يزداني خرم به كدام كارش ميرسد؟
بحث دوشغلههايهاي ورزشي را حتي اگر از منظر قانوني و حقوقياش جدا كنيم، مساله زمان و فرصت رسيدگي چيزي نيست كه بتوان به آساني از كنارش گذشت.
به گزارش ایپنا، حساسيتهاي موجود در ورزش اول ايران آن قدر زياد است كه يك مدير با تمام توان و تلاش هم نميتواند به بسياري از مسايل اين ورزش رسيدگي كند.
پاسخ به اين سوال كه رياست يك فدراسيون شغل محسوب مي شود يا خیر را به قانون ميسپاريم اما از منظر اخلاق و حسن انجام كار هم اگر به قضيه نگاه كنيم، محمدرضا يزداني خرم را نميتوان رئيس خوبي براي فدراسيوني ناميد كه ورزش اول ايران را هدايت مي كند.
يزداني خرم عمدهترين زمان كارياش در روز را در مجموعه ورزشي انقلاب ميگذراند و به وصول مطالبات و سهم ورزش از سازمانها و وزارتخانهها مشغول است. در واقع رياست او در فدراسيون كشتي، بعدازظهرها است كه نماي حقيقي به خود ميگيرد و يزداني خرم با حضور در فدراسيون كشتي، سهم رياستش بر اين ورزش را هم نمايان ميسازد.
ديگر امور و مشغلههاي يزداني خرم را هم اگر ناديده بگيريم، به واقع سپردن دو مسئوليت سنگين به او را چطور ميتوان توجيه كرد؟!
از عملكرد يزداني خرم در جذب بودجه ورزش از وزارتخانهها و سازمانها چندان خبري نداريم اما عملكرد او در فدراسيون كشتي نشان ميدهد كه او مديري ناكارآمد است؛ مسالهاي كه گزارش مجلس شوراي اسلامي و كميته بررسي شكست هم دلیلی واضح بر ناكارآمدي مديريت اوست.
وارد مسايل حقوقي و قانوني دوشغلههاي ورزش نميشويم اما از منظر اخلاق و با توجه به زمان و فرصتي كه صرف مديريت در اين دو حيطه ميشود، پاسخ دهيد آيا يك مدير نصفه و نيمه ميتواند در دو عرصه موفق باشد؟


