پيش شرطهاي نتانياهو برای اوباما
يادداشت هاآرتص
کد خبر: ۴۵۶۴۸
| | 4604 بازدید
"الوف بن"
بنيامين نتانياهو خود را براى قمارى اساسى آماده مىكند. وی بعد از سه هفته قرار است به واشنگتن برود و ديدار با باراك اوباما در آنجا حادثه بىنظيرى در زندگى سياسى وى خواهد بود. نتايج اين ديدار معين خواهد كرد كه آيا نتانياهو كه بعد از ده سال بار ديگر به حكومت رسيده، قرار است اين بار هم با دولت آمريكا رو در رو شود.
نتانیاهو خوب مىداند كه مواضع اخير وى در مورد كشور فلسطين و عقبنشينى از كرانه باخترى و جولان ممكن است به تيرگى روابطش با اوباما بيانجامد و ممكن است اسرائيل را به يك انزواى بينالمللى بكشاند. او از اين لحاظ ترسى ندارد، زيرا وى براى رسيدن به كاخ سفيد، ليست بلند بالایى از شرط و شروط را تعيین كرده است و در مقابل هر امتيازدهى يك سرى شرط و شروط قرار داده است. قرار نيست وى فقط بله به رييسجمهور آمريكا بگويد.
ايهود اولمرت در مذاكرات خود با محمود عباس به اين نتجه رسيده است كه در سايه مواضع فلسطينىها در موارد معينى به هيچ وجه امكان رسيدن به يك سازش دائمى با فلسطينىها وجود ندارد. با اين وجود وى ترجيح داد نمايشى از كرم اسرائيلىها را به جامعه بينالمللى نشان بدهد و در مقابل حمايت آنها را به دست بياورد.
ولى در واقع نتانياهو مخالف اين روش است. وى تمايل دارد كه مذاكرات را از پايان شروع كند و به جاى امتيازدهى كه جهانيان را شاد مىكند ولى براى طرف ديگر بسنده نیست، وى تمايل دارد بهاى سياسى در صحنه بينالمللى بدهد ولى در مقابل مواضع ثابت و حتمى را به طرف ديگر داده و ائتلاف داخلى خود را حفظ كند.
بدين جهت نتانياهو براى سفر خود به واشنگتن، دو موضوع را در برنامه كارى خود معين كرده است. وى رسانههاى جهانى را غرق در اين موضوع كرده كه تصميم دارد مقدمات جنگ پيشگيرانه خود عليه ايران را شروع كند و همچنين از فلسطينىها خواسته كه در مقابل اعتراف اسرائيل به كشور فلسطين، فلسطينىها نيز بايد به اسرائيل به عنوان كشور قوم يهود اعتراف كنند.
بدون شك اوباما نيز از آنها مىخواهد كه براى اعلام حسن نيت خود يك سرى اقدامات مثبتى را انجام داده و يك سرى قدمهایى را بايد بردارد. همچنين يادى از تعهدات حكومتهاى سابق خود به فلسطينىها بنمايد كه عبارتست از متوقف كردن ساخت و سازها در شهركهاى كرانه باخترى، تخليه ساخت و سازهاى غير قانونى، برداشتن ايستهاى بازرسى در سرزمينهاى اشغالى كرانه باخترى.
در زبان ديپلماتيك اين امر به اين معنى است كه نتانياهو اوباما را تهديد مى كند كه اگر نيروى هوايى خود را براى هدف قرار دادن نيروگاههاى هسته اى در ايران اعزام نكند، روند نظم نوين وى را در صحنه بين المللى به هم مى زند. در مقابل اوباما نيز تهديد مى كند كه اگر بر شهرك سازى خود اصرار بورزد، ساختار داخلى كابينه نتانياهو را نيز به هم مى زند.
به عبارتى ديگر نتانياهو از اوباما مى خواهد كه مشكل احمدى نژاد را حل كند و اوباما نيز به او مى گويد ، تو هم مشكل شوراى شهرك سازى "يشع" را حل كن و باز هم به عبارتى ديگر ما با يك معادله روبه رو هستيم :
"شهرك ايتار" در مقابل " شهرك نطنز" در واقع اين معادله در دوره اولمرت و جورج بوش نيز بوده است ولى هر دو آنها ضعيفتر از آنى بودند كه بتوانند مشكلات يكديگر را حل كنند بوش از سوى عراق آسيب پذير شده بود و اولمرت نيز از طرف لبنان تضعيف شده بود. اما جانشينان آنها وضعيت بهترى داشته و از قدرت تصميم گيرى بيشترى برخوردار هستند. حداقل مى توان اين امر را در آغاز دوره ها صادق بدانيم.
