صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
با بهرام افشار زاده، مدير همه‌كاره ورزش ايران؛

رياست فدراسيون براي رضازاده زود است

من درباره مديريت رضازاده در تيم‌هاي ملي اظهار نظر كردم و معتقدم جايگاه رضازاده، مديريت تيم‌هاي ملي است تا بتواند تجارب خود را به ملي پوشان انتقال دهد. رياست فدراسيون براي او زود است، دست كم تا 10 سال ديگر. البته نبايد از استعداد و توانايي فني رضازاده براحتي بگذريم و بايد نهايت بهره فني را از او داشت.
کد خبر: ۴۶۷۱۸
| |
1612 بازدید

آچار فرانسه ورزش ايران است، پنداري هر كجاي ورزش قرارش دهند، كارايي لازم را از خود بروز مي‌دهد و صدالبته لباس دبيري كميته ملي المپيك را انگاري براي هميشه ايام بر تنش «پرو» كرده‌اند تا او در اين مسند، حسابي آسوده‌خاطر باشد و از بالا نبض ورزش را در بعد قهرماني در دست داشته باشد.

به نوشته جام جم، بهرام افشارزاده را مي‌گوييم كه اصالتا از خانواده ژيمناستيك است و با كلي مدارج قهرماني و سابقه مديريتي در اين رشته و سطوح مديريتي ورزش كه البته در اين اواخر نيز مديريت وزنه‌برداري به آن اضافه شد تا مرد كهنه‌كار ورزش، با خانواده پولاد سرد و بويژه حسين رضازاده دمخورتر از پيش شود امروز در جايگاه دبيري كميته ملي المپيك پلي زده باشد بين نسل قديمي‌ها و جديدي‌هاي ورزش، بويژه آن كه كهنه‌سوار اصفهاني ورزش ما با 3 دوره دبيري كميته ملي المپيك، امروز در دوره چهارم فعاليت خود در اين مسووليت معتقد است كه با ديد و تفكري متفاوت‌تر به صحنه بازگشته و درست و حسابي، آدم‌هاي ورزشي را شناخته است تا براي همين بظاهر حرف‌ها توجه نكرده و با عينك تيزبين خود مغز برنامه‌ها را ديده و به اصطلاح مو را از ماست بكشد. از اين حيث كار كردن با افشارزاده سخت است؛ چون علاوه بر آن، مرد هميشه حاضر در پاي كار است.

به طور معمول از ساعت 5 صبح در محل كارش حاضر است تا همه برنامه‌هاي كاري را در خلوت صبح و سكوت بامدادي از نظر گذرانده و با انرژي تازه‌اي كارش را شروع كند. با توجه به جلسات متعدد و حضور در برنامه‌هاي مختلف، فكر مي‌كنيم كه يك جوان نيز در مسابقه كاري با وي كم مي‌آورد و نمي‌تواند همچون او تخته گاز به جلو برود؛ اما براي افشارزاده قضيه فرق مي‌كند و گويا هرچه كار زيادتر باشد، شوق و ذوق بيشتري براي كار كردن پيدا مي‌كند.

بي‌شك براي مردي چون او، دل بريدن از ورزش سخت و جانكاه است، آنچنان‌كه وقتي 2 سال از ورزش دور شد، براي خود كميته پيشكسوتان را راه انداخت تا به نوعي سرش در جايي از ورزش گرم باشد. او وقتي با پيشنهاد سرپرستي فدراسيون وزنه‌برداري مواجه شد، به دعوت كاري محمد علي‌آبادي دست رد نزد تا امروز اعتماد كامل رئيس سازمان و رئيس كميته ملي المپيك را از هر جهت جلب كرده و من تو من با رئيس حركت كند.

وقتي به افشارزاده مي‌گوييم كه از نظر منتقدان، وي مديري انحصارگراست، اين مساله را رد مي‌كند و مي‌گويد: نه مديري انحصارگرا هستم و نه زورگو. مبناي كار من در مديريت رفاقت است و براي همين نيز همه نيروهاي كميته ملي المپيك از بازگشتم احساس خوبي دارند. البته قبول دارم كه كار كردن با من سخت است؛ اما معتقدم كه اگر 24 ساعته نيز براي كار كردن در ورزش وقت بگذاريم، باز هم كار براي انجام دادن هست، بويژه در شرايطي كه اهداف بزرگي در ورزش داريم و مردم نيز انتظاراتشان با گذشته اصلا قابل مقايسه نيست.

با بهرام افشارزاده، ساعتي به گپ و گفت نشسته‌ايم كه مي‌خوانيد.

