براي فدرر كه همچنان ميبازد و ميبازد
شايد غيرقابل پيشبيني، غيرقابل باور يا حتي ناراحت كننده بود اما به هر حال واقعيت داشت؛ فدرر بار ديگر حذف شد. در يك بعد از ظهر جمعه تلخ تصوير كليشهاي ساليان اخير در قاب تلويزيونها جاي گرفت و مرد دوم تنيس دنيا دست و راكتش را جلوي آن چشمان ماتم زده گرفت.
به نوشته خراسان، بر سر قهرمان 5 دوره ATP و صاحب جايزه «اشتفان ادبرگ» چه بلايي آمده است؟ نواك جوكوويچ در پايان بازي مرحله نيمه نهايي رقابتهاي آزاد سوني اريكسون با نتايج 3 بر 6، 6 بر 2 و 6 بر 3 بر فدرر غلبه كرد.
راجر بزرگ پس از ناكامي اخير گفت: «يك سال سخت را پشت سر گذاشتهام و ظاهرا روزهاي بد من ادامه دارد. به شكل طبيعي احساس خوبي ندارم چون شكستي ديگر را تجربه كردم.» در شرايطي كه معمولا ناكامي فدرر با برتريهاي نادال توأم ميشد، اين بار به قول معروف تنه قهرمان رقابتهاي انفرادي تنيس المپيك 2008 به تنه فدرر خورد!
رافا در مرحله يك چهارم نهايي اين تورنمنت مغلوب دلپورته شد؛ هر چند جوان آرژانتيني نيز در دور نيمه نهايي به اندي موراي، سيد چهارم رقابتها باخت. به هر حال با يك باخت روزهاي خوب نادال پايان نمييابد اما فدرر براي شكستن طلسم چهاردهمين گرانداسلم دوران حرفهاي خود بايد چارهاي بينديشد! در توجيه دلايل ناكاميهاي زنجيرهاي فدرر از فاكتورهاي زيادي نام ميبرند.
غرور
شايد قابل باور نباشد اما پسر سر به زير بازل در روزهاي يكهتازي دچار غرور شد و تصور كرد تا هميشه در اوج باقي ميماند؛ غافل از اينكه رقبا يك به يك ميآيند و از ارتفاع سقف آرزوهاي نفرات قبلي ميكاهند. اوجگيري ناگهاني نادال بهانهاي بيش نيست. ستارههايي مانند موراي و راديك هم خيلي راحت از غرور مرد اول آن روزهاي تنيس دنيا نهايت بهره را بردند. فدرر ماند و ناكاميهايي كه به مرور زمان روي سرش آوار شد!
بيانگيزگي
بايد قبول كرد با خروج هيوئيت، راديك و سافين از دايره مدعيان، دنياي تنيس خيلي يكنواخت شد. خالي شدن عرصه به 2 تن از بهترينهاي تاريخ اين رشته فرصت تركتازي داد. در اين شرايط فدرر خيلي خيلي با نادال فاصله داشت و چون رقيبي در اطراف خود نميديد، الزامي براي بهبود سطح كيفي خود احساس نميكرد. سرانجام اين بيانگيزگي مفرط جاي خود را به روزمرگي داد. روزمرگي همان و خالي شدن محوطه زير پاي آقاي مقتدر همان!
خستگي
فدرر به قول معروف اهل كلاس گذاشتن نبود و برخلاف بزرگان تنيس حتي در معموليترين رقابتهاي اين رشته هم شركت ميكرد. البته او نميتوانست در برخي رقابتهاي انفرادي شركت كند چون خواه يا ناخواه به مبلغ ورزش سوئيس تبديل شده بود و يك مبلغ بايد هميشه در صحنههاي حساس ناجي ملتش باشد! حتما فدرر را در آن لباس همآهنگ و زيبا به عنوان پرچمدار سوئيس در رقابتهاي المپيك 2008 به ياد داريد!
اولين ثمره خستگي ناشي از رقابتهاي بزرگ و كوچك، افزايش احتمال آسيبديدگي است. يك دست مصدوم هم هر چقدر هنرمند باشد نميتواند مانند روزهاي سلامت رقيبان را يك به يك از راه به در كند.