روابط نتانياهو و اوباما ما را به ياد روابط بين شارون و بوش مى اندازد. نخست وزير اسرائيل در آن موقع سلطه جو مستبد و تندرو بود و رييس جمهور آمريكا يك شخص با ايديولوژى متعصب بود كه تلاش مى كرد حكومتهاى عربى را به يك حكومتهاى دمكراتيك تبديل كند.
ولى اكنون اين نقشها برعكس شده است، نتنايهو شخصيتى با ايديولوژى است كه مى خواهد اسرائيل را از يك بحران ديگر نجات دهد و بدين جهت به فلسطينى ها شرط كرده براى سازش حتما بايد اصول صهيونيسم را قبول كنند ولى در مقابل اوباما يك رييس جمهورى به نظر مى رسد كه از قدرت كلام زيادى برخوردار است و به گفته يك تحليلگر سياسى كه مى گفت ما از زمان نيكسون چنين رييس جمهورى نداشتيم، كسى كه مخالف كمونيستها بود ولى سفر تاريخى به چين داشت.
همين واقعگرايى اوباما براى نتانياهو با وجود اختلاف نظر بين اين دو، مايه اميد است زيرا وقتى با شرايط واقعى اسرائيل آشنا شد، مجبور است با خواسته هاى نتانياهو موافقت كند. نتانياهو از توانائى هاى اوباما در تحريك احساسات مردمى خوشحال است و از اظهارات اوباما در تماس تلفنى بعد از انتخاب وى به رياست جمهورى نيز راضى است و نخست وزير مى داند كه اوباما، واقعيت هاى كه بر يك رييسى تحميل مى شود را خوب مى شناسد.
و در نتيجه تلاش نخواهد كرد كه امور غير ممكن را عملى سازد. در واقع اظهارات "جاكسون ديل" روزنامه نگار روزنامه واشنگتن پست، براى نتانياهو اميد بخش بود. وى در اين مقاله آشنا شدن اوباما با جهان واقع را وصف كرده بود. ديل گفت هر رييس جمهور جديدى تمايل دارد، مشكلات جهان را به گردن رييس قبلى بياندازد، در اين راستا اوباما بعد از صد روز حكومت دارى حتما با دنياى واقعى آشنا شده است. وى دريافته كه كشورهاى تندرو و سازمانهاى تروريستى وجود دارند، و اينها يك حقيقت هستند نه اينكه توجيه هاى دولت سابق باشند.
كره شمالى كشورى است كه احترام اوباما را نگه نمى دارد، همانطور كه با رييس جمهور سابق نيز چنين برخوردى كرد، روسيه و ايران نيز پاسخهاى مثبتى به اقدامات خيرخواهانه سران آمريكا از خود نشان نمى دهند و اصرار دارند با تكبر با ديگران برخورد كنند.
نتايناهو ازاينكه قرار است در زمانى با اوباما ديدار كند كه وى از شعارهاى انتخاباتى خود رها شده ، بسيار خوشحال است، زمانى كه با دنياى واقعى سياست آشنا شده و فهميده كه بدها هميشه بد خواهند ماند و حتى اگر رييس جمهور آمريكا هم عوض شود. ولى در سياست، نزديكى ديدگاهها و حتى دوستى شخصى كافى نيست بايد هر كسى اجازه داشته باشد كه از اهرمهاى فشار و نقاط قوت خود در بازى ديپلماسى استفاده كند و بدون شك هيچ نقطه قوتى براى يك نخست وزير مهمتر از حمايت داخلى از وى نمى باشد، بخصوص در زمانى كه از حمايت بين المللى نيز برخودار باشد.