پيش از اين 3 بار در كميته ملي المپيك حضور داشتيد، آيا فكر مي‌كرديد يك بار ديگر به عنوان دبير كل اين مرجع تاثيرگذار در ورزش انتخاب شويد؟

پيش از هر چيز بايد بگويم اگر خدمتي به ورزش كرده‌ام انجام وظيفه بوده است. انجام وظيفه‌اي كه ناشي از احساس ديني است كه نسبت به ورزش دارم. اساسا در هر مسووليتي كه قرار داشته‌ام، خودم را در انجام آن ذوب شده ديدم. چون عاشق ورزش هستم، همواره سعي كرده‌ام كه كارم را به نحو مطلوب انجام دهم.

در آن اتفاقي كه 4 سال و نيم پيش و در جريان انتخابات دوره گذشته كميته ملي المپيك رخ داد، جامعه ورزش كشور شاهدند كه استحقاق من و مهندس‌هاشمي طبا نبود و در واقع طوري برنامه‌ريزي شده بود كه ما از كميته ملي المپيك كنار برويم. به هر صورت اعتقاد دارم در ورزش هيچ‌وقت خوبي‌ها از بين نمي‌روند و فراموش نخواهند شد و خداوند سزاي بدي‌ها را هم در همين دنيا مي‌دهد. البته اين را هم بگويم پس از آن اتفاق مهندس مهرعليزاده پيشنهاد رياست فدراسيون ژيمناستيك را به من داد، اما چون فضا را براي كار كردن مناسب نمي‌ديدم از پذيرفتن آن مسووليت خودداري كردم.

پس از آن جريان، به خاطر عشق به ورزش و اين‌كه از ورزش كشور جدا نشوم انجمن پيشكسوتان را راه‌اندازي كردم و سعي كردم ارتباطات خود را با جامعه ورزش قطع نكنم. در آنجا هم هر روز از اول وقت تا بعد از ظهر كار مي‌كردم و سعي كردم مطالعاتم را در ورزش بيشتر كنم، اميدوار بودم دوباره روزي به كميته ملي المپيك بازگردم. به هر حال وقتي كسي تجربيات بسيار ارزشمندي در سه دوره فعاليت در كميته ملي المپيك كسب كند، دوست ندارد گوشه‌اي بنشيند و از اين تجارب بهره نگيرد. معتقدم خدا اگر بخواهد كسي را بالا ببرد هيچكس نمي‌تواند جلوي اراده او را بگيرد و برعكس آن نيز صادق است. من همواره خداوند را ناظر بر اعمال خود مي‌دانم و هر روز با عشق بيشتري در محل كارم حاضر مي‌شوم. الان نيز به‌صورت كامل از صبح زود تا پاسي از شب در خدمت كميته ملي المپيك هستم.

اساسا رويكرد شما به ورزش در اين مقطع چيست، يعني مي‌خواهيم بگوييم افشارزاده با چه رويكرد جديدي وارد گود شده است كه از آن تجربه‌ها براي بهبودي ورزش استفاده كند ؟

اميدوارم در دوره جديد مسووليتم كه يك دوره 4 ساله سنگين، پرمشغله و پرمخاطره خواهد بود بتوانم دينم را نسبت به ورزش مملكتم چه در داخل و چه در خارج از كشور ادا كنم. هر چند اين مهم كار ساده‌اي نخواهد بود، اما فضاي اين كار فراهم است. در حقيقت با حضور مهندس علي آبادي و اعضاي هيات اجرايي كميته ملي المپيك، شرايط كار كردن فراهم است و به شخصه آرامش خاطر دارم. ضمن اين‌كه روساي فدراسيون‌هاي ورزشي همگي همكاران صميمي من هستند و احساس مي‌كنم هر مشكلي كه در كار پيش بيايد، با برگزاري يك جلسه با آنان برطرف خواهد شد. روي هم رفته اعتقاد دارم در ورزش بايد در كنار تجربه، از تخصص‌ها نيز به بهترين شكل بهره گرفت تا با ساماندهي امور ورزش و نظارت درست و اصولي چرخ آن به‌درستي بگردد.

