سرنوشت توپ جمعکن خجالتی
لیونل مسی و کریستیانو رونالدو در یک ویژگی با هم مشترک هستند؛ هردوی آنها بهترین بازیکنان فوتبال دنیا هستند. از این نکته بگذریم آنها تقریبا هیچ ویژگی مشترک دیگری ندارند.
بازیکن پرتغالی منچستر یونایتد چه در میدان و چه خارج از آن ستارهای نمایشی است؛ سوژهای ناب برای عکاسان خبری.
به نوشته وطن امروز، سوژهای با لباسهایی چند میلیون یورویی که حتی تصادفهایش نیز نوعی «شو» و نمایش به شمار میآید؛ نمایشهایی که بیشتر به درد ستون شایعههای روزنامههای زرد میخورد. او در میدان میتواند فوقالعاده ظاهر شود.
بیاندازه موثر همانند فصل گذشته زمانی که در 34 بازی لیگ برتر 31 بار دروازه حریفان را باز کرد. هشت بار هم در لیگ قهرمانان، موفق به انجام این کار شد و در جام حذفی هم سه بار برای شیاطین سرخ گلزنی کرد.
42 گل در 49 بازی رسمی آماری تاثیرگذار وتکاندهنده به شمار میآید. اما بیشتر این گلهای به ثمر رسیده ناشی از نیرنگهای او است. وقتی خوب به کارهای او نگاه شود، آنچه به چشم میآید بزرگنمایی است، نه چیز دیگر. او در ضربههای ایستگاهی همیشه حاضر است. اما چرا؟ رونالدو به خوبی میداند که در ضربههای ایستگاهی دوربینهای تلویزیونی همواره روی افرادی است که پشت توپ قرار میگیرند.
درباره او قابل تصور نیست که تنها بخواهد توپ را روی زمین قرار بدهد و کار دیگری نکند. او این صحنهها را بهراحتی از دست نمیدهد. لیونل مسی، اما شخص دیگری است. او پیش از هر چیز از نظر ظاهری انسان متفاوتی است.
او میتواند همانند توپ جمعکنها عمل کند، کوچک و ضعیف یا گوشهگیر، منزوی و خجالتی. نام او را تنها در صفحههای ورزشی میتوان دید نه در ستون شایعههای روزنامههای زرد چراکه او تنها در پی یک هدف است؛ بازی فوتبال البته از نوع موفقیتآمیزش.
نمیتوان رونالدو را با قهرمانی در لیگ برتر انگلیس و همچنین لیگ قهرمانان اروپا در فصل گذشته نادیده گرفت، اما تمرکز صرف روی فوتبال و موفقیت، مسی را به مراتب محبوبتر میکند. هر چه او میکند تنها یک هدف دارد؛ موفق بودن! گلزنی اصلی اساسی است، آن هم بالاترینش. اما فرقی نمیکند که چه کسی اینکار را انجام دهد.
آیا او خودش اینکار را میکند، درست همانند 19باری که در 26 بازیاش در فصل نخست فوتبالش گلزنی کرد یا ساموئل اتوئو (26 گلزده) یا تیری آنری (15 گلزده)، از نظر او هیچ فرقی ندارد. همین هم او را در دنیایی که ستارگانش بیش از اندازه گرفتار «من» هستند تا این اندازه بزرگ و برجسته میکند. او میتواند همهچیز را تقسیم کند، همه چیز را حتی گلهایش را. او چنان است که گویی آزارش به مورچه هم نمیرسد. این حرف کاملا درستی است اما نه درباره مدافعان تیمهای حریف؛ چرا که او پیوسته آرایش و نظام آنها را به هم میریزد.
به یاد ماندنیترین این صحنهها در آوریل 2007 اتفاق افتاد. زمانی که بارسلونا در جام حذفی باشگاههای اسپانیا برابر ختافه قرار گرفته بود. مسی توپ را در میانه میدان دریافت کرد و یکی از دریبلهای سریعش را انجام داد؛ از آن وصف ناشدنیهایش را. او روی هم چهار بازیکن را جاگذاشت، از دروازهبان عبور کرد و توپ را به تور دروازه رساند. خاطره جامجهانی 1986، مارادونا و گل قرن او دوباره در یادها زنده شد؛ همان گلی که باعث شد او بعدها به عنوان تنها جانشین بهترین بازیکن تمام ادوار شناخته شود.درست همانند بسیاری از بازیکنان پیش از او،اما با 2تفاوت عمده و اساسی.