در سايه اين دو عامل است كه مى توان مواضع تند نتانياهو را درك كرد. وى خوب مى داند كه اجماع بين المللى به همراه اكثريت دمكراتيك داخلى، قدرت كافى به نتانياهو مى دهند كه مى تواند وى را در مسير صلحى كه اوباما در خاورميانه مى خواهد، يارى دهد. اصولا اسرائيل نمى تواند رييس جمهور آمريكا را از طريق تپه كاپيتول مورد فشار قرار دهد، ولى در مقابل اعضاى كنگره آمريكا مى توانند تعهد آمريكا به حفظ امنيت اسرائيل را تضمين كنند.
در واقع نتانياهو تمايل دارد در شرايطى وارد واشنگتن شود، كه از بيشترين حمايت داخلى برخوردار باشد، تا آمريكائى نتوانند وى را تحت فشار قرار دهند. بدين جهت وى دو موضوع مورد توافق همه شهروندان يعنى رهايى اسرائيل از بحران هسته اى كه ايران براى آن برنامه ريزى مى كند و اعتراف فلسطينى ها به اسرائيل به عنوان كشور قوميت يهود، را با خود به آنجا برده است.
هيچ كسى در اسرائيل نيست جز احزاب عربى كه با اين دو موضوع مخالف باشند، و در نتيجه اعضاى كنگره آمريكا با راحتى مى توانند از مواضع نتانياهو حمايت كنند. و در نتيجه نانتياهو با اعتماد به نفس بالاى مى تواند راهى كاخ سفيد شود.
بدين جهت است كه نتانياهو شكسته نفسى كرده و در بحث شهرك سازى مى گويد، توسعه شهركها در حال بررسى است و به صراحت از آن سخن نمى گويد زيار مى داند كه در مجلس كنگره آمريكا نمى تواند به راحتى طرفدارانى در اين مورد بيابد.
نتايناهو وعده داده آمار احتمالاتى كه خبر از تيرگى روابط بين وى و اوباما را مى دهند، به زودى كاهش خواهند يافت. وبراى اينكه اين امر تحقق يابد، نتانياهو بايد چيزى در مقابل به اوباما بدهد، بدين جهت وى تنها در آن تاريخ و در كاخ سفيد حاضر خواهد شد يك سرى اظهارات كلامى به فلسطينى ها و به طرح صلح عربى بيان كند، كه تنها اظهارات لفظى خواهد ماند. و اين امر اكنون تحقق نخواهد يافت و تا آن زمان بايد منتظر باشيم.
منبع: پرس تي وي بيروت
بنيامين نتانياهو خود را براى قمارى اساسى آماده مىكند. وی بعد از سه هفته قرار است به واشنگتن برود و ديدار با باراك اوباما در آنجا حادثه بىنظيرى در زندگى سياسى وى خواهد بود. نتايج اين ديدار معين خواهد كرد كه آيا نتانياهو كه بعد از ده سال بار ديگر به حكومت رسيده، قرار است اين بار هم با دولت آمريكا رو در رو شود.
نتانیاهو خوب مىداند كه مواضع اخير وى در مورد كشور فلسطين و عقبنشينى از كرانه باخترى و جولان ممكن است به تيرگى روابطش با اوباما بيانجامد و ممكن است اسرائيل را به يك انزواى بينالمللى بكشاند. او از اين لحاظ ترسى ندارد، زيرا وى براى رسيدن به كاخ سفيد، ليست بلند بالایى از شرط و شروط را تعيین كرده است و در مقابل هر امتيازدهى يك سرى شرط و شروط قرار داده است. قرار نيست وى فقط بله به رييسجمهور آمريكا بگويد.
ايهود اولمرت در مذاكرات خود با محمود عباس به اين نتجه رسيده است كه در سايه مواضع فلسطينىها در موارد معينى به هيچ وجه امكان رسيدن به يك سازش دائمى با فلسطينىها وجود ندارد. با اين وجود وى ترجيح داد نمايشى از كرم اسرائيلىها را به جامعه بينالمللى نشان بدهد و در مقابل حمايت آنها را به دست بياورد.
ولى در واقع نتانياهو مخالف اين روش است. وى تمايل دارد كه مذاكرات را از پايان شروع كند و به جاى امتيازدهى كه جهانيان را شاد مىكند ولى براى طرف ديگر بسنده نیست، وى تمايل دارد بهاى سياسى در صحنه بينالمللى بدهد ولى در مقابل مواضع ثابت و حتمى را به طرف ديگر داده و ائتلاف داخلى خود را حفظ كند.