اين‌كه مي‌گوييد از صبح خيلي زود ( 5 صبح) در محل كارتان حاضر هستيد، باعث اين انتقاد از سوي منتقدان شده كه اين مساله را به روحيه انحصارطلبي افشارزاده نسبت مي‌دهند و معتقدند اگر تقسيم كار خوب صورت بگيرد، هيچ زمان نبايد نتيجه به اين منجر شود كه دبير كل كميته ملي المپيك از ساعت 5 صبح تا پاسي از شب در محل كارش حاضر باشد. پاسخ شما در اين زمينه چيست ؟

سابقه مديريتي من خلاف اين را نشان مي‌دهد. من همواره از تمام نيروها استفاده كرده‌ام و به‌هيچ عنوان اين‌طور نبوده كه انحصارطلب باشم. امروز سرپرستي كاروان‌هاي اعزامي به المپيك ورزش‌هاي رزمي و المپيك آسيايي ورزش‌هاي نوجوانان را به مهدي قدمي و كيومرث هاشمي محول كرده‌ام. شايد اگر انحصارگرا بودم، خودم پيشقراول كاروان‌هاي اعزامي مي‌شدم. از سوي ديگر، من براي كميته تداركاتي بازي‌هاي آسيايي و المپيك حدود 4 ماه برنامه‌ريزي كردم تا چارتي را براي اين كميته تعريف كنم كه از تمام نيروها و اساتيدي كه مي‌توانند مثمر ثمر باشند، استفاده كنم.

احساسم اين است كه حضور فيزيكي در ورزش بسيار مهم است و مدير يك مجموعه نبايد به‌هيچ‌عنوان از كار خود غافل شود. كار در كميته ملي المپيك بسيار سنگين است و با چند ساعت كار نمي‌توان به تمام مسائل ورزش پاسخ گفت. به عنوان مثال هم‌اكنون هفته‌اي يك بار جلسات اعضاي هيات اجرايي كميته ملي المپيك را برگزار مي‌كنيم. در زمان هاشمي‌طبا هم همين طور كار مي‌كردم چه وي حضور داشت يا نه، به صورت تمام وقت در خدمت كميته ملي المپيك بودم.

براي اثبات اين نكته كه حضور فيزيكي چقدر در عملكرد يك مدير مي‌تواند تاثير مثبت بگذارد، كافي است به فدراسيون‌هايي نگاه بيندازيد كه مديران آنها تمام وقت هستند. به عنوان مثال فدراسيون بسكتبال به واسطه حضور تمام وقت محمود مشحون بسيار موفق است. معتقدم كار در يكسري فدراسيون‌ها بسيار پيچيده است و براي پيشرفت امور نيازمند تشكيلاتي قوي هستيم. اين‌كه ديگران چه مي‌گويند، مهم نيست، مهم براي من توسعه ورزش است و اين‌كه درمجموع تجربيات و اعتماد فدراسيون‌ها، مشوق‌هايم براي حضور مداوم در محيط كارم هستند. اين را هم ناگفته نگذارم كه خلا يا به عبارتي غيبت دبيركل كميته ملي المپيك در هر ساعتي مي‌تواند ضررهاي بسيار زيادي به ورزش كشور بزند.

پرسش اوليه خود را دوباره تكرار مي‌كنيم كه 3 دوره قبلي فعاليت شما در كميته ملي المپيك چه تجاربي را به همراه داشته كه حال با استفاده از اين تجارب بخواهيد با رويكردي متفاوت ورزش ايران را چند گام به جلو ببريد؟

در دوره‌هاي گذشته فضا اينچينن باز و فعاليت‌ها هم در اين حد گسترده نبود.از طرفي مردم تا اين حد به ورزش علاقه‌مند نبودند و در نتيجه حساسيت‌هاي كنوني هم وجود نداشت. امروز چندين روزنامه ورزشي داريم و صدا و سيما نيز به صورت گسترده ورزش را پوشش مي‌دهد. در انتخابات ادوار گذشته كميته ملي المپيك، رسانه‌ها حضور چنداني در مجمع كميته ملي المپيك نداشتند و خيلي راحت مجمع بدون سر و صدا برگزار مي‌شد، اما حالا با توجه به تحليلگران و كارشناسان متعدد و رويكرد جديد رسانه‌ها نسبت به ورزش، كار بسيار سنگين شده است. البته خود من هم اگر رشدي كرده‌ام از دل همين فضاي جديد بوده است. اما بر اساس تجربيات گذشته نيك واقفم كه ورزشكار جماعت يك شبه آماده حضور در مسابقات نخواهند شد. براي همين نيز امروز همه شاهدند در فاصله 566 روز (زمان انجام مصاحبه) مانده به بازي‌هاي آسيايي گوانگ جو و سه سال و نيم مانده به المپيك، ستاد تداركاتي ما بسيار فعال است تا همه‌چيز را هدفمند دنبال كنيم. براي شكل‌گيري اين ستاد تلاش شده از افراد متخصص استفاده كنيم و فقط به يك كارشناس و ناظر براي رشته‌هاي مختلف بسنده نكرده‌ايم.