از طرفی مارادونا تنها او را جانشین خود میداند و دربارهاش گفته است:«جانشینم را به چشم خودم دیدم.» از طرف دیگر مسی نخستین کسی است که به راستی میتواند پا جای پای مارادونا بگذارد و عملکردی همانند او را از خود بروز دهد؛ همانند «دست خدا». ابتدا به نظر میآید پیش از آنکه دوران او بتواند آغاز شود، به سر رسیده است.
خیلی زود خود را استعدادی جهانی معرفی کرد اما به دلیل اختلالهای هورمونی با اختلال رشد روبهرو شد. او در حالی که 13 سال سن داشت از قامتی بسیار کوتاه (46/1) و وزنی اندک برخوردار بود (40 کیلوگرم).
هیچ باشگاهی در آرژانتین حاضر نبود هزینههای درمان هورمونی او را بر عهده بگیرد. پدر و مادرش هم از عهده این هزینهها برنمیآمدند. از همین رو با خانواده راهی اسپانیا شد تا پدر در سرزمین ماتادورها درآمد بیشتری داشته باشد و بتواند از پس هزینههای درمانی بربیاید. با این حال او نیازی به این کار پیدا نکرد؛ چراکه هنگام تمرین آزمایشی بارسلونا، کارلس رکساچ، مدیر بارسا بلافاصله او را دیده و شکار میکند.
رکساچ بعدها گفت: تنها در 30 ثانیه با او قرارداد بستم و نخستین قرارداد هم به طور نمادین روی یک دستمال سفره نوشته و امضا شد. بارسلونا هزینههای درمان را که ماهانه 900 دلار بود پذیرفت. البته این معاملهای پرسود و پرثمر برای آبی و اناریها بود؛ زیرا که این کودک کوتاه قامت و ضعیف چه از نظر بدنی و چه به عنوان یک بازیکن، بزرگ شد و رشد کرد.
او تنها سه سال بعد به عنوان سومین بازیکن جوان تاریخ باشگاه اولین بازیاش را در لالیگا انجام داد. او با 17 سال و 10 ماه و هفت روز سن جوانترین گلزن لالیگایی تاریخ 106 ساله باشگاه بارسلونا لقب گرفت.
یک سال پس از آن لیگ قهرمانان اروپا را برد، البته روی کاغذ، چون آسیبدیدگی مانع از حضورش در دیدار پایانی برابر آرسنال شد. او در 2 سال آتی این رقابتها هم یکبار در یکهشتم نهایی و یکبار در نیمهنهایی از رقابتها کنار رفت.
فصل جاری اما قصهای متفاوت دارد. او پیش از این در سال 2005 و 2006 قهرمانی در اسپانیا را جشن گرفت. تنها خیالپردازها میتوانند بگویند سومین قهرمانی در این فصل از آن مسی نخواهد شد.
پس قهرمانی در لیگ قهرمانان تنها و بزرگترین هدفی است که بر جا میماند. دیدار رفت مرحله یک چهارم نهایی برابر بایرن مونیخ در نوکمپ نشان داد که آبی و اناریها برای حضور در نیمه نهایی با مانع سختی روبهرو نیستند. پپ گواردیولا، سرمربی بارسلونا درباره جوان اول خود میگوید: «او با توپ سریعتر حرکت میکند تا بدون آن».
هر هوادار فوتبالی این موضوع را به چشم خود دیده است. تماشای بازی او برای هر بیننده فوتبالی لذتبخش است؛ مگر اینکه بخواهی برابر او بازی کنی. آنوقت خواهی دید که او خیلی زود و خیلی زیبا از نظرت محو میشود و غیبش میزند.
حتی زمانیکه به نظر میرسد دلش نمیآید مزاحم پشهای شود یا دلش برای تمام مدافعانی که قرار است روبهرویش بایستند میسوزد؛ اما اینها هم او را متوقف نمیکند.