بدين جهت نتانياهو براى سفر خود به واشنگتن، دو موضوع را در برنامه كارى خود معين كرده است. وى رسانههاى جهانى را غرق در اين موضوع كرده كه تصميم دارد مقدمات جنگ پيشگيرانه خود عليه ايران را شروع كند و همچنين از فلسطينىها خواسته كه در مقابل اعتراف اسرائيل به كشور فلسطين، فلسطينىها نيز بايد به اسرائيل به عنوان كشور قوم يهود اعتراف كنند.
بدون شك اوباما نيز از آنها مىخواهد كه براى اعلام حسن نيت خود يك سرى اقدامات مثبتى را انجام داده و يك سرى قدمهایى را بايد بردارد. همچنين يادى از تعهدات حكومتهاى سابق خود به فلسطينىها بنمايد كه عبارتست از متوقف كردن ساخت و سازها در شهركهاى كرانه باخترى، تخليه ساخت و سازهاى غير قانونى، برداشتن ايستهاى بازرسى در سرزمينهاى اشغالى كرانه باخترى.
در زبان ديپلماتيك اين امر به اين معنى است كه نتانياهو اوباما را تهديد مى كند كه اگر نيروى هوايى خود را براى هدف قرار دادن نيروگاههاى هسته اى در ايران اعزام نكند، روند نظم نوين وى را در صحنه بين المللى به هم مى زند. در مقابل اوباما نيز تهديد مى كند كه اگر بر شهرك سازى خود اصرار بورزد، ساختار داخلى كابينه نتانياهو را نيز به هم مى زند.
به عبارتى ديگر نتانياهو از اوباما مى خواهد كه مشكل احمدى نژاد را حل كند و اوباما نيز به او مى گويد ، تو هم مشكل شوراى شهرك سازى "يشع" را حل كن و باز هم به عبارتى ديگر ما با يك معادله روبه رو هستيم :
"شهرك ايتار" در مقابل " شهرك نطنز" در واقع اين معادله در دوره اولمرت و جورج بوش نيز بوده است ولى هر دو آنها ضعيفتر از آنى بودند كه بتوانند مشكلات يكديگر را حل كنند بوش از سوى عراق آسيب پذير شده بود و اولمرت نيز از طرف لبنان تضعيف شده بود. اما جانشينان آنها وضعيت بهترى داشته و از قدرت تصميم گيرى بيشترى برخوردار هستند. حداقل مى توان اين امر را در آغاز دوره ها صادق بدانيم.
روابط نتانياهو و اوباما ما را به ياد روابط بين شارون و بوش مى اندازد. نخست وزير اسرائيل در آن موقع سلطه جو مستبد و تندرو بود و رييس جمهور آمريكا يك شخص با ايديولوژى متعصب بود كه تلاش مى كرد حكومتهاى عربى را به يك حكومتهاى دمكراتيك تبديل كند.
ولى اكنون اين نقشها برعكس شده است، نتنايهو شخصيتى با ايديولوژى است كه مى خواهد اسرائيل را از يك بحران ديگر نجات دهد و بدين جهت به فلسطينى ها شرط كرده براى سازش حتما بايد اصول صهيونيسم را قبول كنند ولى در مقابل اوباما يك رييس جمهورى به نظر مى رسد كه از قدرت كلام زيادى برخوردار است و به گفته يك تحليلگر سياسى كه مى گفت ما از زمان نيكسون چنين رييس جمهورى نداشتيم، كسى كه مخالف كمونيستها بود ولى سفر تاريخى به چين داشت.
همين واقعگرايى اوباما براى نتانياهو با وجود اختلاف نظر بين اين دو، مايه اميد است زيرا وقتى با شرايط واقعى اسرائيل آشنا شد، مجبور است با خواسته هاى نتانياهو موافقت كند. نتانياهو از توانائى هاى اوباما در تحريك احساسات مردمى خوشحال است و از اظهارات اوباما در تماس تلفنى بعد از انتخاب وى به رياست جمهورى نيز راضى است و نخست وزير مى داند كه اوباما، واقعيت هاى كه بر يك رييسى تحميل مى شود را خوب مى شناسد.