امروز تحليلگران زيادي به صورت روزانه گزارش‌هاي خود را به اين كميته ارائه مي‌كنند و به صورت دقيق روند آماده‌سازي تيم‌ها تحت كنترل است.
من درباره مديريت رضازاده در تيم‌هاي ملي اظهار نظر كردم و معتقدم جايگاه رضازاده، مديريت تيم‌هاي ملي است تا بتواند تجارب خود را به ملي پوشان انتقال دهد....

تجربه ديگر اين‌كه در 2 سالي كه از مديريت ورزش دور بودم، نگاهم نسبت به مسائل برون‌مرزي بازتر شد، چرا كه در اين 2 سال افراد را از هر حيث به خوبي شناختم تا طوري برنامه‌ريزي و عمل شود كه ضريب اشتباهات مديريتي بسيار پايين‌ آيد. در حال حاضر احساسم اين است چيزي در كميته ملي المپيك و ورزش ايران نيست كه از نظرم پنهان بماند. براي همين است كه فدراسيون‌ها طرف حسابشان را مي‌شناسند واقعيت‌ها را با من در ميان مي‌گذارند. اين باعث خوشحالي است و من نيز تلاش مي‌كنم در تعاملي خوب با روساي فدراسيون‌ها كمك حالشان در راه توسعه ورزش باشم. در واقع براي پيشبرد كارها نيروهاي انساني كميته ملي المپيك و همچنين فدراسيون‌ها را آناليز مي‌كنم. در حال حاضر نيز فضاي كميته ملي المپيك بسيار صميمي است و به نوعي خانوادگي است و پرسنل كميته مثل يك پدر مشكلات خود را با من در ميان مي‌گذارند.

به موضوع ناظران كميته ملي المپيك اشاره كرديد، در المپيك پكن ما از ناظران ضربه جدي خورديم. به طور مثال ناظر كشتي اطلاعات نادرستي را در اختيار مسوولان قرار مي‌داد تا در نهايت آن نتايج ضعيف در پكن رقم بخورد. در بحث ناظران براي اين‌كه با اين قبيل مشكلات مواجه نشويم، چه برنامه‌اي داريد؟

ما كاملا سيستم و چارت ستاد تداركاتي را عوض كرديم. امروز مسووليت ستاد تداركاتي با خود من است و نايب‌رئيس اين ستاد، مهرزاد حميدي رئيس آكادمي ملي المپيك است و اين بدين‌خاطر است كه خواسته‌ايم تمام امكانات آكادمي ملي المپيك را در اختيار فدراسيون‌هاي ورزشي بگذاريم تا همه چيز به صورت علمي به اجرا گذاشته شده و روند آماده‌سازي‌ها سير طبيعي خود را دنبال كند.

اين ستاد تداركاتي شامل هيات رئيسه، دبير، گروه ارزيابي، تحليلگران و كميته‌هاي برنامه و بودجه، فرهنگي، فني، پزشكي و سنجش است كه اين كميته‌ها بين 7 تا 9 نفر عضو دارند. در كنار اين‌ها ممكن است براي يك فدراسيون چندين تحليلگر را به كار بگيريم تا تمرينات تيم ملي رشته مربوطه را زير نظر داشته باشند. در كنار آن ستاد تداركاتي بازي‌هاي آسيايي و المپيك با فدراسيون‌هاي مختلف به تناوب تشكيل جلسه مي‌دهد و برنامه‌هاي آنان را مصوب مي‌كند و كميته فني مسوول تحليل و نظارت بر كار فدراسيون‌ها خواهد بود. اين نگاه تحليلگر هم يك نگاه سطحي نيست و عمق كار را مورد توجه قرار مي‌دهد. تحليلگران ما نيز كاملا بر كار خود در رشته ورزشي مربوطه اشراف دارند و از زاويه تخصصي به برنامه‌ها مي‌نگرند. در حقيقت و با توجه به برنامه‌ريزي صورت گرفته در همه مراحل، تحليلگر مي‌داند آن رشته ورزشي چه وضعيتي دارد.

