صفاييفراهاني: این دست و پا زدن برای فریب یک مجموعه است!
محسن صفایی فراهانی پیش از آنکه به عنوان یک مدیر اقتصادی و سیاسی مطرح باشد همه او را به عنوان یک مدیر توانمند ورزشی پذیرفتهاند. مدیری که در طول دوران هر چند کوتاه مدیریتش در فوتبال ایران تاثیرات مثبتی در ورزش ایران گذاشت.
او درباره مدیریت چهارساله ورزش ایران تنها بر یک نکته تاکید دارد و آن هم عدم وجود یک برنامه و اجرای آن از سوی مسوولان ورزش است. نکتهای که به گفته او باعث شده تا بدترین شرایط ممکن در ورزش کشور حتی پیش از انقلاب اسلامی ایجاد شود. او تاکید دارد که این شرایط حتی قابل مقایسه با زمان پس از جنگ هم نیست و میرحسین موسوی تنها فرصت است.
محسن صفایی فراهانی در گفتوگو با قلمنیوز، گفت: در برنامهریزیهای موفق حال، مدیریتهای کلان، شانس تاثیر چندانی ندارد؛ شاید بتوان 10 درصد معتقد به شانس بود اما آنچه که در ورزش ایران اتفاق افتاده خارج از چارچوبهای مدیریتی و برنامهریزی است. 4 سال گذشته یکی از ضعیفترین عملکردهای تاریخ ورزش ایران را شاهد بودهایم، چرا که هیچ هدف و برنامهریزی مشخصی برای اجرا وجود نداشت.
وی تاکید دارد که نتایج قهرمانی در عرصه بینالمللی و آسیایی و اجرای برنامههای درون کشوری آنچنان بدون برنامه و بیهدف به اجرا درآمد که کوچکترین بهرهبرداری مناسب از آن انجام نشده است.
صفایی فراهانی افزود: معتقدم تنها در این چند سال و در بخش ورزش فقط شعار دادیم، شعاری که خالی از شعور بود. ما در تمام زمینهها دچار مشکل شدهایم. در سادهترین مسائل داخلی هم نتوانستیم به آنچه که میخواستیم دست یابیم.
وی افزود: در ساختار کلی دولت نهم چیزی به نام برنامهریزی وجود نداشت. متاسفانه در این سالها برنامه از سیاست اجرایی دولت و سازمانهای دولتی و خصوصا ورزش حذف شده بود و ورزش هیچ برنامه مشخصی برای اجرا نداشت. این یک واقعیت دردناکی است که ورزش کشور در طول چهارسال گذشته با آن دست و پنجه نرم کرده است.
صفایی فراهانی افزود: متاسفانه به دلیل عملکرد نامطلوب دوستان برای اولین بار در تاریخ ورزش ایران، نظارت یک نهاد خارجی برای برگزاری انتخابات فدراسیون فوتبال را پذیرفتیم. این موضوع در تاریخ برگزاری انتخابات ایران و در فدراسیونهای ورزشی بیسابقه است. هر چند خود من هم در کمیته انتقالی فوتبال حضور داشتم اما باید پذیرفت که راه کج رفتن مدیران ورزش باعث ایجاد این شرایط شد.
وی گفت: باید شعارها همراه با شعور باشد اما ورزش ایران خالی از این مقوله بود. مدیریت دوستان در ورزش به جایی رسید که در برابر شرایط بینالمللی، ورزش ایران خود را کوچکتر از همه زمانها دید.
متاسفانه دوستان در این مسیر از همه موجودیت خود استفاده کردند اما تاسفبارتر آنجاست که ما در بعد سیاست ورزشی هم شکست خوردیم که این دردناکترین ناکامی برای ورزش ایران بود که به همین ناکارآمدی مدیریتی بازمیگردد.
ظاهرا مدیران سازمان تربیتبدنی در ماههای آخر عمر دولت نهم به فکر اصلاح رفتارهای اشتباه خود در حوزه فوتبال افتادهاند و با بازگرداندن حبیب کاشانی و محمد دادکان که روزی به وسیله همین مدیریتها از ورزش اخراج شده بودند، میخواهند اشتباهاتشان را جبران کنند. صفاییفراهانی در اینباره نیز به قلم نیوز گفت: متاسفانه این هم به معنی درس گرفتن از اشتباهات نیست. زمانی که هدفگذاری و برنامه نداشته باشیم چنین شرایطی ایجاد میشود. این دست و پا زدنی است که یک مجموعه برای فریب افکار عمومی انجام میدهد. این عوام فریبی است و پرداختن به حاشیه. اگر یک سیستم، مدیریت درستی داشته باشد نباید به چنین روزی بیفتد.
وی همچنین به سیاستهای ناهمگون سازمان ورزش در ساخت وسازهای ورزشی پرداخت و تاکید کرد که این موضوع نیز یکی از نقاط تاریک عملکرد بدون برنامه و بدون هدف مدیران کنونی ورزش است.
وی تاکید کرد: حضور میرحسین باعث خواهد شد که بیبرنامگیهای حوزه ورزش نیز سامان یابد و ورزش کشور به آنچه که میخواهد دست یابد. این شاید تنها فرصت ممکن باشد.


