند كه اين تيم قرار است فقط در ليگ برتر بازي كند يا بايد براي ليگ قهرمانان هم تجهيز شود. مگر مي‌شود يك تيم براي يك جام بازيكن بگيرد، ولي 3 جام كسب كند؟ شما اول بايد استراتژي خود را مشخص كنيد. شما ببينيد، منچستريونايتد مي‌آيد جام حذفي و جام اتحاديه را از دست مي‌دهد براي اين‌كه ليگ برتر و ليگ قهرمانان اروپا را هدف گرفته است. اين اولويت بايد براي همه تيم‌ها وجود داشته باشد.

اما خود شما بارها عنوان كرده‌ايد كه ما هم ليگ برتر و جام حذفي را مي‌خواهيم و هم ليگ قهرمانان آسيا را... !

آن حرف‌ها فقط براي روحيه دادن به تيم و هواداران بود، وگرنه خود امير قلعه‌نويي هم خوب مي‌دانست كه اين تيم چنين پتانسيلي ندارد. اصولا يكي از دلايلي كه 3 تيم ايراني در ليگ قهرمانان آسيا ناموفق بودند اين بود كه افق‌هاي آسيايي نداشتند و تفكراتشان حرفه‌‌اي نبود. ما كه نمي‌توانيم بدون توجه به ظرفيت‌هايمان از خدا بخواهيم در مسير موفقيت كمك‌مان باشد.

شما تيم را در مكان هفدهم تحويل گرفتيد و حالا يك تيم قهرمان را در اختيار داريد. قطعا متدهاي مديريتي شما در اين فصل با فصلي كه گذشت، متفاوت خواهد بود.

من قطعا در فصل جديد تغيير و تحولاتي در مجموعه باشگاه ايجاد خواهم كرد كه قطعا نه سليقه‌اي خواهد بود نه قوميتي و رفاقتي. اين تغييرات براي بهبود شرايط استقلال خواهد بود.

در پايان اگر صحبتي مانده مي‌شنويم.

من از شما تشكر مي‌كنم كه اين فرصت را فراهم كرديد كه يك نشست خوب، صميمانه و بدون تعارفات معمول داشته باشيم.

شوك‌هاي مثبت يك تغيير

در زماني كه استقلال اوضاع و احوال خوبي در جدول رده‌بندي نداشت، زريبافان، رئيس مجمع آبي‌ها كه از پيش نيز ميانه خوبي با علي فتح‌الله‌زاده به واسطه مديريت پر حاشيه‌اش نداشت، تصميم گرفت از دوست مورد اعتمادش اميررضا واعظي آشتياني بخواهد وارد گود مديريتي يكي از 2 تيم پرطرفدار پايتخت كه نه، بلكه كل ايران شده تا اين تيم كه دچار تب شده بود با ورود مديرعامل جديد، شوك مثبتي را به خود ديده و از هفته ششم به اين سو در مسيري حركت كند كه در نهايت و با وجود تمام فراز و نشيب‌ها به قهرماني استقلال در ليگ هشتم منجر شود. اما براستي از مديريت دوچرخه‌سواري تا فوتبال چقدر راه بود؟ از نظر مديرعامل هيچ، چرا كه به گفته خودش مديريت را در فاكتورهايي ديده و مي‌بيند كه سال‌ها با آن خو گرفته و گريزي نيز از آن ندارد. مديريتي هر چند بظاهر خشك، اما تابع ديسيپلين و تفكر سيستمي به موضوع . به هر حال، فوتبال هر مديري ولو صنعتي را وسوسه مي‌كند تا حضور در اين عرصه پر هياهو و همراه با حاشيه‌هاي كمر شكن را تجربه كند؛ هر چند واعظي آشتياني تاكيد دارد پيش از فوتبال به تمام مراتب اجتماعي رسيده و به استقلال نيامده تا از طريق آن پلي براي رسيدن به مراتب بهتر و عالي‌تر بسازد.

مديري كه در يك نگاه، خشك و عبوس به نظر مي‌رسد، اما وقتي پاي صحبتش مي‌نشيني متوجه مي‌شوي با يك نظر نبايد راجع به شخصيت آدم‌ها زود به قضاوت نشست. آن هم در شرايطي كه واعظي آشتياني آمده است تا استقلال را با يك كار تشكيلاتي درست و تعريف شده كه در آن هر كس مسووليت خود را بدرستي انجام دهد، به سر منزل مقصود برساند. باشگاهي كه به گفته آشتياني و قبل از ورودش، فاقد صورت جلسه‌هاي هيات‌مديره بوده يا اگر مدرك و صورت جلسه‌اي بوده بين آدم‌هاي مختلف پخش و پلا بوده تا او كه با روحياتش چنين مسائلي همخواني ندارد، باشگاه را صاحب تشكيلاتي مناسب و پاسخگو سازد. اعتمادسازي در كل اركان باشگاه و مجموعه تيم، استقلال را در مسيري به جلو هدايت كرد كه انسجام مديريتي در آن حرف اول را مي‌زد. در حقيقت، اگر اين انسجام مديريتي نبود تيم در شرايط بحراني تباني و مسائلي از اين دست كه از بيرون به تيم بار شد، از درون مي‌پاشيد. همه اين چالش‌هاي هفته‌هاي پاياني فصل نيز جمع شد تا مديري كه به نظم و انضباط تيمي در كنار اخلاق و اخلاق مداري در فوتبال ارزش زيادي قائل است، تيمش به مقام قهرماني ليگ هشتم برسد و زحماتش هيچ و پوچ نشود. امروز واعظي آشتياني در صدد پالايش مسائل فرهنگي مجموعه منتسب به باشگاه آبي‌ها بر آمده تا به نوبه خود در جهت مبارزه با لمپنيسم در فوتبال گام بردارد.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
مطالب مرتبط
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۲۸ - ۱۳۸۸/۰۲/۳۱
اقای واعظ تیم فوتبال کارخانه صنعتی نیست که برنامه ریزی کنید سال فلان بتواند نتیجه بگیرد اینجا استقلال است و عشق ملیونها ایرانی که به حق از تیمشان قهرمانی می خواهند اینکه می فرمایید یک نفر نمی تواند تمام نقش در قهرمانی یک تیم را داشته باشد درست ولی نمیتوان منکر نقش بسیار زیاد مربی شد باور ندارید سال اینده ببینید فقط امیدوارم مدیون ملیونها استقلالی نشوید به امید قهرمانی استقلال
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۱۶ - ۱۳۸۸/۰۳/۰۱
واقعا که او یک مدیر بود برای تیم محبوبم استقلال کاش سالها باشد تا همه بتوانند از وی الگو برداری کرده و باشگاه هایشان را مدیریت کنند البته بدون غرض ورزی
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