آيا فكر نمي‌كنيد پيش از اين كارها، بايد نتايج المپيك پكن را به دقت مورد ارزيابي قرار مي‌داديد تا با درس گرفتن از تجربه‌هاي ناموفق و پرهيز از نقاط ضعف، طرحي نو براي موفقيت در المپيك لندن مورد توجه قرار مي‌گرفت. به هر حال شما بهتر از ما مي‌دانيد كه اين كالبد شكافي مقدم بر هر كاري است ؟

از طرف چند نهاد و همچنين كميته بررسي نتايج المپيك پكن، اين تجزيه و تحليل صورت گرفته و من به دقت نتايج اين بررسي‌ها را مطالعه كرده‌ام.من هم با شما هم عقيده‌ام كه از جمله مواردي كه باعث ثبت نتيجه ضعيف در پكن شد به ضعف ناظران بر مي‌گشت و اين‌كه كميته ملي المپيك به دلايلي به فدراسيون‌ها اعتماد صد در صد كرده بود. البته اين خيلي خوب است كه به عنوان مثال بيش از 50 رئيس فدراسيون به من اعتمادكرده و مرا به‌عنوان دبير كل كميته ملي المپيك انتخاب كرده‌اند، اما به‌طور بديهي و در عين اعتمادي كه وجود دارد، نبايد چيزي ازديد و نظرمن مخفي بماند.

در هر صورت مطمئن باشيد آسيب‌شناسي المپيك پكن صورت گرفته و در برنامه‌ريزي‌ها لحاظ شده است. من در 3 دوره گذشته مشكلات را لمس كرده‌ام و متاسفانه بايد بگويم يكي از مشكلات به عدم هماهنگي لازم ميان سازمان تربيت بدني و كميته ملي المپيك برگشته است. هر زمان كه اين ارتباط و تعامل در سطح عالي آن وجود داشته، دستاورد ورزش ما با توجه به پتانسيل‌هاي موجود خوب و قابل قبول بوده است. من هم اعتقاد دارم سازمان تربيت بدني بايد دست كميته ملي المپيك را در ارتباط با فدراسيون‌ها باز بگذارد. درمجموع با توجه به آسيب‌شناسي صورت گرفته، برنامه‌ريزي‌ها همه حساب شده و منطقي بوده و هيچ تصميمي نيست كه به تصويب هيات اجرايي نرسد.

به هر حال هميشه اين بحث نيز در ورزش ما وجود داشته كه فدراسيون‌ها به لحاظ كاركرد قهرماني بايد زير مجموعه مستقيم كميته ملي المپيك باشند. فكر نمي‌كنيد كه در حال حاضر و مديريت واحد مهندس محمد علي‌آبادي در سازمان تربيت بدني و كميته ملي المپيك فرصت خوبي براي پياده كردن اين ايده فراهم شده است. بي‌شك اين به معني منفك شدن فدراسيون‌ها از سازمان نيست، بلكه ناظر به اين است كه آنها در زمينه ورزش قهرماني به كميته المپيك پاسخگو باشند تا از تشتت آرا جلوگيري شود. در چنين حالتي سازمان نيز از بالا و به صورت كلان بر برنامه‌ها نظارت خواهد كرد. با اين نظر موافقيد؟

به نظر من، كميته ملي الميپك را بايداز اين منظر مورد توجه قرار دهند و ورزش قهرماني را كاملا در اختيار آن گذاشته و ضمن اختصاص بودجه لازم، مسووليت ورزش قهرماني را نيز از اين كميته بخواهند. البته تحقق اين موضوع زمان مي‌خواهد تا ابهامات موجود در ورزش قهرماني برطرف شود. در مقطع فعلي هم با توجه به اين‌كه كيومرث‌هاشمي، رئيس مركز توسعه ورزش قهرماني سازمان، مشاور هيات اجرايي كميته ملي المپيك نيز هست، احساس مي‌كنم عملا اين كار در حال انجام است. جايگاه كميته المپيك به لحاظ ورزش قهرماني است و روي اين اصل بايد فدراسيون‌ها برنامه‌هاي خود را بطور كامل با اين كميته هماهنگ سازند تا در صورت موفقيت يا عدم موفقيت، مسوول نتايج كسب شده مشخص باشد. منشور المپيك اين وظيفه را به كميته المپيك داده است؛ در بخشي از ماده 32 اين منشور آمده است... مسوول اعزام تيم‌ها به بازي‌هاي المپيك و مسابقاتي كه در حيطه اساسنامه است، به‌عهده كميته المپيك است، بر اساس اين ماده كميته ملي المپيك مي‌تواند تيمي را كه فدراسيون معرفي كرده به مسابقات اعزام كند يا نه. براي اين موضوع، كميته ملي المپيك بايد از ابتدا نظارت دقيق و كامل بر برنامه‌ها داشته باشد. هرچند در زمان مهندس مهرعليزاده كاملا اين اختيارات از كميته المپيك گرفته شد، اما اميدواريم در آينده اين كميته جايگاه واقعي خود را كه ورزش قهرماني است، پيدا كند.

مديريت قبلي كميته المپيك پس از بازي‌هاي پكن اعلام كرد كه كميته ملي المپيك اختيارات لازم را در روند آماده‌سازي تيم‌ها يا به عبارتي، عزل و نصب مربيان و مسوولان مربوطه نداشته است، شما با اين مشكل، چگونه برخورد مي‌كنيد؟

در جلسه اخير هيات اجرايي كميته ملي المپيك مصوب شد كه تحليلگران كار مربيان را به صورت دقيق ارزيابي كنند و اگر در رشته‌اي به يقين رسيدند كه مربي مربوط، خوب يا ضعيف عمل كرده است گزارشي را به هيات اجرايي ارائه كنند تا اين هيات در تشويق و تنبيه مربي مربوط با اختيار تام عمل كند. به نظر من، بايد از اين مقطع زماني و موقعيت پيش آمده براي استقلال كميته ملي المپيك طبق منشور المپيك استفاده كنيم.

از سوي ديگر، نبايد ناديده گرفت كه براي رشد در هر رشته‌اي به مربيان كارآزموده، كاردان و آشنا به علم روز نياز داريم. نگاه كنيد كه در فوتبال كدام يك از مربيان ما در كلاس‌هاي پيشرفته شركت كرده‌اند؟! كدام‌يك 6 ماه در كنار يك تيم خارجي بوده‌اند؟ كدام يك به زبان انگليسي تسلط كامل دارند كه بتوانند از علم روز ورزش بهره‌مند شوند. بايد ما اين كارها را انجام دهيم تا آنها از ظرفيت واقعي خود بهره‌مند شوند.

سازمان تربيت بدني پس از كسب جايگاه ششمي در بازي‌هاي آسيايي دوحه، هدف خود را كسب جايگاه چهارمي در بازي‌هاي گوانگ جو اعلام كرد. به نظر شما، اين مهم شدني است و اصولا چه رويكردي را براي تحقق آن مد نظر داريد؟

بايد ببينيم اهدافمان چه حد عملي است. احساس من اين است كه باتوجه به ستاد تداركاتي كه فعال كرديم و استفاده از نيروهايي كه مدنظر هستند و با برنامه‌ريزي انجام شده از الان آسيب‌شناسي‌ لازم مورد توجه قرار گرفته است. قبول دارم كه كار سخت است، اما اگر بتوانيم از تمام ظرفيت‌ها استفاده كنيم مي‌توانيم جايگاه بهتري را به نسبت دوحه قطر براي خود تحصيل كنيم. به خاطر اين‌كه وقتي برنامه محور حركت كنيم و همه فاكتورهاي موفقيت هم لحاظ شود به يقين مي‌توانيم بهتر از دوحه نتيجه بگيريم. به‌طور مسلم براي كسب جايگاه چهارمي كار بسيار سختي خواهيم داشت، چرا كه حريفان بيكار ننشسته‌اند كه ما براحتي به اين جايگاه برسيم. در مجموع با توجه به فضاي كنوني اگر عامل بازدارنده‌اي پيش نيايد، بهتر از دوحه نتيجه خواهيم گرفت و بنده هم كسب جايگاه چهارمي را براي ورزش ايران دور از دسترس نمي‌دانم.

و در اين چشم‌انداز، ظرفيت مدالي هم مورد توجه شما قرار گرفته است؟

پيش‌بيني مدال بسيار سخت است، اما من سعي مي‌كنم تمام تجربيات و توان خود و همكارانم در ستاد تداركاتي را به كار بگيرم تا در گوانگ جو و لندن، شاهد موفقيت ورزشكارانمان باشيم.

مساله‌اي كه در اين ميان، مطرح بوده و مهم است؛ اين‌كه رويكرد ورزش ما همواره به مسابقات مختلف از جمله آسيايي جهاني يكي بوده است. مثالش هم اين است كه يك تيم يا يك ستاره داريم و در همه مسابقات شركتشان مي‌دهيم تا وقتي آنان به بازي‌هاي آسيايي يا المپيك مي‌رسند، تحليل رفته باشند. نمونه بارزش هم همين احسان حدادي كه پيش از المپيك در اوج دوران آمادگي قرار داشت و به واسطه شركت در مسابقات مختلف در المپيك با افت مواجه شد؟

درخصوص احسان حدادي اگر چند ناظر و تحليلگر خوب وجود داشتند و اجازه نمي‌دادند به هر مسابقه‌اي اعزام شود، سرنوشت براي او اين گونه رقم نمي‌خورد و مي‌توانست در المپيك مدال بگيرد. من هم معتقدم براي شركت در بازي‌هاي آسيايي بايد برنامه لازم و خاص آن وجود داشته باشد و در هر مسابقه‌اي با قدرت كامل شركت نكنيم. از سوي ديگر المپيك جولانگاه بزرگان است و نبايد آن را دست كم گرفت. وقتي هدف روشن باشد براي شركت در بازي‌هاي آسيايي و المپيك نبايد تيم‌ها و ورزشكاران نخبه خود را براي حضور در اين بازي‌ها خسته و فرسوده كرد.
رياست فدراسيون براي او زود است، دست كم تا 10 سال ديگر.هركسي مي‌تواند رئيس فدراسيون وزنه‌برداري شود، اما هر كسي نميتواند رضازاده شود‌ او بايد قدر خود را بداند

حدادي توانايي كسب مدال المپيكي را داشت كه در صورت كسب آن، ورزش ما از بركات آن، نهايت سود را مي‌برد و حتي مي‌توانست به كسب كرسي بين‌المللي براي دووميداني ايران منجر شود. مدال دووميداني المپيك را به هيچ عنوان نمي‌توان قيمت گذاشت. همان طور كه طلاي‌هادي ساعي را به هيچ عنوان نمي‌توانيم قيمت‌گذاري كنيم.

امروز مردم از ما انتظار موفقيت و كاميابي در ورزش را دارند و ما بايد پاسخگوي انتظارات بحق موجود باشيم. هزينه‌اي كه امروز در ورزش صرف مي‌شود، مال هيچ شخص خاصي نيست، بلكه متعلق به همه مردم است و آنان نيز از ما انتظار دارند...

اما براي دستيابي به اين اهداف كلان، نگاه مدال آوري و نتيجه‌گيري صرف همواره به ورزش ما ضربه زده است.

نبايد از ستاد تداركاتي و تيمي كه در راه آماده‌سازي حركت مي‌كند انتظارمدال آوري داشت. بايد تيم‌هاي خود را به تورنمنت‌هايي اعزام كنيم كه بتوانند بهره لازم را از شركت در آن مسابقات داشته باشند. كسب مدال در تورنمنت‌هاي ضعيف، فايده‌اي براي ورزش ما ندارد. بايد ورزشكار را به تورنمنتي اعزام كنيم كه تجربه كسب كند و ما همه اين موارد را در ستاد تداركاتي پيگيري خواهيم كرد.

شركت در تورنمنت‌هاي ضعيف و كسب مدال در اين قبيل مسابقات، گول زدن مردم است. تيم‌هاي ما بايد اردوها و تمريناتي برگزار كنند كه به ارتقاي سطح كيفي آنها منجر شود. با تيم‌هاي قدر دنيا تمرين كنند. اگر 80 درصد به آينده‌نگري در كنار آسيب‌شناسي صورت گرفته توجه كنيم، مي‌توانيم صد در صد موفق باشيم.

اگر امثال سعيدعلي حسيني را زير چتر حمايت قرار داده و به درستي از او در ميادين مختلف استفاده شود، مي‌توانيم براي 10 سال يك ورزشكار ستاره را در سطح اول قهرماني حفظ كنيم، اين‌طور نيست؟

صد در صد همين طور است. من سعيد علي حسيني را كه به همراه 9 وزنه‌بردار ديگر و به مدت 2 سال از طرف فدراسيون بين‌المللي وزنه‌برداري با محروميت مواجه بود، به حال خود رها نكردم. با توجه به اين‌كه يك نفر مادام‌العمر محروم شده بود و دو نفر نيز سن قهرماني آنها گذشته بود، اما از حسيني و 5 نفر ديگر حمايت كرديم و حتي در سفري به استان‌هايشان با مربيان آنها صحبت كردم. معتقد بودم 2 سال محروميت خيلي زود مي‌گذرد و بايد اين قهرمانان را حفظ كرد. بر اين اساس حسيني به صورت مرتب تمرين مي‌كرد، حتي در اردوهاي تيم ملي به صورت كامل در كنار رضازاده تمرين وزنه مي‌زد. وقتي يك سيستم برنامه‌محور حاكم باشد مطمئن باشيد موفق خواهيم بود و ورزشكاران ما چيزي از ورزشكاران خارجي كم ندارند. اگر هم نتيجه نگيريم، كم كاري به ما بر مي‌گردد نه ورزشكارانمان.

قبول داريد كه ورزش، تنها در بعد تمريني خلاصه نمي‌شود و بايد به مسائل روحي و رواني قهرمانان توجه لازم كرد.

بي‌شك و با اين رويكرد، قصد داريم 20 روان‌شناس براي ستاد تداركاتي بازي‌هاي آسيايي و المپيك به خدمت بگيريم تا در اين زمينه نيز ورزشكاران ما آماده باشند و با آرامش خاطر به تمرين بپردازند. معتقدم از امروز بايد به فكر المپيك لندن باشيم. در ايران مردم مي‌ترسند با روان‌شناس صحبت كنند، فرهنگ مشاوره با روان‌شناس را بايد در اردوهاي تيم‌هاي ملي نهادينه كنيم تا ورزشكار براحتي مشكلات خود را مطرح كند و با برطرف شدن آن مشكلات، به آرامش برسد.

در جايي عنوان كرده بوديد كه رضازاده مي‌تواند رئيس فدراسيون وزنه‌برداري باشد، به نظر شما، رياست فدراسيون براي رضازاده زود نيست و او را به سرنوشتي مشابه سرنوشت علي دايي دچار نمي‌كند؟

من درباره مديريت رضازاده در تيم‌هاي ملي اظهار نظر كردم و معتقدم جايگاه رضازاده، مديريت تيم‌هاي ملي است تا بتواند تجارب خود را به ملي پوشان انتقال دهد. رياست فدراسيون براي او زود است، دست كم تا 10 سال ديگر. البته نبايد از استعداد و توانايي فني رضازاده براحتي بگذريم و بايد نهايت بهره فني را از او داشت.

شايد هنوز هم كه به گذشته فكر مي‌كنيم، نمي‌توانيم قبول كنيم رضازاده از دنياي قهرماني وداع كرده است.

من پس از آن اتفاق تلخ و نرفتن رضازاده به المپيك، با همه وجود از او حمايت كردم، در واقع از حق و حقيقت دفاع كردم. واقعيت اين است كه رضازاده بيمار شده بود. 2 ماهي از حضورم در فدراسيون وزنه‌برداري مي‌گذشت كه رضازاده را پيش پزشك بردم كه دكتر رهبري پس از بررسي آزمايش‌ها به رضازاده گفت كه اگر به وزنه زدن ادامه دهد، خطر مرگ او را تهديد مي‌كند. در حقيقت او را بايد 5 سال قبل، پيش پزشك مي‌بردند. رضازاده در نهايت خودش پذيرفت كه سلامتش در خطر است. به هر حال اميدوارم او به يكي از بهترين مربيان جهان وزنه‌برداري تبديل شود و يك سفير خوب براي وزنه‌برداري ايران در مجامع بين‌المللي باشد. قصد داريم كلاس آموزش زبان انگليسي براي او ترتيب دهيم تا بتواند در مجامع بين‌المللي ورزش نيز عرض اندام كند. البته هر كسي مي‌تواند رئيس فدراسيون وزنه‌برداري شود، اما هر كسي نمي‌تواند رضازاده شود، او بايد قدر خود را بداند.

تيم فوتبال اميد ايران 40 سال است به بازي‌هاي المپيك راه نيافته، چه برنامه‌هايي براي تيم اميد داريد ؟

من از اول هم معتقد بودم كه بايد هدايت تيم فوتبال اميد به مربي خارجي محول شود. 10 روز است كه 12 مربي بدنساز جهت حضور در تيم اميد به كفاشيان معرفي كرده‌ام، اما هنوز هيچ پاسخي به ما نداده است. هيچ كاري نيز در فدراسيون براي تمرينات تيم اميد صورت نگرفته است. بايد سراغ مربي‌اي برويم كه هيچ تعلق خاطري به هيچ باشگاهي نداشته باشد. پيرواني، مربي بسيار با شخصيتي است، اما به هر حال، او بايد خود را از تعلقات باشگاهي رها سازد. در واقع يك گروه 11 نفره بايد در كادر فني تيم اميد باشد. به هر حال، فعلا بايد به فكر حضور تيم ملي فوتبال در 3 بازي آتي اين تيم در چارچوب انتخابي جام جهاني باشيم كه براي فوتبال ما اهميت زيادي دارد. بي‌شك در ارتباط با تيم اميد، همه چيز را به قضا و قدر نخواهيم سپرد.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