و در نتيجه تلاش نخواهد كرد كه امور غير ممكن را عملى سازد. در واقع اظهارات "جاكسون ديل" روزنامه نگار روزنامه واشنگتن پست، براى نتانياهو اميد بخش بود. وى در اين مقاله آشنا شدن اوباما با جهان واقع را وصف كرده بود. ديل گفت هر رييس جمهور جديدى تمايل دارد، مشكلات جهان را به گردن رييس قبلى بياندازد، در اين راستا اوباما بعد از صد روز حكومت دارى حتما با دنياى واقعى آشنا شده است. وى دريافته كه كشورهاى تندرو و سازمانهاى تروريستى وجود دارند، و اينها يك حقيقت هستند نه اينكه توجيه هاى دولت سابق باشند.
كره شمالى كشورى است كه احترام اوباما را نگه نمى دارد، همانطور كه با رييس جمهور سابق نيز چنين برخوردى كرد، روسيه و ايران نيز پاسخهاى مثبتى به اقدامات خيرخواهانه سران آمريكا از خود نشان نمى دهند و اصرار دارند با تكبر با ديگران برخورد كنند.
نتايناهو ازاينكه قرار است در زمانى با اوباما ديدار كند كه وى از شعارهاى انتخاباتى خود رها شده ، بسيار خوشحال است، زمانى كه با دنياى واقعى سياست آشنا شده و فهميده كه بدها هميشه بد خواهند ماند و حتى اگر رييس جمهور آمريكا هم عوض شود. ولى در سياست، نزديكى ديدگاهها و حتى دوستى شخصى كافى نيست بايد هر كسى اجازه داشته باشد كه از اهرمهاى فشار و نقاط قوت خود در بازى ديپلماسى استفاده كند و بدون شك هيچ نقطه قوتى براى يك نخست وزير مهمتر از حمايت داخلى از وى نمى باشد، بخصوص در زمانى كه از حمايت بين المللى نيز برخودار باشد.
در سايه اين دو عامل است كه مى توان مواضع تند نتانياهو را درك كرد. وى خوب مى داند كه اجماع بين المللى به همراه اكثريت دمكراتيك داخلى، قدرت كافى به نتانياهو مى دهند كه مى تواند وى را در مسير صلحى كه اوباما در خاورميانه مى خواهد، يارى دهد. اصولا اسرائيل نمى تواند رييس جمهور آمريكا را از طريق تپه كاپيتول مورد فشار قرار دهد، ولى در مقابل اعضاى كنگره آمريكا مى توانند تعهد آمريكا به حفظ امنيت اسرائيل را تضمين كنند.
در واقع نتانياهو تمايل دارد در شرايطى وارد واشنگتن شود، كه از بيشترين حمايت داخلى برخوردار باشد، تا آمريكائى نتوانند وى را تحت فشار قرار دهند. بدين جهت وى دو موضوع مورد توافق همه شهروندان يعنى رهايى اسرائيل از بحران هسته اى كه ايران براى آن برنامه ريزى مى كند و اعتراف فلسطينى ها به اسرائيل به عنوان كشور قوميت يهود، را با خود به آنجا برده است.
هيچ كسى در اسرائيل نيست جز احزاب عربى كه با اين دو موضوع مخالف باشند، و در نتيجه اعضاى كنگره آمريكا با راحتى مى توانند از مواضع نتانياهو حمايت كنند. و در نتيجه نانتياهو با اعتماد به نفس بالاى مى تواند راهى كاخ سفيد شود.
بدين جهت است كه نتانياهو شكسته نفسى كرده و در بحث شهرك سازى مى گويد، توسعه شهركها در حال بررسى است و به صراحت از آن سخن نمى گويد زيار مى داند كه در مجلس كنگره آمريكا نمى تواند به راحتى طرفدارانى در اين مورد بيابد.
نتايناهو وعده داده آمار احتمالاتى كه خبر از تيرگى روابط بين وى و اوباما را مى دهند، به زودى كاهش خواهند يافت. وبراى اينكه اين امر تحقق يابد، نتانياهو بايد چيزى در مقابل به اوباما بدهد، بدين جهت وى تنها در آن تاريخ و در كاخ سفيد حاضر خواهد شد يك سرى اظهارات كلامى به فلسطينى ها و به طرح صلح عربى بيان كند، كه تنها اظهارات لفظى خواهد ماند. و اين امر اكنون تحقق نخواهد يافت و تا آن زمان بايد منتظر باشيم.
منبع: پرس تي وي بيروت
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


